دانلود پایان نامه

بستر اجتماعی در انتخاب نوع کنش اهمیت دارد.
از این نظریات برای تبیین علل ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده می توان به سراغ سطح خرد رفت و ازمفاهیم فشار همسالان، نفوذ و الگوهای نقش استفاده کرد . ناهنجاری ترافیکی در نتیجه کنش با دیگران آموخته می شود. مفاهیم مطرح شده درباره عابرین پیاده بر اساس نظریه کنش متقابل اجتماعی را می توان چنین خلاصه کرد:
* ناهنجاری در تعامل با دیگر عابرین در یک فرایند ارتباطی آموخته می شود.
* شدت رفتار ترافیکی عابرین پیاده به تقویت آن بستگی دارد.
* ناهنجاری ترافیکی توسط عابر پیاده رخ می دهد چون در گذشته به اندازه کافی مجازات دریافت نکرده است.
* عابرین پیاده از فنون خنثی سازی برای فرار از اصول متعارف جامعه استفاده می کنند( انکار احساس مسؤلیت، انکار صدمه، محکوم کردن محکوم کنندگان).
از نظر گافمن(1963،1971) ، که یکی از نظریه پردازان کنش متقابل اجتماعی است، نظم اجتماعی عبارت است از نتیجه مجموعه ای از هنجارهای اخلاقی که در طی فرآیند کنش متقابل آموخته شده و شیوه دستیابی افراد به اهداف خودرا تعیین می کند. به اعتقاد او قواعد ترافیکی ونظم حاصل از آن یک مثال آشکار را بیان می کند(گافمن،1963: 8). به نظر گافمن، همنوایی با مقررات ترافیکی از طریق عبور عابران، تخلفات جزئی، تخلفات جدی وامثال آن شکل می گیرد. نظم ترافیکی هم محصول مقررات وهم محصول مانورهای کنشگران درون محدوده و نیز خارج محدوده های آنان است.
بر اساس این دیدگاه می توان گفت برداشت عابر پیاده از قانون گرایی طی فرایند کنش متقابل اجتماعی و نقش گیری ایجاد می شود. مطابق این دیدگاه، نظام کنترل یا درونی است(یعنی از نظر انگیزشی و اخلاقی توانایی بازدارندگی در فرد ایجاد شده )یا بیرونی است( یعنی نظام تنبیه و مجازات چه از جانب خانواده و دوستان و چه قوانین اجتماعی) . یعنی اگر عابرپیاده کنشی انجام دهد و دیگران(نظام کنترل) کنش او را جرم و تخلف تلقی کنند کنش متوقف خواهد شد. پس افراد جامعه تخطی از قانون را از یکدیگر می آموزند و به دلیل نبود مجازات کافی این رفتار ادامه می یابد. چون تخلف ترافیکی عابرین پیاده در جامعه بصورت جرم تفسیر نمی شود، بنابراین متخلفین به جای پذیرش مسئولیت تخلف خود، شرایط را مقصر قلمداد می کنند یا خسارت پدید آمده را ناچیز می شمارند.
3-4-نظریات مربوط به ویژگی های ساختاری
3-4-1- نظریه‌ی فشار عمومی
نظریه‌های فشار از جمله نظریه‌های ساختاری هستند .نظریه فشار عمومی اگنیو سعی می‌کند تا ناهنجاری را که ناشی از فشاری است که فرد در زندگی با آن روبه‌رو می‌شود تبیین کند.همچنین این نظریه می‌تواند مقیاس‌های فشار،انواع‌ اصلی فشار،رابطه بین فشار و ناهنجاری،رویکردهای تقابلی نسبت به فشار،عامل رفتار نابهنجار وبهنجار را که مأخذ آن‌ها این نظریه است تعریف کند. علاوه بر آن،نظریه فشار عمومی این قابلیت را دارد که برای توصیف ناهنجاری بین گروه‌ها، به‌طور مثال،ناهنجاری ترافیکی عابر مرد در مقابل عابر زن،نیز مورد استفاده قرار گیرد.اگنیو عنوان می‌کند که ناهنجاری نتیجه مستقیم تأثیرگذاری منفی خشم،ناکامی و احساسات مضر و زیان‌آور است‌ که به دنبال مناسبات اجتماعی مخرب و منفی به وجود می‌آید(سیگل‌،1998: 179). برخلاف نظریه‌های فشار پیشین که بر فشار اقتصادی متمرکز بودند،اگنیو بر پیچیده بودن فشار در جامعهء مدرن تأکید داشت(سیگل و سینا،1997: 169).ازاین‌رو بر طبق نظریه فشار عمومی اگنیو می توان منابع اصلی فشار را که علت ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده می باشد ،در سه مورد خلاصه کرد:
-فشار ایجاد شده به خاطر عدم دستیابی به اهداف ارزشمند مثبت
عدم دستیابی به اهداف ارزشمند مثبت اولین نوع فشار درنظریهء فشار عمومی می‌باشد،که جامعه‌ای با داشتن چنین مشخصه‌ای احتمالا بیشتر از سایر جوامع‌ سبب انسداد اهداف می‌شود.به‌طور خاص،چنین اهدافی را برای افراد از طریق کانال‌های مشروع‌ مشکل‌تر می‌سازد(اگنیو،1999: 127).همچنین وی عنوان می‌کند که سه نوع هدف متفاوت‌ وجود دارد که اعضای جامعه برای هرکدام از آن‌ها تلاش می‌کنند.این اهداف شامل پول،منزلت‌ و استقلال می‌شود.اهداف مذکور زمانی که اشخاص در زندگی خود با گسستگی‌هایی‌ روبه‌رو می‌شوند،تبدیل به فشار می‌شود.
-فشار در نتیجهء حذف‌انگیزه‌های ارزشمند مثبت از افراد
تحقیقات اگنیو درباره ادبیات فشار منجر به کشف این شده است که رفع‌انگیزه‌های مثبت نیز می‌تواند سبب فشار شود(همان:75).
-فشار در نتیجهء وجودانگیزه‌های منفی‌
فشار با حضور محرک‌های منفی یا مضر نیز می‌تواند ایجاد شود و باعث به وجود آمدن خشم و به دنبال آن ناهنجاری گردد(علیوردی نیا و یوسفی،1393).
علت ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده را می توان بوسیله نظریه فشار عمومی تبیین کرد . ‌ مطابق گفته‌های اگنیو افراد محروم جامعه که در معرض فشار مکرر قرار دارند،احتمال بیشتری وجود دارد که قوانین اجتماعی را رعایت نکنند و اعمال ناهنجار مرتکب شوند. زیرا افزایش فشار منجر به‌ افزایش خشم می‌شود و به دنبال آن افزایش خشم نیز حس صدمه دیدن و بی‌عدالتی را افزایش می‌دهد و همین‌طور تمایل به انتقام را به وجود می‌آورد و افراد را برای‌ عمل کردن بر خلاف هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی بر می‌انگیزد در نتیجه منجر به افزایش ناهنجاری می‌شود . بنابراین می توان میزان محرومیت اجتماعی عابرین پیاده را که در نتیجه انواع فشار ایجاد می شود
،سنجید و بر اساس آن رابطه ناهنجاری ترافیکی و محرومیت اجتماعی عابرین پیاده را بیان کرد.به نظر می رسد هرچه عابرین پیاده محرومیت بیشتری احساس کنند؛ یعنی در زندگی اجتماعی خود در معرض انواع فشار قرار گرفته باشند،بیشتر احتمال دارد که قوانین ترافیکی را رعایت نکرده و مرتکب ناهنجاری ترافیکی شوند.
نظریه فشار عمومی راهکارهای تقابلی غیر از ناهنجاری (راهکارهای تقابلی شناختی، احساسی و رفتاری)را که افراد در چهارچوب ابزار قانونی می‌توانند با فشار مقابله کنند معرفی کرده است .بنابراین بر اساس این نظریه می توان راهکارهایی مانندکنترل اجتماعی شدید توسط پلیس،افزایش دسترسی به امکانات و تجهیزات ترافیکی که ممکن است فرد محروم را از انجام ناهنجاری ترافیکی باز دارد ،عملی کرد(علیوردی نیا ،ریاحی و موسوی چاشمی، 1386).
3-4-2-نظریه کنترل اجتماعى
کنترل اجتماعى دو نوع مستقیم یا بیرونى وغیر مستقیم یا درونى است. کنترل مستقیم زمانی است که نهادهاى رسمى مانند پلیس متخلف را از طریق تنبیه یا جریمه وادار به همنوائى مى کنند. کنترل اجتماعى غیر مستقیم زمانى است که جامعه داراى همبستگى اجتماعى قوى است وفرد احساس تعلق قوى به جامعه دارد ونسبت به جامعه احساس دین مى کند (کوزر و روزنبرگ، 1378؛108).تعهد نسبت به اهداف جامعه و ارزش ها بر اساس کنترل درونى از طریق احساس تقصیر، گناه و شرم عابرین پیاده را از درگیر شدن در رفتار ناهنجار ترافیکی باز مى دارد (احمدى، 1384 :86).اعتقاد عابرین پیاده به اعتبار اخلاقى نظام هنجارهاى اجتماعى و رعایت قوانین و مقررات ترافیکی موجب احساس وظیفه اخلاقى نسبت به دیگران مى شود و ضعف چنین اعتقادى راه را براى ناهنجاری ترافیکی هموار مى کند(هیرشی،1969).
کاهش کنترل اجتماعی موجب افزایش گرایش به ناهنجاری می شــود و بر اثر آن احســاس امنیت عمومی تقلیل می یابد. این کنترل بیشــتر از طریق “منابع وابستگی” فرد اعمال می شــوند. از نظر هیرشی افراد یک جامعه از طریق چهار عامل به یکدیگر وابستگی پیدا می کنند. آن چهار عنصر عبارتند از: تعلق عاطفی، پایبندی یا تعهد، درگیر شدن در امور مشترک و باور به قواعد اخلاقی و اجتماعی (ستوده، 1388).
محققان و نظریه پردازان دیگری همچون بوزان38 (1386)عناصر کنترل را بســط داده اند به گونه ای که کنترل و نظارت مستقیم اجتماعی را نیز به آن افزوده اند. به باور بوزان هر چقدر نهادهای امنیتی و انتظامی جامعه مقتدرتر باشــند و کنترل رســمی و غیررسمی بیشتری اعمــال کنند، به همان میزان احتمال وقوع بی نظمی در آن جامعه کاهش می یابد و بر اثر آن احســاس امنیت عمومی افزایش می یابد. رکلس39 نیز هماننــد بوزان کنترل اجتماعی را یکی از عوامــل مهم رواج نظم در جامعه مــی داند (شــیرازیان، 1383). لیکن، همواره تاکید شده است که کنترل اجتماعی زمانی موثر است که اولاَ : هزینه رفتارهای خلاف افزایش یابد و ثانیاَ: احتمال کشــف ناهنجاری توسط پلیس افزایش یابد(رفیع پور، 1384).
براساس این نظریه ، قانون شکنى عابرین پیاده هنگامى رخ مى دهد که عابرین با دو گزینه درست و نادرست مواجه مى شوند و گزینه نادرست را بر مى گزینند. این افراد باور دارند که منافع حاصل از ناهنجاری بر لطمات ناشى از آن مى چربد ولذا تصمیم بر ناهنجاری مى گیرند. بر اساس این نظریه مى توان نتیجه گرفت که هرچقدر احتمال کشف ومجازات تخلف بیشتر باشد تخلف کمتر است. به عنوان مثال اگر فردی به دلیل عجله و رسیدن به مقصد ترجیح دهد که قوانین عابر پیاده را زیر پا بگذارد و از چراغ قرمز عبور کند ،اگر بداند که تخلف او شناسایی و مورد مجازات قرار می گیرد ،احتمال دارد که با وجود عجله برای رسیدن به مقصد ،تخلف نکند.
بنا بر این نظریه علت ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده به دو دلیل نیود یا کمبود کنترل های بیرونی و درونی است . اگر هنجارهای ترافیکی عابرین پیاده از طریق خانواده ،مدرسه ،گروه دوستان ،رسانه ها و …. درونی شود ،عابرین با عدم رعایت قوانین احساس شرم و گناه کرده و از قانون گریزی اجتناب می کنند همچنین کشف تخلفات عابرین پیاده و مجازات و تنبیه عابرین متخلف راه دیگر اجتناب از قانون گریزی است .به طور کلی درونی کردن هنجارهای عابرین پیاده، کشف تخلفات و قرار دادن مجازات برای عابرین متخلف می تواند در کاهش ناهنجاری های عابرین پیاده مؤثر باشد.
3-5- چارچوب نظری
ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده یک واقعیت اجتماعی است .برای فهم واقعیت های اجتماعی ، نظریه واحد نمی تواند تمامی ابعاد مسئله را تبیین کند و هر کدام از نظریات و رویکردهای نظری بعد یا ابعاد خاص از مسئله را واکاوی می کنند(کرایب،1378). آنچه به عنوان متغیر وابسته در این تحقیق مدنظر است ،رفتار ناهنجار ترافیکی عابرین پیاده می باشد.مطابق با نظر مید -کنشگر دورفتاردارد: رفتارآشکارکه عملاً انجام می دهد و رفتار پنهان که یک فراگرد ذهنی است -ما نیز دو بعد رفتار ترافیکی عابرین پیاده را می سنجیم (ریتزر،1384).
بنابراین رفتار ترافیکی عابرین پیاده مجموعه ای از کنش ها و واکنش های پنهان و آشکار انسان در عرصه ترافیک و استفاده از امکانات و تجهیزات ترافیکی مخصوص عابرین پیاده می باشد و ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده ،هر گونه رفتاری است که از محدوده قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی مخصوص عابرین خارج است و موجب اختلال در سلامت،امنیت،آسایش و نظم جامعه خواهد شد.
با بررسی نظریات گوناگون جهت تحلیل جامعه شناختی ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده به این نتیجه می رسیم ک
ه برای تبیین نیازمند چارچوب نظری تلفیقی از پدیده های تنگ دامنه و پهن دامنه هستیم که با تقلیل گرایی روان شناختی رفتار گرایی و جبر گرایی ساختاری نظریه های جامعه شناختی کلان مغایرت دارد. همان طور که استرایکر معتقد است ” یک چار چوب نظری ارضاءکننده ،باید میان شخص و ساختار اجتماعی پل زند و نیز باید قادر باشد تا از سطح شخص به سطح ساختار اجتماعی پهن دامنه حرکت کند و دوباره به آن بازگردد… “(استرایکر به نقل از ریتزر،1384).
بنابراین طبق نظریات مختلف و پیشینه های انجام شده ترکیبی از عوامل اخلاقی،موقعیتی و ساختاری باعث بوجود آمدن یک رفتار نابهجار از سوی عابرین پیاده می شود.
به نظر می رسد متغیرهای دینداری ،خویشتن داری و جمع گرایی عامل بوجود آمدن تعهد اخلاقی در عابرین پیاده است و آن ها را به رعایت قوانین ترافیکی سوق می دهد.میزان یا شدت خصوصیت جمع گرایی در عابرین پیاده است که باعث می شود به دیگران و حقوق اجتماعی آنان احترام بگذارند و قوانین ترافیکی را رعایت کنند.عابرین جمع گرا ،عقلانی عمل کرده و در تصمیم گیری های خود علاوه بر منفعت شخصی،معتقدات و ارزش های خود مانند انصاف،حق شناسی،نوع دوستی،دیگرخواهی را نیز دخالت می دهند(لیتل،1373).اگر عابرین پیاده به یک انتخاب عقلانی-اجتماعی دست زنند به حداکثر رساندن توامان هر سه ارزش، رعایت هنجارها ،رعایت نفع فردی(خودبینی) و رعایت نفع دیگران را به حداکثر می رسانند(زولنای،1998) و با این انتخاب باعث ایجاد نظم ترافیکی در جامعه و حفظ امنیت و آسایش خود و دیگران می شوند. ویژگی دیگر دینداری است که احتمالا َاز عوامل مؤثر بر رعایت قوانین ترافیکی است ،بنابر تحقیقات انجام گرفته و نظریات مرتبط ،افراد مذهبی به رعایت حق دیگران اعتقاد دارند و عدم رعایت قوانین اجتماعی را گناه می دانند(جوادی یگانه،1384).خویشتن داری نیز که به موازات افزایش سن ،طبق مراحل معینی رشد می کند(کلبرگ،1976،1969) متغیردیگری است که در افراد با توجه به تربیت خانوادگی و شهروندی-چگونگی اجتماعی شدن -متفاوت است.این عامل در رعایت قوانین ترافیکی اهمیت فوق العاده ای دارد.
عامل دوم موقعیت است که در رفتار پنهان افراد تأثیر می گذارد و سبب بروز یک رفتار آشکار مثل ناهنجاری ترافیکی یا رعایت قوانین ترافیکی می شود .بنابر نظریه یادگیری اجتماعی بندورا (1996)عابرین پیاده با مشاهده افراد منتظر برای سبز شدن چراغ عابر ترغیب به انتظار جهت سبز شدن چراغ می شوند. به عبارت دیگر با مشاهده رفتار دیگران الگوبرداری کرده و تقلید می کنند.ادوین ساترلند(1939)معتقداست که ناهنجاری مثل سایررفتارهای اجتماعی ازطریق همنشینی و پیوند با دیگران آموخته می‌شود.او معتقد است مردم در مصاحبت و معاشرت با همنوایان که تکیه براحترام ومقبولیت هنجارها دارند متمایل به همنوائی می‌شوند .همنوایی یکی از عوامل موقعیتی است که در نتیجه مشاهده عمل دیگران ایجاد می شود.گاهی ضرورت رعایت قوانین برای افراد آشکار است ولی آن ها به دلیل قرار گرفتن در محیطی که دیگران متخلف وجود دارند ترغیب به همنوایی شده و قوانین را زیر پا می گذارند و یا برعکس.
یکی دیگر از عوامل موقعیتی مؤثر اعتماد به همکاری دیگران است. بنا بر نظریه اعتماد اجتماعی،عدم وجود اعتماد و افزایش شک و تردید باعث عدم اطمینان به همکاری دیگری در شرایط مشابه شده ،در نتیجه همبستگی اجتماعی ضعیف و نظم جامعه بر هم خواهد خورد(پاتنام1379؛فوکویاما، 1379).عابرینی که اعتماد به همکاری دیگران در شرایط مشابه ندارند ،قوانین ترافیکی


دیدگاهتان را بنویسید