سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینیه که امروزه در جامعه­شناسی، اقتصاد و تازگیا در مدیریت و سازمان به صورت گسترده استفاده شده. این معنی به پیوند­ها، ارتباطات میان اعضای یه شبکه به عنوان منبع با ارزش اشاره داره، که با خلق قانون­ها و باور دوطرفه موجب تحقق اهداف اعضا می­شه. این سرمایه امروزه نقشی بسیار مهم­تر از سرمایه فیزیکی و انسانی در سازمان­ها و جوامع اجرا می­ کنه، و شبکه ­های روابط جمعی و گروهی، انسجام بخش میان آدم­ها، آدم­ها با سازمان­ها و سازمان­ها با سازمان­ها می­باشه و نقش بسیار مهمی در احساس مسئولیت اجتماعی سازمان­ها در جوامع اجرا می­ کنه. واقعا، اصطلاح سرمایه به ثروت انباشته، به خصوص چیزی که واسه تولید ثروت بیشتر به کار می­رود گفته می­شه.

اقتصاد

هم اینکه ریشه­شناسی کلمه«اجتماعی» در سرمایه اجتماعی به ما کمک می­ کنه تا معنی سرمایه اجتماعی و فرق اون با بقیه شکل های جور واجور سرمایه بهتر درک شه.کلمه «اجتماعی» یکی از گسترده­ترین و کلی­ترین صفات زبون انگلیسیه که به چیز­های متنوعی مانند انرژی، مریضی­ها، بازاریابی و مانند اون اشاره می­ کنه. اسم این صفت، کلمه جامعه س. که از کلمه لاتین«Socius» به معنی «دوست یا رفیق» جدا شده. اینجور ریشه­یابی نشون می­دهد که از پایهً کلمه«اجتماعی» از پدیده دوستی ناشی شده، و نشون دهنده دلبستگی شخصی، همکاری، اتحاد، احترام دوطرفه و احساس سود مشترکه. در تعاریف سرمایه اجتماعی و ابعاد و مسائل دور و بر اون توافق و همگونی چندانی وجود نداره. کلا این زمینه ­های نظری گسترده و کلی رو می­توان به عنوان ریشه ­های نظری سرمایه اجتماعی در نظر گرفت که هنوزم هریک طرفدارانی داره، با در نظر گرفتن سوگیری­هایی که در هر کدوم از این نحله­ها جریانات فکری هست، تعاریف هم متفاوت میشه(بورت،۱۹۹۲: ۲۴-۸).

توافق

سرمایه­ اجتماعی با جفت و جور ساختن زمینه نظارت و کنترل اجتماعی غیراقتدارآمیز بر فرد و جامعه­پذیر ساختن ایشون که از مجرای احترام به عرف، سنت­ها، هنجارها و ارزش­های اجتماعی حاصل می­شه، از یه سو به با معنی ساختن زندگی اجتماعی واسه فرد و زمینه­سازی مشارکت مثبت و فعال ایشون در زندگی اجتماعی می ­پردازه و از طرف دیگه از جهت نتیجه های جمعی و عمومی، موجب سلامت کلی جامعه، پایداری و ثبات­اجتماعی می­شه(تقی­لو، ۱۳۸۵: ۲۴۰). در واقع، افزایش و جمع شدن سرمایه اجتماعی دلیل بوجود اومدن نیت پاک و اعتماد دوطرفه میان کنشگران می­شه، همگرایی و اتحاد اجتماعی اونا رو تقویت می­ کنه و با ایجاد رابطه­ای پایدار و استوار زمینه همکاری گسترده اونا رو واسه تحقق هدف­های مشترک جفت و جور می­آورد( اجتهادی، ۱۳۸۶: ۵).

 ۲-۲-۲ گذشته سرمایه اجتماعی

«اصطلاح سرمایه اجتماعی قبل از سال ۱۹۱۶، در مقاله­ای به وسیله هانی فان[۱] از دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد. اما اولین بار در سال ۱۹۶۱، کتابی در آمریکا به وسیله شخصی به نام جین جاکوبز[۲] نوشته شد که این اصطلاح سرمایه اجتماعی رو استفاده کرد و منظورش این بود که در حاشیه­نشین­های شهر، ویژگی­ها و اخلاق­هایی وجود دارن که اون­ها می­تونن خوب با همدیگه رابطه برقرار کنن و گروه هایی رو تشکیل که خودشون مسائل و مشکلات­شون رو حل کنن. در اصل، در اونجا منظور از سرمایه اجتماعی، یه جور همکاری و هم­فکری خودجوش و از درون گروه­های مردم حاشیه نشین بود» (توسلی، ۱۳۸۴: ۲).

مشکلات

جین جاکوبز سرمایه اجتماعی رو شبکه ­های اجتماعی فشرده­ای می­دونه که در محدوده­های قدیمی شهری در رابطه با حفظ نظافت، نبودن جرم و جنایت­های خیابانی و دیگه تصمیم­ها در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی، پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیش­تری از خود نشون می­دهد. بعد این معنی در اقتصاد استفاده شد، ولی در واقع این جیمز کلمن[۳] و تحقیق اون در مورد مشارکت در امور مدرسه در شهر شیکاگو بود که دلیل جلب توجه امروزی به این معنی شد، بعد بوردیو[۴] و پس از اون پوتنام[۵] در دهه ۱۹۹۰، از این معنی واسه مطالعه نهادهای مردم سالار در ایتالیا استفاده کردن (شارع­پور، ۱۳۸۳).

« گلن لوری[۶] اقتصاددان هم مثل ایوون لایت[۷] جامعه­شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی رو در دهه ۱۹۷۰ واسه توصیف مشکل پیشرفت اقتصادی درون شهری استفاده کرد»(فوکومایا، ۱۳۷۹: ۱۰). در دهه ۱۹۷۰ سرمایه اجتماعی در روش­های خیلی قابل لمس، به وسیله اقتصاددان­های دارایی و مالی مطرح شد. از نگاه اون­ها، سرمایه اجتماعی فقط به مدعیان جمعی، اخلاقی یا قانونی دلالت داره و فقط به اصطلاح اجتماعی بمونه، محدود شده. اقتصاددان­ها، اصطلاح­هایی مثل زیر ساخت اجتماعی، سرویس­های اجتماعی یا هزینه­ های اجتماعی رو از پایهً بدون از دست دادن هر معنی مورد نظر، واسه سرمایه اجتماعی به کار می­برند. به طور کلی در جامعه در جامعه­شناسی آمریکای شمالی مخصوصا در نگاه کارکردگرایان، سرمایه اجتماعی یعنی روابط دو طرفه، عمل دوجانبه و شبکه­هایی که در بین گروه های انسانی به وجود آمده(نازک­نسل و ویسی، ۱۳۸۷: ۱۲۸-۱۲۹).

اقتصادی

۲-۲-۳ اهمیت سرمایه اجتماعی

در بیست سال­ معنی سرمایه­ اجتماعی در مورد­ها و اشکال گوناگونش به عنوان یکی از کانونی­ترین مفاهیم، ظهور و بروز پیدا کرده. هرچند شور و اشتیاق زیادی در بین صاحب نظران و تحقیق­گران ایجاد کرده اما، نگاه­ها، دیدگاه­ها و انتظارات مختلفی رو هم دامن زده. افزایش حجم قابل توجه تحقیق­ها در این بخش بیان­گر اهمیت و جایگاه سرمایه­ اجتماعی در بسترهای متفاوت اجتماعیه. کلا اندازه سرمایه­ اجتماعی در هر گروه یا جامعه­ای نشون­دهنده­ اندازه اعتماد آدما به یکدیگره( فقیهی و فیضی، ۱۳۸۵). وجود اندازه قابل قبولی از سرمایه­ اجتماعی موجب آسون کردن عمل­های اجتماعی می­شه، طوری که در مواقع بحرانی می­توان واسه حل مشکلات از سرمایه­ی اجتماعی به عنوان اصلی­ترین منبع حل مشکلات و اصلاح پروسه های موجود سود برد. از این رو شناسایی عوامل مؤثر در تقویت یا ضعیف کردن سرمایه اجتماعی اهمیت به سزایی داره(رنانی، ۱۳۸۵).

تعدادی از عناصر اصلی که می­توان سرمایه اجتماعی رو با اون مورد اندازه ­گیری قرار داد عبارتند از: آگاهی به امور عمومی، سیاسی، اجتماعی، وجود انگیزه در مردم که به دنبال به دست آوردن این دسته از آگاهی­ها هستن، اعتماد عمومی به همدیگه و مشارکت غیررسمی همیارانه در فعالیت­های داوطلبانه و در کل می­توان گفت که یکی از معیارهای اصلی در شناخت سرمایه اجتماعی، شکل و روش روابط اجتماعی افراد با همدیگه و چگونگی همزیستی اونا در جامعه مورد مطالعه س(آدلر، ۲۰۰۲).

۱٫Hanifan

۲٫Jacobs

 

۳٫Coleman

۴٫Bourdieu

۵٫Putnam

۱٫Glen Lowry

۲٫Ivan Light