با اینکه ایده‌ی امید از زمان آغاز خلقت آدمی وجود داشته است، بررسی علمی آن در زندگی انسان قدمتی کوتاه دارد و دوران طفولیت خود را می‌گذراند (منصوری، 1387). تعاریف و نظریه‌های کاملاً متفاوتی از امید وجود دارد. در قرآن و روایات معصومان‌(ع)، امید به رحمت خداوند و سرانجام نیکو، از جهات گوناگون تأکید شده است. بیمناکی افراطی از خداوند، ناامیدی از رحمت الهی است که آفت بزرگ خوف از خداوند است و از رذیلت‌های اخلاقی به شمار می‌آید. قرآن کریم، ناامیدی از رحمت الهی را گمراهی می‌داند و می‌فرماید: «چه کسی ـ جز گمراهان ـ از رحمت پروردگارش نومید می‌شود؟» حجر: 56. در مسیحیت هم امید به همراه عشق و ایمان، راعصاره­ای برای داشتن زندگی خوب دانسته­اند. درد و رنج، اغلب در زمان حال، به امید اینکه در آینده اوضاع بهتر خواهد شد، تحمل می­شود. بنابراین کوشش هایمان تماماً ارزشمند هستند. امید باعث ایجاد توانایی در عدم تأثیرپذیری از مشکلات زمان حال می­شود همچنین باعث گشودگی نسبت به فرصت­های جدید می­گردد (اشنایدر، 2000).

محققان و متخصصان بالینی نه تنها بر ضعف افراد بلکه بر قوت­هایی تأکید دارند که رشد سلامتی را تضمین می­کند،. امید یکی از سازه­هایی است که بعنوان شاخص توانمندی در بهزیستی مثبت افراد مورد توجه واقع شده است. اکثر تحقیقات گذشته در مورد امید (اشنایدر و همکاران، 1997؛ وال، هیوبنر و سولدو[96]، 2004) رابطه آن را با متغیرهای مهمی از قبیل حمایت اجتماعی، مشکلات رفتاری و ویژگی­های شخصیتی نشان داده­اند با این حال پژوهش‌های مداخلاتی در این سازه هنوز در ابتدای راه است. طرفداران عملکرد توانایی محور در مقابل نقص محور معتقد به این هستند که حوزه روان­شناسی مثبت به متخصصان این امکان را خواهد داد تا با داشتن ابزارهایی جدید مراجعان خود را از چشم­انداز وسیع و کاملتری نظاره کنند.

در طول تاریخ اثر امید مورد شک و تردید و مباحثه قرار گرفته و تعریف آن نیز دائماً ارزیابی شده و تغییر یافته است. در دهه­های گذشته نظریه­های تفکر امیدوارانه حول ادراک این موضوع بوده که اهداف دست یافتنی هستند (اشنایدر، فلدمن، تیلور، اسکرودر و آدامز[97]، 2000). اشنایدر سازه امید را به عنوان فرایند تفکری تعریف می‌کند که از طریق آن افراد اهداف خود را به صورت فعال تعقیب می­کنند.

 رابینسون (1983؛ به نقل از اسلامی‌نسب، 1373) نیز معتقد است امید یکی از پایه‌های اصولی توازن و قدرت روانی است که مشخص‌کننده‌ی دستارودهای زندگی است. از نظر اشنایدر (2000)، امید حالت انگیزشی مثبتی است که مبتنی بر پایداری و راه‌یابی است و محصول تعامل فرد با محیط است؛ به سخن دیگر، امید عبارت است از: ظرفیت تصور توانایی ایجاد مسیرهایی به سمت اهداف مطلوب و تصور داشتن انگیزه برای حرکت در این مسیرها (اشنایدر، 2000).

به اعتقاد فلدمن و اشنایدر (2005)، برگزیدن هدف‌های مناسب و تلاش برای رسیدن به آن‌ها همان چیزی است که می‌توان به آن تفکر هدف‌مند یا امید گفت. اشنایدر و همکارانش، امید را مجموعه ای شناختی می دانند که مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون (تصمیم‌های هدف‌مند) و مسیرها (شیوه ی انتخاب‌شده برای نیل به اهداف) است. بنابراین، امید یا تفکر هدف‌مند از دو مؤلفه‌ی مرتبط به هم یعنی «مسیرهای تفکر» و «منابع تفکر» تشکیل شده اند. مسیرهای تفکر انعکاس‌دهنده‌ی ظرفیت فرد برای تولید کانال های شناختی در رسیدن به اهدافش است و منابع تفکر عبارتند از افکاری که افراد برای رسیدن به اهدافشان، درباره‌ی توانایی‌ها و قابلیت‌هایشان برای عبور از مسیرهای برگزیده، تعریف کرده‌اند. از طریق ترکیب منابع و مسیرها می‌توان به اهداف رسید. اگر هر کدام از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف غیر ممکن است (اشنایدر، 2002).

اشنایدر و همکاران (2006) در تعریف دیگری، امید را مجموعه‌ای ذهنی می دانند که مبتنی بر حس متقابل اراده و برنامه‌ریزی برای رسیدن به هدف است. از آنجا که امید به زندگی با نگرش‌ها و ساختارهای مرتبط با زندگی در ارتباط است. هر فردی که به زندگی امیدوار است باید به چگونگی گذران زندگی و کیفیت آن حساس باشد و به ارتقای کیفیت زندگی بپردازد. ارتقای سطح کیفیت زندگی در گرو ارتقای سطح سلامت است. ارتقای سطح سلامت نیز به مثابه ی محور توسعه‌ی جوامع پذیرفته شده و با توجه به سیاست‌های سازمان جهانی بهداشت هدف نهایی تمامی دولت‌هاست (لگلر[98]، 2007).

واژه “Life Expectancy” در لغت به معنی تعداد متوسط سال­هایی است که یک شخص اگر شرایط مرگ و میری را که در جدول عمر مشخص شده، به کار بندد، زندگی خواهد کرد (دیکشنری جمعیت‌شناختی، 1985). و در اصطلاح عبارت است از تعداد سال­هایی که انتظار می­رود یک فرد از یک سن تا سن دیگر زنده باقی بماند (حسینی، 1384). امید به زندگی و اهمیت جایگاه آن، برای برخوردار بودن از زندگی خوب و شاد، امری انکارناپذیر است (کینگ[99] و همکاران، 2006). برخی از مؤلفان با توجه به یافته‌های موجود، اظهار کرده‌اند که وجود امید و احساس کردن آن در زندگی مانند کلیدی است که می‌تواند قفل و گره‌ مشکلات زندگی را باز کند و باعث شود تا افراد کنش‌های مثبتی داشته باشند (فرانکل، 1963).

مطلب مشابه :  مفهوم بهزیستی روانشناختی

فرانکل (1984) یکی از معروف‌ترین تعاریف امید به زندگی را بیان کرده است، وی بر آنست هنگامی که انسان به فعالیت‌های مورد علاقه‌اش می‌پردازد، با دیگران ملاقات می‌کند، به تماشای آثار هنری و ادبی می‌پردازد، و یا به دامان طبیعت پناه می‌برد، امید را در خود احساس می‌کند. هم چنین هنگامی که احساس می‌کند وجود و هستی‌اش به یک منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چهارچوب‌ها و تکیه‌گاه‌های گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب می‌داند و فلسفه‌ای برای زندگی کردن انتخاب کرده است زندگی را می بیند، آن را در می‌یابد و احساس می‌کند.

برخی از روان‌شناسان مانند آلپورت[100] (1954)، مازلو[101] (1962) و فرانکل (1972) امید در زندگی را مهم ترین عامل مؤثر بر کنش‌های روان‌شناختی مثبت می دانند. باتیستا و آلموند[102] (1973)، زندگی همراه با امید را فرایند باورهای فردی می دانند تا منبع نهایی محتوای باورها. آن‌ها معتقدند هر چه فرد به ارزش‌های بیش‌تری باور داشته و متعهد باشد، احساس می‌کند زندگی‌اش از معنای بیش‌تری برخوردار است (فلدمن و اشنایدر، 2005). به نظر بامیستر[103] (1991) هنگامی فرد می تواند احساس کند که از زندگی همراه با امید برخوردار است که چهار نیاز او ارضا شده باشد: 1- هدف‌مند بودن جهت زندگی؛ 2- احساس کارآمدی و کنترل؛ 3- برخوردار بودن از مجموعه‌ای از ارزش‌ها که بتواند به وسیله‌ی آن‌ها کنش‌هایش را توجیه کند؛ 4- وجود یک مبنای باثبات و استوار برای داشتن نوعی حس مثبت خودارزش‌مندی.

 

نظریه امید

از نظر اشنایدر امید فرایندی است که طی آن افراد ابتدا اهداف خود را تعیین می­کنند، سپس راهکارهایی برای رسیدن به آن اهداف خلق می­کنند و بعد از آن انگیزه لازم برای به اجرا درآوردن این راهکارها را ایجاد کرده و در طول مسیر حفظ می­کنند. اشنایدر و همکاران (1991) یک نظریه ترکیبی مبتنی بر هدف را مطرح کردند که بسط یافته مدل تک بعدی سنتی بود و برای اولین بار زمینه‌ای را برای امکان سنجش معتبر و قابل اعتماد امید در افراد گشود. نظریه امید اشنایدر بر سه مؤلفه‌ی مرکزی بنیان گذاشته شده است: اهداف، گذرگاهها و عامل اهداف. اشنایدر (2000 ) با توجه به مصاحبه­های متعددی که با افراد داشت معتقد است مردم در این ادعا که هر کاری که انجام می­دهند سعی دارند در آن هدفی را دنبال کنند یک کلام بودند. اهداف نقاط پایان و یا زنجیره‌ی عمل ذهنی را ایجاد می­کنند، آنها مرجع تئوری امید هستند (اشنایدر، 1994؛ اشنایدر، چیونز و سیمپسون[104]، 1997).

اهداف اساس نظریه امید هستند که می­توانند کوتاه مدت یا بلند مدت باشند و از نظر اهمیت طبقه­بندی شوند، اهداف بایستی برای تسخیر ذهن هشیار ما به حد کافی ارزشمند باشند و نیز اهداف امیدوارانه نوعی عدم حتمیت به همراه خود دارند. یک سر این زنجیره اطمینان قطعی اهدافی با احتمال نائل شدن 100% است، آنها نیاز به امید ندارند. در سر دیگر این زنجیره، اهداف غیرقابل دفاع (که احتمال نائل شدن به آنها 0% است) وجود دارند که بیش از این که مفید باشند غیرمولد هستند. در واقع تحقیقات این بحث را تأیید می­کند که به نظر مردم، امید، یک کامیابی است که در مواقعی که احتمال رسیدن به هدف در حد متوسط می­باشد وجود دارد (آوریل[105] و همکاران، 1990؛ به نقل از اشنایدر، ‌2000).

در نظریه امید، اهداف منبع اصلی هیجان هستند، هیجان مثبت ناشی از دستیابی به هدف یا تصور نزدیک شدن به آن است، در حالی که هیجان منفی ناشی از شکست در دستیابی به هدف یا تصور دور شدن از آن است (اشنایدر، 2002). با توجه به پیوند بین دستیابی به هدف و عاطفه مثبت، ممکن است به نظر برسد که بهترین راهکار، تعیین اهداف آسان و کاملاً قابل دستیابی است. اما افراد دارای امید بالا معمولاً به دنبال اهدافی هستند که دارای میزانی متوسط از دشواری باشند (اشنایدر، 1994).

تفکرات، گذرگاه توانایی­های درک شده شخص هستند که راه­های عملی را برای اهداف خواسته شده بوجود می­آورند. تفکر گذرگاه اغلب قابل مشاهده در گفتار درونی از قبیل «من راهی برای انجام این کار پیدا خواهم کرد» می­باشد، اگرچه تفکر گذرگاه خواستار تنها یک گذرگاه قابل استفاده به هدف خواسته شده است، اما افراد دارای سطوح امید بالاتر اغلب قادر به تصور چندین گذرگاه هستند و از تفکر واگرا استفاده می‌کنند این راههای متناوب هنگامی که فرد مجبور به مقابله با مانع یا مشکل در رسیدن موفقیت­آمیز به اهداف می­شود، تعیین‌کننده هستند. تفکر گذرگاه توانایی ادراک شده‌ی فرد برای شناسایی و ایجاد مسیرهایی به سمت هدف است (اشنایدر، 1994).

از آنجا که برخی از طرح­ها و نقشه­ها ممکن است با شکست مواجه شوند، افراد دارای امید بالا، به منظور مقابله با موانع احتمالی، چندین گذرگاه را در نظرمی­گیرند (اشنایدر، 1991، 1996؛ ایرولیگ و همکاران، 1998). لازم به ذکر است که آثار سودمند امید، ناشی از توانایی واقعی در ایجاد گذرگاه­ها نیست بلکه ناشی از این ادراک است که چنین گذرگاه­هایی در صورت لزوم می­توانند تولید شوند (اشنایدر و همکاران، 1991).

مطلب مشابه :  همه چیز درباره پیشرفت تحصیلی و یادگیری خودتنظیمی

تفکرات عامل، به عنوان افکاری تعریف می­شود که بدان وسیله افراد با توجه به توانایی­شان گذرگاههایی انتخاب کنند و به تلاش خود ادامه دهند. این تفکرات، مؤلفه انگیزشی نظریه امید است که به شخص اطمینان می­دهد قادر به شروع و تحمل تلاش­های ضروری برای دنبال کردن گذرگاه خاص می­باشد یا نه. عامل، مستقیماً شناخت­های افراد را در مورد توانایی آنها برای شروع و تحمل رفتارهای هدف­گرا منعکس می­کند، و با گفتارهای درونی مانند «من می­توانم این کار را انجام دهم» و «من قصد ندارم متوقف شوم» مشخص می­شود (اشنایدر، لاپوینته، کروسون و ارلی[106]، 1998). البته باید توجه داشت اهداف افراد بدون عزم در حرکت به سمت آن و حفظ تلاش لازم برای نیل به آن قابل دسترسی نخواهد بود.

در نظریه امید، رسیدن موفقیت آمیز به هدف، هیجانات مثبت را فرا می­خواند و شکست در دستیابی هدف باعث هیجانات منفی می­شود. این هیجانات، به نوبه خود گذرگاههای فرد و مؤلفه عامل را درباره تعقیب هدف آینده تغییر می­دهند، هیجانات مثبت که از هدف موفق نتیجه می­شود فرد را به کوشش و انتخاب اهداف آینده­ی چالش انگیزتری  سوق می­دهد، در مقابل هیجانات منفی مطابق با شکست در دستیابی به اهداف خاص ممکن است باعث بی­میلی فرد برای تلاش کردن و پیشرفت آینده شود. بنابراین توانایی فرد برای تعریف کردن هیجانات منفی که از شکست­ها و مصیبت­های شخصی ناشی می­شود مستقیماً تفکر گذرگاه و تفکر عامل اهداف آینده را تحت تأثیر قرار می­دهد (اشنایدر و همکاران، 1991).

[1]- Cockran

[2]- Fong, Aiello, Ferris & Klein

[3]- Lantion-Ang

[4]- Center of Disease Control (CDC)

[5]- William & Piku

[6]- Musaiger & Al-Mannai

[7]- Hennis

[8]- King, Aubert & Herman

[9]- heterogeneous

[10]- oligogenic/ polygenic

[11]- Melanitou, Fain, & Eisenbarth

[12]- Galleri

[13]- Metzger

[14]- Lee

[15]- Ekoe, Punthakee, Ransom, Prebtani & Goldenberg

[16]- Phenotype: فتوتیپ بروز قابل مشاهده یک ژنوتیپ به عنوان صفتی ظاهری، بالینی با بیوشیمیایی یا مولکولی است.

[17]- Levy

[18]- وجود چندین ژن همردیف (آلل) برای یک صفت خاص

[19]- Pima

[20]- American Diabetes Association

[21]- World Health Organization

[22]- Goguen & Gillbert

[23]- Porter, Beers & Berkow

[24]- Clayton, Woo & Yale

[25]- McFarlane, Gillbert, MacCallum & Senior

[26]- Bril, Perkins & Toth

[27]- Poirier, Dufour, Carpentier & Larose

[28]- Stone, Fitchett, Grover, Lewanczuk & Lin

[29]- Ginslurg & Aiello

[30]- National Diabetes Data Group

[31]- Kahn & Hiller

[32]- Palmberg

[33]- Krolewski, Warram & Freire

[34] – منظور از پرولیفتراتیو یا تکثیری، حالتی است که رگهای خونی جدید و غیرطبیعی بر روی سطح شبکیه رشد می‌کنند.

[35]- Wood Cock, Bradley, Plowright, Ffytche, Kennedy & Hirsch

[36]- Evans

[37]- Amos, McCarty & Zimmet

[38] – Staples

[39] – Joronen

[40] – Roothman, Kirsten & Wissing

[41] – Stephens, Dulberg & Joubert

[42] – Epstin

[43] – Martin & Rubin

[44] – Adams, Bezner & Steinhardt

[45] – Ryff & Singer

[46]- Pretoris

[47]- Costa & Mccare

[48]- Jung

[49]- Allport

[50]- Buhler

[51]- Keyez

[52]- Coward & Reed

[53]- Ryan & Deci

[54]- Wissing & Van Eeden

[55]- Karademas

[56]- Steenbarger

[57]- resilience

[58]- positive psychology

[59]- happiness

[60]- hope

[61]- well-being

[62]- self- esteem

[63]- successful adoption

[64]- Darwin

[65]- Cicchetti & Cohen

[66]- hardiness

[67]- invulnerability

[68]- anthony

[69]- Kobasa

[70]- Maddi & Khoshaba

[71]- Stewart, Ried, & Mangham

[72]- bounce back

3- Garmezy, Masten,& Tellegen

[74]- Rutter

[75]- Doo

[76]- internal factors

[77]- external factors

[78]- intelligent

[79]- personality traits

[80]- self- efficacy

[81]- social support

[82]- protective factors

[83]- risk factors

[84]- conceptual model

[85]- process model

[86]- Richardson, Neiger, Jensen,& Kumpfer

[87]- stressors or challenges

[88]- external environmental context

[89]- person- environment interactional processes

[90]- internal self characteristics

[91]- positive outcomes

[92]- additive

[93]- interactive

[94]- indirect

[95]- assets

[96]- Valle, Huebney & Suldo

[97]- Feldman, Taylor, Schroeder & Adams

[98]- Legler

[99]- King

[100]- Allport

[101]- Maslow

[102]- Batista & Almond

[103]- Baumeister

[104]- Cheavens & Sympson

[105]- Averill

[106]- Lapointe, Crowson & Early

دسته بندی : آموزش-سریع