مقاله رایگان درمورد امام صادق، تربیت دینی، امام علی (ع)، امر به معروف

0 Comments

نمیتوان گفت هر یک از اعمال آدمی تا چه اندازه وابسته به محیط و تا چه اندازه وابسته به توارث است. (صانعی، 1375: 196) تأثیر محیط بر تربیت انسان به حدی است که در روایات آمده است که انسان در بدو تولد با فطرت الهی و پاک متولد میشود ولی بعدها تحت تأثیر محیط از سیر اسلام و حق منحرف میشود. حضرت رسول اکرم (ص) در این زمینه میفرمایند: «کل مولود علی الفطره ان ابواه بمجسانه و ینصرانه و یهودانه» انسان با فطرت پاک الهی متولد میشود بعد والدین او را به سمت عقاید دیگر میکشاند. (شریعتمداری، 1364: 40). حضرت علی (ع) در زمینه تأثیر محیط بر انسان میفرمایند: «ألا و انَّ الشجره البریَّه اصلب عوداً و الرولتع الخصره وارق جلوداً و النباتات البدویه أقوی و قوداً و أبطأ خموذاً. بدانید درختی که در بیابان خشک روید چوبش سختتر بود و سبزه های خوش نما و پوستش نازکتر و رستنیهای صحرایی را آتش افروختهتر بود و خاموشی آن دیرتر باشد. (دلشاد تهرانی، 1382: 129).
3. تغذیه
در زمینههای مهم دیگر برای تربیت دینی و غذایی است که قبل و بعد از تولد تا زمان شکلگیری شخصیت آدمی با آن رشد و نمو میکند. زمان تربیت انسان از زمان انعقاد نطفه و ترکیب سلول نر و سلول ماده شروع میشود بنابراین غذایی که موجب رشد جسمی انسان میشود موجبات شکلگیری شخصیت را هم فراهم میکند. امام باقر (ع) فرمودهاند هر نطفهای که از مال حرام به وجود آید، شیطان در آن سهیم میشود. (تفسیر برهان به نقل از صانعی، 1375: 216). همچنین از امام صادق (ع) هم نقل شده که «کسب الحرام یبین فی الذریه» اثر مالی که از راه حرام به دست آمده در نسل آشکار میشود، یعنی نطفهای که از مال حرام به وجود آید و نیز در آن جنینی که از حرام تغذیه شود مقتضیات شر ایجاد میگردد. (فیض کاشانی، ج3: 206).
حضرت علی (ع)، به کمیل فرمودند: ای کمیل همانا زبان از قلب نشأت میگیرد (و آنچه را که در قلب است ظاهر میسازد) و قوام قلب به غذا است. پس متوجه باش که قلب و جسمت از چه تغذیه میکند، اگر از حلال نباشد خداوند تعالی تسبیح و شکرت را نمیپذیرد.
4.همنشین
چهارمین موردی که به عنوان زمینه تربیت میتوان از آن یاد کرد همنشین و دوست است. انسانها معمولاً با افرادی رفاقت و همنشینی میکنند که با آن هم فکر و هم اعتقاد باشند به همین دلیل است که کودکان تلاش میکنند با هم سن و سالان خود باشند و نوجوانان با نوجوانان و نیز جوانان و بزرگسالان هم همین طورند. اثر همنشین و دوست بر انسان به اندازهای است که حتی معیار قضاوت درباره افراد را هم مشاهده همنشینان دانستهاند. روایت شده است که حضرت سلیمان (ع) فرمود: درباره کسی هیچ داوری نکنید تا به مصاحب (همراه) او بنگرید، زیرا همانا شخص به همنشینان و همدمانش شناخته میشود و به یاران و دوستانش نسبت داده میشود. (سفینه البحار، به نقل از صانعی، 1375: 226).
5.تشویق
همچنین عاملی که میتواند زمینه تربیت را فراهم نماید تشویق است. انسان به طور طبیعی دوست دارد اعمال و رفتارش مورد تشویق و تقدیر دیگران قرار گیرد. اثر تشویق در تربیت در تحقیقات و آزمایشات روانشناسان به اثبات رسیده است و در اکثر کتابهای روانشناسی پرورشی به آن اشاره شده است. سیره پیامبر اکرم (ص)، ائمه اطهار (ع) و بزرگان دین همواره براین بوده است که کارهای خوب دیگران را مورد تقدیر و تشکر قرار میدادند. خداوند متعال در قرآن کریم به پیامبر دستور داده است که وقتی مردم صدقه و زکات میدهند آنان را تحسین و دعا نماید. «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکّیهم بها وصلّ علیهم انّ صلاتک سکن لهم و الله سمیع علیم» (توبه /103) از مردم زکات بگیر تا ایشان را پاک گردانی و آنان را تزکیه نمایی و آنان را دعا کن. همانا دعای تو (سبب) تسکین خاطرشان میباشد و خداوند شنوا و آگاه است. همچنان که اسلام دستور داده اگر مردم از دانشمندان و نیکان و کودکان شایسته قدردانی نمایند و ایشان را به زبان و عمل و رفتار تشویق کنند و آنان را ارج گذارند خود به خود نیکی و دانش و فضیلت در اجتماع رواج مییابد بدین معنی که وقتی در اجتماع افراد برجسته و نیک و دانشمند تشویق و اکرام شوند. دیگران به این فکر میافتند که آنان نیز در اجتماع معزز و محترم باشند، لذا اعمال و رفتار و فعالیت خود را با آنچه مورد توجه اجتماع است تطبیق میدهند در نتیجه جوی به وجود میآید که همگی به تقوا و فضیلت دانش روی میآورند و جامعه انسانی میشود، اما اگر در جامعهای به ارزشهای واقعی اهمیت ندهند، دانش و جهل و تقوا و بیبند و باری در نظر افراد یکسان باشد، افراد شایسته را تشویق نکنند و از ایشان سپاسگزاری و قدردانی ننمایند در آن اجتماع نهال فضیلت و شرافت کم کم میخشکد و فساد و جهل و تبهکاری، مردم را به پرتگاه هولناک بدبختی و نابودی میکشاند (همان: 232).
بنابراین در قرآن کریم آمده است: لئن شّکرتم لا زیدنکم و لئن کّفّرتُم انَّ عذابی لشدید» هر آینه اگر سپاسگزاری کنید حتماً آن نعمت را برای شما زیاد میگردانم. اگر ناسپاسی روا دارید (و کفران نعمت ورزید و بیتوجه باشید) همانا عذاب من شدید است (ابراهیم /7).
7-2-ابزارهای تعلیم و تربیت دینی در سیرۀ ائمه (ع)
طبق اشارۀ آیات قرآن کریم، انبیای الهی به دو روش کلی «انذار» و «تبشیر»، به تربیت دینی مردم میپردازند. (بقره/213) ائمه اطهار نیز، به منزلۀ جانشینان برحق آنها، به همین روش و با شیوهها و ابزارهای خاصی مسلمانان را به دریافت حقایق توجه میدادهاند. در این روش که نخستین گام برای آشنایی مسلمانان به آیین اسلام بود، به صورت ارتباط مستقیم، خطابه و
نامه و … شکل میگرفت؛ و این نوع رفتار و شیوههای آموزشی، به منزلۀ یک خط مشی کلی برای تجلی آرمانها و اهداف اسلام، در رفتار و گفتار بود. در زیر به این شیوهها اشاره می شود:
1.ارتباط چهره به چهره
بهترین راه ارتباطی حاکمان و مدیران با مردم، در هر نوع ساختار حکومتیای، دیدار حضوری و «چهره به چهره» است. در دین اسلام ارتباط مردم و حاکم با یکدیگر، ارتباطی مستقیم است، نه ارتباطی پلکانی و طبقاتی. در این نوع ارتباط مردم میتوانند بهراحتی با رئیس حکومت ارتباط برقرار کرده، مشکلات و مسائل مختلف خود و جامعه را در تمام عرصه ها، با آنها در میان بگذارند. این رفتار و روش آموزشی و تربیتی به منزلۀ الگو برای یک مربی لازم و ضروری بوده، و کیفیت آموزش را بالا میبرد؛ زیرا تأثیر آموزش مستقیم، قویتر از ارتباط غیرمستقیم است. امام علی (ع) نیز در همین زمینه، در سختی پیرامون مراجعۀ مستقیم مردم به حاکم مشروع اسلامی برای حل مسائل دینی، سیاسی و … میفرمایند: «ای مردم از من بپرسید پیش از آنکه من را نیابید» (دشتی 1379، خطبۀ 231: 555)
همچنین امام علی (ع) در نامهای خطاب به مالک اشتر نخعی، افزون بر تذکر این نکته که باید حاکم و والی اسلام در کنار مردم باشد تا به راحتی بتوان به وی دسترسی داشت، اصول مدیریت سیاسی را نیز، آموزش داده، به وی میآموزد که مدیر موفق کسی است که به صورت مستقیم با مردم در ارتباط باشد: «به هر حال، روی پوشیدنت از مردم به درازا نکشد، زیرا روی پوشیدن والیان از رعیت خود، گونهای نامهربانی است به آنها، و سبب میشود که از امور ملک آگاهی اندکی داشته باشند. اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه تواند از شوربختیها و رنجهای آنان آگاه شود…» (همان: 743)
2.تربیت شاگردان برجسته
در زمان امام صادق (ع) و دیگر ائمه (ع) شاگردان بسیاری برای استفاده از محضر آن حضرت، از مناطق گوناگون رهسپار مدینه میشدند؛ و بعد از فراگیری علم یا در آنجا ماندگار میشدند و یا به مناطق خود باز میگشتند، چنانکه محمد بن مسلم کوفی مدت چهارسال در مدینه از محضر امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بهره برد. (طوسی، 1404، ج1، ص 391، ش 280) و به وطن خود بازگشت.
روش ائمه (ع) به ویژه امام صادق (ع) بهگونهای بود که شاگردان خود را به سمت اجتهاد میکشاندند، تا در مناطق مختلف جهان اسلام که مردم به پیشوایان دین دسترسی نداشتند، به تعلیم و تربیت آنان بپردازند. بدین روی «جمیل بن دراج» و «زراره» حلقۀ درس داشتند. (همان: 346)
امام علی (ع) نیز با توجه به شایستگیهای مالک اشتر نخعی در زمینه ولایتمداری، هوشمندی، کارآمدی و مدیریت سیاسی وی، هنگامی که او را به حاکمیت مصر گمارد، دربارۀ وی به مردم آن دیار چنین نوشت: «من بندهای از بندگان خدا را به سوی شما روانه کردم که در روزهای هراس نمیخوابد و در ساعتهای ترس، روی از دشمن بر نمیتابد… او مالک اشتر نخعی است به او گوش سپارید و تا آنگاه که حق میگوید، از او فرمان برید که او شمشیری از شمشیرهای خداست…. اگر به شما فرمان داد که حرکت کنید، حرکت کنید.» (دشتی، 1379، نامه 53 : 98)
3.املای مطالب علمی
از دیگر ابزار آموزشی و پرورشی در ساختار آموزشی و تربیت دینی ائمه اطهار (ع) چه به طور ارتباط جهره به چهره و یا از طریق شاگردان، با توجه به شرایط و موقعیت زمانی صدر اسلام، استفاده از روش «املا» برای ثبت و ضبط علم و ادب اسلامی بود. ائمه (ع) از این روش برای شاگردان خود به منزلۀ یک روش آموزشی استفاده میکردند. در این شیوه، راوی و پرسشگر از امام سؤالی میپرسید و امام به وی میفرمود: بنویس! و سپس، مطلب را املا میکردند و آنها مینوشتند. چنان که امام علی (ع) میفرماید: «هرگاه از پیامبر (ص) پرسشی داشتم، پاسخ میگفت: هیچ آیهای از قرآن نازل نشد، مگر آنکه آن را برایم قرائت و املا میکرد و من به دست خود مینوشتم» (کلینی، 1388، ج 1: 64) از این رو، در جلسات درس و بحث ائمه (ع) عدهای از اصحاب برای یادداشت برداری، به همراه نوشت افزار خدمت امام صادق (ع) میرفتند. چنانکه زراره چنین میکرد (طوسی، 1404: 355، به نقل از یاوری، 1388). شاگردان پس از استماع کلام امام (ع) آن را با عین الفاظش مینوشتند. برای نمونه، ابوبصیر روایت میکند که روزی نزد امام صادق (ع) رفتم. امام (ع) به من فرمود: «هم اکنون، گروهی از مردم بصره این جا بودند، مطالبی را از من پرسیدند و پاسخهای من را نوشتند شما چرا نمینویسید؟ بدان که شما نمیتوانید آموختههای خود را نگاه دارید، مگر آن که آن را بنویسید.» (مجلسی، 1403، ج 2 : 153؛ عاملی، 1409، ج1: 53)
4.خطابه و موعظه
از دیگر ابزار آموزشی و تربیتی در سیرۀ ائمه (ع) استفاده از روش خطابه بوده است. برخی از آن بزرگواران از جمله امام علی، امام حسن و امام رضا (ع) با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه، از این روش بهره بردند. در روش «خطابه»، شخص خطیب برای اقناع مردم زودتر وسادهتر به نتیجه میرسد؛ زیرا وی با یک روانشناسی و جامعهشناختی از جنسیت، کمیت و روحیات مخاطبان، آنان را موعظه و اقناع میکند. از ویژگیهای خطابه این است که موضوعات، افراد و گروه خاص و شرایط سنی و زمان و مکان خاصی در آن لحاظ نمیشود. پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) از این روش برای اهداف بسیار بهره بردهاند. چنان که امام علی (ع) با ایراد خطبههای مخلتف در دوران حکومت خود، افزون بر تربیت دینی مردم، به آموزش مباحث اعتقادی نیز میپرداخت. چنانکه امام علی (ع)، خطاب به امام حسن (ع) فرمودند: قلبت را با موعظه زندهدار.(دشتی، 1379، نامه31 :658)
5.امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر
از دیرباز در جوامع اسلامی، ازجایگاه والایی برخوردار بود؛ و از این طریق، حاصل تجربیات، اندیشهها و شریعت صحیح، به نسلهای بعد منتقل میشد. اصل امر به معروف و نهی از منکر نقشی اساسی در تربیت اجتماعی دارد. اگر این فرمان الهی در جامعه عملی شود، اغلب نابسامانیهای اجتماعی ریشه کن خواهد شد. ائمه اطهار (ع) نیز، در تربیت دینی مردم و اصلاح خطاها و رفتار مردم، از این شیوه استفاده نموده، متربیان خود را گام به گام به اهداف دین اسلام نزدیک کردهاند. امامان شعیعه (ع) افزون بر یادآوری عمل به فریضۀ امر به معروف، به طور کلی در موارد خاص خود نیز، به این رفتار توجه داشتند. چنانکه امام رضا (ع) محمدبن عاصم را از همنشینی با واقفیه نهی نمود (طوسی، 1404، ج 2: 757) و نیز، امام کاظم (ع) علی بن عقبه را به اجرای صحیح رکوع در نماز ارشاد نمود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *