موضوع و قلمرو اخلاق منحصر به – نفسانی یا رفتارای اجتماعی آدم نیس، بلکه شامل همه صفات اکتسابی و کارای اختیاری اون می­شه به این پایه، اخلاق به معمای چیزی که شامل افعال ارادی اختیاری آدم، خواه ظاهری و خواه باطنی می شه  رو در بر می­گیرد (یزدی، ۱۳۶۷: ۱۰).

اخلاق از جمله مباحث مهم علمی و فلسفیه که از گذشته تا به امروز همیشه مورد بررسی و تحقیق علاقمندان بوده.

اخلاق، اصول اخلاقی و ارزش­ها همه اصطلاحاتی هستن که واسه نشون دادن چیزی که درست و خوبه استفاده می­شه ( انگلیش[۱]، ۲۰۰۶).

محققانی چون پیرس و بکاف[۲] (۲۰۰۹) التزام به رفتارای اخلاقی رو مهم و قانون­مند می­دانند و فکر می کنند که رفتارهایی چون عدالت، همدلی، بخشش، اعتماد، نوع دوستی تحمل اجتماعی و صداقت به طور گسترده­ای در میان اونا هست.

ناروائز[۳] (۲۰۱۰) عقیده داره هوش اخلاقی با احساسات و عقل گره خورده و رفتارای اخلاقی به احساسات کامل، شهود و دلیل آوردن وابسته.

 

دی نورسیا[۴] (۲۰۱۱) عقیده داره که نیات خوب، ایجاد حق انتخاب و انجام عمل انتخاب شده، یافته های مثبت و خوب واسه فعالیت­ها از جمله عوامل تأثیرگذار بر هوش اخلاقیه و هم اینکه یافته های منفی در فعالیت­ها ممکنه باعث از بین رفتن هدفها شه و این به دلیل محدودیتای ذهنی، انسانی، تعاملات اجتماعی پویا و پیچیده و تغییر در شرایط محیطی باشه.

پس رخنه در نیات بر کاهش هوش اخلاقی موثره و باید این اشتباهات و محدودیت­ها، یادگیری و واسه رفتارای آینده اصلاح شه. هم اینکه لنیک، کیل و جوردن (۲۰۱۱) اجرای برنامه های آموزشی لیاقت­های عاطفی رو در افزایش هوش اخلاقی مؤثر می­دانند، اونا لیاقت عاطفی رو ظرفیتی واسه تنظیم و هم­ترازی در بین اهداف، اقدامات و ارزش­ها تعریف می کنن.

هم اینکه نگاموک[۵] (۲۰۱۱) عقیده داره مراکز آموزش عالی باید در تموم سطوح ضمن بررسی وضعیت اخلاقی، ویژگی­های اخلاقی رو کم کم به دانشجویان آموزش بدن تا دانشجویان بتونن رفتارای درست از غلط رو تشخیص بدن.

دانشجو

موسسه تحقیق در آموزش عالی (۲۰۰۳) به دانشگاه­ها پیشنهاد می­ کنه که پیشرفت شخصیت اخلاقی و ارزش­ها در میان دانشجویان رو در اولویت فعالیت­های خود بذارن.

۲-۱-۴ هوش اخلاقی

هوش اخلاقی توانایی درک درست از غلطه­. این عبارت به معنی بهره مند بودن از عقاید اخلاقی راسخ و قوی و عمل کردن به اوناس به گونه­ای که فرد به روش­ای درست و خیلی با احترام رفتار کنه. این استعداد فوق العاده، در بردارنده­ ابعاد لازم از زندگی از جمله توانایی تشخیص رنج افراد و دوری از رفتار ظالمانه­ تعمدی، مهارکردن هیجانای یهویی، عقب انداختن کامروایی، گوش دادن به همه جنبه­ های قبل از قضاوت کردن، پذیرش و درک قضاوت­ها، شناخت انتخاب­های ممکن غیر اخلاقی، همدلی کردن، ایستادگی در برابر بی­ عدالتی و رفتار با بقیه همراه با احترام و عطوفته. (بوربا­، ۲۰۰۵)

یعنی می­توان هوش اخلاقی رو به معنی توجه به زندگی آدم و طبیعت، رفتار اقتصادی و اجتماعی، ارتباطات باز و رو راست و حقوق شهروندی دونست. افراد با هوش اخلاقی قوی کار درست انجام می­ بدن، اعمال اونا پیوسته با ارزشها و عقایدشون هماهنگه، کارکرد خوبی ارائه می­ کنن و همیشه کارا رو با اصول اخلاقی پیوند می­ بدن.

اقتصاد

هوش اخلاقی شامل وسعت­ فراشناختی یا فراعملیه که عکس العمل شناخت­ها، نگاه­ها و فعالیت­های اخلاقی رو فقط در چارچوب سیستم­های ارزشی فردی امکان­پذیر می­سازه. هوش اخلاقی میتونه مسئولیت انتخاب­ها و فعالیت­ها رو از نظر اخلاقی برعهده گیرد. محققی هوش اخلاقی رو وابسته به هفت ارزش کلی می­دونه: همدلی، وجدان، خودکنترلی، احترام، مهربانی، تحمل، و انصاف. سه اصل اول- همدلی، وجدان و خودکنترلی- ” هسته اخلاقی” هوش اخلاقی رو نشون می­ بدن(گرجولج[۶]، ۲۰۰۵: ۹-۸).

هوش اخلاقی” توانایی ذهنی واسه شناسایی این موضوعه که چگونگی اصول انسانی مانند قانون طلایی( قانونی که خیلی از تمدن­ها رو در مدت قرنها هدایت و راهنمایی کرده و سخن پیامبر اسلام(ص) هم هست: با بقیه همون­گونه رفتار کنین که می­خواهید با شما رفتار شه و تلاش کنین این اصل، قانون اساسی اخلاقی سازمان شما باشه”(مختاری­پور و سیادت، ۱۳۸۸: ۳۲-۳۱)، باید در ارزش­ها، اهداف و کارکردهای فردی ما استفاده کرده شه(لنیک و کیل، ۲۰۰۵: ۴۵-۵). هوش اخلاقی توصیف­کننده تمایل و توانایی فرد در پیشبرد اهداف غیر شخصی و مسائلی به غیر از مسائل شخصیه(دورهایورو بلاچ فلنر[۷]،  ۲۰۰۹ : ۱). هوش اخلاقی هوشیه که قوانین پویا و پایدار رو در ساختاردهی می­ کنه و فعالیت فرد رو در محیطش شناسایی می­­کنه. هوش اخلاقی ظرفیت خود رو با اضافه کردن ارزش، نفوذ خود رو روی محیط و  بر بقیه و مدیریت زمان خود مشخص می­سازه(بلوهالک[۸]، ۲۰۰۷: ۸).

به نظر بوربا (۲۰۰۵) هفت اصل لازم واسه هوش اخلاقی، هوشیاری، همدردی، خود کنترلی، توجه و احترام، مهربانی، صبر و  بردباری و انصافه.

امروزه سازمان­ها هم به صورت در حال افزایش­ای، خود رو درگیر مسئله­ای می­بینن که اون رو معمای اخلاقی می گن، یعنی شرایط و شرایطی که باید دوباره، کارای خلاف و کارای درست رو تعریف کرد، چون مرز بین کارای درست و خلاف بیشتر از قبل از بین رفته. اینجوری اعضای سازمان تماشاگر آدمایی هستن که در سازمان و دور و بر اون وجود دارن و به کارای خلاف دست می­زنند. در اینجور شرایطی مدیر باید از نظر اخلاقی جوی سالم واسه کارکنان در سازمان به وجود آورد تا اونا بتونن با تموم توان و بهره ­وری هر چی بیشتر کار کنن. این نیازمند وجود رهبری با هوش اخلاقی قویه.

 

امروزه محققان به هوش اخلاقی علاقمند هستن چون مرز بین نوع دوستی و خود پرستی رو توصیف می­ کنه. توجه به هوش اخلاقی یه ایده آسمانیه که الهام بخش رفتارای افراد می­باشه. تحقیقات نشون می­دهد که رشد اخلاقی افراد با رفتارهایی که اونا از خود نشون می­ بدن در ارتباطه (سیادت و همکاران­، ۱۳۸۷).

  1. English
  2. Pierce and Bekoff
  3. Narvaez
  4. Di norcia
  5. Ngamouk

۱٫Gerjolj

۲٫Thorhauer & Blach fellner

۳٫Belohlavek