هوش
مسئله هوش قرن ها قبل از میلاد توسط گروهی از فلاسفه نظیر افلاطون و سقراط مورد توجه بوده است. سقراط معتقد بوده که هوش می تواند همیشه همه چیز را از بهترین راه ممکن سازماندهی کند. (کینگ، 2008)
هوش به عنوان یک توانایی شناختی در اوایل قرن بیستم توسط یک روانشناس فرانسوی به نام آلفرد بینه مطرح شد. اما در دو دهه اخیر مفهوم هوش به حوزه های دیگری مانند هوش هیجانی، هوش طبیعی، هوش وجودی، هوش معنوی و غیره گسترش یافته است. علاوه بر این، دیگر هوش به عنوان یک توانایی کلی محسوب نمی شود بلکه به عنوان مجموعه ای از ظرفیت های گوناگون در نظر گرفته می شود. (گلچین، سنجری، 1391)
هوش باعث سازگاری فرد با محیط می شود و روشهای مقابله با مشکل و مشکلات را در اختیار او قرار می دهد. همچنین توانایی شناخت مسئله ، ارائه راه حل پیشنهادی برای مسائل مختلف زندگی و کشف روشهای کارآمد حل مسائل از ویژگیهای افراد باهوش است.(غنا و همکاران، 1391)
هوش یکی از جذاب ترین و جالب ترین فرآیندهای روانی است که جلوه های آن در موجودات مختلف به میزان متفاوت مشاهده می شود. با توجه به این که مفهوم هوش در حال حاظر از آشفتگی ها و سردرگمی های قابل توجهی برخوردار است و در تمام ابعاد نظری، علمی، اجتماعی، هیجانی و معنوی نیز قابل بحث می باشد.(کاهنی، جیدری فرد، نصیری، 1392)
هوش رفتار حل مسئله است که در راستای تسهیل اهداف کاربردی و رشد به کار می رود. رفتار سازگارانه باعث کاهش تعارض درونی می شود. این مفهوم از هوش مبتنی بر گزاره ای است که استفاده از راهبردها را برای غلبه بر مشکلات و حل مسائل ضروری می رسد. گاردنر هوش را مجموعه توانائیهای می داند که برای حل مسئله و ایجاد فرآورده های نوینی که در یک فرهنگ ارزشمند تلقی می شوند، بکار می رود. در مجموع هوش عموما باعث سازگاری فرد با محیط می شود و روشهای مقابله با مسائل و مشکلات را در اختیار او قرار می دهد.(باقرپور، عبداله زاده، 1391

مطلب مشابه :  عوامل تسهیل کننده سلامت نظام اداری

دسته بندی : آموزش-سریع