نگرشها نسبت به زنان

 

وجود تفاوتهای واقعی بین مدیران زن و مرد ، برخی اوقات در تحقیق مورد تردید قرار گرفته است ، اما باورهای قالبی در برابر تغییر مقاوم هستند ، صرفا چطور مدیران زن را متفاوت با همتایان مردشان در نظر میگیرند ؟ در تلاش برای  یافتن پاسخ ، پژوهشی براساس اندازه گیری نگرشها درباره زنان به عنوان مدیر در میان دو گروه از متخصصان منابع انسانی و دانشجویان کارشناسی کسب و کار ، انجام شد : این گروهها برای تکمیل نتایج هیلمن و همکاران انتخاب شدند ، که اظهار کرده بود کلیشه های منفی در میان مدیران امروزی همچنان پابرجاست .

 

هیلمن و همکارانش نگرشهای مدیران مرد را اندازه گیری کردند ، نگرشهای متخصصان منابع انسانی اهمیت زیادی داشت زیرا این افراد ، جو  کاری را با گزینش و اجتماعی کردن کارکنان جدید از طریق برنامه های گوناگون منابع انسانی تحت تاثیر قرار میدهند . انتظار می رفت  ، کلیشه های منفی درباره زنان بعنوان مدیر در این گروه کمتر باشد ، نگرش دانشجویان نیز با اهمیت تلقی می شد زیرا آنها معرف نگرش بالقوه کارکنان جدید  و مدیران آینده بودند . هرگروه مرکب از هر دو جنس (زن و مرد ) بود  و امکان مقایسه نگرشهای زن و مرد را نسبت به زنان به عنوان مدیر میسر می سازد (مهذب حسینیان  ، 1387، ص 3)

 

در مطاله  ای دیگر که توسط هیلمن و همکاران انجام شد ، پژوهشگران از مدیران مرد خواستند تا هر دو مدیران مرد و زن را توصیف کنند . این نتایج حاکی از تمایل به توصیف  مدیران زن با اعتماد به نفس ، ثبات احساسی ، بینش تحلیلی ،و استواری کمتر و دانش و توانایی های ضعیف تر نسبت به مدیران مرد بود .

مطلب مشابه :  فرهنگ، افسردگی، کودک، وشخصیت، روان

 

باورهایی از این قبیل به فرضیات گوناگون درباره مدیران زن کمک می کند ، که آن هم تبدیل به مبنایی برای کلیشه های منفی درباره آنان ،  می شود . نمونه ای از این فرضیات کلیشه ای منفی عبارتند از:

 

-زنان تمایل دارند تا وظایف خانوادگی را مقدم بر ملاحظات کاری قرار دهند ، آنان باید از فرزندانشان مراقبت کنند ، بنابراین زمان و اشتیاق به کارشان را از دست می دهند .

-زنان برای درآمد اضافی کار می کنند ؛ به همین دلیل شور و شوق لازم را برای موفقیت در کسب و   کار، ندارند .

-زنان به جای اینکه بازخور منفی را حرفه ای تلقی کنند از آن برداشت شخصی می کنند و اگر مورد انتقاد قرار گیرند ، احتمالاً  گریه کنان از اتاق خارج می شوند .

-زنان برای پستهای عالی مدیریتی مناسب نیستند زیرا بیش از حد احساسی و فاقد پرخاشگری اند.    این فرضیات ممکن است  تا حدی ، برای زنان شاغل زیادی درست باشد . هرچند ، جای تردید دارد  که آیا این کلیشه منفی ، دقیقا زنانی را توصیف میکند که تصمیم دارند حرفه مدیریت را دنبال کنند . مثلا ، فرضیه تقدم خانواده برای مدیران زن ، در واقع  بسیاری از این زنان را شامل نمی شود . بررسی ملتهایی با بالاترین شاخص مدیران زن نشان داد ، تقریبا نیمی از آنان هرگز ازدواج نکرده یا طلاق گرفته بودند ، و تقریبا یک سوم متاهلین نیز دارای فرزند نبودند . مسلماً ، امکان دارد بعضی از مادران متخصص ، فشار مشاغل شرکت را نخواهند ، اما این انتخاب در مورد همه یا حتی بیشتر متخصصان زن صحیح نیست . ( مهذب حسینیان ، 1387، ص 3)

مطلب مشابه :  کودک، نهاد، «من، فروید، »را

 

دسته بندی : آموزش-سریع