شیوه کار و راه های بازاریابی آنلاین موفق

0 Comments

بازاریابی موفق

واسه رسیدن به بهترین یافته های بازاریابی باید تلاش کنین همیشه اطلاعات بازاریابی خودتون رو بروز نگه دارین و همیشهً در حال ارتقا مهارتای خود باشین.

به گزارش آلامتو به نقل از زومیت؛ با کمی جست و جو در اینترنت با حجم خیلی از مطالب، ویدیو ها یا کتاب های الکترونیکی روبه رو میشین که همه در مورد چگونگی ی بهینه سازی صفحات وب واسه موتور های جست و جو، ایجاد کمپینای تبلیغاتی آنلاین یا به طور بازاریابی آنلاین هستن.

با یاد گرفتن اینترنت، بازاریابی بیشتر از اون که یه چارچوب واحد معرفی شه به عنوان یه سری از سیستم های پیچیده با هدف رسیدن به مشتری معرفی می شه. با این حال هیچ کدوم از این منابع در مورد سنگ بنای اصلی بازاریابی صحبتی به میان نمی بیارن. یه قانون کلی واسه بازاریابی هست که چگونگی ی جواب به نیازای مخاطب آنلاین یا آفلاین رو بده؟

در سال های آینده بازاریابی مثل بقیه ی بخش ها به دلیل پیشرفت فناوری تغییر های زیادی رو به خود می بینه. به کار گیری پتانسیل بالای کلان داده ها، از این رو به اون رو شدن رابطه افراد با وسایل به واسطه ی حضور اینترنت اشیا یا حضور واقعیت مجازی مجاری بازاریابی رو از این رو به اون رو می کنن.

با تموم این تفاسیر مهم نیس فناوری به کدوم سمت و سو حرکت می کنه چون که بازاریابی همیشه بر یه سری قوانین روانشناسی مشتری استواره که ثابت باقی مونده ان. در ادامه با ۵ قانون بازاریابی واسه کسب و کارا یا پیشرفت ی محصول جدید آشنا میشین:

  1. اولین بودن از بهتر بودن اهمیت بیشتری داره

کوکاکولا در سال ۱۸۹۲ اولین نوشیدنی گازدار رو وارد بازار آمریکا کرد. در طول ۱۲۴ سال از تاسیس این برند شرکت های زیادی واسه رقابت وارد بازار شدن که همه با شکست از بازار حذف شدن. پپسی در سال ۱۸۹۸ ایجاد شد و تنها برندیه که تونسته با کوکاکولا رقابت کنه.

پس اولین بازیگر اصلی یه بازار شانس خیلی بیشتری واسه باقی موندن در دراز مدت داره. الان کوکاکولا ۴۲.۷ درصد از سهم بازار رو در اختیار داره. در طرف قابل پپسی ۳۱.۱ درصد فروش کمتری رو تجربه می کنه. این در حالیه که در آزمون های گرفته شده از نظر مصرف کنندگان پپسی طعمی به مراتب بهتری از کوکاکولا داره.

  1. اگه اولین نیستین، متفاوت باشین

معمولا در بازار یه شرکت با خلاقیت محصولی متفاوت رو واسه اولین بار ارائه می دهد. در ادامه ی موفقیت محصول شرکت های دیگه هم به تقلید از شرکت اولیه به عرضه ی محصول می پردازند. این رقابت با ورود بازیگران تازه شدید تر می شه و در دراز مدت مثل کوکاکولا و پپسی به یه تعادل می رسد.

در بازار های دیگه هم به همین ترتیبه. به طور مثال در بازار کامپیوترای خونگی اچ پی و دل هر کدوم ۲۸.۱ و ۲۳.۹ درصد از سهم بازار آمریکا رو در اختیار دارن. در بازار اتومبیل هم جنرال موتورز ۱۷.۴ و فورد ۱۵.۳ از بازار رو دارن. در اینجور شرایطی بازیگران مهم دیگری هم در بازار هستن که با اینکه سهم کمتری رو به خود اختصاص میدن ولی رقیبی مهم به حساب می آیند.

اما اگه اولین در بازار نبودیم بازم شانس پیروزی هست؟ جواب این سوال به خلاقیت شرکت در خلق اجناس جدید رابطه داره. اپل رو در نظر بگیرین؛ این شرکت شاید در بازار کامپیوتر های شخصی اولین نباشه ولی به کار گیری نیروی فکری در جهت مناسب موجب به خلق محصولی متفاوت به اسم تبلت شد. الان ۲۹.۶ درصد از سهم بازار تبلت آمریکا در دستان اپله.

  1. دریافت مخاطب نسبت به محصول اهمیت بیشتری داره

تا حالا فکر کرده اید که اجناس موجود در بازار رو چیجوری می توان بهبود داد؟ خیلی از کار و کاسبی ها به خصوص در بخش ی فناوری با همین ایده شروع به کار می کنن و بعد از یه مدت هم بوسیله شرکت های بزرگ خریداری یا بعد از یه مدت از گردونه ی رقابت حذف می شن.

اما دلیل اینکه این کار و کاسبی ها با وجود داشتن محصولی بهتر دیده نمی شن چیه؟ پپسی با اینکه در نظر خیلی از مشتریان طعم بهتری در برابر کوکاکولا داره ولی فروش کمتری رو تجربه می کنه. اولین بودن در بازار همیشه مزیتیه که شما رو از بقیه ی رقبا جدا می سازه و تاثیر زیادی بر رفتار مشتری می ذاره.

با این حال همیشه اولین بودن امکان پذیر نیس. شرکت اپل رو در نظر بگیرین. اپل اولین شرکتی نیس که وارد بخش ی کامپیوتر های شخصی، پخش کننده های موسیقی یا صفحات لمسی شد. اما مدیران اپل با فهم دقیق نیاز مخاطب و ایجاد ارزش در کنار تجربه ی بی مثل به کار گیری اجناس، اپل رو به شرکتی موفق تبدیل کردن.

  1. جمله ی تبلیغاتی، ایجاد احساس تو ذهن مخاطبه

در فرهنگ بیشتر ی آمریکا مک دونالد نقش مهمی رو بازی می کنه. این رستوران زنجیره ای با انتخاب جمله ها، نغمه ها و تبلیغاتی خاص تو ذهن و خاطره ی مردم جایگاه خاصی داره. شاید آمریکایی ها زیاد در مک دونالد غذا نخورن ولی همیشه جمله های تبلیغاتی اون رو به یاد دارن.

پس شرکت ها با انتخاب درست جمله ها و شاید نغمه ها، آهنگ هایی کوتاه که در طول تبلیغ پخش می شه، تو ذهن مصرف کنندگان خونه می کنن تا در دراز مدت احساسی خاص نسبت به برند در اون ها ایجاد شه.

نایک از سال ۱۹۸۸ تا به امروز جمله ی Just do it رو واسه شناساندن خود به مخاطب انتخاب کرده. این جمله در گفتار روزانه ی آمریکایی ها جای خود رو پیدا کرده و شاید در بین کفش پوشیدن یا ورزش ازش استفاده می کنن.

این راه و روش تبلیغاتی باعث شده که نایک ۲۷.۲ درصد از سهم بازار کفش رو در کل دنیا در اختیار داشته باشه. حریف جدی نایک یعنی آدیداس ۸.۷ درصد از سهم بازار آمریکا رو داره. شاید آدیداس روی جمله ی تبلیغاتی خود خیلی تمرکز نکرده!

  1. رقابت در تموم بخش ها، موفقیت در هیچ بخش

توجه به ۴ اصل بالا به موفقیت برند کمک زیادی می کنه. اما توجه به اصل پنجم قرار گرفتن در بالاترین جایگاه رقابت رو به همراه داره.

با موفقیت یه شرکت در کسب و کار خود و ایجاد جایگاهی خاص در پیش مشتریان، سرمایه گذاران به دنبال افزایش سود می گردند. این افزایش سود در افزایش بخش های کسب و کاری یا تنوع در اجناس و خدمات نهفتهه. پس شرکت مبادرت به افزایش خطوط تولید خود می گیرد. این روش در کوتاه مدت باعث افزایش درآمد ها می شه ولی در دراز مدت چه اتفاقی واسه برند رخ می دهد؟

شرکت IBM با همین توجیح از کسب و کار کامپیوتر های Mainframe به سمت بخش های دیگه حرکت کرد. جنرال موتورز هم با هدف افزایش تنوع اجناس رقابت رو به تویوتا باخت.

خیلی از شرکت های مطرح دنیا به خاطر سرویس یا محصول اولیه ی خود به معروفیت رسیده ان. این شرکت ها بعد ها واسه افزایش تنوع برند هایی دیگه زیر نام برند اصلی خود درست می کنن. مایکروسافت که الان به بزرگ ترین تولیدکننده ی نرم افزار در دنیا مطرح شده مدیون محصول اولیه ی خوده. مایکروسافت هنوز سیستم عامل خود رو حفظ کرده و مشتریان هنوز خواهان به کار گیری اون هستن.

وقتی به دلیل افزایش فروش از محصول اولیه ی خود دور می شید و به سمت عرضه ی جنسای دیگه می روید، این وسط مخاطب گمراه می شه. مخاطب شما بین تنوع بالای اجناس و شاید کیفیت متفاوت هر کدوم دچار شک می شه و ارزش برند به خطر می افتد. به خاطر همین موارد شرکت ها با تاسیس برند های جور واجور تلاش در جواب به نیاز های هر گروه از مشتریان می گردند.

امکان داره این قوانین به کار نیایند؟

قوانین تا وقتی که به صورت جدی نقض نشن پایدار هستن. با این حال ۵ اصل بالا در طول سالیان سال پیشرفت بازاریابی ثابت باقی مونده ان. اما مهم ترین نکته اندازه ی کسب و کار و اندازه تاثیرگذاری اون روی مخاطبه. پس قبل از هر کاری بهتره به سه سوال زیر جواب بدید:

  1. در بخش ی کاری خود اولین به حساب می آیید؟ اگه نه، نیاز به ایجاد یه محصول یا سرویس جدید واسه مشتری هست؟
  2. برند شما صاحب یه جمله، احساس یا درک خاص پیش مخاطبه؟
  3. در بازار بخش ی تخصصی خود مونده اید یا به سمت تنوع اجناس حرکت کرده اید؟

جواب این سوالات واسه هر کسب و کاری حیاتیه و جواب رو راست به اون ها می تونه از صرف انرژی، پول و زمان جلوگیری کنه.

اصول بازاریابی و فروش موفق

هزینه جذب یه مشتری جدید چقدره؟

بازاریابی زومیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *