دانلود پایان نامه


6-4آزمون تساوی خطای واریانس لوین…………………………………………………………………………………81

7-4 : نتایج اثرات بین گروهی متغیر های وابسته در گروه های با خودتنظیمی بالا و پایین در متغیر های استدلال،سازماندهی-برنامه ریزی و حافظه کاری……………………………………………………………………..82
8-4 : همبستگی بین آزمون ها………………………………………………………………………………………………83

9-4: : نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین کارکرد اجرایی استدلال با یادگیری خود تنظیمی……………85
10-4 : نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین کارکرد اجرایی سازماندهی برنامه ریزی(آندره ری اول ) با یادگیری خود تنظیمی…………………………………………………………………………………………………………85
11-4: نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین کارکرد اجرایی سازماندهی برنامه ریزی(آندره ری دو)با یادگیری خود تنظیمی…………………………………………………………………………………………………………86
12-4 نتایج آزمون همبستگی پیرسون بین کارکرد اجرایی حافظه ی کاری با یادگیری خود تنظیمی ………..86
فهرست نمودارها
عنوان نمودارها
نمودار1-4 : نمودار مقایسه میانگین نمرات دانش آموزان با سطوح خود تنظیمی بالاو پایین در خرده آزمون تشابهات وکسلر (کارکرد اجرایی استدلال) ………………………………………………………………….74
نمودار2-4 : نمودار مقایسه میانگین نمرات دانش آموزان با سطوح خود تنظیمی بالاو پایین در خرده آزمون حافظه ی عددی وکسلر (کارکرد اجرایی حافظه کوتاه مدت) ………………………………………….75
نمودار3-4 : نمودار مقایسه میانگین نمرات دانش آموزان با سطوح خود تنظیمی بالاو پایین در خرده آزمون آندره ری اول (کارکرد اجرایی سازماندهی –برنامه ریزی) ……………………………………………..77
نمودار4-4 : نمودار مقایسه میانگین نمرات دانش آموزان با سطوح خود تنظیمی بالاو پایین در خرده آزمون آندره ری دوم (کارکرد اجرایی سازماندهی –برنامه ریزی) …………………………………………………….79
پیوست ها

فصل اول
کلیات پژوهش

فصل اول
کلیات پژوهش

1مقدمه
در طول دهه اخیر توجه فزاینده ایی به حوزه کارکردهای اجرایی در کودکان شده است. از دیدگاه عصب – شناختی این اصطلاح مرتبط با شبکه گسترده ایی از کارکردهای قشر پیشانی و شامل تعداد زیادی از فرایندهای شناختی و فراشناختی، هم چون خودتنظیمی رفتار و رشد مهارت های شناختی و اجتماعی است که در طول تحول کودک شکل می گیرند(زلازو؛ مولر؛ مارکوویچ و ساترلند،2002). کارکردهای اجرایی اصطلاحی است کلی که کل فرایندهای شناختی پیچیده را که در انجام تکالیف هدف- مدار دشوار و یا جدید ضروری هستند، در خود جای می دهد(هیوز و گراهام به نقل از علیزاده، 1384).
داواسون، گویرا (2004) مهم ترین این کارکردها را به شکل برنامه ریزی، سازمان دهی، حافظه فعال، مدیریت زمان، بازداری پاسخ، آغازگری تکلیف و مقاومت مبتنی بر هدف دسته بندی می کنند. همچنین کارکردهایی اجرایی جز مهارت هایی عصب شناختی محسوب می گردد که ارتباط مستقیم با رشد قسمت های مشخصی از مغز دارند این کارکردها از جمله توانایی های مورد نیاز کودکان در زمینه یادگیری دروس مدرسه است(کرک و همکاران، 2006). همچنین نقص در کارکردهایی اجرایی در کودکان می تواند در سنین بالاتر پایدار بماند و آنان را در امور شخصی با مشکل جدی روبرو کند. بنابراین، ضروری است برای بهبود آن برنامه مداخله زود هنگام تدارک دیده شود تا مهارت های لازم برای موفقیت در یادگیری تحصیلی آینده را فرا بگیرد. می توان گفت یکی از مسائل مهم در نظام های آموزشی ایجاد شرایط لازم برای موفقیت تحصیلی است. در نگاه کلی، عوامل موثر بر موفقیت تحصیلی به دو دسته عوامل بیرونی و درونی قابل تقسیم است از میان عوامل بیرونی می توان به موقعیت یادگیری، مشارکت فراگیران در امر یادگیری، کتب درسی، وسایل کمک آموزشی، روش تدریس و غیره اشاره کرد. همچنین عواملی مانند آمادگی فراگیر، هوش عمومی، استعداد، انگیزه، نیاز به پیشرفت، را می توان به عنوان عوامل درونی مطرح کرد.یکی از عوامل درونی که مسیر رسیدن به پیشرفت را هموار می کند،خودتنظیمی است؛ اینکه فراگیران از طریق محرک هایی که خودشان به وجود می آورند رفتار خود را کنترل می کنندو یادگیری را تسهیل می نمایند.(طالب زاده و همکاران،1390).
امانی و ایران نژاد (1995) می نویسند« یادگیری عبارت است از بازشناسی مبنای دانش شهودی افراد که به شکل خود تنظیمی کنترل می شود.تمام خرده سیستم های مغز قادرند به طور پویا خود را تنظیم کنند.این نوع خود تنظیمی کل، درون مایه بازشناسی اطلاعات را بر عهده می گیرد.بازشناسی مستلزم آن است که خرده سیستم های مغز به گونه ایی خود نظم جو، انعطاف پذیر و همزمان، در زمینه ی هماهنگ در حال پیشرفت کل مغز، به پردازش اطلاعات مبادرت ورزند»
کارولی (1993) بررسی وسیعی در زمینه نظریه خودتنظیمی انجام داد و آن را فرایندهای داخلی یا اجرایی تعریف کرد که فرد را قادر می سازد در طول زمان به سوی فعالیت های هدفدار هدایت کند، به گونه ایی که در مسیر تغییر پیش روند. سازوکار تنظیم در تطبیق و تعدیل افکار، رفتار یا توجه از طریق استفاده ارادی یا خود به خودی مکانیسم های خاص و مهارت های حمایت کننده به کار گرفته می شود.در ولاقع می توان گفت فرایندهای خود تنظیمی، زمانی که فعالیت های معمول و عادی به مانعی برخورد کند و یا لازم باشد که مسیر هدف طور دیگری دنبال شود، آغاز می گردد. مثلاً هنگام بروز یک مبارزه یا شکست، در این زمان است که خود تنظیمی به منظور تلاش برای هدایت رفتار در طول یک مسیر خاص برای رسیدن به هدفی مشخص به کار گرفته می شود.
زیمرمن (2000) خود تنظیمی تحصیلی را به در جه ایی که دانش آموزان از جهات فراشناختی، انگیزشی و رفتاری،پیشاپیش، فرایندهایی یادگیری خودشان را تنظیم می کند اطلاق می کند.از این جهت، یادگیرنده گان خود نظم یافته نه فقط به واسطه ی سوگیری و عملکرد آینده نگرشان، بلکه با توانایی های خود بر انگیزاننده ایی که دارند شناسایی می شوند .
در راستای فعالیت های خود تنظیمی در فرد عوامل دیگری نیز دخیل و تاثیر گذار هستند، بنابراین در این پژوهش ما بر آن شدیم به مقایسه سه مولفه از کارکردهایی اجرایی شامل برنامه ریزی – سازماندهی ،حافظه کاری و استدلال با سطوح یادگیری خود تنظیمی در دانش آموزان بپردازیم.
2-1. بیان مسأله
زندگی در عصر جدید مستلزم بر خورداری از نوعی آموزش و یادگیری است که بتواند به یادگیرنده گان در آینده و در موقعیت های گوناگون همچون ابزار و امکانات رویارویی با مشکلات باشد و بتواند این ابزار و امکانات را با توجه به شرایط و اقتضائات روز تغییر دهد که به این نوع یادگیری ،یادگیری خودتنظیمی گویند.
تقریبا چهار دهه پیش محققان شناختی- اجتماعی مطالعه عوامل تشکیل دهنده خود تنظیمی را آغاز کردند.توجهات اولیه به این موضوع بر کنترل خود متمرکز شدند.کنترل خود به عنوان توانایی فرد در کنترل اعمال خود در صورت نبودن فشارهایی بیرونی بلافصل تعریف شده است(زیمرمن،1990).تورزن و ماهونی(1974)اولین کتاب پیرامون فرایندهایی خودتنظیمی از دیدگاه شناختی اجتماعی را ارائه کردند(ایلبوم و همکاران،1993).سه سال بعد بندورا (1997)کتابی را در توصیف نظریه خود منتشر کرد و در آن به بحث وسیع تر در زمینه نقش عوامل شناختی در یادگیری خود تنظیمی پرداخت و براساس ساختار اولیه ایی که برای خود تنظیمی مطرح کرده بود (شامل معیار گزینی ، خود ارزیابی و خود تقویتی )یک مدل صوری را مشتمل بر سه عنصر کلیدی مشاهده عملکرد ،فرایندهای قضاوتی و پاسخ های خود – واکنشی ارائه داد. بندورا و کراون(1986)خودتنظیمی را به عنوان پیشرفت های اجتماعی شدن دانستند(محمودی،1377).
یادگیری خودتنظیمی نوعی یادگیری است در آن افراد به جای آنکه برای کسب دانش و مهارت بر معلمان، والدین یا دیگر عوامل آموزشی ،تکیه کنند؛شخصاً تلاشهای خود را آغاز و هدایت می کند(زیمرمان،1989). زیمرمان معتقد است که فراگیران خودتنظیم از لحاظ فراشناختی انگیزشی و رفتاری، فرایندهایی یادگیرشان را شروع و هدایت می کنند.در زمینه فرا شناخت یادگیرنده گان خود تنظیم در مراحل متفاوت فرایند یادگیری خود را طراحی، سازمان دهی، خودآموزی، خودگردانی، و خودارزیابی می نمایند(کورنو 1986،ماندیناج، 1983؛ به نقل از زیمرمان 1990).
تمامی یادگیرندگان تا حدی تلاش می کنند تا جریان یادگیری و عملکرد تحصیلی خود را به صورت خود نظم یافته ای درآورند (زیمرمن، 1998، به نقل از هو، 2007). اما تفاوت های قابل ملاحظه ای میان این دانش آموزان وجود دارد. زیمرمن (1994) براین اساس یادگیرندگان را به دو گروه ابتدایی و مهارت یافته تقسیم بندی می نماید. پینتریچ (1995، به نقل از هو، 2007) معتقد است که یادگیرندگان ناموفق غالباً با مشکلاتی در زمینه نظارت و تنطیم فرایندهای شناختی مواجهه هستند. آنها هیچ گونه آگاهی دقیق از میزان پایین سطح توجه و درک خود در حین یادگیری نداشته و هیچ گونه ارزیابی از میزان درک خود از میزان یادگیری به عمل نمی آورند. آنها اغلب اهداف بسیار کلی و غیرقابل دستیابی را برای یادگیری خود ترسیم نموده که این امر می تواند اختلالاتی را در جریان یادگیری آنها به وجود آورد. آنها گاهی از اوقات با مشکلاتی در خصوص کنترل مؤثر عواطف و انگیزه های دخیل در فرایند یادگیری مواجههاند. همچنین آنها ممکن است توانایی های خود را برای کسب موفقیت را مورد تردید قرار داده و نیز از میزان اضطراب بالایی در هنگام امتحان برخوردار باشند. این سطح بالای اضطراب می تواند منجر به استفاده آنان از راهبردهای شناختی بسیار سطح پایینی چون حفظ طوطی وار اطلاعات به جای استفاده از راهبردهای یادگیری سطح بالا گردد. آنها اغلب به مقایسه عملکرد خود با سایر دانش آموزان به جای مقایسه با عملکرد گذشته می پردازد. بنابراین میزان توانایی به کارگیری مهارت های خود تنظیمی از سوی دانش آموزان عامل مؤثری در کسب تجارب موفقیت آمیز یا بالعکس تلقی می گردد. تمامی یادگیرندگان تا حدی از راهبردهای یادگیری خودتنظیمی در حین یادگیری استفاده می کنند، اما استفاده بجا از راهبردهای مدیریت منابع، شناختی، انگیزشی و فراشناختی به عنوان مؤلفه های اساسی یادگیری خودتنظیمی ، ویژگی اصلی یادگیرندگان توانا در این زمینه محسوب می شود. دانش آموزان خودنظم یافته به لحاظ فراشناختی، انگیزشی و رفتاری نقش فعالی را در فرایند یادگیری خویش عهده دارند. از جمله نشانه های یادگیرندگان خود نظم یافته می توان به تسلط آنها بر مطالب یادگیری، پی گیری اهداف، اداره مؤثر اوقات و بخصوص احساس کارآمدی شخصی بالا اشاره کرد (شارپ ، 2002).
به طور کلی تعداد قابل توجهی از پژوهش ها در حیطه روان شناسی تربیتی در ارتباط با خود تنظیمی صورت گرفته است که آیا یادگیری خود تنظیمی درافزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش دارد؟

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره روان تحلیل گری

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در ایران پژوهش های انجام شده در زمینه ی یادگیری خود تنظیمی با پیشرفت تحصیلی (25)، باور های انگیزشی (26)، باور های خودبسندگی مربوط به عملکرد تحصیلی (27) ، سبک های شناختی (28) و تفکر مفهومی (29) بوده است.
بدین منظور در این پژوهش از نظریه کارکرد زیستی بهره گرفته می شود.هدف نظریه کارکرد زیستی، فهم فرایندهای ذاتی ذهن یادگیرنده است، نه پردازش اطلاعات و یا هدایت ساختارهای دانش فرد.
نظریه یاد شده این ادعای نه چندان معمول را مطرح می کند که انگیزش ذاتی، زمانی بروز می یابد که یادگیرنده، فعالانه در برابر پیش بینی های معمول مقاومت کند(ایران نژاد و وینسلر،2000).ایران نژاد و وینسلر بیان می کنند که« در نظریه کارکرد زیستی، توانایی یادگیری در بهره گیری از منابع درونی خود تنظیمی برای بازیابی مداوم دانش و انجام فعالیت هایی برای افزایش کارآمدی، انعطاف پذیری بصری و تسلط فنی رشد می یابد. فرد، دانش را بازیابی نموده و تمایل به سهولت در حل مسئله دارد و حتی ایجاد موانع بر سر راه یادگیرنده، به نفع خود تنظیمی، انگیزش و خلاقیت او می باشد» (ایران نژاد و وینسلر،2000).بر اساس این نظریه مشخص می شود که ذهن انسان چگونه با جهان بیرون در تعامل است و دانستن این مطلب ضروری است؛ به این دلیلی که ذهن دسترسی مستقیم به جهان بیرون ندارد و تنها بر اساس مغز عمل می کند(ایرن نژاد و گرگ،2001).
در این پژوهش از نظریه کارکرد زیستی استفاده می شود با وجود اینکه دیدگاه های مختلفی در باب خود تنظیمی برای انتخاب وجود دارد، اما متخصصان توجه کافی به خود تنظیمی پویا نداشته اند و نظریه کارکرد زیستی، نظریه ای است پژوهشگر با مطالعه ی ادبیات تحقیق برای پر کردن این شکاف در پژوهش حاضر یافت.
بوکائر تز، پنتریچ و زاینر (2000) بیان می کنند که مسئله اصلی در بررسی ساختار خود تنظیمی، نقشه برداری از طرح ارتباطاتی است که بین خود تنظیمی و دیگر مشخصه های مرتبط و در عین حال متفاوت با ان وجود دارد و افزون بر این ، فرآیندهایی را که به آنها مربوط می شود،مورد توجه قرار می دهد.آنها همچنین بیان می کنند که «ما آگاهی نبستاً کمی در مورد روابط میان خود تنظیمی (و اجزای اصلی مربوط به آن ) و دیگر متغیرها مانند هوش، برون گرایی، آمادگی برای کسب تجربه و یا ادراک وفهم داریم».
همچنین زاینز و دیگران(2000) نشان دادند که پژوهش های بسیار زیادی در باره ی خود تنظیمی و زمینه های گوناگون مانند آموزش، یادگیری و سلامت انجام گرفته است و محیط های دیگر مانند خانواده و محیط های اجتماعی نیازمند بررسی های دقیق تری می باشند. بر این اساس پژوهشگر در این پژوهش تلاش نموده است به مقایسه ی کارکردهای اجرایی(استدالال،برنامه ریزی سازمان دهی و حافظه ی کوتاه مدت)با یادگیری خودتنظیمی بپردازد.
کارکردهایی اجرایی نظریه ایی است که بیش از بیست سال از رشد و توسعه آن می گذرد.نکته جالب و قابل توجه این نظریه در این است که این نظریه درمیان متخصصانی که به درمان اختلالات نقص در توجه /تکانشگری و وسواس /اجباری می پردازند با روند صعودی مورد توجه و استفاده قرار گرفته است(بروکین، 2007).اکثر مطالعات فقط بر نقش یکی از کارکرد ها مانند حافظه کاری تاکید کردهاند .در حالی که در ارتباط با سایر موارد ،پژوهش های چندانی صورت نگرفته است(میرمهدی،1386).
در طول دهه ی اخیر توجه فزاینده ایی به نقش آموزش کارکردهایی اجرایی در دوره کودکی شده است.(بلایر،2002).مجموعه نیروهای کارکرد های اجرایی برروی هر کدام از ما چه پیر و چه جوان موثر است، این کارکردها روی عملکرد ما در مدرسه، سر کار، پاسخ های هیجانی، روابط فردی و مهارت های اجتماعی تاثیر گذار است.با این همه کارکردهایی اجرایی در هر کدام از ما به گونه ایی متفاوت بروز می کند؛ هر فردی در برخی از حوزه های کنترل شناختی، از نیرو و شایستگی های منحصر به فردی بهره مند است و در حوزه های دیگر آن ضعف هایی دارد. مولفه هایی از کارکردهایی اجرایی که در پژوهش مد نظر خواهد بود عبارتند از :
برنامه ریزی: شامل توانایی تدوین نقشه ی راه برای رسیدن به هدف یا تکمیل تکلیف(داوسون و گوایر،2004).
سازمان دهی:توانایی تنظیم یا قرار دادن اشیاء بر اساس سیستم(کریک،2002؛به نقل از میرمهدی).
استدلال : نوعی راهبرد مسئله گشایی در مرحله عملیات صوری است که طی آن کودک با یک نظریه کلی شامل همه

مطلب مشابه :  خرید پایان نامه :عملکرد شغلی کارکنان


دیدگاهتان را بنویسید