۳-کارایی سرمایه یعنی انتظار انسجام اجتماعی، همکاری و اعتماد بیشتر و سود مادی حاصل از سرمایه اجتماعی، جنبه فرعی اون رو تشکیل می­دهد.

۴-مصرف سرمایه باعث افزایش اون می­شه.

۵-این سرمایه توانایی صادرات و واردات رو نداره(وحید و همکاران، ۱۳۸۳: ۶۶).

۲-۲-۷ شکل های جور واجور سرمایه و رابطه اون با سرمایه اجتماعی

مهمترین عنصری که در میان اندیشمندان موجب تفکیک میان شکل های جور واجور سرمایه اجتماعی شده، به درد بخور یا مضر بودن اون واسه کل اجتماعه. با در نظر گرفتن این نکته می­توان به تفکیکی که فیلد (۲۰۰۳) میان سویه مثبت و سویه منفی سرمایه اجتماعی قائل شده اشاره کرد. اون نگرانی بوردیو رو باز می­گوید: داشتن روابط محکم و مؤثر همیشه از اون عده ­ای خاصه و به کار گیری اونا همیشه می ­تونه به زیان محرومان اجتماعی باشه.

 

یکی از مفیدترین تمایزات نظری انجام شده در بخش سرمایه اجتماعی، مربوط به تفاوت مایک وولکاک[۱] میان سه نوع سرمایه اجتماعیه:

۱٫سرمایه اجتماعی اجبار آور، که مشخص کننده پیوندها میان مردم مشابه در موقعیت­های مشابهه، مانند خونواده اولیه، دوستان نزدیک و همسایگان؛

۲٫سرمایه اجتماعی پیونددهنده، که شامل پیوندهای دورتر از افراد مایل به همه، مانند دوستان دور و همکاران؛

۳٫سرمایه اجتماعی مربوط کننده، که مردم نامتشابه رو در موقعیت­های نامشابه در دسترس هم قرار می­دهد، مانند کسائی که به طور کاملً خارج از اجتماع قرار گرفته­ان، پس اعضا رو قادر می­سازه که محدوده وسیع­تری از منابع رو نسبت به داخل اجتماع در اختیار داشته باشن(ولکاک، ۲۰۰۱: ۱۳).

 

نوعای جورواجور سرمایه یعنی:

۱٫سرمایه فیزیکی: ماشین­آلات، لوازم و مانند اون در این نوع سرمایه قرار می­گیرد؛

۲.سرمایه مالی: به درآمد پولی و هم اینکه دیگه منابع و دارایی­های مالی گفته می­شه و خودنمایی نهادینه­اش رو در حقوق مالکیت تبلور می­یابد، مثلاً پول و اشیای مادی که می­توان واسه تولید و خدمات استفاده کرد(نازک­نسل و ویسی، ۱۳۸۷: ۴). شکل اقتصادی سرمایه، مانند دارایی­های منقول و ثابت تو یه سازمان بدون این دست اون دست کردن قابل تبدیل به پوله(انصاری، ۱۳۸۳).

اقتصادی

۳٫سرمایه طبیعیمثل خاک، آب، معادن و دیگه منابع طبیعی(شارع­پور، ۱۳۸۰)؛

۴٫سرمایه انسانی: شکل دیگه سرمایه س. سرمایه انسانی یه معنی اقتصادیه. ویژگی­های کیفی آدم مثل آموزش، تخصص، مهارت، داشتن خلاقیت، علم و نوآوری عموماً یه جور سرمایه به شمارمی­رود. یعنی، سرمایه انسانی رو می­توان پیشرفت و بهبود ظرفیت تولیدی مردم نامید(علوی راد و نصیر زاده، ۱۳۸۰)؛
خلاقیت

۵٫سرمایه فرهنگی: به شکل­های جور واجور هست؛ شامل تمایلات و عادات دیرین که در پروسه جامعه­پذیری، جمع شدن اشیای فرهنگی با ارزش مثل نقاشی و صلاحیت­های تحصیلی و آموزش رسمی حاصل آمده. ترنر در تعریفی دیگه سرمایه فرهنگی رو مجموعه نه هاده ها، عادات، منش­ها، روش ­های زبانی، مدارک آموزشی، ذوق و سلیقه­ها و روش ­های زندگی که به طور غیررسمی بین افراد شایعه تعریف می­ کنه( نازک­نسل و ویسی، ۱۳۸۷: ۵). کالینز سرمایه فرهنگی رو شامل منابعی مثل صحبت­های از پیش­اندوخته در حافظه، روش زبانی، شکل های جور واجور خاص علم، مهارت، حق خاص تصمیم ­گیری و حق دریافت احترام می­دونه. یعنی سرمایه فرهنگی، نوع دیگه سرمایه س که تو یه سازمان هست، مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که این نوع سرمایه هم در بعضی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادیه(انصاری، ۱۳۸۳: ۲).

اقتصاد

۶٫سرمایه اجتماعی: مجموعه بالقوه س که با عضویت در شبکه ­های اجتماعی عمل­گران و سازمان­ها به وجود می­آید، یعنی، شامل روابط بر اساس اعتماد و بده­بستان(معامله به مثل) در شبکه ­های اجتماعیه(شارع­پور، ۱۳۸۳)، سرمایه اجتماعی به رابطه­ها و مشارکت اعضای یه سازمان توجه داره و می ­تونه به عنوان ابزاری واسه رسیدن به سرمایه­های اقتصادی باشه. از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی در ممالک سرمایه­داری به عنوان ابزاری واسه اثبات و تقویت جایگاه اقتصادی آدما به حساب می­رود. در این ممالک سرمایه اقتصادی پایه س و سرمایه اجتماعی و فرهنگی ابزاری واسه تحقق اون به حساب می­آید. می­توان نتیجه گرفت که دیدگاه بوردیو در مورد سرمایه اجتماعی، تنها یه دیدگاه ابزاریه؛ پس اگه سرمایه اجتماعی نتونه موجب رشد سرمایه اقتصادی شه، کاربردی نخواد داشت(انصاری، ۱۳۸۳).

۷٫سرمایه ظاهری: استونر و ترنر[۲] به نوع دیگه از سرمایه به نام سرمایه ظاهری اشاره می­ کنن که با بهره گرفتن از سمبل­ها واسه قانون بخشیدن به تصرف سطوح و گونه­های متغیری از سه نوع سرمایه­ یاد شده می­انجامد. این شکل­های جور واجور سرمایه به طور کاملً جداگونه از همدیگه نیستن. بلکه به همدیگه وابستگی دوطرفه دارن و تقویت کننده یکدیگرند. سرمایه اجتماعی و فرهنگی نقش مهمی در شکل­ گیری سرمایه انسانی داره و هم اینکه عکس این مسئله هم صادقه. واسه نمونه، یه مدیر ممکنه تصمیم بگیره تا واسه خرید فناوری جدید سرمایه ­گذاری کنن(سرمایه فیزیکی) اون ممکنه یه دوره آموزشی واسه پرسنل خود جفت و جور کنه(سرمایه انسانی) یا ممکنه با یه اردوی خارج از محل کار، روحیه کارگروهی رو در اون­ها تقویت کنه (سرمایه اجتماعی) (نازک نسل و ویسی، ۱۳۸۷: ۶).

روحیه

۲-۲-۸ سرمایه اجتماعی و سطوح تحلیل اون

یکی از نکات با اهمیّت در تعریف سرمایه اجتماعی، مشخص کردن سطح تحلیل سرمایه اجتماعیه. سرمایه اجتماعی رو می­توان در دوسطح سرمایه اجتماعی فردی و سرمایه اجتماعی جمعی، در نظر گرفت. واسه اندازه ­گیری سرمایه اجتماعی فردی، واحد امتحان فرده و واحد تحلیل هم فرده. در اندازه ­گیری سرمایه اجتماعی جمعی، واحد امتحان فرده، اما واحد تحلیل گروه­ها، اجتماعات، جوامع و یا کشورها هستن(اصغر­پور ماسوله، ۱۳۸۵).

به منظورتوصیف فضای مفهومی سرمایه اجتماعی، می­بایست ضمن تعریف این معنی،اون رو از دید گونه­های سطوح، ابعاد و ویژگی­های کلید اون بررسی کرد. بیش­تر محققین سرمایه اجتماعی، اون رو در سه سطح خرد، میانی و کلان تقسم کرده­ان.

سطح خرد: در این سطح تعریف سرمایه اجتماعی، بر روابط فردی و شبکه ­های ارتباطی بین افراد، هنجارها و ارزش­های غیررسمی حاکم بر اون تأکید می­شه. در این سطح منافعی مورد نظره که فرد به دلیل عضویت در گروه و بهره ­ورداری از سرمایه اجتماعی به دست می­آورد.

سطح میانی: این نوع سرمایه اجتماعی، به سرمایه اجتماعی رابط هم معروفه و شامل پیوندها و روابط عمودیه که بین سازمان­ها و گروه­ها هست. این مؤلفه واسه اولین بار به وسیله کلمن مطرح شد. تعریف ایشون از سرمایه اجتماعی، به طور ضمنی روابط حاکم در درون ساختار، گروه­ها و روابط بین افراد هم تراز رو در بر می­گیرد. اون معنی سرمایه اجتماعی رو به گونه­ای گسترش می­دهد که علاوه بر پیوندهای افقی، شامل پیوندهای عمودی هم می­شه و روابط میان گروه­ها رو هم شامل می­شه.

سطح کلان: فراگیرترین سطح سرمایه اجتماعی، سطح کلانه که شامل رسمی­ترین روابط و ساختارهای نهادیه. این سطح از سرمایه اجتماعی به محیط سیاسی و اجتماعی می ­پردازه که به ساختارهای اجتماعی شکل می­دهد. رژیم سیاسی، سلطه قانون، نظام قضایی و آزادی­های سیاسی و مدنی، نهادهاییه که  از راه اون­ها سرمایه اجتماعی کلان شکل می­گیرد. در سطح کلان تعداد خیلی از گروه­های داوطلبانه بر مبنای روابط افقی و اعتماد هست که سرمایه اجتماعی رو تولید می­ کنن و همه اعضای جامعه از اون بهره­مند می­شن. از اون جا که نمی­توان واقعیت­های مجود در جامعه رو فقط تو یه سطح در نظر گرفت، بنابر این می­توان گفت که تحلیل تو یه سطح، به طور دوری­ناپذیر وابسته به دو سطح دیگه میشه.

کلا می­توان گفت ترکیب سطوح جور واجور سرمایه اجتماعی می ­تونه اثرات نیرومندی در سطح جامعه داشته باشه. نهادهای سطح کلان می­تونن یه محیط توانمندی رو واسه پیشرفت نهادهای سطح خرد جفت و جور کنن و انجمن­های محلی هم به حفظ مؤسسات ملی و منطقه­ای کمک می­ کنن که در آخر باعث افزایش موجودی سرمایه اجتماعی در جامعه می شه(قاسمی و کاظمی، ۱۳۸۸: ۹-۱۰).

۱٫Woolcock

۱٫Astvnr & Turner