دانلود پایان نامه

توضیح واریانس انگیزه شامل 21 % برای متغیر “ارزیابی پیامد رفتاری”، 16 % برای متغیر “هنجارتوصیفی” و 51 % برای متغیر “هنجاراخلاقی” بوده است و سایر متغیرها معنادار نبوده اند.عبور یا عدم عبور عابران پیاده از محل تقاطع ها،زمان وقوع تصادف(ساعت،روز،هفته) نوع راه و تخطی یا عدم تخطی از قوانین ترافیکی از عوامل مؤثر بر وقوع تصادفات عابران پیاده و میزان در معرض خطر بودن آنها ست(آشور،کروکر و باج،2007).
– شدت تأثیر عوامل جمعیت شناختی(انبوه جمعیت/اشتغال؛حجم ترافیک؛موقعیت اقتصادی-اجتماعی؛کاربری زمین(تجاری،مسکونی،صنعتی) برنرخ تصادفات مورد بررسی قرار گرفته است.در مادرشهرهایی که انبوه جمعیت و اشتغال؛حجم بالای ترافیک ؛تمرکز بالای تجارت ،وجود دارد، تصادفات عابرین پیاده بیشتر رخ می دهد ( لوکیتو،لیگت و سانگ،2012).
– ایمنی جاده ها از متغیرهای مؤثر بر رفتار ترافیکی عابرین پیاده است. عملیات بهبود ایمنی جاده ها،تأثیر مثبتی روی رفتار عابرین پیاده در استفاده از پل های مستقر شده برای عبور از خیابان دارد. همچنین این عملیات بطور اساسی موجب پیشرفت وسایل نقلیه در تسلیم شدن در برابر عابرین پیاده شده است(نی و هالن بک،2003).
– تعامل پلیس با مردم،نیز یکی از متغیرهایی است که در کنار عوامل دیگر بر رفتارهای ترافیکی اعضای جامعه تأثیر می گذارد(علی آبادی،1379؛انصاری،1380؛بهاری،1386؛الیاسی و تقوی،1388). هرچه تعاملات اجتماعى پلیس ، نحوه استفاده درست کارکنان راهنمایى و رانندگى از نظام تشویق وتنبیه ،کاهش استفاده پلیس راهنمایى و رانندگى ازابزار خشونت ، توجه و پیگیرى به خواسته هاى مردم افزایش یابد مردم نیز به رعایتقوانین راهنمایى بیشتر پایبند مى گردند(الیاسی و تقوی ،1388).
-یکی دیگر از متغیرهای مؤثر در رفتار ترافیکی عابرین پیاده ،جمعیتی است که در هنگام عبور از خیابان وجود دارند .رفتارهای عبور مردمی که در چراغ قرمز منتظر می مانند بستگی به تعداد افرادی داردکه همانند او در انتظار چراغ سبز به سر می برند. گرایش به عبور از چراغ قرمز زمانی که مردم کمتریمنتظرند بیشتر است از زمانی که عابرین به گروه بیشتری از افراد هنگام رسیدن ملحق می شوند.در مجموع ،حضور عابرین پیاده منتظر بروی خط کشی هنگامی که عابر پیاده ای از راه می رسد احتمال عبور او را از چراغ قرمز کاهش می دهد ولی حجم ترافیک و عبور عابرین دیگر از چراغ قرمز ، رفتار عابرین را پیش بینی نکرده است(روزنبلوم، 2009؛ سهرابی،کریمی و سبزیکاری،1389).

فصل سوم
مبانی نظری

3-1-مقدمه
هر فعالیت و عمل موجود زنده که متضمن اعمال فیزیولوژیک، عاطفی و فعالیت عقلیاست، رفتار نام دارد که برای هرعمل خاص یا مجموعه اعمال به‌کار می‌رود(شعاری نژاد،1364: 54). به بیان دیگر، رفتارها بخشی از جهان پیرامون ماست. البته در علوم اجتماعی، رفتار انسانی که دربرگیرنده جنبه‌های درونیو بیرونی آن چیزی است که انسان‌ها انجام می‌دهندیا نمی‌دهند، مورد توجه است.
گرچه هر حرکت یا پاسخ انسانی ممکن است، رفتار تلقی شود (که برخی این شیوه تلقی را برگزیده‌اند)؛ اما بسیاری ترجیح می‌دهند که واژه رفتار را محدود به حرکت‌ها یا پاسخ‌هایی کنند، که مستلزم اموری در باب محیطیا موقعیت باشد.انسان ها در محیطی که زندگی می کنند هنجارهایی را فرامی گیرند و بر اساس یادگیریشان از محیط واکنش نشان می دهند.اگر رفتاری که با چشمداشتهای جامعه یا گروه معینی در داخل جامعه تطبیق نداشته باشد ،ناهنجاری رفتاری نامیده می شود(کوئن،1383: 160). دوری جستن از هنجار زمانی رخ می دهد که یک فرد یا یک گروه معیارهای جامعه را رعایت نکند و بدینوسیله نظم اجتماعی موجود را خدشه دار کند و علاوه بر این امنیت و سلامت جامعه را نیز به خطر اندازد.بنابراین با توجه به آسیبی که رفتارهای ناهنجار به افراد و جامعه وارد می کنند از سوی بسیاری از صاحبنظران در رشته های مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند.به عنوان مثال روان شناسان و روان کاوان ،به شالوده ی شخصیت10 متمرکز شده اند.فروید در نظریه شخصیت ناهنجاری رفتاری را به عنوان گونه ای بیماری روانی در نظر آورده که از نابسامانی ها در یکی از لایه های سه گانه شخصیت (نهاد11 ، خود12 ، فراخود13) و یا روابط آن ها با یکدیگر پدید می آید(محسنی تبریزی،1372: 113).
برخی جامعه شناسان عوامل زیست شناختی یا به عبارتی وضعیت جسمانی را علت رفتار ناهنجار عده ای از افراد دانسته اند.ویلیام شلدون ،انسان شناس جسمانی آمریکایی ،شخصیت و رفتار فرد را به نوع بدنش مرتبط می سازد.به طور کلی رفتار ناهنجار در نگاه جامعه شناسان به عنوان یک عمل مضر برای جامعه به شمار می آید و از دید برخی چون دورکیم موجب رنجش و آزردگی وجدان جمعی است(آرون،1386).محققان بسیاری بر این باورند که از میان تمام عوامل مؤثر بر رفتار انسان ها ،فرد از عوامل اجتماعی بیشترین تأثیر را میپذیرد و عوامل اجتماعی در جهتدهی رفتار فرد نقش بسیار مهمی ایفا می کنند(گرث و میلز ، 1380، آلفرد شوتس به نقل ازریتزر، 1384).لازم به ذکر است که رفتارهای ناهنجار در نگاه جامعه شناسان با توجه به آسیبی که به جامعه می رنند در طبقات مختلف جای می گیرند .اما از آنجا که ناهنجاری رفتاری معمولاَ در ماهیت عملی ضداجتماعی است ، جلوگیری از هر نوع ناهنجاری و با هر شدتی برای حفظ نظم و نظام موجود جامعه ضروری به نظر می رسد (فتاه،1997).
بنابراین جامعه شناسان در
تبیین علت های رفتار ناهنجار افراد جامعه رهیافت های گوناگونی را در پیش گرفته اند.برابر با یکی از این رهیافت ها فردی که درست اجتماعی نشده است،هنجارهای فرهنگی را در شخصیت خود عجین نمی سازد و برای همین نمی تواند میان رفتار شایسته و نا شایسته تفاوت گذارد. بنابر رهیافت دوم ، فرد ناهنجار نخست باید ناهنجاری را یاد بگیرد.جامعه شناسان معتقدند که بسیاری از صورت های رفتار ناهنجار از شخصی به شخص دیگر انتقال می یابند و این فراگرد آموزشی نیز همان مکانیسم های فراگردهای آموزشی دیگر را دارد.رهیافت سوم ناهنجاری را نتیجه نارساییهای موجود در یک فرهنگ و ساختار اجتماعی یک جامعه می داند.هر جامعه ای نه تنها هدف های فرهنگی تجویز شده ای دارد ،بلکه وسایل پذیرفته ای را نیز برای دستیابی به این هدف ها ،در اختیار دارد.هر گاه این وسایل در دسترس کسی گذاشته نشود،احتمالاَ آن شخص به رفتار نا هنجار دست می زند(کوئن،1383: 161).
با توجه به مطالعات اکتشافی و تحقیقات پیشین و مرور ادبیات موضوع ، نظریات مرتبط با تحقیق در رابطه با متغیرهای شخصیتی(دینداری ،خویشتن داری،جمع گرایی)،موقعیتی(همنوایی،اعتماد اجتماعی،رضایت از امکانات و تجهیزات ترافیکی) و ساختاری(کنترل اجتماعی،محرومیت اجتماعی-اقتصادی،پایگاه اجتماعی-اقتصادی) موردبررسی قرارمی گیرند.
3-2-نظریات مربوط به ویژگی های شخصیتی
3-2-1-نظریه انتخاب عقلانی14
یکی از نظریاتی که می تواند به تبیین ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده کمک کند،نظریه انتخاب عقلانی15 است.بر اساس این نظریه ، عابرین پیاده موجوداتی عالم یا دارای شعور و قاصدند یعنی دارای نیت و هدف اند، بنابراین برای دست یابی به اهداف، سود و زیان عمل را محاسبه و بهترین برخورد را از روی عقل و منطق خود انتخاب می کنند16( کلمن، 1377؛هرسانی17،1998؛فیشر18،2003) همچنین عابرین پیاده در تصمیم گیری های خود ،علاوه بر منفعت مادی ،معتقدات و ارزش های خود مانند انصاف،حق شناسی و نوع دوستی،دیگرخواهی رانیز دخالت می دهند(لیتل19،1373 :98-101).البته دیگرخواهی20 مورد نظر به معنای ایثار یا ترجیح دادن دیگران بر خود نیست بلکه به معنای به رسمیت شناختن و حرمت نهادن به اغراض و منافع دیگران در عمل است. بنابر اعتقاد صاحبنظران خاستگاه بسیاری از رفتارهای انسان تمایلات دیگرخواهانه است.یعنی در کنار تمایل به منافع مادی و فردگرایانه، انگیزه مستقل دیگرخواهانه نیز درون انسان نهاده شده است(بیرو،1370؛کرایب،1378؛بیرهوف،1384).
اگر بپذیریم که تمایلات دیگرخواهانه به نوعی در نهاد بشر موجود است،در آن صورت پذیرش این که عابرین پیاده به مقتضای منافع جمعی رفتار کنند آسان تر می شود. چرا که این گونه رفتارها پشتوانه انگیزشی درونی دارند. البته قدرت انگیزشی تمایلات دیگرخواهانه در مقایسه با منفعت طلبی مادی ضعیف تر است.
بنابراین می توان این نظریه را در زمره رویکرد های نظری قرار داد که در تبیین ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده،علاوه بر توجه به ساختارها و ضرورت های اجتماعی،از عامل انسانی و انگیزه ها و تمایلات او غفلت نمی کند.به عبارت دیگرعابر پیاده درعین توجه به منافع جمعی، ‌ازشخصیت وهویتی مستقل برخوردار است که به آن جمع گرایی مدبرانه یا عقلانی گفته می شود. جمع گرایی مدبرانه که در مقابل جمعگرایی منفعلانه قرار می گیرد مسبوق به شکلگیری فردیت است.
بنابراین در انتخاب عقلانی عابرین پیاده دو نوع عقلانیت را می توان تفکیک کرد:عقلانیت پارامتریک،و عقلانیت استراتژیک.عقلانیت پارامتریک یعنی انتخاب راه مناسب برای رسیدن به اهداف مشخص با اطلاع از پیامدهای مثبت یا منفی شقوق مختلف عمل.یعنی مقایسه پیامدهای عبور بر مبنای پارامترهای مهم از نظر عابر پیاده.اما اگر در این مقایسه کنش انسان های دیگر نیز لحاظ شود،به آن عقلانیت استراتژیک می گویند.درعقلانیت استراتژیک ،عابرین پیاده باید محاسبات عقلانی دیگران را نیز در گزینش خود دخالت دهند.علوم اجتماعی که بیشتر با کنش های متقابل سروکار دارد،پیوند نزدیکی با عقلانیت استراتژیک دارد.در بخش های مختلف نظریه انتخاب عقلانی از جمله در نظریه دو راهی اجتماعیکنش های متقابل انسانی بررسی می شود(معیدفر،‌1385 :38).
دوراهی اجتماعی ، نوع خاصی ازتعارض میان نفع جمعی و نفع فردی است. دوراهی اجتماعی ،موقعیتی است که اگر عابر پیاده درجهت منفعت فردی خود عمل کند سود میبرد اما اگر اکثر افراد چنین کنند در درازمدت همه زیان می بینند. دردوراهی اجتماعی ‌همکاری یعنی رفتار مناسب با جهتگیری جمعگرایانه و ترجیح منافع جمعی بر منفعت شخصی و عدم همکاری یعنی ترجیح نفع فردی بر منافع جمعی است (همان :40).
زولنای نیز بر همین اساس دو روایت از نظریه انتخاب عقلانی را بیان می کند :عقلانیت به معنای سازگاری درونی هنجارها و عقلانیت به عنوان به حداکثر رساندن نفع فردی (زولنای21،1998 به نقل از جوادی یگانه،1387).بر اساس نظر زولنای عابرین پیاده ، هنگام عبور از خیابان سه جنبه از انتخاب را در نظر می گیرند:
• جنبه رعایت هنجارها
• جنبه رعایت نفع فردی (خودبینی)
• جنبه رعایت نفع دیگران(دیگربینی)
بنابه نظر زولنای یک نوع شناسی کامل از انتخاب های عابرین پیاده ، می تواند برپایه این سه مقوله یا جنبه بنا شود که عبارتند از:
1. انتخاب اخلاقی : تنهابه حداکثررساندن رعایت هنجارها.
2. انتخاب عقلانی : تنهابه حداکثررساندن نفع فردی.
3. انتخاب دیگرخواهانه : تنها به حداکثر رساندن نفع دیگران.
4. انتخاب عقلانی محدود
شده توسط هنجار : به حداکثر رساندن ارزش رعایت هنجارها و نفع فردی.
5. انتخاب تقدس اخلاقی: به حداکثر رساندن رعایت هنجارها و نفع دیگران.
6. انتخاب همیارانه: به حداکثر رساندن نفع فردی و نفع دیگران22.همکاری در تعریف جامعه شناسانه آن،این انتخاب را در بر میگیرد.
7. انتخاب عقلانی اجتماعی: به حداکثر رساندن توأمان هرسه ارزش رعایت نفع فردی ، رعایت نفع دیگران و رعایت هنجارها است.
البته ذکراین نکته نیز لازم است که با توجه به محدودیت شناخت،حافظه و توانایی های انسان و نیز با توجه به پیچیدگی و متنوع بودن پدیده های مربوط به دنیای واقعی،می توان گفت عقلانیت یک مقوله نسبی است و عابرین پیاده مختلف در سطوح مختلفی از عقلانیت قرار دارند.نظریه انتخاب عقلانی نیز،این ادعا رانداردکه همه کنش ها عقلانی اند و همه انسان ها عقلانی عمل می کنند ، بلکه میتوان گفت مردم به تعداد و دفعات کافی دست به کنش عقلانی می زنندکه نظریه انتخاب عقلانی را به یک گزاره کارآمد تبدیل می کند (کرایب، 1378 :97).
در یک جمع بندی می توان گفت که عابرین پیاده کنشگرانی هستند که گاهی برای به حداکثر رساندن نفع فردی و بدون توجه به نظم اجتماعی و منافع وارزش های جمع، مقررات و قوانین ترافیکی را زیر پا گذارده و بهترین برخورد را از روی عقل و منطق خود برای رسیدن به منفعت شخصی انتخاب می کنند در حالیکه اگر عابرین پیاده ،جمع گرا بوده و عقلانی عمل کنند ، هر سه ارزش رعایت نفع فردی ، رعایت نفع دیگران و رعایت هنجارها را در نظر گرفته و باعث از بین رفتن ناهنجاری ترافیکی و نظم اجتماعی خواهند شد.
3-2-2-نظریه رشد اخلاقی
نظریه لارنس کلبرگ23،از نظریات برجسته در زمینه استدلال اخلاقی است که می توان از آن جهت تبیین ناهنجاری ترافیکی عابرین پیاده استفاده کرد.بر اساس شش مرحله از رشد قضاوت اخلاقی نظریه کلبرگ (????، ????) می توان در یافت که عابرین پیاده در چه مرحله ای از رشد اخلاقی قرار دارند :
سطح اول: اخلاق پیش‌عرفی24
مرحله ?: جهت‌گزینی براساس تنبیه (اطاعت از قوانین به‌ منظور اجتناب از تنبیه)
مرحله ?: جهت‌گزینی براساس پاداش (همنوائی با دیگران برای دریافت پاداش و مزایا)
سطح دوم: اخلاق عرفی25
مرحله ?: جهت‌گزینی براساس الگوی عابر خوب (همنوائی نشان می‌دهد تا از عدم تأیید دیگران در امان بماند)
مرحله ?: جهت‌گزینی براساس وابستگی به مرجع قدرت (قانون و قواعد اجتماعی را رعایت می‌کند تا ازتوبیخ مراجع قدرت و احساس گناه در مورد انجام ندادن وظایف خود در امان باشد)
سطح سوم: اخلاق پس‌ عرفی
مرحله ?: جهت‌گزینی مبتنی بر قرارداد اجتماعی (اعمال خود را طبق اصولی که همگان برای بهزیستی جامعه الزامی می‌‌دانند هدایت می‌کند ؛از اصول پیروی می‌کند تا ازاحترام همگان برخوردار باشد و از این طریق احترام به ‌نفس رانیزحفظ کند(.
مرحله ?: جهت‌گزینی مبتنی بر اصول اخلاقی (اعمال خود را طبق اصولی که شخصاً انتخاب کرده-اصولی که در آنها عدالت، سرافرازی و برابری ارزشمند شناخته می‌شود-هدایت می‌کند تا از سرزنش خویشتن در امان باشد)
فقط عابرین پیاده ای قادر به تفکر انتزاعی لازم برای سطح سوم،یعنی اخلاق پس عرفی هستندکه به‌ سطح تفکر به ‌شیوه ی عملیات صوری رسیده باشند. بالاترین مرحله، مرحله ششم،مستلزم دستیابی به اصول اخلاقی انتزاعی و رعایت آنها به ‌منظور اجتناب از سرزنش خویشتن است26 (کلبرگ به نقل از ماسن،1380).
به طور کلی عابرین پیاده به شش دلیل ؛اجتناب


پاسخی بگذارید