ارزیابی و تحلیل پروژه ها ی پیچیده فناوری اطلاعات با رویکرد تحلیل اختیارات …

= F benefits,n ارزش آتی جریان نقدینگی منافع در دوره زمانی n
= F costs,n ارزش آتی جریان نقدینگی هزینه ها در دوره زمانی n
= P bemefits,n ارزش فعلی جریان نقدینگی منافع در دوره زمانی n
= P costs,n ارزش فعلی جریان نقدینگی هزینه ها در دوره زمانی n
= r نرخ تنزیل ثابت در دوره زمانی
= n تعداد واحدهای زمانی
سودمندی و سادگی روش NPV باعث شده است استفاده از این روش در ارزیابی مطلوبیت پروژه ها بسیار معمول باشد. با این وجود، این روش به این شهرت دارد که ارزش سرمایه‏گذاری ها را دست کم فرض می‌کند، چراکه یکی از فرض‌های اصلی آن این است که وقتی یک بار که سرمایه‏گذاری صورت گرفت، تا انتها تغییرناپذیر خواهد بود. نقص دیگر NPV نیز محاسبه ارزش پروژه‌های با مدت زمان طولانی است که با نرخ تنزیل شدیدی ارزش آنها مورد اغماض قرار می‌گیرد.
علاوه بر معایبی که ذکر شد، NPV براین فرض استوار است که پارامترهای پیش بینی شده ورودی ایستا و دارای تعداد دقیق و معین هستند. با این حال NPV روش ارزشمندی است که به عنوان پایه و اساس در توسعه روش‌های جدید از جمله Real Options مورد استفاده قرار گرفته است.
روشهای سنتی بودجه بندی سرمایه دارای نواقص زیادی برای تحلیل ارزش کسب و کاری پروژه‌های IT هستند. این روشها هیچ کدام بسیاری از منافع نامشهود IT را در نظر نمی‏گیرند. عدم قطعیت و ریسک نیز در آنها لحاظ نمی‌شود.
ح۲-۱۵– تحلیل ریسک سرمایه‏گذاری‏های فناوری اطلاعات
عمده سرمایه‏گذاری‌های فناوری اطلاعات در جنبه‌های نرم افزار، سخت افزار، افراد، آموزش، طراحی، نگهداری و پشتیبانی سیستمهای اطلاعاتی صورت می‌گیرند تا قدرت رقابتی و ارزش بیشتری برای سازمانها فراهم آورند(سات ات ال، ۲۰۰۶).
پاول در سال ۱۹۹۲ سرمایه‏گذاری در بخش IT را با انواع دیگر سرمایه‏گذاریها مقایسه نمود تا این موضوع را مورد بررسی قرار دهد که آیا سرمایه‏گذاریهای IT با دیگر سرمایه‏گذاریها متفاوت هستند یا خیر. او در ابتدا به این مساله اشاره می‌کند که سرمایه‏گذاریهای IT به این علت صورت می‏گیرند که سازمانها می‏خواهند مزیت رقابتی بدست آورند، تولیدشان را بهبود بخشند، به روشهای نوین مدیریتی و سازماندهی دست یابند و کسب و کار جدیدی را طرح‏ریزی نمایند. یکی از مشکلات ارزیابی فناوری اطلاعات این است که کمی نمودن منافع و مسائل آن مشکل است. در ادامه پاول این فرضیه را مطرح می‌کند که سرمایه‏گذاریهای IT با دیگر سرمایه‏گذاریها تفاوت دارد. او برای اثبات این فرضیه از آزمون فرض استفاده می‌کند و دو راه حل را در نظر می‌گیرد. یکی اینکه سرمایه‏گذاریهای IT با دیگر سرمایه‏گذاریها فرقی ندارد و بنابراین همان تکنیکهای قبلی برای ارزیابی آنها مناسب هستند و گزینه دیگر آن کهIT با دیگر سرمایه‏گذاریها متفاوت است و بنابراین روشهای قبلی در این حوزه پاسخگو نیستند. در آخر پیشنهاد پاول این است که بایستی روش نوینی در این زمینه ایجاد شود که بر مسائل و مشکلات فعلی ITI[38] فائق شود.
هدف بکارگیری IT (اثربخشی، کارایی و یا کسب و کار جدید) در انتخاب شیوه ارزیابی سرمایه‏گذاری موثر است. همواره این هدف بستگی به سطح پیشرفت فناوری اطلاعات تا آن مقطع از زمان تصمیم گیری به سرمایه‏گذاری دارد. امروزه وجود تکنولوژیهای جدیدی چون ریزپردازنده ها، مشتری/سرویس دهنده، اینترنت، اینترانت، سیستمهای خاص منظوره و … سبب شده است تا سازمانها اهداف متنوعی را در سرمایه‏گذاری IT دنبال کنند و از این رو شیوه صحیح ارزیابی این گونه از سرمایه‏گذاریها عاملی حیاتی در انتخاب گزینه صحیح سرمایه‏گذاری می‌باشد.
از سوی دیگر یکی دیگر از مشکلات ارزیابی IT وجود عدم قطعیت در این حوزه است. در حال حاضر تکنیکهای ارزیابی سرمایه‏گذاری متداول مانند روش DCF به طور گسترده ای مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، چراکه قادر نیستند شرایط عدم اطمینان (فاکتوری که در تصمیم‏گیری‌های سرمایه‏گذاری IT متداول است) را مدلسازی کنند. برای مثال در این شرایط ممکن است جایی که یک ارزیابی سرمایه‏گذاری فناوری اطلاعات منتج به NPV منفی می‌شود، هنوز هم سرمایه‏گذاری بتواند اختیارات ارزشمندی را ایجاد کند که در شرایط مطلوب (یعنی شرایطی که ریسکهای فنی یا منابع دیگر عدم اطمینان کمتر باشند) سرمایه‏گذاری اولیه در فناوری اطلاعات موفق باشد.
۲-۱۶- ویژگیهای خاص سرمایه‏گذاریهای فناوری اطلاعات
در بسیاری از جنبه ها سرمایه‏گذاری IT را می‌توان با سرمایه‏گذاریهایی در زمینه تجهیز کردن تولید مقایسه کرد، با این تفاوت که در سرمایه‏گذاریهای IT عوامل سازمانی نیز دخیل هستند. همین طور سرمایه‏گذاریهای IT وجوه مشترک زیادی با سرمایه‏گذاریهای R&D دارند، از جمله این وجه اشتراکها می‏توان نامشهود بودن، منافع دراز مدت و تأثیرگذاری بر کل سازمان را نام برد. در زیر به برخی از ویژگیهای خاص این سرمایه‏گذاریها اشاره می‌کنیم: (سان ات ال، ۲۰۰۶)
عدم قطعیت
تصمیمات سرمایه‏گذاری IT معمولاً به منظور تهیه تجهیزات جدید، استخدام افراد متخصص و یا طراحی محصولات جدید (نرم افزار و سیستمهای اطلاعاتی) صورت می گیرند. تمامی این سرمایه‏گذاری ها دارای شرایط عدم قطعیت اقتصادی[۳۹]، عدم قطعیت فنی[۴۰] و انعطاف داشتن مدیریت[۴۱] در سرمایه‏گذاری‌های این نوع پروژه هستند.
عدم قطعیت اقتصادی معمولاً به عوامل بیرونی پروژه بستگی دارد و با نوسانات احتمالی قیمت و هزینه نشان داده می‌شود. از سوی دیگر عدم قطعیت در مسائل فنی به عوامل درونی مانند ‌اندازه تولید و عملکرد پروژه ها با استفاده از فناوری‌های متفاوت مرتبط است. انعطاف‌های مدیریت در پروژه‌های IT نشان‏دهنده درجه آزادی هستند که مدیریت در تصمیم گیری سرمایه‏گذاری دارد. برای مثال می‌تواند سرمایه‏گذاری را گسترش دهد، آن را به طور موقتی متوقف کند و یا از ادامه انجام یک پروژه جلوگیری به عمل آورد. حال اگر یکی از احتمالات در تحلیل اقتصادی نادیده گرفته شوند، ارزیابی سرمایه‏گذاری به طور صحیح صورت نخواهد گرفت.
در تعامل بودن با یکدیگر
یکی از جلوه‌های مهم بیشتر سرمایه‏گذاری‌های فناوری اطلاعات طبیعت در تعامل بودن این پروژه ها با یکدیگر است. برای مثال زیر ساخت فناوری اطلاعاتی که در یک سازمان وجود دارد، در تمام پروژه‌های IT آن سازمان مشترک است. خود این زیرساخت فناوری اطلاعات ممکن است به تنهایی ارزش زیادی برای سازمان ایجاد نکند، و لیکن می‌تواند بستر اجرای موفقیت پروژه IT دیگری را فراهم کند و به این ترتیب برای سازمان ایجاد ارزش نماید و بنابراین بایستی در سرمایه‏گذاری آن زیرساخت فناوری اطلاعات اعتبار و دقت لازم لحاظ شود تا منافع آتی حاصل از آن بدست آیند. به طور مشابه، می‌توان سیستم‌های اطلاعاتی مانند ERP را مثال زد که در آنها چند سیستم اطلاعاتی در تعامل با یکدیگر هستند.
برگشت ناپذیر بودن
بیشتر سرمایه‏گذاری‌های فناوری اطلاعات تا حدودی و یا به طور کامل برگشت ناپذیر هستند. به عبارتی حداقل هزینه‌های اولیه این نوع پروژه ها مستهلک می‌شوند، یعنی وقتی سازمان ها خط مشی و بالتبع کسب و کارشان تغییر می‌کند، هزینه‌های صرف شده برای IT برگشت ناپذیر هستند. مصداق برگشت ناپذیری سرمایه صرف شده برای پروژه‌های IT موارد زیر هستند:
اول اینکه تجهیزات و دارایی‌های فناوری اطلاعات دارای کاربرد خاص هستند و اگر نظر سازمان تغییر کند، این داراییها دارای کاربرد دیگری نیستند. برای مثال نرم افزاری که برای منظوری خاص در سازمان طراحی می شود، احتمالا برای آن منظور خاص کاربرد دارد و در صورت غیر مفید واقع شدن، هزینه صرف شده برای آن مستهلک می گردد. ثانیاً داراییهای IT به صورت دست دوم (حتی اگر بسیار نو باشند) ارزش خیلی کمتری از هزینه صرف شده برای آن ها دارند. ثالثاً بسیاری مواقع سیاست‌های سازمانی و یا قوانین دولتی به دلایل امنیتی اجازه فروش تجهیزات و دارایی‌های IT مورد استفاده در سازمان را نمی‌دهند، که این خود باعث برگشت ناپذیر بودن سرمایه‌های فناوری اطلاعات می‌شود.
۲-۱۷- نواقص روشهای سنتی برای ارزیابی ریسک سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات
روشهای مبتنی بر DCF از جمله ارزش خالص فعلی (NPV) به طور معمول برای ارزیابی فرصت‌های سرمایه‏گذاری پیشنهاد می‌شوند. هدف این متدولوژی مقایسه بین جریانات نقدینگی مثبت و منفی در طی یک چارچوب مشخص و با هدف قضاوت در مورد ارزش پروژه ای است که این جریانات نقدینگی را ایجاد می‌کند. لازمه این امر این است که جریانات نقدینگی آتی با ارزش زمانی پول متناسب شوند. فرآیند تنزیل ارزش تمامی جریانات نقدینگی را به ارزش حال تبدیل می‌کند. جمع جبری این جریانات تخمین از ارزش فعلی را بدست می‌دهد.
در حالی که بزرگی و زمان منافع و هزینه ها با عدم قطعیت زیادی روبرو هستند، غالباً بحث برانگیزترین گام ارزیابی NPV از انتخاب نرخ تنزیل ناشی می‌شود(لاکنر،۱۹۹۹). در این روش ارزش‏ ‏ارزیابی شده یک سرمایه‏گذاری (یعنیNPV آن) به میزان زیادی به انتخاب نرخ تنزیل حساس می‌باشد. در واقع نرخ تنزیل نشان می‌دهد که ارزش پول حاضر به چه میزان از همین مقدار پول در آینده با ارزش تر است و کلید مقایسه پروژه در طی زمان است، چرا که از طریق این پارامتر هزینه ها و منافع پروژه که در زمان‌های مختلف روی می‌دهند را می‌توان مورد مقایسه قرار داد. ریچارد نووفیل در این باره توضیح می‌دهد که چقدر انتخاب نرخ تنزیل حیاتی است و نقش تعیین کننده‏ای در انتخاب سرمایه‏گذاری دارد. به طور عام هرچقدر نرخ تنزیل بزرگتر در نظر گرفته شود ارزش پروژه کمتر نشان داده می‌شود و مخصوصاً ارزش پروژه‌های با افق زمانی بیشتر نمود کمتری پیدا می‌کند.
پروژه ای را فرض کنید که به یک هزینه صعودی[۴۲] نیاز دارد و منافع حاصل از آن در طی سالیان متعدد حاصل می‌شود. در مدل NPV، تأثیر هزینه صعودی ثابت است، چراکه ارزش فعلی هزینه‏هایی که در حال حاضر بایستی صورت بگیرند برابر با مقدار تمام و کمال آن هزینه هاست (یعنی هزینه ها در ۰= n محاسبه می‌شوند). در مقابل، چون منافع در درازمدت اتفاق می‌افتند هرچه نرخ تنزیل بیشتر شود، تأثیر و میزان منافع کمتر نشان داده می‌شود. بنابراین با افزایش میزان نرخ تنزیل این طور به نظر می‌رسد که پروژه جذابیت کمتری دارد. در واقع از لحاظ فنی هیچ مشکلی وجود ندارد، ولی مدیران کلاً تمایل دارند برای ارزش یابی پروژه ها نرخ تنزیل را به شکل نامتناسبی بالا فرض کنند (۱۹۹۴٫(Dixit and Pindyck, این خود منجر به داوری اشتباه در مورد ارزش پروژه ها می‏شود.
روش NPV که معمول ترین در زمینه ارزیابی سرمایه‏گذاری ها محسوب می‌شود، ارزش پروژه‏ها را دست کم فرض می‌کند، چراکه در این روش تعهد به یک پروژه غیرقابل تغییر فرض می‏شود. بنابراین در این روش ارزش پروژه براساس انتظارات جریان نقدینگی تخمین زده می‌شود و تأثیرات ناشی از اتفاقاتی که در آینده رخ می‌دهند در نظر گرفته نمی‌شود. این در حالی است که فرصت‌های تصمیم گیری منابع مهم ارزش سرمایه‏گذاری هستند.
۲-۱۸- فاکتورهای تعیین کننده ارزش اختیارات حقیقی در سرمایه گذاری IT
بر اساس الگوی قیمت گذاری گزینه “بلک و شولز”، ارزش یک گزینه مالی بوسیله ۵ فاکتور مشخص می شود که شامل متغیرهای ارزش فعلی سهام، زمان اعمال اختیار، نرخ واریانس ارزش سهام، ارزش اعمال اختیار (قیمت توافقی) و نرخ برگشت بدون ریسک می باشد که نقش بسیار مهمی در ارزش گذاری گزینه ها دارد (بلک وشولز، ۱۹۷۳).
یک سرمایه گذاری جدید IT با دارایی ها و سرمایه گذاری های موجود واکنش نشان می دهد و این واکنش یا بصورت مثبت یا منفی بوده است (گارود و کاماراس وامی، ۱۹۹۸). اگر مثبت باشد، نوعی هماهنگی برای شرکت فراهم می سازد، در حالی که در صورت تاثیرات منفی، ممکن است به مزیت رقابتی شرکت آسیب برساند. اگر سرمایه گذاری تاثیر تعاملی بین سرمایه گذاری جدید و فعلی را تقویت نماید می تواند مسیرهای فنی جدیدی را فراهم نماید. با این وجود، زمانی که مقاومت در برابر موارد غیر ضروری رخ می دهد منابع ارزشمند شرکت را از بین می برد و اجرای اختیارات حقیقی را دشوار می سازد، بجز گزینه رهاسازی.
علاوه بر این، یک سرمایه گذاری جدید IT رقیبان را مجبور به سرمایه گذاری های متقابل می نماید تا بتوانند با این سرمایه گذاری رقابت نمایند. این واکنشهای رقیبان یا سرمایه گذاری های متقابل توسط رقیبان می تواند در دراز مدت بر مبنای درامدی و ساختار هزینه شرکت تاثیرگذار باشد، و در نهایت بر قابلیت توجیه تصمیم های سرمایه گذاری در زمینه فناوری و ارزش اقتصادی یک سرمایه گذاری تاثیر می گذارد (پورتر، ۱۹۸۵).
۲-۱۹- الگوی اختیارات آشیانه ای:
از آنجایی که اکثر پروژه ها فناوری اطلاعات به صورت وابستگی های داخلی با پروژه های دیگر می باشند، به همین دلیل توالی وابستگی ها با استفاده از الگوی اختیارات آشیانه ای ارائه می شود. الگوی اختیارات آشیانه ای در پژوهش هایی که به منظور ارزش گذاری و اولویت بندی مجموعه از نوآوری های IT که برای سرمایه گذاری در یک سازمان می باشد کاربرد دارد. یک الگوی اختیارهای آشیانه ای ایجاد می شود تا مجموعه نوآوری ها را اولویت بندی نماید. بررسی ها نشان داد که پروژه هایی که می توانند برای آغاز سایر خدمات مهم ارتقا یابند دارای ارزش گزینه ای بالاتری می باشند که با ارزیابی از طریق DCF سنتی به صورت مجزا قابل مشاهده نمی باشند. الگوی اختیارات آشیانه ای پیچیدگی های ارزش گذاری مجموعه پروژه ها را به طور همزمان در نظر می گیرد و روش تحلیلی را ارائه می نماید که ارزشهای فوری و مربوط به آینده پروژه ها را به صورت واقعی در نظر می گیرد و توجه مدیران را به تصمیمات تاکتیکی جلب می نماید، مانند چه پروژه ای را به سرعت سرمایه گذاری و اجرا نماییم (واتسون،۲۰۰۴).
۲-۲۰- روش Real Options و تصمیمات سرمایه‏گذاری IT:
مشخصه‌های اصلی تصمیمات سرمایه‏گذاری IT پیوسته و وابسته بودن، پویایی و پیچیدگی هستند. این ویژگی ها به طور مشخص توسط تحلیل Real Options مورد بررسی قرار می‌گیرند و بدینوسیله سرمایه‏گذاران بر محدودیت‌های روش‌های سنتی قبلی در این زمینه فائق می‌آیند. برای مثال برای سرمایه‏گذاری‌های فناوری اطلاعات وابسته به دیگر سرمایه‏گذاری‌های قبلی، استفاده از اختیارات محتمل الوقوع ریسک سرمایه‏گذاری را در پروژه‌های فناوری اطلاعات بزرگ در شرایط عدم قطعیت کاهش می‌دهد، بدین شکل که انجام سرمایه‏گذاری به صورت مرحله به مرحله انجام می گیرد به طوری که انجام هر مرحله منوط به انجام موفقیت آمیز مراحل قبلی باشد. همین طور تحلیل Real Options با ارزش‏یابی انعطاف‏پذیری و راههای مختلف در تصمیمات سرمایه‏گذاری IT مشخصه پویایی پروژه‌های فناوری اطلاعات را در تصمیم گیری‌های سرمایه‏گذاری در نظر می‌گیرد. به این شکل تصمیم گیرندگان سرمایه‏گذاری به این مساله ترغیب می‌شوند که سرمایه‏گذاری ها را به شکلی طراحی کنند که دارای انعطاف‏پذیری باشند و امکان انتخابهای مختلف در آنها وجود داشته باشد، به شکلی که منافع بالقوه سازمان بالفعل شوند. این انعطاف‏پذیری می‌تواند در ورودی‌های سرمایه‏گذاری باشد، مانند وارد کردن یک فناوری نوین و یا یک قانون جدید در شرایط سرمایه‏گذاری و یا حتی انعطاف‏پذیری در خروجی ها مانند محصولات نرم افزاری با ویرایش مختلف برای قسمت‌های مختلف بازار و متناسب با نیازهای مختلف. نهایتاً تحلیل Real Options بدین شکل پاسخگوی مشخصه پیچیدگی سرمایه‏گذاری فناوری اطلاعات است که بر نتایج تعاملات کسب و کار و فناوری اطلاعات نیز متمرکز می‌شود. ارزش‏یابی فناوری اطلاعات توسط این متدولوژی مانند روش‌های سنتی محدود به ارزیابی مالی کوتاه مدت و به صورت ایزوله صورت نمی‌گیرد، بلکه در این تحلیل این بررسی انجام می‌شود که چگونه سرمایه‏گذاری IT با فناوری‌های کسب و کار و دیگر اجزای سازمانی در تعامل است و در نتیجه ارزش کسب و کار را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می‌دهد (۲۰۰۰،Bharadwaj).
۲-۲۱- نقدها و دفاع ها ROT
روش های مختلف ارزیابی اقتصادی اساساً دارای پیش فرض هایی هستند که آنها را متناسب با شرایط خاصی می کند. یعنی از یک روش تحلیل و ارزیابی اقتصادی نمی توان و نباید در همه شرایط استفاده نمود. لذا نظریه اختیارات حقیقی نیز از این امر مستثنی نبوده و بنا به فراخور مسأله می تواند مورد استفاده قرار گیرد. در این بخش به برخی نقاط مثبت و منفی این نظریه اشاره خواهیم کرد.

این نوشته را هم بخوانید :   شناسایی مدل تصمیم گیری چند معیاره ارزیابی و انتخاب بازیکنان فوتبال در لیگ برتر بر اساس ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.