دانلود پایان نامه

ارگانیسم در حالت تنش مزمنی قرار میگیرد، حالتی که به صورت یک درماندگی مزمن که می‌تواند در فواصل معینی به صورت حاد متجلی شود، احساس می‌گردد.
بدین ترتیب، بالبی آشکارا غمگینی را از افسردگی مزمن متمایز میکند. غمگینی که به منزله نوعی واکنش بهنجار و سالم است در برابر فقدان یا انتظار فقدان (فرد محبوب، مکان مورد علاقه یا یک نقش اجتماعی) برانگیخته می‌شود اما فرد غمگین میداند که چه کسی یا چه چیزی را از دست داده است و با تمام وجود و احتمالاً با تکیه بر کسی که مورد اطمینان اوست کوشش میکند تا آن را باز گرداند. بنابراین فرد غمگین امید خود را از دست نمی‌دهد و احساس صلاحیت و ارزش شخصی وی دست نخورده باقی می‌ماند.
بالبی بر این باور است که تا وقتی مبادله های فعالی بین فرد و جهان خارج در سطح فکر یا در سطح عمل باقی یمانند و امید، ترس، خشم، ارضا، ناکامی‌و یا هر ترکیبی از این حالتهای عاطفی وجود داشته باشند، حالت فاعلی فرد را نمیتوان معادل افسردگی دانست. اما اگر مبادله قطع شود افسردگی بروز میکند و تا هنگامی‌که الگوهای تمایل جدیدی در ارتباط با موضوع یا هدف دیگری سازمان یابند، تداوم می‌یابند. کسی که بتواند این دوره از هم پاشیدگی ناشی از قطع مبادله را تحمل کند و پس از مدت نه چندان طولانی. به رفتارها، افکار و احساسات خود برای ایجاد تعاملهای جدید. سازمان بخشد از نظر روانی. فردی سالم محسوب می‌شود. توفیق در این راه نیز مستلزم آن است که احساس صلاحیت و ارزش شخصی فرد دست نخورده باقی مانده باشد.
اما در پاره ای از موارد، حالت افسردگی که بر اساس احساس رهانندگی، ناتوانی در بر انگیختن عشق، احساس طرد شدگی، نا امیدی و استیصال کم و بیش متمایز می‌شوند، پا بر جا میماند و بالبی این افسردگی را به پاره ای از عوامل نسبت می‌دهد که می‌توانند به صورت مجزا و یا به گونه ای همزمان مداخله کنند. (به نقل از حشمتی، فاطمه، پایان نامه کارشناسی ارشد 1376)

تعریف امدادگر
حفظ سلامت و مبارزه با بیماریها زیر شاخه پزشکی است اما همیشه پزشک در دسترس نیست و ایجاب می‌کند که از دانش نجات انسان در شرایط اضطراری آگاه باشند و در مواقع ویژه از آن بهره گیرند و تا قبل از رساندن بیمار به پزشک اقدامات اولیه صورت گیرد. ]تعریف دیگر امدادگر در پایین[ ] به نقل از سید محمد جواد هاشمی‌چاپ 1380[

خصوصیات یا ویژگیهای امدادگر
1-داشتن اطلاعات کافی و مهارتهای لازم جهت انجام کمکهای اولیه
2-حفظ خونسردی در حین مواجهه با صحنه آسیب و مصدومین
3-سرعت عمل در کار، این امر برای رسیدگی به عوامل تهدید کننده زندگی پر اهمیت می‌باشد.
4-داشتن ابتکار عمل و حداکثر استفاده از حداقل وسایل موجود.
5-تسلی بخشیدن به مصدومین و حمایت روانی از آنها
6-رعایت فرهنگ غالب منطقه آسیب و پایبندی به تعالیم مذهبی و ارزشها
7-شناخت محدوده فعالیت خود و عدم دخالت در امور پزشکی
8-آراسته بودن ظاهر و برخورد مناسب .(به نقل از توفیقی نمین، فرشید 1389)
تعریف کمکهای اولیه و امداد[First aid and relief]
به اقدامات اولیه ای گویند که بلافاصله پس از بروز حادثه و قبل از رسیدن به مرکز درمانی صورت می‌گیرد و سبب کاهش چشمگیر مرگ و میر و تخفیف بیماری و آسیبهای مصدوم می‌شود.

هدف ما از کمکهای اولیه
1-پیش بیمارستانی بودن این کمکها
2-ضرورت انجام سریع آن.
3-کاهش مرگ و میر (Mortality) و پیشرفت بیماری (Morbidity) .(به نقل از توفیقی نمین. فرشید 1381)

تعریف عملیات نجات
تعریف دیگر امدادگر: (Firdt aider)
فرد کمک کننده ضرورتاً نیاز به داشتن مدرک پزشکی و پرستاری نداشته و با آموختن اصول کمکهای اولیه می‌تواند به نجات جان مصدومین بپردازد. علاوه بر آن سایر نیازهای افراد آسیب دیده را برآورده کند.(به نقل از توفیقی نمین، فرشید 1382)
تعریف کمکهای اولیه
به کلیه اقدامت کمکی یا درمانی گویند که به مصدوم یا فردی که به طور ناگهانی بیمار ناتوان شده، ارائه می‌شود گویند.
بقیه ویژگیهای یک امدادگر
حداکثر تلاش خود را انجام دهد:
کمکهای اولیه نیز مانند سایر دانسته های بشر، خالی از اشتباه نیست. حتی با وجود این که حداکثر تلاش خود را کرده اید و درمان مناسب را ارائه داده اید ممکن است وضعیت مصدوم آنگونه که انتظار دارید بهبود نیابد. بعضی از شرایط حتی با وجود ارائه بهترین خدمات پزشکی به طور غیر قابل اجتنابی مرگبار می‌باشد. شما حداکثر تلاش خود را بکنید وجدانتان آسوده باشد.(به نقل از حضرتی وجدانی 1383)

حفظ آرامش در ارائه کمکهای اولیه
مصدوم باید در ابتدا احساس امنیت کرده به شما اطمینان کند. با رعایت نکات زیر می‌توانید فضایی امن و مطمئن برای او فراهم آورید.
1-عکس العملهای خود را کنترل کنید و سعی کنید مشکل پیش آمده را به خوبی اداره نمائید.
2-آرامش خود را حفظ کنید و منطقی عمل نمائید.
3-قاطع در عین حال ملایم رفتار کنید.
4-با مصدوم درستانه برخورد کنید و با او با صراحت و هدفمند صحبت کنید.
اعتماد مصدوم را به خود جلب کنید:
در طول مدت معاینه و مداوای مصدوم با او صحبت کنید.
1-به مصدوم توضیح دهید که قصد دارید چه کاری انجام دهید.
2-سؤالات مصدوم را صادقانه جواب دهید تا ترس او کمتر شود چنانچه جواب سؤالی را نمی‌دانید به صراحت به او بگوئید.
3-با نزدیکترین خویشاوند مصدوم یا هر فرد دیگری که لازم است از موضوع با خبر شود تماس بگیرید.
4-هرگز مصدوم بدحال و شدیداً آسیب دیده و یا مصدوم در حال مرگ را تنها ترک نک
نید. به خویشاوندان مصدوم اطلاع بدهید. (به نقل از همان منبع قبلی)
اطلاع دادن مرگ مصدوم به بستگانشان به عهده پلیس یا پزشک مسئول می‌باشد. با این حال گاه شما مجبورید که این کار را انجام دهید، در این شرایط اول از همه مطمئن شوید فردی که با او صحبت می‌کنید، همان فرد مورد نظر مصدوم است، پس با سادگی و با صداقت کامل حادثه را توضیح دهید و نباید موضوع را نامفهوم و یا اغراق آمیز بیان کنیم. و حتی اگر چیزی در نوع حادثه و شدت آن نداشتید صادقانه بگویید و اطلاعات غلط ندهید.

مطلب مشابه :  مقاله درموردBound، Range، Std.، Confidence

وظایف امدادگر
]نقل قول از مربیان گروه آموزشی کمکهای اولیه و فوریتهای پزشکی زیر نظر دکتر علی اکبر پور فتح الله رئیس سازمان انتقال خون کل کشور[
وظیفه امدادگر آن است که به سرعت و با آرامش و بدون اینکه دست پاچه شود وارد عمل شود، موقعیت سانحه و وضعیت مصدوم را درک کند و تشخیص درستی از وضعیت حادثه داشته باشد و بدون معطلی روشهای صحیح درمانی را بکار بندد و بر اساس جراحت وضع مصدوم ترتیب انتقال او را به مرکز درمانی بدهد.
امدادگر بایستی موقعیت را درک کند و رعایت ایمنی را بنماید و در صورت لزوم از دیگران کمک بخواهد و اولویتهای درمانی را تعیین کند به همین منظور بایستی ابتدا تنفس بیمار بررسی شود و در صورت باز بودن راه تنفس مصنوعی را شروع کند. وضعیت ضربان قلب را بسنجد، سپس خونریزی را کنترل کند و در مرحله بعد کنترل سطح هوشیاری بیمار است. دادن آرامش به بیمار، گرفتن شرح حال وی، بررسی آسیبهای داخلی (سر و سینه و شکم)، زخمهای باز و شکستگی ها، کنترل علائم حیاتی بیمار و رساندن مصدوم در سریعترین زمان ممکن به پزشک و مراکز درمانی از جمله وظایف امدادگر می‌باشد.(به نقل از مربیان گروه آموزشی کمکهای اولیه زیر نظر دکتر پور فتح، علی اکبر 1374)

نحوه مراقبت از خود
کنترل استرس
وجود اضطراب و هیجان در زمان انجام کمکهای اولیه و درمان مصدوم طبیعی است، استرس می‌تواند آرامش جسمی‌و روانی شما را تحت تأثیر قرار دهد. بعضی از افراد نسبت به استرس حساس تر هستند، شما به عنوان یک امدادگر برای حفظ سلامت خود و ارائه مفید خدمات بهتر است نحوه مقابله با اضطراب را بدانید.(به نقل از جلالی و حضرتی، 1383)
واکنش به استرسها
امدادرسانی همواره با استرسهای شدیدی برای امدادگران، مصدومین و اطرافیانش همراه است. دیدن صحنه های مرگ و جراحتهای شدید، یکی از خشن ترین صحنه‌هایی است که یک امدادگر تجربه می‌کند و ممکن است تأثیرات زیادی در زوان و رفتارهای امدادگر و اطرافیانش بر جای گذارد، لذا در کنار هر گروه امداد و نجات حضور یک روانشناس ضروری است.

واکنش های دیررس
مشکلات احساسی، پس از یک حادثه می‌تواند حتی پس از بازگشت به زندگی روزمره نیز، شما را درگیر کند، این مشکلات بسته به تجربه شما و نوع حادثه فرق می‌کند. استرس در طولانی مدت می‌تواند خود را به اشکال مختلفی نشان دهد: مثل
1-لرزش دستها و دل پیچه
2-تعریق زیاد
3-یادآوری مکرر حادثه
4-کابوس و خوابهای آشفته
5-تمایل به گریستن
6-تنشهای روحی و تحریک پذیری
7-احساس تنهایی و انزوا
این علائم با گذشت زمان از بین می‌روند، ورزش و تمرینهای آرامش بخش مانند یوگا و مدیتیشن می‌توانند به شما کمک کنند. در واقع انجام هر کاری که از آن لذت می‌برید برای آرامش یافتن و رفع تنش راه مناسبی می‌باشد.

واکنشهای شدید
چنانچه شاهد یک خطر جدی باشید و یا اینکه یک خطر جدی زندگی شما را تهدید کند تا مدتها پس از حادثه ممکن است از عوارض ناشی از استرس رنج ببرید. مثلاُ ممکن است:
1-حادثه را مرتب برای خود مرور کنید.
2-از روبرو شدن با موقعیتها، افراد و مکانهایی که به نحوی با حادثه در ارتباطند دوری کنید.
3-بی قراری کنید.
در این شرایط بهتر است به پزشک یا روانشناس مراجعه کنید.(به نقل از نشریه جمعیت هلال احمر، 1381)

مروری بر سابقه پیشینه تحقیق
در یک تحقیق ارتباط افسردگی با استرس و نحوه مقابله با آن مورد ارزیابی قرار گرفت. در این تحقیق با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک و شیوه های مقیاس مقابله ای (لازاروس 1983) و ارزیابی کلی و مقیاسهای فرعی استروسورها و مقیاس جامع ارزیابی استرس روی 227 نفر دانسجوی شاغل فارغ التحصیل مورد اجراء در آمد.
فرضیه عبارت بود از اینکه اشخاص با افسردگی خفیف، در مقایسه با اشخاص غیر افسرده باید بیشتر از سبک مقابله هیجان مدار حمایت شوند. افراد همچنین کمتر از افراد غیر افسرده از سبک مقابله مسئله استفاده نموده اند.
افراد با افسردگی خفیف همچنین تجارب بیشتری از استرس را در مقایسه با افراد غیر افسرده گزارش دادند و آنهائیکه تجربه استرس بیشتر را داشتند بیشتر از آنهائیکه سطوح کمتری از استرس را داشته افسردگی را نشان دادند.
در یک مطالعه دیگر ارتباط بین استرس تجربه شده، تکنیک های مقابله و نمرات پرسشنامه بک روی 84 دانشجوی فارغ التحصیل مورد بررسی قرار گرفت.
با استفاده از نمرات بک بعنوان متغیر وابسته، اثرات معنی دار بین استرس، 3 الی 7 سبک مقابله مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که تکنیک های مقابله تأکید دارند روی نگرشهای حمایت از خود (برای مثال امیدوار بودن) و به طور منفی به نمرات پرسشنامه بک مربوط بودند(روبین، پوول، تانک 1992)
در یک مطالعه دیگر، تعیین کننده های شخصی و زمینه ای مقابله و اضطراب و ارزیابی موقعیت ها با یک مطالعه گذشته مورد بررسی قرار گرفت.
پیش بینی کننده های زمینه ای و شخصی پاسخ های مقابله
در ارزیابی موقعیت ها و متغیرهای شخصی و زمینه ای بعنوان پیش بینی کننده و کنشهای اضطرابی بطور روزانه و شرایط آن مورد ارزیابی قرار گرفت. در طول چهار هفته اطلاعات 198 دانشجوی در حال فارغ التحصیل در زمینه های سبک های مقابله، اضطراب موقعیت (صفت)، تمایلات افسردگی، و افت تحصیلی جمع آوری شد.
در طول مدت: آزمون، اضطراب موقعیت و پاسخ های مقابله موقعیتی مورد ارزیابی قرار گرفت. هماهنگ با پیش بینی ها، یک تکامل معنی دار بین موقعیت و ارزیابی اجتماعی، اضطراب صفت و اضطراب حالت پیدا شدو حالت اضطراب بطور منفی روی آرامش یا حالت آرایندگی تأثیر گذاشت و کمتر با رفتارهای مقابله ای که تهدیدی برای موقعیت خود بود، بستگی داشت. (کاراندیر 1995)
در یک تحقیق دیگر(الگوی) محرک های فشارزای زندگی، اثرات راهبردهای مقابله ای(تسریع یا جهش، عزت نفس، رقابت اجتماعی) روی دو گروه از بچه های هندی، آمریکایی که تجربه استرس با همسالان داشتند مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج نشان داد که محرک های فشار زایی همسالان بطور معنی داری با احساسات غمگینی (و سن فوریا) برای هر دو گروه سنی ارتباط دارد، و انتخاب استراتژیهای مقابله در تعامل است با تسریع و جهش آنهائیکه جهش یا تسریع پائین را انتخاب کرده بودند و از واپس زنی بیشتر استفاده نموده بودند و آنهائیکه از تسریع یا جهش بیشتر نموده بودند. از تلافی بیشتر استفاده کردند (هانگ، کارن، لیونگ، فردریک، وانگر، نیکول)
در یک تحقیق دیگر ارتباط بین بگو مگوهای روزانه، حمایت های اجتماعی. راهبردهای مقابله ای و افسردگی در دو گروه دانشجویان سیاه پوست و سفید پوست مورد بررسی قرار گرفت(96 دانشجوی سیاه پوست و 64 دانسجوی سفید پوست)
گرچه شدت میانگین در بین دانشجویان سیاه پوست اختلاف نداشت ولی آنها فراوانی بالایی از بگو مگوهای روزانه گزارش داده اند. در مقابل دانشجویان سفید پوست بیشتر از دو سال و خانواده حمایت اجتماعی را دریافت کرده بودند. و این مسئله در دانسجویان سیاه پوست بر عکس بود. میانگین نمرات راهبردهای مقابله تعامل نداشت. بجز حمایت خانوادگی ادراک شده که مربوط به افسردگی پائین بین دانشجویان سیاه پوست بود. (یونگ، جون، کاسا. هاری، 1989) در یک مطالعه ارزیابی، استرس و مقابله در مادرانی که بچه هایشان از کار افتاده بود. آندو آنهائیکه از کار افتاده نبودند. با استفاده از مدل شناختی رفتاری استرس و مقابله آزمایش روی 96 نفر انجام شد. آزمونها نشان دادکه مادرانی که بچه هایشان دچار نقص بودند (Mod) سطوح بالای از علائم افسردگی را گزارش دادند و تفاوت در پریشانی روانشناختی و رویکرد وضعیت سلامتی معنی دار بود. آزمون همچنین به بررسی سبک مقابله و وضعیت سلامتی پرداخت نتایج نشان داد که سبک مقابله هیجان مدار همراه است. افزایش پریشانی روانشناختی در مادران Mod، و سبک مقابله مسئله مدار ارتباط پیدا کرد به کاهش پریشانی روانشناختی (میلر، گیت، گوردون، بروبرت، دامانیل، ریچارد، میلر، لئونارد، 1993)
گزارش شده است که افراد سن سطوح بالای از علائم افسردگی را دارند. دلایل این پدیده، امکان دارد. شاخص فقدان، بالا رفتن سن و فقدان حمایت اجتماعی باشد. تحقیقات اخیر به وجود تفاوتهای فردی در مقابله پی برده اند. برای مثال فیلد، بلندکارد، ایرون 1998) دریافتند که رابطه بین اعتقادات و مرکز کنترل و پاسخ های مقابله بطور واقعی در گروه سنی نوجوانان و افراد مخالف هم هستند. نتایج احتمالاً نیازمند فهم تفاوتهای تاریخی، تغییرات رشدی، و تفاوت هایی در زمینه های اجتماعی است در یک مطالعه


دیدگاهتان را بنویسید