نظریه¬های اخلاق و مسئولیت اجتماعی
همان گونه که گفته شد، از مسئولیت اجتماعی به عنوان اخلاقیات فراسازمانی یاد می¬شود که مفهوم مسئولیت اجتماعی را می¬توان از بیشتر نظریه¬های اخلاق استنباط و استخراج کرد. برای روشن شدن بهتر مطلب ابتدا به اختصار نظریه¬های اخلاق تشریح می¬شود. هس مر (1995) یکی از کامل¬ترین دسته بندی¬ها را تئوریهای اخلاق این گونه ارائه می¬کند:
1- قانون جاویدان : این دیدگاهکه به قانون طلایی نیز مشهور است بدین گونه خلاصه می¬¬شود که«یا دیگران آن گونه رفتار کن که دست داری دیگران با تو رفتار کنند».
2- منفعت گرایی یا تئوری فرجام گرایی : این دیدگاه منطبق با تعریف از اخلاق است که توسط جرمی¬بنتم متفکر بریتانیایی ارائه شده و بر نتایج و فرضیات فردی متمرکز است. بر این اساس، اخلاقی بودن یک رفتار، بر اساس میزان مطلوبیت آن بیان می¬شود. یعنی وقتی منافع یک عمل برای جامعه بیشتر از ضررهای آن باشد، آن عمل اخلاقی است.
3- وظیفه¬گرایی یا آغازگرایی : آغازگرایی در برابر فرضیه فرجام¬گرایی است. بر اسا س این دیدگاه که توسط ایمانوئل کانت ارائه شد، هر عمل به نتیجه آن بستگی نداشته، به نیت شخص تصمیم گیرنده بستگی دارد.
4- عدالت توزیعی: در این تئوری که توسط جان راولز پیشنهاد شده، یک عمل را در صورتی که منجر به افزایش همکاری بین اعضای جامعه شود، می¬توان درست و عادلانه و مناسب و بنابراین (اخلاقی) نامید و عملی را که در جهت مخالف این هدف عمل کند می¬توان نادرست، ناعادلانه و نامناسب و بنابراین(غیراخلاقی) نامید. در این دیدگاه، همکاری اجتماعی، اساس منافع اجتماعی و اقتصادی را فراهم می¬آورد و تلاش فردی کم اهمیت و رد مواردی نادیده گرفته می¬شود.
5- آزادی فردی: بر اساس این دیدگاه که توسط رابرت نوزیک پیشنهاد شد، آزادی نخستین نیاز جامعه است. بنابراین هر عملی که آزدی فردی را نقض کند، غیر اخلاقی است؛ حتی اگر منافع و رفاه بیشتری برای دیگران ایجاد کند.

مطلب مشابه :  اعتماد از دیدگاه های مختلف
دسته بندی : آموزش-سریع