اعتماد از دیدگاه های مختلف
در تعاملات انسانی اعتماد به یکی از جنبه های مورد علاقه تبدیل شده است ، بطوریکه در طول سه دهه گذشته شاهد هستیم که دیدگاه های متفاوتی از اعتماد پای بر عرصه وجود گذاشته اند. این دیدگاه ها شامل دیدگاه های اجتماعی ، فردی – بین فردی و سازمانی هستند . بسیاری بر این باورند که این رویکردهای متنوع ، مطالعه اعتماد را بیش از حد طولانی کرده و شناخت عناصر ضروری این مفهوم را دشوار می سازد(گیست و هوی ،2003 ، هوسمر ، 1995 ، هوی شانن – موران ، 2003). اما پژوهشگر معتقد است ، بدون مطالعه این رویکردها ، تشریح عناصر و مولفه های موثر در ایجاد اعتماد ، امکان پذیر نخواهد بود. به همین منظور مطالب پیش رو تلاشی درجهت توضیح دیدگاههای مختلف اعتماد می باشند.
2 – 2 – 6 – 1 ) دیدگاه اجتماعی :
دیتچ (1958) روابط افراد و نحوه اعتماد به دیگران را به دیدگاه وسیع تری به نام اعتماد اجتماعی توسعه داده است. مشاهدات آزمایشگاهی و بازی هایی همچون بازی دو راهی زندانی ، نمونه های روابط اجتماعی موثر در اعتماد هستند. دیتچ در این دیدگاه ، فرض می کند”در محیطی که انتظار فریب می رود، نمی توان به فرد یا گروه مقابل اعتماد کرد، به همین علت نگرش منفی موجب بی اعتمای شده و منجر به رفتار های فرصت طلبانه از سوی افراد می گردد”(ص267). این رفتارها در روابط مختلف و در محیط های اجتماعی به کرات دیده میشود. اگر افراد نگرش منفی داشته باشند(هوسمر ، 1995) و این برداشت ، فرایند اعتماد در محیط های اجتماعی را با مشکل مواجه می کند. بنابر ایندیدگاه اجتماعی حتی در مورد بهترین افراد نیز مفروضات خوش بینانه ای ندارد و در پی توسعه آن دسته از ویژگی های اعتماد است که بطور خود به خودی و ذاتی بوجود نمی ایند (پاول ، 1996).
از دهه ی 1950 ، جامعه جهانی بویژه ملل غربی به رهبران جامعه ، امرای نظامی ، ساختارهای حقوقی و صنفی و سایر سازمانهایی که مردم به آنها وابستگی دارند، به طور چشمگیری بی اعتماد شده اند. این روند کاهش اعتماد ، موجب گسترش بد گمانی و بی اعتمادی شهروندان گردیده است(فوکویاما ، 1995). بنابراین ، این فرض که سیستم های اجتماعی مورد بحث،مملو از جو بی اعتمادی هستند ، منطقی به نظر می رسد. تنظیم قراردادهایی که جوانب حقوق آنها به دقت بررسی شده اند، چارچوب اسکناس رایج ، بیمه ، دوربین های امنیتی و ساز و کار های قانونی نمونه هایی هستند که برای حفظ و حمایت جامعه از رفتار های بی اعتمادی یا وقوع آنها بوجود آمده اند(بلاهم ، 1987 ، داگسون ، 1993).
فوکویاما (1995) از اهمیت موضوع اعتماد در جامعه حمایت می کند و اذعان می نماید که “اعتماد انتظاری است که بر اساس نظم ، صداقت و رفتار های همکارانه در میان جامعه ظاهر می شود. اعتماد منشأ ظهور هنجارهای مشترک است و توسط افراد جامعه صورت می پذیرد “(ص26). بنابراین باید با انتشار و اشاعه آن در اجتماع ، توجه بیشتری معطوف گردد.
اگر چه برای اعتماد در جامعه ، حتی فشردن دست یکدیگر یا دادن قول شفاهی هم ممکن است کافی بنظر برسد، ولی امروزه کنترل های بیشماری وضع گردبده و این کنترل ها و قوانین در جهت خنثی کردن بی اعتمادی طبیعت انسان طراحی شده است. در هر حال ، نظرات دیاچ و راتر مبنی بر اینکه تجربیات ، انگیزه ها و فرصت های افراد در نحوه اعتماد افراد تأثیر می گذارند منطقی به نظر می رسد. البته باید در این زمینه اعتماد اجتماعی با توجه به شرایط زمانی – مکانی و تکنولوژیک مطالعات جدی تری صورت گیرد و روابط و قواعد اعتماد در سالهای گذشته مورد بازخوانی و تکمیل قرار گیرند.
2 – 2 – 6 – 2 ) دیدگاه های فردی / بین فردی :
روابط بین فردی ، انسانها را به یک حس ارتباطی ، سازگاری و امنیت نسبت به جهان بزرگتر تجهیز می کند(گیدنز ،1991). اگر تکنولوژی و اقتصاد پر سرعت جهانی امروز را با واقعیت های جوامع روستائی ابتدایی مقایسه کنیم در خواهیم یافت که امروزه ، اعتماد بین فردی نقش متفاوتی ایفا می کند. به همین دلیل باندورا(1998) ، تأکید می کند که ادامه کنترل انسانها بر زندگی بین فردی بسیار مشکل شده است. وی اذعان می کند”با توسعه وابستگی بین المللی ، زندگی در جامعه امروز از طریق حوادثی که در مکانهای دور اتفاق می افتد ، شکل می گیرد. جهانی شدن و ارتباطات انسانها ، چالش جدیدی است که برای کنترل سرنوشت شخصی افراد بر سر راه آنها قرار گرفته است”(ص51). بنابر این ، دیگر نمی توان اعتماد را صرفاً با دست دادن ، قول شفاهی یا پیمان ازدواج به دست آورد و یا تضمین کرد . در همین راستا ، پترسون (2008) خاطر نشان می کند :”امروز برای پرستار بچه دوربین نصب می کنیم ، زیرا نسبت به این مطلب که ممکن است که پرستار ، فرزندمان را اذیت کند تردید داریم ، قرارهای قبل از ازدواج مورد پیمان شکنی قرار می گیرند و در پی این هستیم تا در مورد افرادی که نسبت به خیانت آنها مطمئن نیستیم ، تحقیق کنیم. ما به روابط فرزندان در فضای اینترنت و محیط چت شک داریم ، حتی برخی اوقات برای زیر نظر داشتن فعالیت های آنها دوربین نصب میکنیم و شاید در اتاق آنها به دنبال مواد مخدر و یا وسایل پیشگیری از بارداری باشیم. علاوه بر این ممکن است صبح که وارد محل کار خود می شویم ، همکار اداره با لبخند و رفتاری گرم ، صمیمی و حمایتی با ما برخورد نماید ، اما از ما به رئیس فردا شکایت کند(ص79).”
در عصر حاضر حتی اعتمادبه خانواده ، دوستان و همکاران کار ساده ای نیست ، بنابراین در زندگی بین فردی ، اعتماد نمی تواند یک فرض بدیهی باشد، ولی امید و امکان حفظ آن فراهم است و روش هایی وجود دارد که می توان از طریق آنها ساختار تخریب شده اعتماد را مجدداً بازسازی نمود. بنابر گفته هارگریوز (2002) :”اعتماد باید بوسیله شواهدی که در روابط دیده می شود و موجب ضمانت آن می شود مورد بررسی ، تصدیق و اعتبار یابی مجدد قرار گیرد. اثبات اعتماد فردی در دوستان نزدیک و روابط صمیمی به صورت سنجش شدت تعاملات روزانه نمود می کند و صداقت ، وفاداری ، تمایل به مشارکت در کارهای سخت ، فداکاری برای یکدیگر و غیره را مورد توجه قرار می دهد(ص395).”
یکی از راه هایی که می توان اعتماد را به فرزندان آموخت و موجبات توسعه اعتماد را فراهم آورد ، فرایند اجتماعی شدن است. اجتماعی شدن نخست در خانواده آموخته می شود(کاپرارا و همکاران ،2005،2004). افراد بر مبنای تجربیاتی که صفات شخصیتی آنها را شکل می دهد ، یاد می گیرند که امین و مورد وثوق باشند یا متقلب ، و اعتماد کنند یا بی اعتماد باشند. البته این فرایند همراه با ریسک است و به تجربیات افراد در مورد اعتماد بستگی دارد ، ضمناً این تجربیات در هر فرد مستقل از دیگری است. اگر چه والدین ، مهارتهای لازم برای ایجاد اعتماد را به فرزندان خود می آموزند ، ولی اشخاص مختلف بسته به تجربیات خود ، نسبت به دیگران نسخه متفاوتی از اعتماد دارند. اعتماد را می توان تعهد عاطفی فرد در اعمال رفتارهای صادقانه نسبت به دیگران برشمرد. این عامل احساسی به خصوص در روابط بین فردی بوجود می آید(لویکی و همکاران ، 2006).
اولین قدمی که در مسیر توسعه اعتماد برداشته می شود به عنوان مبنایی برای روابط آتی افراد تلقی می گردد (باندورا و همکاران ، 2001، کاپرارا و همکاران ، 2005 ، گیدنز ، 1991 ) . بنابراین ، تجارب اولیه، تعاملات و توانائی های ما موجب می شود ، نحوه اعتماد به اعضای سازمان و شایستگی آنها شکل بگیرد. عوامل فوق دانسته های ما را در مورد اینکه چگونه اعتماد کنیم یا اعتماد دیگران را جلب نمائیم ، توسعه می دهند. موفقیت علمی در سازمان های آموزشی تحت تأثیر عوامل مختلفی است که باندورا (1998) آنها را چنان بیان می دارد : ” ….فرآیندهای اقتصادی – اجتماعی ، خانوادگی ، مشارکتی و فردی شکل گرفته در این جمع متفق ، مسیر توسعه علمی را شکل می دهد”(ص65). در واقع ، اعتماد به دوستان و فامیل از روابط موجود در سازمان آموزشی یا محل کار تفاوت دارد ، ولی توانائی ما برای مدیریت اعتماد در زندگی تقریباً یکسان است.
2 – 2 – 6 – 3 ) دیدگاه های سازمانی :
با شروع دهه ی 1970 ، تحقیق پیرامون اعتماد منجر به مطالعه ی روابط موجود در سازمان ها شد . جامعه به دلیل رویکرد تجاری خود به دنبال نیروی کار متحد و همبسته ای بود که برای ارتقاء بهره وری بر کار گروهی تمرکز نماید (داگسن ، 1993) . تحقیقات انجام شده نشان دادند که اعتماد بر عملکرد شغلی و بهره وری سازمانها تأثیر می گذارند. در واقع پژوهش های قابل توجهی وجود دارند که ، ویژگی هایی از قبیل اعتماد میان همکاران(اسمیت و شوهو ، 2007، شانن – موران و هوی ، 1998) رابطه اعتماد با عملکرد شغلی (دیرکز ، 1999) و رابطه اعتماد با سلامت و جو سازمانی (گودارد ، 2003، اسمیت و همکاران ، 2001) را تعریف کرده و روش های سنجش اعتماد را مورد توجه قرار داده اند. (هوی و همکاران ، 2002 )

مطلب مشابه :  ضرورت توسعه صادرات غیرنفتی
دسته بندی : آموزش-سریع