یکی از مشکلات کلی در جریان اراده کردن اون هستش که گاه  مسئله به شکل تاریخی و منطقی جوری تعریف می شه که هیچ راه کاری واسه رسیدن به حل مشکل متصور نیس. تو یه شکل ساده اراده کردن در مذاکرات دوجانبه بین دو کشور، گاه وضعیتی پیش میاد که دو طرف حتی در تعریف مسئله یا مشکل فیمابین  دارای اشتراک نظر نیستن و به خاطر همین تعیین دستور جلسه واسه شروع و یا ادامه مذاکرات گاه ناممکن و گاه به طور کامل سخت میشه.

مشکلات

یکی از راه های برون رفت از اینجور بن بستی، “باز تعریف مسئله “[۱] است. در این حالت، مشکل و یا مسئله بطریقی دوباره تبیین و تعریف میشه که هر دوطرف دست کم در وجود مسئله و تعریف مشکل دارای اشتراک نظر میشن و بعد واسه رسیدن به یه صلح تلاش می کنن (Sylvan & Steve 1998). در این صورت راه حلهایی که در وضعیت قبل از باز تعریف مسئله در مورد اونا اراده کردن کرده بودیم دوباره مورد دودلی قرار می گیرن. مثلا تو یه مورد خاص مانند وضعیت عراق در دهه ۱۹۹۰، به چه دلیل تصمیم گیران آمریکایی بدین نتیجه رسیدن که بهترین راه حل واسه رفع تهدید عراق، به ترتیب اولویت محاصره، بعد حمله هوایی و اون وقت اشغال سرزمین بوسیله نیروی زمینیه؟

اراده کردن

در این تعریف مسئله باید به دو بخش توجه کافی کرد. اول عوامل تعیین کننده[۲] در حل مشکل و دوم نتیجه های[۳] اونا.

 

 

 

۲-۱۳-۴- ایجاد انتخابا

در اراده کردن تعدادی از آفات هست که باید از اونا احتراز کرد. یکی از اونا وجود اطلاعات بیشتر از اندازه س. بطور خلاصه میشه گفت که اراده کردن کلا یه روند ایه که نیاز بیش از اندازه به اطلاعات داره. اما باید اضافه کرد که هر اطلاعاتی واسه شخص تصمیم گیر در اینجور روند ای مناسب نیس. بسته به طبیعت و اهمیت اهداف اراده کردن، تصمیم گیرنده ممکنه به شکل منظم بدنبال تحقیق واسه یه دسته از اطلاعات باشه، درحالیکه همزمان یه سری های دیگه از اطلاعات رو تلاش می کنه که ندیده انگارد (O’Reilly ,1983).

 

۲-۱۳-۵- بهینه سازی یکی

در مسائل اراده کردن ما با بهینه سازی یکی[۴] هم روبروئیم. بهینه سازی یکی میگه که همیشه تعداد محدود راه حل عملی هست که اگه یه به یه این راه حلا بررسی شه، بهترین اونا مشخص می شه. ولی در عمل، تعداد محدود و متناهی راه حلا ممکنه میلیونها و یا میلیاردها امکان باشه که حتی سریعترین کامپیوترها هم نمی تونن همه اونا رو یه به یه برشمارند. مخصوصا وقتی که مسائل به شکل عدد درست صفر و یه که کامپیوتر می تونه اونا رو بخونه برمی گردن، بررسی تموم گزینه ها بسیار گران تموم می شن (Gould ,1987).

راه حل

 

 

۲-۱۳-۵-۱-نقش انتظارات در اراده کردن

آدما در اراده کردن، عکس العملای متفاوت نشون میدن. بعضی از اونا به تفاوتای فردی مانند روشای ادراکی اونا مربوط می شه. بخش دیگه به انتظارات مربوطه. نقش انتظارات در تصمیم گیری می تونه بوسیله تئوری اختلاف ادراکی[۵] و تئوری تاسف پیش بینانه[۶] تشریح شه (Davis ,1985).

در تئوری اختلاف ادراکی، لئون فستینگر تشریح می کنه که به رفتار پس از مرحله انتخاب (فاز سوم اراده کردن) باید توجه کرد. هر راه حلی که انتخاب می شه، دارای بعضی جنبه های منفیه و راه حلایی که کنار گذارده می شه، هر کدوم دارای جنبه های مثبت هم هستن. تصمیم گیر پس از اراده کردن به اختلاف ادراکی جهت داده می شه و احساس ناراحتی ذهنی بخاطر بازشناسی عناصر مثبت و منفی هر کدوم از راه حلا می کنه. پس از اراده کردن و بیان اون به وسیله تصمیم گیر، اختلاف ادراکی تصمیم گیر به وسیله افزایش فرق محسوس در جذابیت راه حلا کم میشه. این کار بوسیله دوری از اطلاعاتی که به ضد تصمیم در پیش گرفته شده و هم اینکه تفسیر اطلاعات مخالف بطریقه دلخواه انجام می پذیرد. مثلا، مردمانی که یه نوع بخصوصی از یه خودرو رو خریدن، ناخودآگاه به سمت خوندن و دیدن تبلیغات این خودرو کشیده می شن و تبلیغات خودروهای حریف رو بیشتر نمی خونن. روش های فروشی که براساس اطلاعات شادی بخش ساخته شدن، عموما کاهش اثرات اختلاف ادراکی رو تلاش دارن تقویت کنن (Festinger,1957).

تاسف پیش بینانه یه عکس العمل روانشناختی به راه حل هاست. تصمیم گیر، پشیمانیایی رو پیش بینی می کنه که ممکنه پس از اتخاذ یه تصمیم مشخص اتفاق بیفته. تاسف پیش بینانه، تصمیم گیر رو از اینکه یه تصمیم رو بدون توجه به عواقب اون بگیره، باز می داره. تاسف و دست کم کردن بیشترین اون، یکی از روشای ریاضی حل مسئله اراده کردن از گذشته بوده (Gould ,1987). این تئوری هم اینکه می تونه به عنوان یه وسیله واسه کم کردن پشیمونی پس از تصمیم با توجه دادن به یافته های تصمیم بکار رود. این باعث کاهش نتیجه های روانشناختی مسئله پس از اجرا می شه (Davis ,1985).

 

۲-۱۳-۶-انجام راه حل

تصمیمات خوب بیشتر بخاطر اجرای ضعیف بجایی نمی رسن. پس ما نیازمند اون هستیم که علاوه بر اینکه بدونیم که یه تصمیم درست چیجوری در پیش گرفته میشه، بدونیم که چیجوری اجرا می شه (Pfeffer,1992). مدل عقلایی اراده کردن در مورد اجرا کمتر صحبت می کنه. اما در دنیای واقعی، سه مجموعه از متغیرهاست که اجرای یه تصمیم رو مشخص می سازه و اونا عبارتند از رهبری، ارتباطات و پشتیبانی سیاسی. رهبری، حق انتخاب اون رو داره که چیجوری تصمیم رو به منصه ظهور برسونه. دلیل این که در سالهای گذشته به تصمیم گیریای مشارکتی و گروهی بیشتر پرداخته می شه، اون هستش که مردم بیشتر از تصمیماتی که خودشون در ساختن اون موثر بودن، پشتیبانی می کنن (Larson & LaFasto, 1989). هم اینکه آدما دوست دارن که در مورد دلایل تصمیماتی که روی اونا تاثیر داره، بیشتر بدونن. تغییرات سریع به وجود اومده توسط یه تصمیم ممکنه که تاثیر داغون کننده روی کارکنان داشته باشه. تغییرات همراه با خاطر جمع نبودن و ابهامه. باز بودن راه های ارتباطات و تشریح علل اراده کردن و اثرات اون، مخالفت رو در درون سازمان کم و پشتیبانی رو زیاد می کنه. شکست در پیدا کردن پشتیبانی سیاسی بیشتر به شکست اون تصمیم میرسه (Pfeffer, 1987). اجرای موفق تصمیم نیاز به پشتیبانی افراد و گروه های صاحب نفوذ که می تونن اون رو عقیم بذارن، داره.  یکی از روشی که افراد درمقابله با تصمیمی که به نفع اونا نیس، اتخاذ می کنن، اون هستش که هیچ کاری نمی کنن. یعنی نه مخالفت و نه موافقت با اون می کنن و در نتیجه تصمیم کم کم می میره.

تفاوتای فردی: بعضی افراد در اراده کردن کندتر از بقیه هستن و یه سری های دیگه تصمیمات خطر دار رو بیشتر پسند می کردن. این تفاوتا نشون از اراده کردن هر فرد به روش خودش داره که حتما بدتر و یا بهتر از دیگر روش ها نیس. در این مورد و مخصوصا در اراده کردن سازمانی که بیشتر موردتوجه ماست، دو مسئله مهم هست و اون سطح تصمیم گیریه.

[۱]  Problem Representation

[۲]  Determinants

[۳]  Ramifications

[۴] Combinatorial Optimization

[۵] Cognitive Dissonance

[۶] Theory of Anticipatory Regret