طرحواره­های ناسازگار اولیه (SME):

طرحواره‌های ناکارآمد اولیه عمیق­ترین سطح شناخت هستند و اصول ثابت و دراز مدتی هستند که در دوران کودکی به وجود می‌آیند، در زندگی بزرگسالی تداوم می‌یابند و با ناکارآمدی زیاد مشخص می‌شوند. این طرحواره‌های الگویی برای پردازش تجارب بعدی محسوب می‌شوند. ابعاد طرحواره‌های ناکارآمد اولیه عبارتند از: الف- بریدگی و طرد ب- خودگردانی مختل ج- محدودیتهای غیرمنطقی د- دیگر جهت ‌مندی و- بازداری و نگرانی مفرط (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

طرحواره بریدگی و طرد[1]:—

طرحواره­های بریدگی یعنی نیازهای شخص برای امنیت، ثبات، محبت، همدلی، بیان احساسات، پذیرش و احترام در دوره کودکی ارضاء نشده است. در خانواده­هایی ایجاد می­شود که بریده، سرد، منزوی، تکانشی، انتقادگر، غیر قابل پیش­بینی، بد رفتار و رها کننده هستند. طرحواره­های بریدگی و طرد عبارتند ازشدگی/ بی ثباتی، بی اعتمادی/ بد رفتاری، محرومیت هیجانی، نقص/ شرم، انزوای اجتماعی/ بیگانگی (همان منبع).

 طرحواره خودگردانی مختل[2]: —

طرحواره­های خودگردانی مختل یعنی احساس اینکه فرد نمی­تواند در جهان به طور مستقل و بدون حمایت دیگران عمل کند. این افراد یک هویت مستقل از خود ندارند و هنگام مواجهه با یک مشکل جزئی احساس شکست می­کنند. طرحواره­های خودگردانی مختل عبارتند از: وابستگی/ بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر، خود­تحول نیافته/ خود گرفتار، شکست (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

 طرحواره محدودیتهای غیرمنطقی[3]: —

محدودیتهای غیرمنطقی یعنی نقص در محدودیتهای درونی مانند مسؤولیت پذیری نسبت به خود و دیگران، این طرحواره منجر به عدم رعایت حقوق دیگران می­شود. این کودکان با سهل انگاری، فقدان جهت دهی وخود کنترلی درست ازسوی والدین مواجهه­اند و با آنها به گونه­ای رفتار می­شود که گویی از دیگران برترند. طرحواره­های محدودیتهای غیرمنطقی عبارتند از: استحقاق/ بزرگمنشی، خود کنترلی پایین/ خود انضباطی پایین (همان منبع).

 طرحواره دیگر جهت ‌مندی[4]:   —

این کار به منظور دریافت محبت، پذیرش و اجتناب از انتقاد دیگران انجام می­شود. این الگو منجر به رشد طرحواره­های زیر می­شود: اطاعت، فداکاری، تأییدجویی/ توجه طلبی (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

 

 طرحواره بازداری و نگرانی مفرط[5]: —

طرحواره بازداری و نگرانی مفرط یعنی تأکید افراطی بر سرکوبی احساسات، تکانه­های خود انگیخته و انتخابها. والدین این کودکان اغلب سختگیر، تنبیه گر، وظیفه شناس، کمال گرا، مقرراتی، پرتوقع، نگران، خود انتقادگر هستند که این خصوصیات را به کودکان خود انتقال می­دهند. والدین این کودکان باعث شکل­گیری طرحواره­های زیر می­شوند: منفی­گرایی/ بدبینی، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه/ انتقاد شدید، تنبیه گرایی (همان منبع).

 

 

2-3-4 انواع طرحواره­های ناسازگار اولیه

  1- رها شدگی/ بی ثباتی[6] :

در این طرحواره فرد احساس می کند فرد مورد پیوستگی خود را به زودی از دست خواهد داد. این شخص احساس می­کند که روابط نزدیک او با یک یا چند نفر به زودی به هم خواهد خورد. این فرد امکان دارد در دوران کودکی با مرگ یا طلاق والدین روبه رو شده باشد (یانگ و همکاران، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

2– بی اعتمادی/ بد رفتاری[7]:

در این طرحواره فرد احساس می­کند که دیگران از روی قصد از افراد سود­جویی می­کنند . این افراد انتظار دارند که از سوی دیگران آسیب ببینند، مورد انتقاد واقع شوند، یا تحقیر شوند. همیشه حس می­کنند که حقوق آنها به وسیله دیگران زیر پا گذاشته می­شود و مورد اذیت و آزار دیگران واقع می­شوند (همان منبع).

مطلب مشابه :  کارآفرینی چیست؟ کارافرین کیست؟

3- نقص/ شرمندگی[8]:

فرد باور دارد که عیب­های درونی دارد و احساس اینکه شخص در مهمترین جنبه­های شخصیتی­اش، ناقص، ناخواسته، بد، حقیر و بی اعتبار و بی ارزش است (‌عزت نفس و اعتماد به نفس پایین)‌ یا اینکه در نظر افراد مهم زندگی­اش فردی منفور و ناقص به حساب می­آید (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

4- انزوای اجتماعی/ احساس بیگانگی[9]:

در این طرحواره فرد احساس می کند که از جهان کناره گرفته است و با افراد دیگر متفاوت است و یا اینکه به هیچ گروه یا جامعه­ای تعلق ندارد. در این طرحواره فرد به دنیای خصوصی خود پناه می­برد و از دیگران دوری می­کند و از تنهایی لذت می­برد ( همان منبع).

 5- شکست[10]:

در این طرحواره فرد احساس می­کند که یک فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد یا اینکه نمی­تواند از شکست اجتناب کند. فرد در مقایسه با همسالان خود در حوزه­های موفقیت (‌مدرسه، شغل، ورزش و…)‌ احساس بی کفایتی می­کند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

6- وابستگی/ بی کفایتی[11]:

فرد دارای این طرحواره باور دارد که نمی­تواند مسئولیت­های زندگی خود را به طور مستقل انجام دهد. این افراد اغلب از اشخاص دیگر در تصمیم­گیری و انجام تکالیف، کمک می­طلبند. این کودکان برای انجام اعمال و تکالیف به خود اعتماد ندارند.

7- آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیماری[12]:

ترس افراطی از اینکه فاجعه­ای مهم نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و این که شخص قادر نیست از آن جلوگیری کند. این فاجعه­ی ‌مهم، بر یک یا چند جنبه از موارد زیر متمرکز است.

الف : رویدادهای ناگوار پزشکی مانند حمله­های قلبی، ابتلا به سرطان

ب: ‌رویدادهای ناگوار هیجانی مانند دیوانه شدن

ج: رویدادهای ناگوار بیرونی مانند گیر افتادن در آ‌سانسور، قربانی جنایت شدن (همان منبع).

8- خود نابالغ/ گرفتار[13]:    

کسی که این طرحواره را دارا ست نزدیکی هیجانی و صمیمیت بیش از حدی با یکی از افراد مهم زندگی خود (اغلب والدین)‌ دارد و این موجب از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی بهنجار این فرد می­شود. در واقع این افراد گرفتار فرد دیگر هستند و باور دارند که بدون حمایت آنها نمی­توانند شاد باشند.

9- محرومیت هیجانی[14]:

کسی که این طرحواره را دارد باور دارد که نیازهای هیجانی اولیه او از سوی دیگران ارضاء نخواهد شد، این نیازها شامل محبت، همدلی، مهربانی، محافظت، راهنمایی و مراقبت از سوی دیگران است. محرومیت هیجانی یعنی انتظار اینکه تمایلات و نیازهای شخص در زمینه­ی حمایت اجتماعی از سوی دیگران ارضاء نمی­شود.

10-استحقاق/ بزرگ منش[15]:

باور به اینکه شخص از دیگران برتر است و حقوق ویژه­ای برای خودش قائل است. باور به اینکه هر چیزی می­خواهد یا هر کاری می­خواهد باید سریعاً انجام شود، بدون توجه به اینکه آیا خواسته او منطقی است و آیا باعث ضرر و زیان دیگران می­شود یا خیر؟ آنها به نیازهای دیگران هیچ توجهی ندارند این افراد برای ارضای تمایلات خود سعی در سلطه­گری و کنترل دیگران دارند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

11- خود کنترلی ضعیف/ خود تنظیمی ضعیف[16]

ناتوانی فرد در بازداری از بروز تکانه­ها و احساسات و ناتوانی در تحمل ناکامی. وقتی فقدان خویشتن داری به حد افراطی برسد، فرد زندگی­اش مملواز رفتار مجرمانه می­شود. فقدان خویشتن داری یعنی ناتوانی در جلوگیری از هیجانها .

مطلب مشابه :  مفهوم امید به زندگی

12- اطاعت (فقدان فردیت)[17]:

فرد دارای این طرحواره باور دارد برای اینکه از پیامدهای منفی اجتناب کند باید کنترل خود را به دیگران بسپارد. اغلب این افراد می­ترسند که دیگران خشمگین شده و طردشان کنند، از این رو ترجیح می­دهند خودشان را به دیگران تسلیم کنند. فرد دارای این احساس است که تمایلات، عقاید و احساسات او اعتبار ندارد و برای دیگران و خودش مهم نیستند (همان منبع).

13- ازخود گذشتگی[18]:

در این طرحواره فرد نیازهای خود را برای کمک به دیگران فدا می­کند. تمرکز افراطی بر ارضای نیازها­ی دیگران در زندگی روزمره، به طوری که از رضایت­مندی خود فرد جلوگیری می­شود. این افراد معنای زندگی خودرا در کمک به دیگران می­دانند و اغلب آنها خود و نیازهای خود را فراموش کرده­اند.

14- تأیید جویی/ توجه طلبی[19]

این افراد تأکید افراطی در دستیابی به تأیید، توجه، بازشناسی یا شایستگی از سایر افراد دارند به گونه­ای که از تحول یک هویت واقعی و ایمن جلوگیری می­کند. عزت نفس این فرد بیشتر به واکنش­های دیگران وابسته است تا به تمایلات و رغبت­های خود شخص. این افراد معمولاً اعمالی انجام می­دهند که مورد توجه و تأیید دیگران باشند و از آن اعمال هیچ لذتی نمی­برند.

15- منفی گرایی/ بد بینی[20]:

این افراد تمرکز دائمی بر جنبه­های منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق، تعارض، گناه، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه، اعمال غلط و…) دارند. همراه با خود کم­انگاری یا غفلت از جنبه­های مثبت شخصیت و زندگی (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمید پور و اندوز، 1392).

16- بازداری هیجانی[21]:

باور به اینکه شخص باید هیجانها، تکانه­ها (مخصوصاً خشم)‌ خودرا بازداری کند، زیرا هر گونه بیان احساسات به دیگران ضرر می­رساند یا منجر به کاهش عزت نفس یا محرومیت، انتقام و ناراحتی می­شود. رایجترین حوزه­های بازداری عبارتند از:

الف: بازداری خشم و پرخاشگری

ب : بازداری هیجانهای مثبت (خوشحالی، محبت، برانگیختگی جنسی، نشاط و شادابی)

ج : تأکید شدید بر عقلانیت و حذف هیجان همراه آن

17- تنبیه­گرایی[22]:

کسی که این طرحواره را دارد باور دارد که به خاطر اشتباهات و گناهان خود، باید شدیداً تنبیه شود. این افراد معمولاً به سختی از اشتباهات خود و دیگران چشم پوشی می­کنند به این دلیل که عیب و نقص دیگران را نمی­پذیرند و نمی­توانند با آنها همدلی نمایند(همان منبع).

18- معیارهای کمال گرایانه/ انتقاد بیش از حد از خود[23]:

باور به اینکه شخص باید برای رسیدن به معیارهای درونی و افراطی درباره رفتار و عملکرد خود کوشش فراوانی انجام دهد. که این عمل معمولاًبرای جلوگیری از انتقاد صورت می­گیرد. این افراد اعتقاد دارند هر کاری که انجام می­دهند ناقص است و باید بیشتر تلاش کنند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمه­ی حمیدپور و اندوز، 1392).

[1]. Schema Disconnection and rejection

[2]. Schema Impaired autonomy

[3]. Schema Impaired limits

[4]. Schema other directedness

[5]. Schema Inhibition and overvigilance

[6].Triggered, & Instability

[7].Distrust, & Bad behaviar

[8].Defect, & Shame

[9].Social isolation, & Alienation

[10]. Failure

[11].Dependence, & Incompetence

[12].Vulnerability to harm or illness

[13].Their immature , & caught

[14].Emotional deprivation

[15].Eligibility , & high-minded

[16].Poor control of his , & Her weak regulatory

[17].Obey

[18].Devotion

[19].Seeking approval , & Attention seeking

[20].Negativity , & pessimism

[21].Emotional Inhibition

[22].Tendency to punishment.

[23].Criteria oriented perfectionism /self-criticism too

دسته بندی : آموزش-سریع