ارتباط انعطاف پذیری زنجیره تأمین و نوآوری
ابزارهای فناوری از طریق ارائه گزینه¬های متعدد به مشتری و تسهیل دسترسی بی¬سابقه به اطلاعات، مشتریان را بیش از پیش آگاه تر ساخته¬اند(بنتون، 2005). پیشرفت در فناوری¬های ارتباطی و اطلاعاتی همچنین باعث گردید تا مشتریان در خریدهای شان ناپایدارتر شوند و کمتر نسبت به روابط گذشته پای¬بند باشند. مدیریت زنجیره تأمین عبارت است از: طراحی، نگهداری و عملیات فرایندهای زنجیره تأمین برای برآورده کردن احتیاجات مصرف کنند نهایی. به عبارت دیگر، زنجیره تأمین، شبکه¬ای از سازمان¬هاست که با ارتباطی بالا دستی(تأمین کنندگان) به پایین دستی (توزیع کنندگان)، در فرایندها و فعالیت¬ها درگیرند و به صورت محصولات و خدمات ارائه شده به مشتری نهایی، تولید ارزش می کنند. برای مواجه شدن با این واقعیات در بازار، بسیاری از شرکتها در تلاش¬اند تا ساختار کسب و کار خود را توسعه دهند، برای اینکه کل زنجیره تأمین به مشتری نزدیک تر شود و شرکت¬ها بتوانند مشتریان را جذب و وفاداری مشتری را پایدارتر سازند. نوآوری، مستلزم تمرکز بر مشتری توسط بنگاه¬ها و شبکه¬های تجاری مرتبط با آن¬هاست این جابه¬جایی در اهداف بازاریابی، فروش و خدمات از محصول به تمرکز بر مشتری مفهوم جدیدی تحت عنوان مدیریت روابط مشتری را به وجود آورد(وان) 2010). از چندین زاویه می¬توان به مدیریت زنجیره تامین نگاه کرد. به مثابه اغلب فلسفه¬های مدیریت، تعاریف مدیریت زنجیره تأمین نیز باید هم اهداف استراتژیک و هم اهداف تاکتیکی را پوشش بدهد تا انعطاف¬پذیری و قدرت پاسخ¬گویی را در بازار رقابتی حفظ کند(توربان، 2005). انعطاف¬پذیری زنجیره تأمین یعنی یکپارچه¬سازی این فعالیت¬ها از طریق بهبود روابط زنجیره تأمین برای رسیدن به یک مزیت رقابتی پایدار. زنجیره تأمین یعنی، شکل دادن به فرایندهای جریانات فیزیکی، اطلاعاتی، مالی و دانش به منظور ارضای احتیاجات مصرف¬کننده¬ نهایی از طریق محصولات و خدمات مرتبط با تأمین کنندگان از طریق نوآوری در تولید و ارائه خدمات(زارع و همکاران، 1386).

مطلب مشابه :  تفاوت PWOM و VWOM
دسته بندی : آموزش-سریع