• کاهش عملکرد[1] شرکت­های IPO

ادبیات IPO توجّه ویژه­ای به عملکرد بلندمدت شرکت­های عمومی شده معطوف نموده­است. بازده سهام در یک فاصله 3 تا 5 ساله، محور تحلیل­ها بوده و مطالعات نشان می­دهند شرکت­های IPO عمدتاً با کاهش عملکرد مواجه می­شوند (جین و کینی، 1994، لوگران و ریتر، 1995 و اکبو و نورلی[2]، 2005). همچنین، چی و پادگت[3] (2006)، رابطه مستحکم مثبتی میان بازده­های بلندمدت و عملکرد شرکت یافته­اند.

از لحاظ تئوری، عملکرد پس از عمومی­شدن، به دلیل مستحکم­تر شدن ساختارهای حاکمیت شرکتی[4]، بهبود مشوّق­های مدیریتی[5] و کاهش محدودیت­های مالی[6]، باید افزایش یابد (چی و پادگت، 2006). هم­اکنون، هیچ نشانه محکمی برای توجیه کاهش عملکرد آتی شرکت­های IPO در بلندمدت وجود ندارد. لوگران و ریتر (1995)، این موضوع را به پازل تشبیه می­کنند.

در ادامه، سعی در توجیه تئوریک کاهش عملکرد بر مبنای دو دیدگاه مختلف داریم که به صورت اجمالی به بررسی آن­ها می­پردازیم.

  • توجیهات کاهش عملکرد بر اساس نظریه عاملیت[7]

یکی از توجیهات غالب در رابطه با ادبیات کاهش عملکرد آتی شرکت­های IPO، برگرفته از تئوری هزینه عاملیت ینسن و مکلینگ[8] (1976) می­باشد که بر روی تأثیر تغییرات در ساختار مالکیت شرکت IPO تمرکز می­کند. سه نقطه نظر در این زمینه مطرح می­شوند.

اولین مورد، تعارض منافع مدیران و مالکان خارجی می­باشد که سود­دهی شرکت در نتیجه این دوگانگی منافع مدیریتی، پس از عمومی شدن در معرض خطر قرار می­گیرد. تحقیقات تجربی گذشته، شواهدی را در حمایت از نظریه هزینه­های عاملیت ارائه نموده­است. برای مثال، جین و کینی (1994)، گزارش نمودند که سود عملیاتی پس از عمومی­شدن در بازارهای مالی آمریکا، به شدت کاهش می­یابد و بیان کردند بخشی از این کاهش می­تواند به وسیله تضعیف مشوّق­های مدیریتی توضیح داده­شود. در مطالعاتی مشابه، یونزاوا و میازاکی[9] (1996) و کوتسونا و همکاران[10] (2002) نیز رابطه مثبتی میان منافع مدیریتی پس از IPO و عملکرد آتی در بازار­های ژاپن یافتند.

مطلب مشابه :  اعتماد سازمانی و فرایند های اعتماد

دوم، اگر یک مالک عمده خارج از هیئت مدیره، توانایی و مشوّق­های لازم برای کنترل عملیات شرکت را داشته­باشد، می­توانیم انتظار رابطه مثبت میان افزایش سهم کنترل­کننده و عملکرد آتی داشته­باشیم. در این زمینه، فرض اولیه ما بر این است که سهامداران حداقلی نسبت به سهامداران بلوکی[11] ( مالکان با سهم زیاد از سرمایه شرکت)، مشوّق­های بسیار کمتری برای نظارت بر فعالیت­های مدیریت شرکت و جلوگیری از رفتار­های مدیریتی شتابزده دارند. بنابر­این، شرکت زمانی که اقدام به IPO می­نماید و ساختار مالکیت متنوع­تری پیدا می­کند، بدین معنی­است که کسر کمتری از سرمایه در دست سهامداران بلوکی ­است، مکانیزم نظارت تضعیف شده و شرکت دچار کاهش عملکرد می­شود.

سوم، در مطالعات اخیر، تأثیر نظارت بانک از منظر روابط بانک-شرکت در مسأله حاکمیت شرکتی مورد توجّه قرار گرفته­است. مطالعات تجربی یونزاوا و میازاکی (1996) و کانگ و شیوداسانی[12] (1999) رابطه مثبت میان سهامدار بودن بانک در شرکت و عملکرد آتی را با توجّه به اثربخشی نظارت بانک، تایید نموده­اند.

  • توجیهات کاهش عملکرد بر اساس مالیه رفتاری[13]

توضیحات رفتاری برای کاهش عملکرد بلند­مدت شرکت­های IPO با مدل انتظارات نامتجانس[14] میلر[15] (1977) آغاز شد. این مطالعه، فرض انتظارات همگن را کنار گذاشته و بیان می­کند که اگر عدم اطمینان بالایی در جریان وجه نقد آینده و رشد آینده­ی شرکت عمومی­شده، وجود داشته­باشد، نظرات و انتظارات متنوعی میان سرمایه­گذاران شکل می­گیرد. این فرضیه الهام­بخش مطالعات کاهش عملکرد IPO از منظر انتظارات غیر منطقی بازار[16] بوده­است. جین و کینی (1994)، شواهد متعددی را از کاهش انتظارات بازار از درآمد­های پس از IPO در پاسخ به مشاهده عملکرد واقعی شرکت یافتند. آن­ها بیان کردند که به نظر می­رسد سرمایه­گذاران مایل­اند شرکت­های IPO را بر اساس انتظارات بیش­از­حد خوشبینانه در مورد پتانسیل رشد شرکت، ارزش­گذاری کنند که در واقع با­توجّه به کاهش عملکرد شرکت به هیچ عنوان پایدار نمی­باشد. به­طور مشابه، میکلسون و همکاران[17] (1997) رابطه منفی میان عملکرد قیمت[18] بلند­مدت سهام و تغییرات آهسته عملکرد کوتاه­مدت در جریان IPO را گزارش نمودند. آن­ها این­گونه جمع­بندی کردند که زمانی که شرکت­های IPO موفق نمی­شوند سطح سود­دهی قبل از عمومی­شدن خود را حفظ کنند، قیمت سهام افت کرده و باعث کاهش هیجان بازار می­شود. این نتایج، به صورت مشترک بیان می­کنند که به نظر می­رسد یک دوره­ی گذار که از آن با نام روزنه­ی فرصت[19] یاد می­شود برای فعالیت­های عمومی­شدن وجود داشته­باشد که در آن IPO­های جدید به دلیل خوشبینی غیر­منطقی بازار بیشتر ارزش­گذاری می­شوند.

مطلب مشابه :  توجهات صمعی و بصری محیط فروشگاه

به عنوان ادامه­ای بر مبحث روزنه­ی فرصت، لوگران و ریتر[20] (1997) از فرض مبنی بر این­که شرکت­ها توانایی تمییز میان یک افزایش عملکرد موقتی و زودگذر که به زودی به حالت عادی باز­می­گردد و یک افزایش پایدار در ارزش را دارند، فاصله گرفته و در عوض، بیان می­کنند که شرکت­ها ممکن است تخمین جانبدارانه مثبت مساوی از فرصت­های سرمایه­گذاری آینده بر اساس پیشرفت­های گذشته داشته­باشند. همچنین، هیتون[21] (2001) بحث می­کند که مدیران، تمایل به خوش­بینی زیاد دارند و در نتیجه در صورت در ­دسترس­بودن منابع مالی به سمت سرمایه­گذاری بیش از حد[22]، متمایل می­شوند.

[1] Underperformance

[2] Eckbo & Norli

[3] Chi & Padgett

[4] Corporate Governance

[5] Managerial Incentives

[6] Financial Constraints

[7] Agency Theory

[8] Jensen & Meckling

[9] Yonezawa & Miyazaki

[10] Kutsuna et al.

[11] Block Shareholders

[12] Kang & Shivdasani

[13] Behavioral Finance

[14] Heterogeneous Expectation Model

[15] Miller

[16] Irrational Market Expectations

[17] Mikkelson et al.

[18] Price Performance

[19] Window of Opportunity

[20] Loughran & Ritter

[21] Heaton

[22] Over-Investment

دسته بندی : آموزش-سریع