آدمایی سبک چیزی[۱] رو بکار می برن که که تحمل ابهام کمتری داشته و روشای عقلایی رو پی گیری می کنن.  هم اینکه اونا منطقی کارا هستن. اما کارآیی اونا همیشه تحت تاثیر اراده کردن براساس اطلاعات کم و آزمایش تعداد محدودی از بدیل هاست. این سبک از اراده کردن، اراده کردن رو سریعتر کرده و تصمیم گیران متوجه امور کوتاه مدت هستن.

اراده کردن

سبک تحلیلی تحمل ابهام بیشتری از سبک گذشته داشته و این ویژگی به نیاز به اطلاعات بیشتر و هم اینکه توجه به بدیلای زیادتر ما رو راهنمایی می کنه. مدیران علاقمند به این سبک رو میشه مدیران بادقت و توانا در تطبیق با شرایط نو دونست.

آخرین سبک یعنی سبک رفتاری، مدیرانی رو توصیف می کنه که با بقیه به شکل عالی کار می کنن. اونا نگران نتیجه های همتایان و زیردستان خود هستن. اونا حاضر به قبول پیشنهادات بقیه هستن و به شکل کلی ای به جلسات واسه ایجاد رابطه با بقیه توجه تکیه دارن. مثل این مدیران، از دعوا دوری کرده و تلاش در رسیدن به توافق دارن.

توافق

هر چند این چهار بحث جدا از هم و روشن هستن، اما بیشتر مدیران مشخصاتی دارن که بلحاظ اون در بیشتر از یه بحث جای می گیرن. پس شاید بهترین راه اون هستش که مشخصه مسلط مدیر رو انتخاب و در یکی از این چهار بحث اونو جای بدیم. دانشجویان رشته مدیریت، مدیران سطح عملیاتی و هم اینکه مدیران اجرایی عالی، بیشترین گرایش رو به سبک تحلیلی دارن.  شاید دلیل اون این باشه که دروس رسمی مدیریت و بازرگانی در دانشگاه ها، تفکر عقلایی رو پیشرفت میدن. مثلا، دروس حسابداری، آمار و امور مالی، همه تحلیلای عقلایی ارائه میدن. علاوه بر تمهید یه چارچوب واسه توجه به تفاوتای فردی، دقیق شدن و فوکوس کردن بر سبک اراده کردن واسه کمک به فهم این واقعیت هم خوبه. این واقعیت که چیجوری دو نفر با هوش و استعداد برابر، با رسیدن مساوی به اطلاعات، می تونن در روش اراده کردن و انتخاب راه حل به طور کامل متفاوت هستن.

راه حل

[۱] Directive Style

[۲] Analytical Style

[۳] Conceptual Style