نقش مدیران غیرموظف(غیراجرایی) در حاکمیت شرکتی

از دیدگاه تئوری نمایندگی، حضور مدیران غیر موظف در هیئت مدیره شرکت­ها و عملکرد نظارتی آنها به عنوان افرادی مستقل، به کاهش تضاد منافع موجود میان سهامداران و مدیران شرکت کمک می­کند.البته باید توجه داشت که مدیران اجرایی شرکت، نقش مهمی را در ایجاد ترکیب مناسبی از مدیران موظف و غیرموظف (غیراجرایی)، در میان اعضای هیئت مدیره، ایفا می­کند. وجود چنین ترکیبی، از عناصر اصلی یک هیئت مدیره کارا و موثر محسوب می­شود. زیرا درحالی که مدیران موظف، اطلاعات ارزشمندی درباره فعالیت شرکت ارائه می­کنند. مدیران غیرموظف (غیراجرایی) با دیدگاهی حرفه­ای و بی طرفانه، در مورد تصمیم گیری مدیران مذکور به قضاوت می­نشینند بدین ترتیب هیئت مدیره شرکت با دارابودن تخصص استقلال و قدرت قانونی لازم یک سازو کار بالقوه توانمند حاکمیت شرکتی به حساب می­آید(حساس یگانه، 1385).

منشاء اثربخشی تفکیک تصمیم­گیری توسط مدیریت و کنترل توسط هیات مدیره از آنجاست که، مدیران غیر موظف به دلیل منابعشان حاضر به تبانی با مدیران اجرایی شرکت نمی­باشند. چرا که مدیران غیر موظف اکثرا در سایر شرکت­ها دارای سمت­های اجرایی مدیریت یا تصمیم­گیری می­باشند؛ و انگیزه بالایی برای کسب شهرت به عنوان متخصصان امر تصمیم گیری و برخورداری از فرصت­های شغلی بهتر در آینده دارند(فاما و جنسن، 1983).

گزارش کادبری توصیه کرده است که هیئت مدیره­، باید دارای حداقل سه عضو غیرموظف یا غیراجرایی باشد تا اعضای مزبور، توان تاثیرگذاری بر تصمیم­های هیئت مدیره را داشته باشند. در گزارش مزبور بیان شده است که مدیران غیرموظف (غیراجرایی)، باید دارای دیدگاههای غیر مستقلی در زمینه راهبرد، عملکرد، منابع، انتخابات و استانداردهای اجرایی عملیات باشند. علاوه بر این قید شده است که اکثریت مدیرا ن غیر موظف باید مستقل از مدیریت شرکت باشند و نباید هیچگونه رابطه­ای (به غیر از دریافت حقوق و مزایا و حق سهامدار بودن) داشته باشند که استقلال آنها را با مخاطره روبه رو سازد(کادبری[1]، 1992).

مطلب مشابه :  رویکرد های جوّ سازمانی

[1]. Cadbury

دسته بندی : آموزش-سریع