مردم شناس آمریکایی می گوید :فرهنگ همان روان شناسی فرد است که با بُعد زمان بر روی پرده سینما منعکس می شود یا به بیان دیگر هواهوی فرهنگی نموداری است از شخصیت مردمی که به آن فرهنگ تعلق دارند .
بندیکت معتقد بود که تفاوت فرهنگها دردرجه اول نتیجه نیاز انسان به انتخاب بعضی از امکانات فیزیولوژیک است . همان گونه که زبان یک جامعه فقط تعداد ناچیزی از صداهایی را که از حنجره انسان قادر به ادای آنهاست با خود دارد وانتخاب این صداها نیز در هر زبان متفاوت است ،علا یق ونیازها های بی پایان بشر هم مورد انتخاب قرار می گیرد وهر فرهنگ یک سلسله از این علایق ونیازها را بر می گزیند . ساختار اجتماعی ،نهادها وسنتها وآداب ورسوم یک جامعه پیرامون همین نیازها شکل می گیرد . بندیکت با چنین استدلالیمعتقد است که در بین جامعه ها دو نوع شخصیت متفاوت وجود دارد که در ار تعلیم وتربیت وخواست جامعه در افراد بوجود می آید .بندیکت رابطه شخصیت وفرهنگ را به حدی نزدیک به هم می داند ومی گوید :ما نمی توانیم از تیپهای فرهنگ بحث کنیم ،بدون اینکه ارتباط هریک از این تیپها را با روان شناسی افراد هم فرهنگ در نظر داشته باشیم . اکنون به تأثیرات متقابل فرهنگ وشخصیت (مفهوم شخصیت اساسی یا پایه )می پردازیم :

شخصیت اساسی یا پایه :
در زندگی انسان هیچ گاه نمی توان فرهنگ وشخصیت را جدا از یکدیگر در نظر گرفت حتی به صورتتخیلی در افسانه ها واسطوره ها،اگر قهرمان داستان فردی منزوی وپرورش یافته دامان طبیعت باشد ،از زمانی مورد توجه قرار می گیرد که جامعه او را احاطه می کند .
برخی تجربه های فرهنگی بین همه افراد انسان مشترک است :
همه جای دنیا نوزادان به وسیله اشخاص بزرگسال تغذیه وپرستاری می شوند ،در گروههای خانوادگی زندگی می کنند ،چگونگی ارتباط با دیگران را از طریق زبان یاد می گیرند ،انواع پاداش وتنبیه را تجربه می کنند ،همچنین هر جامعه کم وبیش برای همه اعضای خود تجربه های معینی را میسر می سازد که در بسیاری از جامعه های دیگر نظیر آن یافت نمی شود . از تجربه های اجتماعی مشترک بین همه اعضای یک جامعه معین ،یک صورت بندی ویژه شخصیتی پدید می آید که شاخص معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است که‌ان را شخصیت اساسی گویند .
درواقع شخصیت اساسی متناسب با ویژگیهای فرهنگی هر جامعه شکل می گیرد واز نظر روان شناسان آمریکایی مدل ساده شده ای است که هدف آن نشان دادن ویژگیهای روانی مشترک بین گروههای اجتماعی جامعه است ،زیرا شعار شخصیتها در جامعه به اندازه کافی متعدد وتشابه آنان با یکدیگر چنان است که می توان شخصیت اساسی را به دست آورد .
مردم شناس آمریکایی عقیده دارند که شخصیت اساسی بین زیر بنا ورو بنای فرهنگی که شامل عواملی چون :
 تربیت اولیه دوران کودکی ،شرایط اجتماعی –اقتصادی ،اکولوژی وجمعیت (زیر بنا ).
 ائدولوژی ،افسانه ها ونهادهای اجتماعی (رو با )می باشد قرار می گیرد .
تا پیش از دهه 1940درباره فرهنگهای مختلف مطالعات گوناگونی صورت گرفته بود که رابطه نزدیک میان فرهنگ وشخصیت را نشان می دهد اما مهمترین مسأله که کیفیت وچگونگی تأثیر در شخصیت است در ابهام باقی مانده بود . برای جبران این نقص «آبراهام کاردنیز »روان پزشک و«اِلف لینتون»مردم شناس به بررسی ومقایسه تأثیر متقابل فرهنگ وشخصیت پرداختند .(استونزل 86:1368)
آنها پس از بررسی کلیه روشهای ممکن نتیجه گرفتند که بهترین روش تحقیق در این باره «روانکاوی »است .
توجه کاردنیز وهمکارانش به دو مسأله مهم جلب شده بود :
1.آیا در خانواده از کودک محافظت ومراقبت می شود یا او را به حال خود واگذاشته وبه فراموشی سپردهاند ؟
2.چنانچه در کار تربیت کودک مراقبت به کار می رود ایا نظم وانظباطی که در مورد تمایلات جنسی ،عمل دفع ،از شیر گرفتن ومسأئل مشابه کودک تحمیل می شود ،خشک وشدید است ویا ملایم وانعطاف پذیر می باشد . به عقیده آنان بی اعتنایی وبی توجهی نسبت به کودک باعث پیدایی «خود »ضعیف می گردد واگر تربیت صحیح با نظم وانظباط همراه باشد در کودک «خود »قوی وباراده به وجود می آید . کاردنیز برخلاف فروید بر روشهای ویژه فرهنگی تعلیم وتربیت کودکان پافشاری می کند ونتیجه می گیرد که اعضای یک جامعه مشخص که در دوران کودکی با تجربه های مشابهی زندگی می کنند ؛ویژگیهای شخصیتی مشترک بسیاری خواهد داشت که آن را «شخصیت پایا »می نامد ومعتقد است که این شکل ظاهری ویژگیهای شخصیت ،نتیجه تجربه های مشابه است. (روش بلار 84:1370)

مطلب مشابه :  مفهوم تاب‌آوری و مدل های آن

فرهنگ وبیماری :
هر فرهنگ عادات مخصوص به خود دارد که بعضی از انها تأثیر میقی بر بروز بیماریها می گذارد . مثلاًاروپا وآمریای شمالی تومورهای ریه بر اثر استعمال دخانیات وسیروز کبدی در اثر مصرف الکل ،نتیجه سوءتغذیه وسوءاستفاده از مواد مخدر مانند تریاک وحشیش ،حالت تباهی شخصیت رخ می دهد (ثریا ،126:1353)از سوی دیگر ،سرطان الت تناسلی مردان در بین مسلمانان وید مودیانی که ختنه می نند ،خیلی نادر است . فشار خون از علل عمده مرگ ومیر در ژاپن است ؛در حالی که این بیماری در گینه نو وبرخی دیگر از جزایر اقیانوس آرام دیده نمی شود .
امیل کراپلین (1904)روان پزشک آلمانی پس از سفرهای متعدد به کشورهای مختلف مشاهده بیماران روانی معتقد شد که «آ»چه درباره علایم بیماری روانی در کتابهای مرجع کلاسیک اروپایی شرح داده شد ،براساس مشاهده این بیماران در کشورها غربیبوده وغالباًبا علائم ونشانه هایی که در بیماران رانی وسایر کشورها دیده می شود تفاوت دارد .(دوکی وتابان 16:1357)
بعد از اظهار نظر فوق ،این نظریه مورد ـدیید قرار گرفت که فرهنگ جوامع مختلف نه فقط بروز حالت افسردگی مؤثر است ،بلکه بر چگونگی تظاهر علائم بیماری وسیرو پیشرفت ان نیز اثر می گذارد . به عنوان مثال ،در کشورهای غربی افسردگی نوعی اختلال روانی است که با اصطلاحاتی نظیر غمگینی ،ناامیدی ،یا بد بینی تو صیف می شود اما در کشورهای آفریقایی یا جامعه های شرقی نشانه های این اختلال را با عوارض جسمی در ارتباط می دانند ،ودر واقع معتقدند که افسردگی یک رنج روحی است که به شکل درد های جسمی نمود پیدا می کند طیف گسترده ای از ناراحتیهای جسمی مثل سردرد ،دل بهم خوردگی ،یا درد ناحیه پشت وهمچنین ترس از بیماری ومرگ ،جملگی نشان دهنده احساس ناخوشی وبدحالی بیمار ،ونهایتاًآرزوی او برای مرگ است واین نوع احساس جزءجدایی ناپذیر بیماری افسردگی است .
پژوهشهای محققان معاصر نشان داده است که در سالهای اخیر خصوصیات بالینی بیماری افسردگی دچار تغییراتی شده است . این تغییرات مستقیماًبا دگرگونیهای عمیق اجتماعی واقتصادی وفرهنگی کشورهای در حال توسعه مرتبط است در یک بررسی اپیدمیولوژیک که در سال 1995در تونس انجام گرفت و5000نفر را شامل می شد با میزان شیوع افسردگی در جمعیت مورد مطالعه در کشورهای صنعتی کاملاًمشابه وقابل مقایسه بود از این موضوع می توان چنین استنباط کرد که افسردگی مردم سودان که به شیوه غربی است فدقیقاًبه موازات توسعه اجتماعی ،اقتصادی ،شهر نشینی ،پدید امدن نابسامانیها ی گوناگون در ساختار سنتی جامعه آن کشور رایج شده است .
هر کسی شخصیتی دارد :
هر کسی شخصیتی دارد وشخصیت مشابه مشخص کردن میزان موفقیت ،خشنودی ورضایت خاطر در زندگی شما کمک می کند ما درباره شخصیت صحبت می کنیم ،بدون اغراق باید بگوئیم که شخصیت شما یکی از مهمترین نعمت های شماست . شخصیت به شما کمک کرده است تا زندگی خود را شکل دهید ودرآینده نیز همین کار را خواهد کرد . هر چیزی که تا به حال به دست آورده اید ،هر چیزی که انتظار دارید در شغل خود به دست آورید ،خواه همسر یا والد خوبی بشوید ،وحتی وضعیت سلامت کلی شما تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت کسانی که با آنها در تعامل هستید قرار دارند . شخصیت شما گزینه های را که در زندگی دارید محدود کرده یا گسترش می دهد. شخصیت به شما اجازه نمی دهد تجربیات خاصی را با دیگران در میان بگذارید یا شما را قادر می سازد بیشتر آنها را با دیگران در میان بگذارید . شخصیت‌،برخی افراد را محدود می کند ودنیای تجربه را به روی دیگران می گشاید . تا به حالچند بار کسی را به داشتن شخصیت عالی توصیف کرده اید ؟
معمولاًمنظور شما از این توصیف این است که‌آن فرد صمیمی وخوشایند است ،همنشینی با او خوب است وبه راحتی می توان با ا کنار آمد –آدم مهربانی که شاید او را به عنوان رفیق ،هم اتاقی یا همکار انتخاب کنید .اگر مدیر جایی باشید شاید این فرد را استخدام کنید ،اگر برای رفتن به زیر بار تعمد شخصی آماده باشید ،شاید بخواهید با این شخص ازدواج کنید ،شما تصمیم خود را بر مبنای برداشتی که از شخصیت او دارید می گیرید شما همچنین کسانی را می شناسید که آنها را به داشتن شخصیت وحشتناک تو صیف می کنید . چنین آدمهایی شاید منزوی ،متغاصم ،پرخاشگر ،نامهربان وناخوشایند باشند وکنار آمدن با آنها دشوار باشد شما آنها را استخدام نخواهید کرد ،دوست ندارید با‌آنها همکاری کنید وامکان دارد دیگران نیز آنها را طرد ومنزوی کنند .
در حالی که شما مشغول قضاوت کردن شخصیت دیگران هستید آنها نیز درباره شما قضاوتهای مشابهی می کنند این تصمیمات متقابل که زندگی قضاوت کننده وقضاوت شونده را شکل می دهند بارها صورت می گیرند ،یعنی هر بار با موقعیتی اجتماعی روبر می شویم که ایجاب می کند تا با افراد تازه ای تعامل کنیم. البته تعداد تنوع موقعیتهای اجتماعی که دوست دارید در آ»ها مشارکت کنیدنیز به وسیله شخصیت شما تعیین می شوند برای مثال ،اجتماعی بودن یا خجالتی بودن شما .
توصیف شخصیت خود شما :
البته سعی در جمع بندی کردن مجموعه ای از ویژگیهای شخصیت یک نفر با استفاده از واژه های مبهمی چون عالی وحشتناک کار آسانی است . شخصیت به قدری پیچیده است که نمی توان آن را به این سادگی توصیف کرد ،زیرا انسانها درموقعیتهای مختلف ودر ارتباط با افراد متفاوت ،بسیارپیچیده وتغییر پذیر هستند . برای این که شخصیت را درست توصیف وتعریف کنیم باید در یان خود دقیق تر باشیم . به همین دلیل روان شناسان برای ارزیابی شخصیت تلاش زیادی را صرف ساختن آزمونها کرده اند .
شاید معتقد باشید که به هیچ آزمون روان شناختی نیاز ندارید که بگویند شخصیت شما چگونه است ودر مجموع شاید حق با شما باشد . هر چه باشد شما بهتر از هرکس دیگری خود را می شناسید اگر از شما بخواهند کلماتی را فهرست کنید که «شخصیت شما را بهتر توصیف کنند ،بی شک می توانید این کار را بدن فکر کردن زیاد انجام دهید . بسیار خوب ،امتحان کنید . تکه ای کاغذ بردارید وبه هر تعداد که بتوانید صفاتی را روی آن بنویسید که شرح دهنده شما واقعاًچگونه هستید –نه اینکه دوست دارید چگونه باشید یا می خواهید استادان ،والدین ،یا دوستان شما تصور کنند که شما چگونه هستید –بلکه خود واقعی شما سعی کنید از کلمه عالی استفاده نکنید حتی اگر درمورد شما صدق کند .
چند کلمه را انتخاب کنید ؟شش تا ؟ده تا ؟قوری بیشتر ؟ازمون شخصیت

مطلب مشابه :  همه آنچیزی که درباره دیابت باید بدانید

دسته بندی : آموزش-سریع