تاریخچه کارآفرینی

نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده ارائه تعریف روشن از آن است. (کارآفرینان تکنولوژیک) زمانی ظهور کردند که انسان های اولیه ابزار سازی را کشف کردند، آنها ابزار هایی را برای دیگران می ساختند و آن ابزار ها را با غذا و سایر مایحتاج خود، معاوضه می کردند. قدمت واژه کارآفرینی به سال 1709 میلادی بر می گردد. در اوایل سده شانزدهم کسانی را که در امر هدایت مأموریت‌های نظامی بودند کارآفرین می‌خواندند. واژه کارآفرینی دیر زمانی پیش از آن که مفهوم کلی کارآفرینی به زمان امروزی پدید آید، در زبان فرانسه ابداع شد. «سی[1]» اقتصاددان قرن هیجدهم میلادی، کارآفرین را فردی تعریف کرد که منابع اقتصادی را از حوزه ای با بهره وری پایین تر بیرون می کشد و آنها را به حوزه ای با بهره وری و سود بیشتر منتقل می کند (آقایی، 1378).

در نیمه اول قرن بیستم «شومپیتر[2]» اقتصاددان و نظریه پرداز اجتماعی مطالب گسترده ای پیرامون کارآفرینی و تاثیر آن بر اقتصاد نوشت. تز «شومپیتر» این بود که کارآفرینان نوآور موجب نوعی عدم تعادل پویا در اقتصاد می شوند. همچنین وی بود که فرد کارآفرین را یک تخریب گر خلاق قلمداد کرد و با تجاری سازی نوآوری و جا انداختن آن در محیطی که قبلاً فاقد آن بود، تعادل اقتصادی را بر هم می زند. بعد از ژزف شومپیتر پدر علم کارآفرینی 1934 محققان زیادی مباحث کارآفرینی را دنبال کردند. پیتر دراکر[3] پدر مدیریت در سال 1985 کتابی پیرامون اصول نوآوری و کارآفرینی نوشت. با ورق خوردن تاریخ نسل دیگری از کارآفرینان ظهور کرده اند که با صنایع مبتنی بر دانش ارتباط دارند. این نخبگان کارآفرین در ابتدا از حوزه هایی چون شیمی، برق و خودرو سر برآوردند. در آخرین دهه های قرن بیستم با رونق گرفتن تکنولوژیک اطلاعات، سر فصل دیگری در مبحث کارآفرینی تکنولوژیک پدید آمد. کارآفرینانی چون «بیل گیتس[4]» مفهوم تخریب خلاقانه شومپیتر را با تکیه بر تکنولوژی اطلاعات به تصویر کشیدند. در نگاه تاریخی به کارآفرینی تکنولوژیک دو الگوی عمده را تشخیص می دهیم. در دویست سال گذشته کارآفرینی از الگوی «مخترع – کارآفرینی» به سمت الگوی «نوآور – کارآفرینی» متمایل شده است.

 

 

«الگوی مخترع – کارآفرینی» با افرادی مثل «آلفردنوبل[5]» «مخترع دینامیک»، «گراهام بل[6]» «مخترع تلفن» و «توماس ادیسون[7]» «مخترع چراغ برق» و … مشخص می شود.

الگوی «نوآور – کارآفرین» نیز با افرادی مثل «بیل گیتس» (پدید آورنده سیستم های عامل کامپیوتر) و «گوردن مور[8]» (پدید آورنده ریز پردازنده‌ها) مشخص می‌شود. برخلاف فرانسویان که تعاریف نسبتاً منسجم و گسترده ای را از کارآفرینان ارائه می کنند. انگلیسی ها سه اصطلاح متفاوت را در خصوص کارآفرینی به کار می گرفتند که عبارت بودند از (ماجراجو، متعهد و کارفرما). ریشه مفهوم کارآفرینی (امروزی) به قرن 18 میلادی باز می گردد. یعنی زمانی که (ریچارد کانیتون[9]) عوامل اقتصادی را به سه دسته تقسیم کرد:

  • مالکان زمین
  • عوامل اقتصادی
  • دستمزد بگیر.
مطلب مشابه :  کودک، نهاد، «من، فروید، »را

آن دسته از عوامل اقتصادی که با قبول خطر در بازار بورس فعالیت می‌کنند. بدین ترتیب «کانتیون» اولین فردی بود که این واژه را در علم اقتصاد ابداع کرد و آن را چنین تعریف کرد. «کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار، خریداری می‌کند» کارآفرین درهنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد. وی عمده فروشان را به عنوان اصلی ترین گروه کارآفرینان محسوب می کرد (آقایی، 1378).

«ژان باتیست‌سی» در سال 1800 اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در جابه­جایی منابع اقتصادی بر اساس اصول بهره وری تاکید کرد. حدود سال 1800 ژان باتیست سی کارآفرینی را مختص فردی می دانست که منابع اقتصادی را از یک حوزه دارای بهره وری و سود پایین به حوزه ای دارای بهره وری بالا و سود بیشتر منتقل می کند. لازم به یادآوری است که پژوهش در حوزه کارآفرینی در دهه های آخر 1950 و 1960 رایج شد. اما در دهه های 1970 و 1980 با سکون مواجه شد و از اواخر دهه 1980 دوباره توجهات را به سوی خود معطوف کرد (احمدپور داریانی، 1380).

مفهوم واژه کارآفرین

هنوز تعریف رسمی که مورد توافق کلیه یا اکثریت صاحب نظران و اندیشمندان درباره کارآفرین وجود ندارد، لذا برای فهم بهتر واژه کارآفرین شایسته است تعدادی از معروف ترین تعریف ها را گردآوری و ارائه شود.

  • کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را با سرمایه خود شروع می نماید (پیتر دراکر[10]، 1974).
  • کارآفرین وظیفه تعیین نوع کسب و کار مورد نظر را بر عهده داشته و یا آن را می پذیرد (هربرتون ایوانز[11]، 1980).
  • کارآفرینان مهندسان پیشرفت صنعتی و عوامل اصلی تولید هستند (فرانسیس واکر[12]).
  • میل کارکرد و عمل کارآفرین را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کارآفرین را مخاطره پذیری معرفی می کرد (جان استوارت میل[13]، 1972).

 

 

تعریف واژه کارآفرینی شرکتی

کارآفرینی شرکتی به مفهوم تعهد شرکت به ایجاد و معرفی محصولات جدید، فرایند های جدید و نظام های سازمانی نوین است (احمدپور داریانی، 1380).

مطلب مشابه :  اعتماد سازمانی و فرایند های اعتماد

کارآفرینی چیست؟

کارآفرینی به عنوان موتور توسعه اقتصادی کشور و کلید حل مشکلات می باشد و می تواند با خلاقیت و نوآوری خویش، جهش اقتصادی شرکت ها، سازمان ها و در نهایت پیشرفت یک کشور را سبب گردد. کارآفرینی فرزند، ایده های تجاری است و همواره در سیمای کسب و کار نو تجلی می کند. اما شکفتن ایده های نو، اغلب نیازمند استفاده از تکنولوژی های جدید است و اصطلاحاً به کارآفرینی تکنولوژیک منجر می شود. از ابتدای بلوغ فکری بشر در زمینه اقتصادی و ایجاد کسب و کار، دغدغه ای برای رشد تولید و توسعه مشاغل وجود داشته است. امروزه نیز آنچه به عنوان اصلی ترین عامل برای به دست آوردن مزیت رقابتی در بازار های تجاری شناخته می شود.

وجود عاملی به نام «کارآفرین» است که با قبول ریسک معقول و خطرات ناشی از شروع یک فعالیت تازه و یا بازنگری در روش های قبلی کار ایده های جدید خود را به خدمت و یا محصولات پرفروش در بازار تبدیل و عرضه می نماید. همچنین در جهت توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه با تلاش و اعتماد به نفس بدون تحمل هزینه بر دوش دولت یا دیگران و یا جذب سرمایه از سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر به معرفی محصول و نوآوری های خود در بازار می پردازد.

«فرانسیس واکر[14]» وجه تمایز سرمایه دار و کارآفرین را مورد تأکید قرار می دهد و کارآفرینان را مهندسان پیشرفت و عوامل اصلی تولید قلمداد می کند. عینکی که کارآفرین بر چشم دارد سبب می گردد تا خلاء های بازار را بهتر و سریعتر از سایرین تشخیص دهد و از میان ایده های مطروحه در ذهن خود «فرصت[15]» را شناسایی نماید (به نقل از رضائیان، 1374).

کارآفرین با بازاریابی و تبلیغات مناسب و همچنین استفاده از منابع مالی فردی و سازمانی به شناسایی خلاء های بازار و انتخاب بازار هدف می پردازد. نقش کارآفرین یا عامل تغییر در ایجاد اشتغال و پیشرفت سازمان تحت مدیریت وی، به عنوان نیروی طلایی کاملاً مفید و اثربخش می باشد، به طور کلی کارآفرینی یکی از اصلی ترین راهبرد ها[16] برای ایجاد فضای رقابتی، ایجاد فرصت های شغلی و بقا در زمینه تجارت می باشد.

[1] See

[2] Shoompiter

[3] Peter Drucker

[4] Biell Getes

[5] Alferd Nobel

[6] Grahambel

[7] Tomass Adeson

[8] Gordonmor

[9] Cantintion

[10] Peter. Ferdinand Drucker

[11] Herberton G.Evanz

[12] Franeis A.Walker

[13] J. S. Meel

[14] Francis A . Walker

[15] Opportunity

[16] Strategies

دسته بندی : آموزش-سریع