دانلود پایان نامه

داشته اند با خودنمایی در جامعه موجب تحولات سیاسی خاصی می‌شده‌اند. (مانند نقش آنها در تهییج و ترغیب جنگاوران) به نظر می‌رسد که خداوند زنان پیامبر را از ایفای چنین نقش‌هایی برحذر می‌دارد. به این ترتیب جاهلیت اولی یعنی جاهلیت پیش از اسلام که زنان برجسته جامعه با خود نمایی از موقعیت خود سوء استفاده می‌کردند. توجه به این نکته جالب است که چنین جاهلیتی و چنین سوء استفاده‌هایی پس از اسلام نیز اتفاق افتاد بنابراین خداوند با آوردن کلمه جاهلیت اولی خبر از جاهلیت دومی می‌دهد که پس از اسلام اتفاق می‌افتد[162
3-3 عفاف در معاشرت
واضح است که فعالیت های اجتماعی زنان و حضور آنان در عرصه های مختلف ، زمینه تعادل و ارتباط بین زن و مرد را بیشتر کرده است . در پرتو حضور اجتماعی ، بسیاری از استعدادها و قابلیتها به فعلیت می رسد ، تعلیم و تعلّم ، توسعه ، تکنولوژی و بالارفتن فهم سیاسی وآگاهی از زمان محقق می شود و همچنین در سایه فعالیت اجتماعی ، وظیفه امر به معروف و نهی ازمنکر عملی می گردد. از این رو یکی از انگیزه های دعوت به مشارکت اجتماعی زنان ، بالارفتن شخصیت علمی ، معنوی و اجتماعی آنان است ، که بدون این حضور ، انجام این مهم دست یافتنی نیست و یا با دشواری و مشقت همراه است واز دیدگاه اسلام ، این روابط ، همواره دارای آداب و شرایطی است که آن را عفت در روابط اجتماعی نامیده اند .
3-3-1 حضور قاعده مند در اجتماع
در نگاه آغازین شاید طرح این بحث زاید به نظر آید و چنین پنداشته شود که لزوم حضور زن در اجتماع ودر شرکت امورو صحنه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی تردید بردار نیست.در هر حال گویا لزوم وجوب حجاب بهترین ومحکم ترین دلیل حضور زن در اجتماع است چون حجاب و لزوم رعایت آن از سوی زن در مقابل نامحرم و در ارتباط با اجنبی است و روشن است ،اگر زن می‌بایست درگوشه‌ای به دور از انظار نگاه داشته شود و حضور در عینیت جامعه نداشته باشد در خصوص پوشش با این همه گستردگی و حساسیت سخن گفتن چه معنایی داشت؟
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ” یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیر” .163]اى اهل ایمان! براى شما ارث بردن از زنان در حالى که خوشایند شما نیستند [و فقط به طمع به دست آوردن اموالشان پس از مرگشان با آنان زندگى مى‏کنید] حلال نیست. و آنان را در تنگنا و فشار مگذارید تا بخشى از آنچه را [به عنوان مهریه‏] به آنان داده‏اید پس بگیرید، مگر آنکه کار زشت آشکارى مرتکب شوند. و با آنان به صورتى شایسته و پسندیده رفتار کنید. و اگر [به علتى‏] از آنان نفرت داشتید [باز هم با آنان به صورتى شایسته و پسندیده رفتار کنید] چه بسا چیزى خوشایند شما نیست و خدا در آن خیر فراوانى قرار مى‏دهد.[
“برخی از مفسرین این آیه را نیز دلیل برجواز حضور زن در اجتماع دانسته‌اند.در این بخش قرآن کریم ما را متوجه کرده و می‌فرماید با زنها معاشرت نیک داشته باشید و زن را همچون مرد در مجامع تان راه دهید و اگر خوشایندتان نیست که آنها در مجامع تان شرکت کنند این کار ناخوشایند را بکنید چرا که ممکن است خیر فراوانی در آن باشد”164 در اینجا اشاره ای می کنیم به نمونه هایی از زنان که حضورشان در اجتماع به صورت عفیف و با حیاء بوده اند:
“جریان حضور سوده در بارگاه معاویه نیز حاکی از اهمیت این مساله یعنی حضور قاعده‌مند زن در اجتماع می‌باشد. او دختر عماربن اسک همدانی بعد از رحلت علی بن ابیطالب، به عزم شکایت به دربار امویان رفت و با معاویه سخن گفت. وقتی معاویه این بانو را شناخت گفت تو همان نیستی که در تشجیع برادرانت در جنگی که علی بن ابیطالب برعلیه امویان داشت شعر انشاء می‌کردی و آنها را تحریک می‌کردی سوده گفت:” دع عنک تذکار ماقدنسی مات الرأس]یعنی گذشته‌ها را رها کن. آن که رهبر این گروه بود رحلت کرده است و پیشگامان نیز رفتند و به دنباله روها هم منقطع شدند و اثری دیگر از آنها نیست. معاویه گفت جریان برادرت یک جریان کوچکی نبود او جزء سلحشوران نام آور جنگ علوی بود و تو او را با این اشعارت تشجیع می‌کردی و به دنبال این سخن اشعاری را که سوده در آن موقع خوانده بود خواند:
و انصر علیا و الحسین و رهطه و اقصد لهنه و ابنها بهوان
سوده مجدداً گفت از آن گذشته‌ها صرفنظر کن. معاویه گفت حاجتت چیست؟ گفت کسی که مسئولیت اداره جامعه را به عهده گرفته است او در دستگاه قسط و عدل اله مسئول است و نباید به خلقی ستم بشود و حق خدا ضایع بشود. و این بسربن ارطاه که نماینده شماست و به دیار ما آمده است نه حق خلق را رعایت می‌کند و نه حکم خدا را مرعی می‌دارد. اگر او را عزل کنی ما آرام خواهیم بود و اگر عزل نکردی ممکن است علیه تو بشوریم و قیام کنیم.معاویه که خوی درندگی وطغیان در جان او تعبیه شده بود گفت ما را به قیام تهدید می‌کنی؟ این بانو شعر ذیل را خواند:
صلی الاله علی جسم تضمنه قبرفاصبح فیه العدل مدفوناً
درود خدا نثار آن پاکی باد که قبری آن را در بر گرفته است که همه عدل و داد در آن فروخفته است
معاویه پس از شنیدن اشعار گفت این شخص کیست؟ گفت: ذاک علی ابن ابیطالب(علیه السلام) [ 165
” حضرت زهرا (سلام الله علیها) نخستین سخ
نرانی افشاگرانه اش را در مسجد ایراد فرموده و از اوضاع و احوال آینده خبر می‌دهد: چکش‌هایی بر پیکر جامعه می‌خورد که باعث انحراف در جامعه می‌شود. هر کس صدای این چکش را نشنود کر است. کر باد گوشی و لاباد زبانی که شکاف و انحراف را در جامعه می‌بیند ولی سکوت می‌کند. ای کسانی که در جنگ بدر واحد… شمشیر زده‌اید و ادعای انصاری و مهاجری دارید متوجه باشید که در ورطه‌ای افتاده‌اید که سیاست را بر دیانت ترجیح می‌دهد. هشیار باشید که دوباره خط جاهلیت را دنبال نکیند اما با نام اسلام. “166
اسلام به خطرات ناشی از روابط به اصطلاح آزار جنسی کاملا آگاه است. نهایت مراقبت را در برخوردهای زنان و مردان اجنبی دارد ، در عین اینکه به زنان اجازه شرکت در مساجد و محافل را می‌دهد که با رعایت آداب اسلامی و به همراه عفاف باشد .
” پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)در زمان حیات خویش اراده کرد که در ورودی زنان به مسجد از در ورودی مردان مجزا باشد. روزی اشاره به یکی از درها کرد و فرمود:” لو ترکنا هذا الباب للنساء” یعنی خوب است این در را به بانوان اختصاص بدهیم. بعدها عمر صریحاً نهی کرد که مردان از آن در وارد شوند. و نیز می‌گویند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)دستور داد که شب هنگام که نماز تمام می‌شود اول زنان بیرون بروند بعد مردها. پیامبر خوش نمی‌داشت که زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بیرون روند. زیرا فتنه‌ها در همین اختلاطها بر می‌خیزد. رسول خدا برای اینکه برخورد و اصطکاکی رخ ندهد دستور می‌داد مردان از وسط و زنان از کنار کوچه یا خیابان بروند “.167
امیرالمومنین علیه السلام به فرزندش امام حسن (علیه السلام)چنین توصیه فرمودند:
” و اکفف علیهن من ابصارهن بحجابک ایاهن فان شده الحجاب ابقی علیهن و لیس خروجهن باشد من ادخالک علیهن من لا یوثق به علیهن و ان استطعت ان لایعرفن غیرک فافعل “168 ]یعنی تا می‌توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه زن را حفظ نمی‌کند. همان طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج خانه برایشان مضر و خطرناک است. وارد کردن تو مردبیگانه را بر او در داخل خانه و اجازه معاشرت در داخل خانه نیز مضر و خطرناک است. اگر بتوانی کاری کنی که جز تو مرد دیگری را نشناسد چنین کن.[
3-3-2 پرهیز از اختلاط با نامحرم
آنچه تا کنون بیان کردیم گویا در جواز شرکت زن در اجتماع تردید باقی نمی‌گذارد. اما لغزشگاه بودن و زمینه فساد درست کردن اختلاط و امتزاج، امری غیرقابل انکار است. بدین سان اگر برای این حضور ضرورتی را قائل باشیم ،مرزبندی دقیق نیز ضروری خواهد بود. یکی از این شرایط پرهیز از اختلاط برحضور اجتماعی زن می‌باشد. اسلام این حضور را بدون قید و شرط رها نمی‌کند و یکی از شرایط مهم و اساسی فعالیت اجتماعی زن و حضور وی در صحنه‌های گوناگون مرزبندی دقیق و جدایی او از مردان است.
]قرآن کریم یکی دیگر از احکام را در زمینه” حجاب” چنین بیان مى‏دارد: وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ]هنگامى که چیزى از متاع و وسائل زندگى از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بخواهید از پشت حجاب (پرده) بخواهید[ گفتیم این امر در میان اعراب و بسیارى مردم دیگر معمول بوده و هست که به هنگام نیاز به بعضى از وسائل زندگى موقتا از همسایه به عاریت مى‏گیرند، خانه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز از این قانون مستثنا نبوده، و گاه و بیگاه مى‏آمدند و چیزى از همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به عاریت مى‏خواستند، روشن است قرار گرفتن همسران پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در معرض دید مردم (هر چند با حجاب اسلامى باشد) کار خوبى نبود لذا دستور داده شده که از پشت پرده یا پشت در بگیرند.نکته‏اى که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که منظور از” حجاب” در این آیه پوشش زنان نیست، بلکه حکمى اضافه بر آن است که مخصوص همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بوده و آن اینکه مردم موظف بودند به خاطر شرائط خاص همسران پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) هر گاه مى‏خواهند چیزى از آنان بگیرند از پشت پرده باشد، و آنها حتى با پوشش اسلامى در برابر مردم در این گونه موارد ظاهر نشوند، البته این حکم در باره زنان دیگر وارد نشده، و در آنها تنها رعایت پوشش کافى است.شاهد این سخن آنکه کلمه” حجاب” هر چند در استعمالهاى روزمره به معنى پوشش زن به کار مى‏رود، ولى در لغت چنین مفهومى را ندارد، و نه در تعبیرات فقهاى ما.” حجاب” در لغت به معنى چیزى است که در میان دو شى‏ء حائل مى‏شود به همین جهت پرده‏اى که در میان امعاء و قلب و ریه کشیده شده” حجاب حاجز” نامیده شده است .” 169
امیرالمومنین( علیه السلام )به کسانی که به عدم اختلاط توجه نمی‌کنند و در اجتماع مردان بدون هیچ مجوزی در می‌آمیزند هشدار می‌دهد و به مردم عراق که رعایت این امر را نمی‌کردند می‌فرماید:
“یا اهل العراق نبنت ان نساءکم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحیون؟” 170]ای مردم عراق: خبردار شده‌ام که زنانتان، مردان را در راهها تنه می‌زنند آیا حیا نمی‌کنید؟[
اهمیت مساله تا بدانجا است که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در بیعت با زنان به عدم اختلاط آنان با مردان تاکید نموده و در ضمن بیعت به آنان می‌فرماید: ” علی النساء این لا یحتبین و لا یعقدون مع الرجال فی الخلاء” 171 از زنان پیمان گرفت که دوست نداشته باشند در خلوت با مردان بنشینند.[
از این سخن می‌توان توجه شگرف آن بزرگوار را در جهت حفظ سلامت جامعه و دور نگهداشتن آن از فساد رافهمید. همچنین نقش اختلاط و امتزاج زنان و مردان در گسترش فساد و زمینه سازی‌های انحراف استنباط می‌شود.
در بیانی زیبا درخصوص حضور زنان با رعایت حجاب و عفاف در جامعه آمده است:
” اسلام زن را در سایه حجاب و سایر فضایل به صحنه می‌آورد تا معلم عاطفه رقت، درمان، لطف، صفا و مانند آن شود و دنیای کنونی حجاب را از زن گرفته تا زن به عنوان لعبه به بازار بیاید و غریزه را تامین کند. زن وقتی با سرمایه غریزه به جامعه آمد دیگر معلم عاطفه نیست فرمان شهوت می‌دهد نه دستور گذشت.. اما زن به علاوه حجاب دستور عاطفه می‌دهد و عاطفه است که بنیان مرصوص را نگه می‌دارد. این بنیان مرصوص به عنوان یک کاخ سربی است ،هرگز نمی‌شود کاخی ساخت که همه اش از آهن و سنگ سخت باشد بلکه یک ملات نرم نیز لازم است تا سنگ‌های سرد و سخت و آهن‌های متصل را در آغوش خود جا بدهد زن مظهر عواطف و

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید