اهداف مدیریت تحول:

هر نوع حرکت و اقدامی به سوی تحول معمولا از نظر هدف شناختی قابل تجزیه و تحلیل بوده و    __________________________________________

Gary Hamel -1

مقاصد مشخصی را به شرح زیر دنبال می کند: دستیابی به بالاترین اثربخشی ممکن در شرایط کنونی سازمان و در هریک از مراحل بعدی، ایجاد فضا و زمینه مناسب برای مقاومت های خودجوش، اتخاذ تصمیمات بر پایه آخرین دستاوردهای علمی، هماهنگی و همکاری کامل بین افراد و بخش ها، کاهش یا از بین بردن اختلافات.

تحول در سازمان به سادگی و به سرعت صورت نمی گیرد و تحقق هر مرحله از اهداف نیاز به صرف زمان و بررسی دقیق توان و امکانات دارد. برآورد نتایج تحول در هر مرحله و مقایسه آن با اهداف عملیات توسعه در هدف گذاری مرحله بعد نقش مستقیم دارد. باتوجه به این، آنچه که مدیران باید با تلاش و کنترل زیاد در هر مرحله از عملیات قبل از پرداختن به هدف مرحله بعد، دنبال کننده اثربخشی سیستم در حد بالاست و هدف گذاری مرحله یا مراحل بعدی باید با توجه به میزان اثربخشی سازمان در هر مرحله انجام گیرد تا بیشترین اثربخشی را داشته باشد. بالاترین اثربخشی ممکن در هر مرحله از تحول نشان دهنده توانایی های به فعالیت درآمده سیستم است که به آن امکان می دهد بر پایه مقدار کار معینی که از یک شخص یا یک واحد انتظار می رود برنامه ریزی کند. سیستمی که در موقعیت تغییر قرار دارد از نوآوری استقبال کرده و به نوسازی مستمر عوامل و اجزا اهمیت می دهد. این امر موجب میشود ساختار سیستم از انعطاف برخوردار شود و تطبیق ساختار با فعالیت ها و عملیات ضروری به جای تطبیق فعالیت ها و عملیات ضروری به جای تطبیق فعالیت ها با ساختار موجود، ملاک اصلی برنامه های تحول قرار گیرد. بنابراین یکی از ضروریات سیستمی که در معرض تحول قرار می گیرد، تطبیق دادن خود با برنامه های تعیین شده و عملیات مورد نیاز برای تغییر و نوآوری است. هدف گذاری برای تحول امری فراگیر و دارای طیف وسیع است که نهایت آن همگام ساختن سازمان با پیشرفت های جهانی و در نتیجه رسیدن به بالاترین سطح کارایی است. آنچه موجب تسهیل این روند   می شود، تحلیل درست و دور اندیشانه مدیران از مجموعه عواملی است که به نحوی در امر تحول دخالت دارند و این در صورتی حاصل می شود که: توان دسترسی به منابع طبیعی و میزان آن معین گردد، حدود تغییرات مطلوب زیر بنایی برآورد شود، اطلاعات کافی از پیشرفت های تکنولوژیکی فراهم و حدود بهره مندی از آنها معلوم شود، از آرا و افکار متفاوت و چندگانه برای دستیابی به هدف مشترک استفاده شود، نظام تولید و خدمات با تاثیر گرفتن از شاخص های رشد به هنگام گردد، زمینه های طبیعی رشد و نیز عوامل سیاسی شتاب دهنده یا تعدیل کننده آن شناخته شود، موجبات هدف گذاری شایسته تحول و نوآوری فراهم آید.

مطلب مشابه :  تعاریف مشتری مداری

پس از پرداختن به این امور می توان از عوامل بارزتر و رونق به عنوان اهداف عملی و اجرایی سخن به میان آورد. از قبیل تقویت سیستم های کارآمد و جایگزینی آنها با سیستم های از کار افتاده، جذب و تربیت عوامل انسانی توانمند و خالق، استفاده حداکثر از وسایل و ابزارها و جلوگیری از استهلاک آنها، اعمال نظارت همه جانبه به اجرای عملیات، حصول نتیجه مطلوب، یافتن نقاط قوت و تقویت آنها، مقاوم سازی سازمان در مواجه با فشارها و تهدیدات، سعی در پیشی گرفتن از رقبا و قانونمند نمودن تحول با استفاده از آموزش های مناسب. در غیر این صورت میان اهداف مدیریت برای تحقق تحول و تغییر و نوآری و اهداف مدیریت برای حفظ وضع موجود تفاوتی وجود نخواهد داشت.

 

دسته بندی : آموزش-سریع