درک زوجین از عملکرد خانواده هنگام و قوع سرطان در یکی از آنها …

معیارهای ورود به مطالعه، گذشت حداقل ۲ وحداکثر ۶۰ ماه از زمان تشخیص سرطان و داشتن کودک ۴ تا ۱۷ ساله بود که عملکرد خانواده با ورژن ۶۰ آیتمی FAD(ابزار سنجش خانواده) سنجیده شد. توسط بیماران و اعضاء خانواده آنها تکمیل شد.جمعا ۱۱متغیر سنجیده شد،۳ متغیر مربوط به فرد (جنسیت، سن و نقش در خانواده)، ۸ متغیر مربوط به خانواده (ساختار خانواده، تعداد کودکان، جنسیت بیمار، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، تشخیص، زمان تشخیص،نمره افسردگی و نمره کیفیت زندگی) بودند.
افسردگی بیماران و همسران آنها با مقیاس افسردگی بک و کیفیت زندگی با پرسشنامه SF-8 سنجیده شد که فقط بیماران پرسشنامه را تکمیل نمودند.
برای آنالیز داده ها از آمار توصیفی و مدل آنالیز چند سطحی استفاده شد. آنالیز ۲ بار انجام شد، یکبار با داده های مربوط به تمامی نمونه ها و سپس بطورمجزا با نمرات کودکان.
نتایج نشان دادند که کودکان بیشتر از والدین اختلال در عملکرد خانواده را گزارش کردند. در سطح فردی، هر ۳ مورد جنس، سن و نقش در خانواده مهم بود. پدران و پسران اختلال در عملکرد خانواده را در مقیاس نقشها و پاسخگویی عاطفی درک کردند. سن در برخی مقیاس ها مهم بود، مثلا افزایش سن کودکان با کنترل رفتاری قوی تر همراه بود. در آنالیز همه شرکت کنندگان نیز نقش در خانواده، با درک اختلال در خانواده در ۵ بعد، حل مساله، کنترل رفتار، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی و آمیزش عاطفی همراه بود.
در سطح خانواده، ۲ ریسک فاکتور یافت شد: افسردگی و وضعیت جسمانی والدین مبتلا.
شیوع افسردگی۳۵% مادران و ۲۸% پدران مبتلا بود. درآنالیز همه مشارکت کنندگان، افسردگی والدین نیز بطور معناداری با اختلال در ۵ بعد از۷بعد عملکرد خانواده (به جز کنترل رفتار وپاسخگویی عاطفی) همراه بود.
در آنالیز کودکان، درک کودکان از عملکرد خانواده با افسردگی والدین ارتباط معنادار نداشت. همچنین وضعیت جسمانی ضعیف بطور معنا داری با اختلال در ابعاد نقشها و ارتباطات همراه بود.
در کل مهمترین یافته مطالعه این است که، افسردگی والدین بیمار اصلی ترین فاکتور اختلال در عملکرد خانواده محسوب می شود(۱۹).
۶- در سال ۲۰۱۱ مطالعه ای با هدف” بررسی تاثیر نگرانیهای مالی و درد در کیفیت زندگی بیماران سرطانی و همسرانشان” انجام شد. در این مطالعه رابطه زوجین و شیوه های سازگاری شریک زندگی جهت دخالت در پی آمدهای بعدی، بررسی شده است.
شرکت کنندگان شامل ۱۷۷ زوج (از هر دو جنس به عنوان بیمار و همسر) بودند. بیماران تشخیص های متفاوت داشتند و در فازهای مختلف درمان بودند. هر شرکت کننده ۴ ابزار را تکمیل نمودند. قابل ذکر است که این مطالعه مقطعی، آنالیز ثانویه از یک مطالعه مداخله ای است. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: بیماران فقط باید در تعهد یک همسر باشند. داشتن تشخیص سرطان در هر مرحله، سطح شدت درد حداقل ۳، از مقیاس ۰ تا ۱۰، سن حداقل ۱۸ سال، تحصیلات حداقل ۶ کلاس و مشکل روانی نداشته باشند. ۳۷% بیماران تحت درمان و شرایط Stable داشتند. ۳۵% تحت درمان ادامه دار بودند، ۱۱% درمان نگرفته بودندو Stable بودند، ۱۰% در فاز تسکین بیماری بودند و ۷% تحت درمان و در مرحله پیشروی بیماری بودند. هر عضو از زوجین پرسشنامه دموگرافیک،SDA[24] یا مقیاس قضاوت زوجی وPOMS [۲۵]یا پروفایل حالتهای خلقی و فرم کوتاه پرسشنامه پی آمدهای پزشکی یاMOS SF-16 [۲۶] را پر کردند.
بیماران شاخص درد Brief یا BPI[27] و مقیاس سنجش علائم حافظه ای یا MSAS [۲۸]و همسران نیز مقیاس نگرانیهای مالی یا CDS [۲۹]و شاخص حل مساله اجتماعی یا SPSI-R[30] را پرکردند.
از آنالیز رگرسیون چندگانه (ANOVA) برای تعیین رابطه سن، جنس، درگیریهای مالی و طول مدت زناشویی با کیفیت زندگی یا کیفیت پی آمدهای زندگی استفاده شد.
نتیجه تحلیل ها نشان داد که شیوه های سازگاری همسران تنها کیفیت زندگی خودشان را تحت تاثیر قرار می دهد. درد تاثیر معنا دار مستقیم و ومنفی بر کیفیت زندگی بیمار و رابطه غیر مستقیم با کیفیت زندگی همسر دارد. درگیری های مالی بر کیفیت زندگی هر دو بیماران و همسران تاثیر دارد.
زوجینی که کیفیت زناشویی بهتری دارند، کیفیت زندگی بهتری نیز دارند.بیمارانی که مجرد هستند یا کیفیت زناشویی پایین تری دارند، تاثیر منفی بر کیفیت زندگی، بهداشت روانی و بهداشت عمومی دریافت می کنند(۵۵).
۷- در سال ۲۰۱۱ یک مطالعه در کشور هلند با عنوان” رضامندی از رابطه در زوجینی که با سرطان کولورکتال مواجه هستند” صورت گرفت. شرکت کنندگان شامل بیمارانی که جدیدا تشخیص سرطان گذاشته شده اند و همسران آنها بودند که در یک مطالعه طولی شرکت کردند. نمونه ها شامل ۲۹ بیمار زن و ۵۹ بیمار مرد و همسرانشان بودند. متوسط سن ازدواج در بین نمونه ها ۳۳ سال بود و متوسط سن ۶۱ سال داشتند. از نمونه ها خواسته شد تا در ۳ زمان ( ماه های ۳،۵ و۹پس از تشخیص)، ۳ پرسشنامه را تکمیل کنند. مطالعه در فاز حاد و پس از درمان انجام شد. شرکت کنندگان سن ۱۸ تا ۷۵ سال داشتند.
۳ پرسشنامه شامل مقیاس ازدواج فعال زوجی، که دارای ۶ آیتم می باشد (نمره ۱ تا ۵

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

به هر آیتم تعلق می گیرد)، آلفا کرونباخ برای این مقیاس ۸۳ (برای بیماران) و ۸۵ (برای همسران) بود و آلفا کرونباخ برای مقیاس بعدی یعنی میانگیری حمایتی زوجی(MMQ)، ۶۸ (برای بیماران) و ۷۹ (همسران) بود. رضامندی از رابطه همسران با مقیاس کیفیت ازدواج سنجده شد.
این پرسشنامه نیز دارای ۱۰ آیتم است. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار HLM V6 و روشهای تجزیه ای اطلاعات جفت، تحلیل شدند. یافته ها نشان دادند که در کوتاه مدت تعهدات مربوط به ازدواج فعال (شامل بحث در مورد احساسات و درگیری در حل مساله) بطور مثبتی با رضامندی رابطه در بیماران و همسران همراه است.البته تنها زمانی که حمایت قبلی زوجین کم باشد. میانگیری حمایتی ازدواج که شامل پنهان کردن نگرانیها و ترس و اجتناب از صحبت در مورد بیماریها، بطور منفی با رضامندی از رابطه ارتباط دارد برخلاف زمانی که حمایت قبلی زوج کم بود. برخلاف رفتار حمایتی جاری همسران، اگر حمایت گذشته زیاد باشد، مشارکت کنند گان کیفیت رابطه خود را بهتر گزارش می کنند(۷).
روش پژوهش
فصل سوّم :
این فصل در رابطه با روش پژوهش و ملاحظات اخلاقی تدوین شده است.روش پژوهش در این بررسی شامل نوع پژوهش، جامعه پژوهش، مشخصات واحدهای مورد پژوهش، حجم نمونه و روش تعین آن، محیط پژوهش، نمونه مورد مطالعه، حجم نمونه و نحوه تعیین آن، ابزار و روشهای جمعآوری اطلاعات، روایی و پایایی ابزار و روشهای آماری و نکات اخلاقی رعایت شده میباشد.
روش پژوهش
نوع پژوهش
این مطالعه یک پژوهش توصیفی میباشد که با هدف بررسی درک زوجین از عملکرد خانواده هنگام و قوع سرطان در یکی از آنها در شهر تبریز در سال ۱۳۹۰ صورت گرفته است.
مطالعه توصیفی به توصیف و تشریح و یا محاسبه خصوصیات فرد، موقعیت یا یک گروه خاص میپردازد. در واقع، مطالعات توصیفی روشی برای کشف ابزار جدید، توصیف وضعیت موجود، تعیین فراوانی وقایعی که اتفاق میافتد و دستهبندی اطلاعات میباشد. در مطالعه توصیفی، محقق اغلب از مصاحبه، مشاهدات ساختار یافته (با استفاده از فهرست مشاهدهای) و مشاهدات غیرساختار یافته و پرسشنامه، برای توصیف پدیده مورد مطالعه استفاده میکند(۹۱).
جامعه پژوهش
شامل یک گروه از افراد یا موارد بوده که دارای معیارهای مورد نظر محقق باشند (۹۲). در این پژوهش جامعه دربرگیرنده تمامی خانوادههایی بود که یکی از زوجین آنها دچار بیماری سرطان شده و جهت درمان یا دریافت خدمات تسکینی به بخشهای بستری و یا درمانگاه بیمارستان شهید قاضی طباطبایی تبریز مراجعه مینمودند.
مشخصات واحدهای مورد پژوهش
خانوادههایی در این مطالعه شرکت داده شدند که واجد معیارهای زیر بودند:
۱- تشخیص قطعی سرطان در یکی از زوجین (با توجه به نمونه پاتولوژی و تایید متخصص انکولوژی ثبت شده در پرونده بالینی بیمار).
۲- گذشت حداقل ۳ ماه از تشخیص سرطان (زیرا مطالعات نشان دادهاند که اکثر بیماران بعد از گذشت ۳ ماه از شنیدن خبر بد، از لحاظ روانی با آن سازگار میشوند(۸۷)).
۳- داشتن حداقل ۱۸ سال سن برای هر دو زوج
۴- گذشت حداقل یک سال از زمان ازدواج زوجین
۵- عدم ابتلاء به بیماری شدید روانی زوجین بر اساس گزارش خود افراد
۶- نداشتن مشکل خانوادگی دیگر مانند دو همسری بودن مرد یا نازایی زن
۷- عدم ابتلاء زوجین به دیگر بیماریهای مزمن
۸- داشتن سواد کافی جهت تکمیل پرسشنامه
۹- داشتن رضایت جهت شرکت در مطالعه
۱۰- آگاهی بیمار و همسر وی از تشخیص قطعی سرطان
لازم به توضیح میباشد که در مورد بند ۱۰ یعنی آگاهی زوجین از تشخیص سرطان، ابتدا از اطرافیان آنها و یا پرسنل درمانی در این زمینه سوال پرسیده میشد و در نهایت، این دادهها طی مصاحبه خصوصی با بیمار و یا همسر وی تایید میگردید. مهمترین سوالاتی که از بیماران پرسیده میشد عبارت بودند از:
مشکل جسمی که از آن رنج میبرید چیست؟