علمی : ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات …

۲-۶-۲-۱-۱- روش های تخمین تغییرپذیری:
۱)شبیه سازی مونت کارلو
در شبیه سازی مونت کارلو، جریان های نقدینگی پروژه در طول عمر پروژه شبیه سازی می شود و یک ضریب تغییرپذیری برای هر مجموعه از جریانات نقدینگی با اعمال لگاریتم بر جریانات نقدینگی به دست آورده می شود. در این روش به تعداد شبیه سازی های صورت گرفته، ضریب تغییرپذیری تولید می شود. بنابراین به جای تنها یک ضریب تغییرپذیری توزیعی از این فاکتور ایجاد می شود. می توان متوسط این مقادیر شبیه سازی شده به عنوان ضریب تغییر پذیری در نظر گرفت(کوداکولا و پاپودس،۲۰۰۶).
۲)روش لگاریتم جریانات نقدینگی
این روش بر تغییرات جریان های نقدی در گذشته مبتنی می باشد، که از ارزش های واقعی دارایی در گذشته برای محاسبه ضریب تغییرپذیری استفاده می کند. بنابراین ضریب به دست آمده از این روش می تواند مناسب ترین نماینده از تغییر پذیری ارزش دارایی باشد. مراحل محاسبه این ضریب به صورت زیر است:
– محاسبه جریان های نقدینگی در طول تولید در گذشته با بازه های زمانی منظم(برای مثال سال).
– محاسبه بازده مربوط به هر بازه زمانی، با شروع از دومین بازه زمانی و تقسیم جریان های نقدینگی جاری به مقدار آن در سال گذشته.
– به دست آوردن لگاریتم همه بازده ها.
– محاسبه انحراف استاندارد لگاریتم بازده های مربوط به مرحله قبل، که همان تغییرپذیری برای ارزش دارایی مورد نظر می باشد. این ضریب اغلب به صورت درصد بیان می شود (کوداکولا و پاپودس،۲۰۰۶).
۲-۶-۳- قیمت اعمال اختیار
در دنیای اختیارات حقیقی، معمولا اجرای یک اختیار شامل ایجاد و ساخت یک ساختمان یا خط تولید می باشد. اگر چه تصمیم برای انجام در لحظه صورت می گیرد، ولی اجرای آن مستلزم به صرف زمان است. هزینه اجرای اختیار با هزینه سرمایه گذاری، ارزش دارایی را مستقیما تحت تاثیر قرار می دهد. حساسیت ارزش اختیار نسبت به این هزینه باید تحلیل شود تا نگرش بهتری نسبت به ارزش اختیار به دست آید. امکان دارد هزینه اجرای اختیار در طول عمر اختیار تغییر کند و در نتیجه معادلات ارزش گذاری اختیار بایستی متناسب با آن تنظیم شوند(کوداکولا پاپودس،۲۰۰۶).
۲-۶-۴- عمر اختیار
بر خلاف اختیارات مالی، عمر اختیار برای اختیارات حقیقی با قطعیت واضح نیست. بعضاً معلوم نیست که دقیقا چقدر فرصت وجود خواهد داشت که بتوان اختیار را اعمال نمود و معمولاً سررسیدی که بتوان به کمک آن تصمیم گیری کرد وجود ندارد. برای مثال این مشکل خواهد بود که زمان مورد نیاز برای ایجاد یک پروژه تخمین زده شود قبل از اینکه به صورت تجاری به اجرا درآید. عمر اختیار برای شفاف شدن عدم قطعیت باید به قدر کافی طولانی باشد، اما نه آنقدر طولانی که ارزش اختیار به خاطر ورود رقبا بی معنا شود. در مورد یک اختیار مالی، ارزش اختیار با افزایش عمر اختیار افزایش می یابد، چرا که گستره ی ارزش درآمدهای ممکن با چارچوب های زمانی طولانی افزایش یافته و در نتیجه پتانسیل بالاسری افزایش می یابد. در اختیارات حقیقی این رابطه آنقدر هم مستقیم نیست.
ممکن است با افزایش عمر اختیار و تاخیر در تصمیم گیری به دلیل ورود رقبا به بازار فرصت از بین رفته و ارزش اختیار کاهش یافته یا اساساً از بین برود(کوداکولا و پاپودس،۲۰۰۶).
۲-۶-۵- تعداد بازه های زمانی
مدل بلک شولز یک راه حل تحلیلی با فرم بسته ارائه می کند، و نیاز نیست عمر اختیار به بازه های زمانی تقسیم شود. وقتی بازه زمانی کوچک و تعداد بازه ها طی عمر اختیار افزایش یابد، پاسخ روش درخت دوجمله ای به سمت پاسخ مدل بلک-شولز میل خواهد کرد. با توجه به پیشینه تحقیق تعداد بازه زمانی پنج یا شش مناسب بوده و ارزش نهایی اختیار از راه حل بلک-شولز به طرز چشم گیری متفاوت نخواهد بود. در مقایسه با خطاهای موجود در تخمین بسیاری از پارامترها ی ورودی، تاثیر تعداد بازه های زمانی بر ارزش اختیار ممکن است بسیار ناچیز باشد(کوداکولا و پاپودس،۲۰۰۶).
۲-۷- اختیارات و عدم قطعیت
انعطافپذیری زمانی ارزش پیدا میکند و یا به عبارت دیگر وجود انعطافپذیری زمانی توجیه منطقی دارد که عدم قطعیت وجود د اشته باشد، هرچه میزان عدم قطعیت در پروژه بالاتر باشد، شانسهای بیشتری در پروژه برای بدست آوردن ارزشهای بالاتر وجود دارد و ارزش انعطافپذیری بیشتر میشود.
از دید نظریهی اختیارات بر خلاف عقیدهی متداول، وجود عدم قطعیت برای افزایش ارزش پروژه مفید است. برای روشن تر شدن مطلب، مثالی ارائه می شود:
فرض میشود نمودار احتمالی یکی از متغیرهای دارای عدم قطعیت مانندX، که متغیر تابع ارزش پروژهای است، به صورت نمودارتوزیع احتمالی نرمال باشد (شکل ۲-۴). در تحلیل حساسیت ارزش پروژه، مقدار بحرانی این متغیر عدم قطعیتی مشخص شده است و برابر با X فرض میشود.
 
شکل۲-۴ نمودار توزیع احتمالی متغیر x که دارای توزیع نرمال استاندارد است و بخش خوشبینانه و بدبینانهی نمودار نسبت به مقدار بحرانی
بنابر تحلیل حساسیت انجام شده بر روی NPV بر حسب متغیر X، به ازای مقادیر بزرگتر ، مقدارNPV بزرگتر از صفر است. طبق نظریهی اختیارات حقیقی، چنانچه در پروژه اختیاراتی وجود داشته باشد که شرایط عملی کردن آنها زمانی بوجود میآید که متغیر x ، بزرگتر از است، آنگاه مساحت قسمت راست در نمودار احتمالی x، بیانگر میزان شانس عملی شدن آن اختیارات و به نوعی بیانگر وزن ارزش آن اختیارات است. بنابراین مشاهده میشود که از دیدگاه اختیارات حقیقی، بخش خوشبینانهی تابع توزیع احتمال متغیردارای عدم قطعیت، دارای ارزشی مثبت برای پروژه است و هرچه واریانس این متغیر بیشتر باشد، بخش خوشبینانهی تابع توزیع احتمال بزرگتر خواهد بود.
چنانچه عدم قطعیت به سمت صفر میل کند، آنگاه انعطافپذیری در پروژه امکان عملی شدن را پیدا نمیکند، بنابراین ارزش اختیارات به سمت صفر و ارزش کلی پروژه به سمت ارزش خالص فعلی پایه، حاصل از روش DCF میل میکند.
به طور کلی ارزش یک پروژه را میتوان به دو قسمت تقسیم کرد: (۱۹۷۳، Black& Scholes)
ارزش پایه پروژه بدون در نظر گرفتن ارزش اختیارات)
ارزرش اختیارات پروژه)
رابطهی ۲-۴- تجزیه مقدارNpv کل به دو مقدار جزئی:
NPVt=NPV(option)+NPV(no option) (4-2)
پروژهای دارای اختیاراتی است که این نوع اختیارات هیچ نوع تغییر مقیاسی را در پروژه ایجاد نمیکنند، ‌به عنوان مثال دارای اختیارات تعلیق و بستن دائمی پروژه است. اگر نمودار NPV این پروژه برحسب تغییرات قیمت محصول پروژه، S، درنظر گرفته شود، آنگاه نمودارNPV ای که به روش اختیارات حقیقی و روش DCF سنتی حاصل میگردد مانند شکل ۲-۵ است.
 
شکل ۲-۵ مقدار NPVبر حسب قیمت S براساس روش DCF، و اختیارات حقیقی (دیاس، ۲۰۰۴).
نموداری که با خط پررنگ نشان داده شده است بیانگر تغییرات NPV برحسبS به روش DCF سنتی است. نموداری که با خط چین نشان داده شده است بیانگر تغییرات NPV با احتساب ارزش اختیارات حقیقی با واریانس است و نموداری که با خط پر و کم رنگ نشان داده شده است بیانگر تغییرات NPV به روش اختیارات حقیقی با واریانس است(>).
همانطور که مشاهده می شود در این مثال، زمانی که قیمت از نقطه سربه سری کمتر است، NPV سنتی مقادیر منفی دارد، در حالی که NPV روش اختیارات مقادیر مثبتی دارد، این بدلیل وجود اختیاراتی در پروژه است که به مدیریت اجازه می دهد در صورت پایین بودن قیمت، پروژه را به سمت زیان کمتر سوق دهد، مانند اختیار تعلیق تولید یک کارخانه در صورت افت قیمت. همانطور که مشاهده می شود در قیمت های بالاتر، NPV روش اختیارات حقیقی به سمت NPV سنتی میل می کند و این به این دلیل است که در قیمت های بالا، اختیاراتی که حجم عملیات تولیدی را تغییر نمی دهند، دیگر کاربرد پیدا نمی کنند و استراتژی عملیاتی به ثباتی نسبی می رسد. نکته ی قابل توجه دیگر در شکل ۲-۴ این است در صورتی که واریانس تغییرات متغیر دارای عدم قطعیت مانند قیمتS ، افزایش یابد، ارزش انعطاف پذیری و یا اختیارات نیز افزایش می یابد، بنابراین مقادیر NPV با واریانس از مقادیرNPV با واریانس ، بزرگتر است زیرا > است.
لازم به ذکر است که تمام ویژگی های شکل۲-۵ به صورت عمومی در تمام پروژه ها با ویژگی های مشابه مثال بالا برقرار است و نکات استنباط شده در بالا در مثال های عملی قابل لمس و همچنین با استفاده از روابط تحلیلی قابل اثبات است.
ارزش اختیارات زمانی نقش پررنگ تری پیدا می کند که NPV پایه ی پروژه در محدوده ی صفر قرار دارد. در این جا تفاوت دو دیدگاه نظریه ی اختیارات و روش های سنتی می تواند در دو تصمیم کاملاً متفاوت مبنی بر عدم انجام پروژه و انجام پروژه آشکار شود، زیرا پروژه ای که بر مبنای NPV روش سنتی رد می شود با NPV حاصل از روش اختیارات حقیقی توجیه اقتصادی پیدا می کند.
۲-۸- مقایسه اختیارات حقیقی با درخت تصمیم
وقتی بحث عدم قطعیت در مورد پروژه و فرصت برای تصمیمات مشروط مطرح می شود. هم روش [۲۸]DTAو هم روشROA[29] قابل استفاده هستند. بین این دو روش دو تفاوت عمده وجود دارد.

این نوشته را هم بخوانید :   مطالعه ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی، کیفیت افشا و کیفیت گزارشگری مالی ...

    منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است