دانلود پایان نامه

خصلت و بینش و منش است و فراتر و برتر از حجاب می‌باشد و در تعالیم اسلامی‌یکی از فضائل اخلاقی است و جایگاه والایی دارد، خودداری از کارهای حرام و دوری کردن ازمعنای عام عفاف است. از آنجایی که شرف و ارزش انسان در گرو بدست آوردن حقیقت انسانیت است پس راه رسیدن به این حقیقت و کمال دوری از گناه و معصیت و چشم پوشی و روگردانی از خواسته‌های نفسانی می‌باشد که اگر به این اصل توجه نگردد موجبات سقوط انسان و در نتیجه انحطاط جامعه فراهم می شود.به دلیل اهمیت بحث عفاف ،به بررسی دقیق این واژه ومفهوم آن خواهیم پرداخت.

2-1-1 عفاف در لغت:
واژه “عفاف” به” فتح عین”، مصدر ماده “عَفَّ “می‌باشد که مصدر دیگر آن “عِفَّّه “است و این دو دقیقاً به یک معنا می‌باشند و به جای یکدیگر به کار می‌روند.
معنای واژه عفت “اَلعِفَّه الکَفَّ عمّا لا یَحِلُّ” 1. ]خودداری از چیزی است که حلال نباشد[
در جای دیگر نیز چنین معنا شده “العِفَّهَ حصول حاله لِلنَّفس تَمنَعَ بها عَن غَلَبه الشهوه” 2
]عفت حالت درونی و نفسانی است که توسط آن از غلبه شهوت جلوگیری می‌شود.[
همچنین در معنای واژه عفاف چنین آمده است:
” عبارتست، خویشتن داری از آنچه حلال و زیبا نیست “3
و نگرش دیگر در بیان معنای عفاف بدین گونه می باشد “عَفَّ عن الشّیً ای امتنع عَنهَ فَهُوَ عفیف “4
]عفاف از چیزی ورزید، یعنی از آن امتناع ورزید پس او عفیف است.[
مرحوم نراقی ذیل عفت آورده است:
“عفت: عبارت است از مطیع و منقاد شدن قوه شهوانیه از برای قوه عاقله که در اقدام به خوردن و نکاح و حدود اوامرالهی را به لحاظ کمّی و کیفی نگهدارد”5
” عفت : به معنای باز ایستادن از حرام، پارسایی کردن، پرهیزگاری، پارسایی، پاکدامنی” 6
” عفاف پارسایی و پرهیزگاری نهفتگی، پاکدامنی، خویشتن داری “7
و همچنین آمده است:” پارسایی، پرهیزگاری، پاکدامنی در تداول غالباً به کسر اول تلفظ می‌کنند “8

2-2 عفاف در اصطلاح:
“زندگی انسان در دو بُعد قابلیت رشد و تکامل دارد. یکی بعد مادی و دیگری بعد معنوی است. از دایره اول: برخورداری از رفاه، آسایش و سلامت جسم و پرورش آن می‌توان اشاره کرد. و از دایره کمالات معنوی، پرورش خصوصیات اخلاقی و انسانی بدست آوردن دانش و معرفت است.عفت و حیا نیز یکی از این خصلت‌هاست. پروا پیشگی همیشه برانسان‌ها حاکم بوده، هم غار نشینان نخستین که با برگ درختان و پوست حیوانات خود را می‌پوشاندند هم در عصر کنونی. بنابراین، این خصلت همیشه در انسان‌ها بروز داشته است. حیا و عفت تاریخ بردار نیست گرچه برای پوشش می‌توان تاریخ تعیین کرد.عفاف روح پوشش است و پوشش کالبد آن، عفاف فلسفه پوشش است و پوشش تضمین کننده آن “9
در مورد پوشش و عفت زن اینگونه سخن آمده است : “وقتی که زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست، همان طور که متوسل به زیور خود آرایی و تجمل شد که از آن راه قلب مرد را تصاحب کند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز شد.عفاف تنها پاکدامنی جنسی نیست. در جای دیگر اشاره به این مطلب را نیز دارد: عفاف یعنی آن حالت نفسانی، یعنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان، عفاف و پاکدامنی یعنی تحت تأثیر قوه شهوانی نبودن، مانندآن افرادی که تا در مقابل یک شهوتی قرار می‌گیرند بی اختیار می‌شوند و محکوم این غریزه خود هستند ،نبودن، این معنای عفاف است “10 عفت در اصطلاح علم اخلاق چنین تعریف شده است: این ماده در اصل به معنای حفظ نفس از تمایلات و شهوات نفسانی است. همان گونه که تقوی به معنی حفظ نفس از انجام گناهان می‌باشد.به هر حال از قرآن مجید و روایات اسلامی استفاده می‌شود که عفت از فضایل انسانی است و هیچ کس در مسیر الی الله بدون داشتن عفت به جایی نمی‌رسد.در زندگی دنیا نیز آبرو و حیثیت و شخصیت انسان در گرو عفت است.
” همچنین علمای فن اخلاق مجموع فضایل نفس را در تحت 4 جنس داخل کرده‌اند که آن چهار عبارت است از:الف- حکمت ب- عفت ج- شجاعت د- عدالت
و حکمت را فضیلت نفس ناطقه ممیزه دانسته‌اند و شجاعت را از فضایل نفس غضبیه و عفت را از فضایل نفس شهویه و عدالت را تعدیل فضایل ثلالث شمرده‌اند “.11
در قرآن کریم عفیف به شخصی اطلاق می‌شود که خود نگهدار و با مناعت باشد که براساس کاربرد قرآنی مفهومی گسترده داشته و به موارد ذیل قابل تقسیم است:
* عفت در فقر: عبارتست از قناعت ورزی و حفظ نفس از رذالت و پستی تا گناهی از وی صادر نشود. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیم.12 ]این صدقات از آن بینوایانى است که خود را در طاعت حق محصور کرده‏اند و در طلب قوت ناتوانند و آن چنان در پرده عفاف اند که هر که حال ایشان نداند پندارد که از توانگرانند. آنان را از سیمایشان مى‏شناسى که به اصرار از کسى چیزى نخواهند. و هر مالى که انفاق مى کنید خدا به آن آگاه است.[
* عفت در غنی: عبارت است از نگهداری و حفظ نفس از شهواتی که بواسطه وسعت حال و امکانات مالی برای توانگر حاصل می‌شود. قرآن کریم می‌فرماید:”وَ ابْتَلُوا الْیَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُش
ْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْکُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسِیباً ” 13 و یتیمان را [نسبت به امور زندگى‏] بیازمایید تا زمانى که به حدّ ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را یافتید اموالشان را به خودشان بدهید و آن را از [ترس‏] آنکه مبادا به سن رشد رسند [و از شما بگیرند] به اسراف وشتاب مخورید. و [از سرپرستان ایتام‏] آنکه توانگر است باید [از تصرّف در مال یتیم به عنوان حق الزحمه‏] خوددارى کند و هر که تهیدست است به اندازه متعارف مصرف نماید وهنگامى که خواستید اموالشان را به خودشان بدهید [براى آنکه در آینده اختلاف و نزاعى پیش نیاید] بر آنان گواه بگیرید و خدا براى محاسبه کافى است.)
* عفت در شهوت: “عفت در افرادی که توانایی برانجام نکاح ندارند، خودداری نفس از شهوات و حفظ پاکدامنی از آلودگی به گناه، و از طریق: روزه گرفتن، انجام عبادات، همواره به یادخدا بودن، ذکر او را در دل داشتن و فکر را در جلب رضایت پروردگار صرف کردن می‌باشد.”14 قرآن کریم می‌فرماید:”وَلیَستعفف الذین لایَجدونَ نِکاحاً حتّی یغنیهُمُ الله من نَضلِهِ… وَمَن یُکرِههُنَّ فانَّ اللهَ مِن بَعدِ اِکراهِهِنَّ غفورٌ رحیمٌ ” 15 ]و کسانی که امکانات زناشویی، نمی‌یابند باید خویشتن داری کنند تا خدا آنها را از کَرَم خویش بی نیاز گرداند… هر کس آنها را به زور وادار کند، بی تردید خدا پس از اجبارشان، نسبت به آنها آمرزنده مهربان است.[
* عفت در پوشش: عفت در پوشش از منظر قرآن کریم آن چنان اهمیت داردکه خداوند تعالی درقرآن کریم می‌فرماید:” وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیم” 16 ]و بر زنان از کار افتاده‏اى که امید ازدواجى ندارند، گناهى نیست که حجاب و روپوش خود را کنار بگذارند، در صورتى که با زیور و آرایش خویش قصد خودآرایى نداشته باشند. و پاکدامنى براى آنان بهتر است و خدا شنوا و داناست.[ . ]مهمترین مسأله‌ای که در آیات سوره نور تعقیب شده، مسأله عفت عمومی و مبارزه با هر گونه آلودگی جنسی است که از جمله اذن گرفتن کودکان، هنگام ورود به خوابگاه پدر و مادر است و همچنین مسأله حجاب برای زنان سالخورده را بیان می‌فرماید،که زنان از کار افتاده ای که امیدی به ازدواج ندارندو در این استثناء نیز دو شرط را بیان کرده است: اول: اینکه به سن و سالی برسند که معمولاً امیدی به ازدواج ندارند و به تعبیر دیگر جاذبه جنسی را کاملاً از دست داده باشند دوم: خود را زینت نکنند.روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام این حکم را از آنا ن برداشته است. این نکته نیز روشن است که منظور از برهنه شدن و بیرون آوردن همه لباس‌ها نیست بلکه کنار گذاشتن لباس‌های رویی است که بعضی روایات از آن تعبیر به چادر و روسری کرده اند.در پایان آیه اضافه می‌کند که با همه احوال اگر آنها تعفف کنند و خویشتن را بپوشانند برای آنها بهتر است. چرا که از نظر اسلام هرچند که زن جانب عفاف و حجاب را رعایت کند پسندیده‌تر و به تقوا نزدیک تر است[17
قرآن کریم در مورد فطری بودن عفاف می فرماید: “فَدَلاَّهُما بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا یَخْصِفانِ عَلَیْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَکُما عَنْ تِلْکُمَا الشَّجَرَهِ وَ أَقُلْ لَکُما إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُما عَدُوٌّ مُبِین” 18 ]پس آن دو را با مکر و فریب از مقام و منزلتشان فرود آورد [و به خوردن درخت ممنوعه نزدیک کرد]، هنگامى که از آن درخت چشیدند، شرمگاه بدنشان بر دو نفرشان نمایان شد و هر دو دست به کار چسبانیدن برگ [درختان‏] بهشت به خود شدند و پروردگارشان بر آن دو بانگ زد: آیا من شما را از آن درخت نهى نکردم، وبه شما نگفتم: بى‏تردید شیطان براى شما دشمنى آشکار است؟[ در ادامه آیات بعدی فرستادن جامه را برای پوشاندن شرمگاه آورده که این لباس، لباس عزت است و مبادا شیطان شما را نیز بفریبد و این جامه را از تن شما برباید می فرماید: “یا بَنِی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لا یُؤْمِنُون”.19 ]اى فرزندان آدم! شیطان، شما را نفریبد چنان که پدر و مادرتان را [با فریبکاریش‏] از بهشت بیرون کرد، لباسشان را از اندام شان بر مى‏کشید تا شرمگاهشان را به آنان بنمایاند، او و دار و دسته‏اش شما را از آنجا که شما آنان را نمى‏بینید ،مى‏بینند، ما شیاطین را سرپرست و یاران کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‏آورند.[ خداوند تعالی در جای دیگر از عفت حضرت یوسف(علیه السلام) در برخورد با زنان مصر بازگو می‌کند و او را مورد تمجید قرار می‌دهد و می فرماید: ” قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَص
ْبُ إِلَیْهِنَّ وَ أَکُنْ مِنَ الْجاهِلِین” 20 ]یوسف گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوب‏تر است از عملى که مرا به آن مى‏خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانى به آنان رغبت مى‏کنم و از نادانان مى‏شوم.[
در آیات دیگرقرآن کریم اشاره به عفاف در رفتار و کردار دختران شعیب(علیه السلام) نموده است که چگونه با حیا و عفت بودند و مواظب بودند در کارهایشان با نامحرم ارتباط نداشته باشند. در این خصوص قرآن کریم می فرماید: ” وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُکُما قالَتا لا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَیْخٌ کَبِیرٌ ” .21 ]هنگامى که به آب مدین رسید، گروهى از مردم را بر آن یافت که دام‏هایشان را آب مى‏دادند، و غیر آنان دو زن را دید که [دام‏هایشان را از رفتن به سوى آب‏] بازمى‏دارند گفت: چه چیزى شما را بر بازداشتن [گوسفندان‏] وامى‏دارد؟ گفتند: ما [این دام‏هایمان را] آب نمى‏دهی

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید