دانلود پایان نامه

الحیاء” 221 ]شرم از بهترین پوشش‌های دینی است.[
و آن امام همام در جای دیگر می فرماید: ” الحیاء لباس سابغ و حجاب مانع و ستر من المساوی واق و حلیف للدین و موجب للمحبه و عین طالئه تذود عن الفساد و تنهی عن الفحشا” 222
]شرم وحیا جامه‌ای است در برگیرنده حجاب است بازدارنده (از گناه) و پوششی است نگاه دارند از بدی‌ها. حیا گوهری است همراه با دین برانگیزنده مهر و محبت و چشمی است مراقب و از بین برنده و فساد و تباهی و باز دارنده از فحشا و زشتی.[
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید: ” من لا یستحیی من الناس لایستحیی من الله “223
]هر که از مردم شرم ندارد از خدا شرم نکند.[
یکی از زمینه‌های عفاف و در عین حال از ثمرات آن که از اصلی ترین موانع انحرافات می‌شود ،احساس حیا و شرم از کارهای زشت است که این شرم و آزرم بازدارنده بسیاری از گناهان اجتماعی و سرآمد خوبی‌هاست. بنابه فرمایش پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) که در بالا بیان شد فرمایشی از امیرالمومنین (علیه السلام )نیز به همین مضمون آمده که می‌فرمایند: ” اعفاکم احیاکم” 224 ]با عفت ترین شما با حیاترین شماست.[
بنابراین هر قدر این احساس شرم و آزرم در انسان بیشتر باشد ،عفت او نیز بیشتر خواهد بود.نقش حیا در جلوگیری از آلوده شدن و ایجاد پاکی و سلامت روح زیاد و مهم است .
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید:”علی قدر الحیاء تکون العفه ” 225 ] پرهیزکاری تو به اندازه شرم و حیا از خداوند است .[ و به تعبیر امام حسن مجتبی (علیه السلام) “لاحیاء لمن لادین له”226
]هر کسی که دین ندارد حیا ندارد.[
در واقع داشتن یا نداشتن حیا مرز رشد و سعادت ابدی و یا سقوط و انحطاط یک انسان است. یکی از واژه‌هایی که به معنای عفت نزدیک است “حیا ” می‌باشد که هر چند مفهوم عفت و حیا از یکدیگر متفاوت می‌باشد اما در مواردی حیا به جای عفت و عفت به جای حیا استعمال می‌شود می‌توان گفت بین این دو فضیلت رابطه دو سویه وجود دارد که ضعف و شدت هر کدام بر دیگری تاثیر و تاثرمی‌گذارد به همین دلیل در روایات گاهی حیا را سبب عفت و گاهی میوه و ثمره عفت می‌دانند.
صاحب الحیاء خیر و کله و من حرم الحیاء فهو شر کله و ان تعبد وتوع” 227 حضرت فرمود:] صاحب حیاء صاحب هر چیز می‌شود و کسی که از حیا محروم باشد، به هر شری دست می‌زند ،ولو اهل ورع و بندگی باشد.[
و در جای دیگرآن حضرت می‌فرمایند:” و قوه الحیاء من الحزن و الخوف و الحیاء مسکن الخشیه و الحیاء اوله الهیبه” 228
]و حیا بواسطه حزن و خوف الهی تقویت می‌شود و با تقویت آن خشیت الهی که حالت خوف ممزوج با انکسار و شکستی و تواضع است در وجود او مسکن و جایگاه پیدا می‌کند و با وجود حیاء درک هیبت و عظمت نماید.[
همچنین می‌فرمایند:” و الحیاء خمسه انواع: حیاء ذنب و حیاء تقصیر و حیاء کرامه و حیاء حب و حیاء هیبه و لکل واحد من ذلک اهل و لاهله مرتبه علی جده” 229
]حیاء پنج قسم است: الف- حیاء از گناه و معصیت ب – حیا از کوتاهی در وظیفه ج – حیاء از اینکه به غیر رضای خدا راضی باشد د– حیاء از اینکه محبت غیرخدا را در دل راه دهد ه – حیاء از اینکه عظمت غیرخدا پیش از ظهور یافته و در مقابل غیر او ضعفی نشان دهد. و هر کدام از اقسام حیاء افرادی خاص خود دارند و هر قسم هم مراتب و درجاتی دارد “که بالاترین آنها حیاء محبت و حیاء هیبت است که مقدمات آنها اقسام اولیه می‌باشد”.[

4-1-4عقل مندی و خردورزی
” حکم پوشش عبارتست از پاسخ به ندای فطرت، شکوفایی عقل و پرهیز از شهوت به منظور کنترل غریزه جنسی و حفظ شخصیت متعالی انسانی و مصونیت در برابر هواها و تعرض‌ها و نیز حفظ صیانت خانواده از فروپاشی است”.230
امیرالمومنین (علیه السلام) می‌فرماید: ” من عقل عف” 231 ]هر که خردمند باشد خویشتندار می‌گردد.[ و در جای دیگر آن حضرت می‌فرماید:” اعقل الناس احیاکم” 232 ]عاقل‌ترین مردم با حیاترین آنهاست.[
یعنی هر کجا که قوای عقلانی بر امیال نفسانی غلبه کند، به واسطه رشد و حضور حرکت آفرین این خصیصه فطری است. افزون بر این گوهر و جود آدمی و هویت انسانی‌اش ،در سایه قوام عفاف آشکار می‌گردد. از این رو رابطه‌ای معقول و منطقی بین رشد عفاف و عقل وجود دارد. سخنی از رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) را که بیانگر تعامل عقل و عفاف است را ذکر می‌نماییم که وقتی شمعون بن لاوی بن یهودا حواری حضرت عیسی (علیه السلام)از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) پرسید که “اخبرنی عن العقل ماهو و کیف هو و ما یتشعب منه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:ان العقل عقال من الجهل و النفس مثل اخبث الدواب فان لم تعقل حارث، فیتشعب من العقل الحلم العلم و من العلم الرشد و من الرشد العفاف و من العفاف الصیانه.” 233
]عقل همان ریسمانی است که نفس به سبب آن از جهالت و مهلکه رهایی یابد و اگر عقل نفس را با این ریسمان استوار مهار نکند نفس همانند حیوانی سرکش به ورطه نابودی می‌افتد، این سرمایه قابلیت پرورش دارد و تعقل و اندیشه و علم و رشد مایه فزونی آن می‌گردد .[
و در این کلام گهربار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) صیانت و حفاظت از ارزش‌ها به عهده عفتی نهاده شده که در سایه سایر صفات کمال بارور گردیده است.
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)می‌فرماید:” علیک بالعقل فلا مال اعود منه” 234 ]اساس عقل را برای خود لازم بدان که سودمندترین مال است .[
پس عفاف پیوسته نیاز به پرورش و افزایش دارد تا به سبب آن حراست و صیانت در درون و بیرون
اندیشه و عمل نیت و قول تحقق پذیرد.
امیرالمومنین (علیه السلام)می‌فرماید: ” یستدل علی عقل الرجل با لتجلی بالعفه و القناعه” 235 ]میزان اندیشمندی انسان به میزان آراستگی او به عفت و قناعت است[
” یعنی باروری ارزش‌های درون انسان در نگرش و باروری اندیشه و عقل تاثیر دارد.راه تعمیق عفت در زن و مرد پرورش و تعیق حیاء در وجود آنهاست و پوشیدگی زن نماد حیای اوست. وقتی زن و مرد حیای جنسی را رعایت کنند و خود را بپوشانند در واقع این پوشش و چیرگی بر هواهای نفسانی و چشم پوشی از لذت‌های حرام، به آنها هیبت و وقار می‌بخشد.236
در آیات و روایات بسیار از حیاء و عفت سخن گفته شده است
امیرالمومنین (علیه السلام) می‌فرماید:”غایه الحیاء ان یستحیی الرجل من نفسه.” 237
] آخرین درجه شرم و حیا آن است که انسان از خودش شرم و حیا کند.[. و در جای دیگر آن حضرت می‌فرماید: ” من کساه الحیاء ثوبه لم یرالناس عیبه” 238 ]هر که جامه حیا به تن کند مردم عیب او را نخواهند دید.[
4-2- عوامل محیطی
عوامل محیطی نقش مهمی در ایجاد عفاف در دختران و پسران دارد هر چه محیط دارای استانداردهای مذهبی بوده و رعایت مسائل و اخلاقیات در ان محیط بیشتر باشد فرزندانی که در این محیط رشد می‌کنند قطعا دارای عفاف بیشتری خواهند بود تا اینکه محیط از همه نظر آماده مسائل غیراخلاقی بوده و فضای رشد روانی و معنوی فرزندان در این گونه محیط ‌های آلوده باعث می‌شود تا عفاف در سطح پایین‌تر در درون آنها رشد کرده و شکل گیرد. در اینجا به مواردی از عوامل محیطی می پردازیم:
4-2-1 خانواده
خانواده از اصلی‌ترین واحد حیاتی و هسته فعالیت زیستی جامعه محسوب می‌گردد. نقش محوری خانواده در تربیت و رشد عفاف فرد و تعالی اجتماع حقیقتی است که ادیان آسمانی بویژه اسلام به آن توجهی ویژه نموده‌اند. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: ” وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون” . 239
]و از نشانه‏هاى [قدرت و ربوبیت‏] او این است که براى شما از جنس خودتان همسرانى آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستى و مهربانى قرار داد یقیناً در این [کار شگفت‏انگیز] نشانه‏هایى است براى مردمى که مى‏اندیشند .[
]بنابراین خداوند مساله ازدواج را مانند آرامش دانسته است و چون انسان بر مبنای مسائل تکوینی نیاز به همسر دارد و اگر این نیاز برآورده نشود انسان آرامش نمی‌یابد . زن و شوهر هر یک نگهدارنده و حافظ دیگری است و آبروی اجتماعی یکدیگر را حفظ می کنند و در برابر عوامل تاثیر گذار در حفاظت همدیگر می کوشند و باید بکوشند[ .240
” دورى از ازدواج و همسر نیز سبب انحراف انسان مى‏گردد..”241
“زن و شوهر به خاطر خود و سعادت فرزندانشان لازم است یک سلسله مسائل اخلاقی را که قرآن مجید و روایات به آن تاکید فراوان دارد رعایت کنند و پیوند زناشویی را محکم و محبت به یکدیگر را استوار نمایند و درسی عملی برای فرزندان و خانواده باشند”. 242
امام خمینی در این باره می فرماید:”از قبل از اینکه انسان به این دنیا بیاید قبل از اینکه پدر و مادر انسان ازدواج کند، طرح دارد برای اینکه این بذر را خوب تربیت کند. طرح دارد اسلام: زن را چه جور انتخاب کنید، شوهر را چه جور انتخاب کنید در وقتی که ازدواج می‌کنید چه وضع باشد با چه آداب باشد، در وقت لقاح چه آداب باشد در وقت حمل چه آداب باشد. مثل زارعی که یک تخم زراعت را می‌کارد و مواظبت می‌کند که زمین خوب باشد، آب سالم باشد، به موقع برسد، سایر تربیت‌ها تربیت‌های نباتی باشد که درست تربیت بشود. اسلام برای تربیت انسان از قبل از ازدواج پدر و مادر شروع کرده است. زمین را یک زمین مطهر می خواهد باشد. زوج را یک زوج سالم صحیح انسان صفت انتخاب کند… هیچ یک از قوانین بشر تکفل این امر را ندارد. این امر مختص به قوانین انبیاست” .243
در رابطه با تلاش برای زندگی آن پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید:” طلب الحلال فریضه علی کل مسلم و مسلمه.” 244 ]خواستن رزق مباح و گذران کردن از درآمد حلال وظیفه واجب هر مردوزن مسلمان است.[ “.دامن پدر و مادر اولین محیط مقدس تربیت کودک است. خوشبخت فرزندانی که پدران و مادران پاکدل و با ایمان بخوبی در تربیت شان کوشیدند و کودکان را از اول با فضیلت (و عفاف ) بار آوردند” .245
“در روایت آمده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:” الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته فالامیر علی الناس رابح و هو مسئول من رعیته و الرجل راع علی اهل بیته و هو مسئول عنهم. فالمراه راعیه علی اهل بیت بعلها و ولده وهی مسئوله عنهم راعیه علی اهل بیت بعلها و ولده و هی مسئوله عنهم الا فکلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته.”246
]حضرت رسول (صلی الله علیه وآله وسلم ) فرمود: آگاه باشید که همه شما تا حدودی فرمانروا و نگهبان هستید و در مورد فرمانبرداران خویش مواخذ و مسئولید زمامداران کشور فرمانروایان جامعه هستند و در برابر آن مسئول مرد که رئیس خانواده است فرمانروای زن و فرزندان خویش است و در برابر آن مسئول است زن برکودکان خود فرمانروا و حاکم است و در برابر آنان مسئولیت دارد. آگاه باشید همه شما فرمانروا و نگهبان هستید. و همه شما در مورد فرمانبرداران خویشتن مواخذ و مسئولید.[ این مسئولیت پیداست که علاوه بر آموزش در زمیته های دینی می بایست در زمینه های اخلاقی و حیاء و
عفاف نیز مسئولیت خطیری خانواده در برابر فرزندان خود دارند.

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیof، the، and، this

4-2-1-1مساله عفت مادر
یکی از خوشبختی‌ها و سعادت انسان پاکدلی و عفت اخلاقی مادر است.
امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:” طوبی لمن کانت امه عفیفه” 247 ]خوشا به حال کسی است که مادرش دارای گوهر گرانبهای عفت و طهارت فکر باشد.[
امام باقر (علیه السلام) در حدیثی قابلیت تغییر بعضی از صفات موروثی طفل را در رحم مادر با کلمه «بداء» بیان فرمودهاست : ” ثم یرجی الله تعالی الی الملکین الکتباعلیه قضایی و قدری و نافذ امری و استر طالی البداء فیما تکتبان فیقولان یا رب ما نکتب؟ فیوحی الله عزوجل الیهما ان ارفعا روسکما الی رأس امه فیرفعان فاذا اللوح یقرع جبهه امه فینظران فیه فیجدان فی اللوح صورته و رویته واجله و میثاقه شقیا او سعیدا و جمیع شانه فیکتبان جمیع ما فی اللوح و یشترطان البداء فیما یکتبان” 248


دیدگاهتان را بنویسید