منبع پایان نامه ارشد با موضوع اسوه حسنه

0 Comments

معیار، بدون داشتن هراسی در مسیر تکاملی اش به هدف نهایی خود برسد. وجود این گونه معیارها و الگوها مقتضی فطرت انسان هم می‌باشد. انسان بالطبع در پی الگو می‌گردد تا خویش را در قالب آن الگو ببیند و به هدف تصور شده برسد. قرآن کریم هم به این سخن ارشاد می‌کند که: “لقد کان لکم فی رسولا الله أسوه حسنه؛171 در زندگی وجود رسول گرامی برای شما الگو و معیار است.”
رمز موفقیت و پیروزی بشر در زندگی فردی و اجتماعی با توجه به هدف خلقت او، جز تسلیم و اطاعت مطلق از رسول گرامی نیست. پس زندگی رسول گرامی، اسوه حسنه برای رسیدن به کمال نهایی بشر در زندگی خویش و اسوه حسنه برای شناخت فرد به عنوان مسلمانان است. اما پس از حیات با برکت آن حضرت آیا این سلسله و زنجیره منقطع می‌گردد؟ در مقابل اسلام کفر و شرک بود و شناختش هم چندان مشکل نبود. اما در میان مسلمانان و امت اسلامی نمی‌توانیم بگوییم که زندگی همه همانند و زیست و پرورش و تنزل و تصاعد و تکامل و موفقیت و پیروزی همه هم یکسان است. حال چگونه باید مسلمانان واقعی و حقیقی را از شر و گزند شرک و نفاق حفظ کنیم تا زندگی یک انسان مسلمان سالم و محفوظ بماند و اسلام ناب محمدی به تمام معنای کلمه ناب بماند؟
ممکن است برای شناخت مؤمن و منافق و ایمان و نفاق راههای هم باشد. اما این هم از مسلمات و دور از انکار است که رسول گرامی با عناوین و القاب مختلفی کسی را به عنوان معیار و ترازو برای این امر مهم معرفی کرده است و آن ذات امیرالمؤمنین است. وقتی به کتب معتبر اهل سنت از جمله کتب شش گانه اهل سنت که به عنوان “صحاح سته” معروف است و کتب معتبر دیگر نگاه می‌کنیم، احادیثی به چشم ما می‌خورد که حکایت از این می‌کند که رسول گرامی که خودش برای اسلام و مسلمین اسوه حسنه بود، حضرت علی? را به عنوان معیار و ترازو معرفی نموده است.
اگر در پی شناخت بیماری مهلک و مسری نفاق و پذیرفتن اسلام ناب و رساندن و رسیدن به هدف نهایی خود به صورت ناب و خالص هستیم، باید راهی و معیاری را برویم و برگزینیم که رسول اعظم اسلام که در هدایت و ابلاغ غرض و نفعی جز رسیدن بشر به کمال نهایی ندارد، معرفی کرده باشد و آن شخص حضرت علی? است.
هفت روایت در این کتب آمده است؛ از جمله در صحیح مسلم یک روایت، سنن نسائی دو روایت، جامع ترمذی سه روایت، و سنن ابن ماجه یک روایت به طور کلی از این روایات چهار عنوان استفاده می‌شود. که در ضمن به روایات هم اشاره می‌کنیم.
الف. مرا جز مؤمن دوست و جز منافق دشمن نمی‌دارد.
1.”حدثنا ابوبکر بن ابی شبیه ناوکیع و ابومعاویه عن الاعمش و حدثنا یحیی بن یحیی و اللفظ له اخبرنا ابومعاویه عن الاعمش هن عدی بن ثابت عن زر قال: قال علی? و الذی خلق الحبه و برا النسمه انه لعهد النبی(الامی) الی ان لا یحیی الا مؤمن و لا یبغضی الا منافق”172
ب. ای علی، تو را جز مؤمن دوست و جز منافق دشمن نمی‌دارد.
2. “اخبرنا یوسف بن عیسی… عن زر قال: قال علی? انه لعهد النبی الامی الی انه لایحبک الا مؤمن و لایبغضک الا منافق173″این معنا با ادات حصر و استثنای بعد از نفی اورده شده که بیشترین تأکید را می‌رساند. حدیث انسانها را به دو قسمت تقسیم نموده و برای شناخت نفاق از ایمان وبرعکس در زندگی انسان، حضرت علی? را معیار معرفی کرده است. مؤمن واقعی حضرت علی? را دوست می‌دارد و منافق واقعی حضرت علی? را نه فقط دوست ندارد، بلکه دشمنی دارد.
ج. حضرت علی? را منافق دوست و مؤمن دشمن نمی‌دارد.
3. “حدثنا و اصل بن عبدالاعلی بن محمد بن فضیل عن عبدالرحمن ابی النصر عن المساور الحمیری، من امه قالت: دخلت ام سلمه قسمتها تقول: کان رسول الله یقول: “لایحب علیاً منافق و لا یبغضه مؤمن”174
در حدیث استفاده می‌شود که گفتار رسول خدا? استمرار داشته و همواره می‌فرموده که منافق محب حضرت علی? و مؤمن مبغض حضرت علی? نمی‌شود.
د. ما گروه انصار منافقین را به بغض حضرت علی? می‌شناسیم.
4. “حدثنا قتیبه بن جعفربن سلیمان بن ابی هارون العبدی عن ابی سعید الخدری، قال: ان کنا لنعرف
المنافقین نحن معشر الانصار لبغضهم علی بن ابی طالب? “175

نتیجه گیری کلی
برتری امام علی? بر همه صحابه به اعتراف علمای اهل سنت
گفتیم که از جمله شرایط متکلمان برای امامت امام، این است که باید افضل اهل زمانش باشد چنانچه خداوند متعال می‌فرماید: افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الا ان یهدی فما لکم کیف تحکمون
آیا آنکه خلق را به حق رهبری میکند سزاوارتر به پیروی است یا آنکه نمی‌کند مگر آنکه خود هدایت شود.
همچنین پیامبر?فرمود: هر کس شخصی را بر ده نفر بگمارد و بداند که در میان آنها فاضل تر از آن کس وجود دارد، به طور قطع خیانت به خدا و رسول و جماعتی از مومنان کرده است.
نیز گفتیم که مقصود از افضلیت، یعنی امام? افضل است هم بر خلیفه اول و هم بر خلیفه دوم و هم سوم؛ و بر همه کسانی که با رسول الله همراه بودند؛ منتهی البته مقام رسول خدا? را ما بالاتر می‌دانیم؛ چه اینکه ایشان اشرف مخلوقات است و در مرتبه بعد از رسول خدا امام علی? و فاطمه زهرا (س) قرار دارند و در رتبه بعد از آن ائمه معصومین.
اما طبق روایاتی که برخی از آنها به حد تواتر رسیده اند آنهم در منابع اهل سنت و در فصول قبل بدان‌ها اشاره شد و به تشریح و تفصیل در خصوص برخی از آنها سخن به میان آمد، اینک با توجه به جمیع جهات و ادله ای که در باب دلایل افضلیت از منظر متکلمان گفته شد و نقل روایاتی که افضلیت حضرت? را تبیین
کرده و تصریح دارند بر اساس همین روایات می‌توان موارد افضلیت حضرت امیر? را به اختصار چنین بیان کرد:
تمسک به ثقلین
این تمسک به عترت به معنای رجوع امت اسلام در مسایل مختلف و گوناگون به اهل بیت است که اگر به دیگری رجوع شود باعث گمراهی است. و این توصیه اکید رسول خدا? نشان از اعلمیت مطلق اهل بیت? دارد. و صد البته اعلمیت مطلق مستلزم افضلیت و برتری اهل بیت است. و چنانچه که پیش ازاین نیز به اثبات رسید لازمه امامت و خلافت، افضلیت تام امام بر افراد امت اسلامی است. که شرح آن پیش از این گفته شد
منزلت
علی? نه تنها در جنگ تبوک بلکه در هر زمان دیگری که رسول خدا? غایب باشند صلاحیت و شایستگی جانشینی ایشان را دارد. و همان گونه که بیان شد این نتیجه را از لفظ بعدی هم می‌توان گرفت. اما نکته قابل اهمیت دیگر این است که از آنجا که امامت امری انتصابی و الهی است در قضیه جنگ تبوک و مضمون حدیث مذکور بحث انتصاب مطرح است. چنانچه در متن آیه نیز می‌بینیم هنگامی که حضرت موسی? درخواستهایش را در خصوص هارون به خداوند عرض می‌کند، خداوند در ادامه می‌فرماید ( قال قد اوتیت سئولک یا موسی ) ای موسی آنچه خواستی به تو داده شد. لذا از این جا می‌توان دریافت که وزارت و خلافت و جانشینی حضرت علی? هم به امر خداوند بوده است. ضمن اینکه هارون از اهل موسی بوده است و حضرت علی? نیز در شمار اهل بیت پیامبر اکرم? می‌باشد که این معنا هم در آیه مباهله و دیگر احادیث به دست می‌آید.
ولایت
این روایت که به حدیث ولایت مشهور است به روشنی بیانگر ولایت بلافصل حضرت امیر? پس از رسول خدا? می‌باشد و مرکز ثقل و نقطه محوری بحث نیز همین عبارت من بعدی است که در انتهای روایت آمده است. زیرا این عبارت هم ناقض این معناست که کلمه ولی را به معنای دوست و یاور در نظر بگیریم زیرا حضرت? در زمان رسول الله? نیز یار و دوست مومنان بوده است و چنین نبوده که پیامبر اکرم? فرموده باشند ایشان پس از من یار و دوست مومنان است لذا به استناد همین عبارت من بعدی چنین معنایی را نمی‌توان متصور بود و کلمه ولی را باید به معنای سرپرست و امام در نظر گرفت به اعتبار عبارت من بعدی. همچنین چنین استناد می‌شود که این ولایت و سرپرستی بلافصل پس از رسول الله? می‌باشد
امام علی و مودت
امام علی کسی است که مودتش بر همه مسلمانان واجب شده است (قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی )
سیوطی از ابن عباس نقل کرده است که وقتی که این آیه بر پیامبر?نازل شد، عرض کردند ای رسول خدا قرابت تو که مودتشان بر ما واجب است کیانند ؟فرمود:علی و فاطمه و دو فرزند آنها176
امام علی و آیه تطهیر
امام علی? کسی است که مشمول آیه تطهیر( 33 احزاب ) است (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا )
مسلم بن حجاج به سند خود از عایشه نقل کرده که رسول خدا?صبح هنگامی که از اتاق خارج شد در حالی که بر دوش او عبایی بود در آن هنگام حسن بن علی وارد شد او را داخل عبا نمود سپس حسین بن علی…آنگاه فاطمه..و سپس علی وارد شد اورا داخل عبا نمود و این آیه را قرائت کرد (انما یرید الله….)177
خداومد متعال در آیه 61 ال عمران می‌فرماید: فمن حاجک فیه من بعد ما جائک… و انفسنا و انفسکم.
مفسران اجماع دارند که مراد از انفسنا در این آیه علی بن ابیطالب است پس علی در مقامات و فضایل با پیامبر مساوی است. احمد بن حنبل در مسند خویش نقل کرده است هنگامی که این آیه نازل شد پیامبر حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین? را دعوت کرد و فرمود بار خدایا اینان اهل بیت منند.178
امام علی? برادر پیامبر
حاکم نیشابوری ار عبد الله بن عمر نقل می‌کند پیامبر بین اصحاب خود عقد اخوت بست. ابوبکر را برادر عمر و طلحه را برادر زبیر و عثمان را برادر عبدالله بن عوف قرارداد. علی عرض کرد: پس برادر من کیست ؟ پیامبر فرمود: تو در دنیا و اخرت برادر منی. 179
امام علی و تربیت الهی
حاکم نیشابوری می‌نویسد: از نعمت‌های خداوند بر علی بن ابیطالب تقدیری بود که برای آن حضرت مقدر داشت چون ابوطالب عیالمند بود و زندگی سختی داشت… عباس، جعفر را انتخاب کرد و پیامبر، علی را… و علی تا هنگام بعثت با پیامبر بود و از او پیروی کرده و او را تصدیق می‌نمود…. پیامبر برای نماز به مسجدالحرام می‌آمد و به دنبالش علی و خدیجه میآمدند و با آن حضرت در ملا عام نماز می‌گزاردند در حالی که کسی غیر از این سه نفر نماز گزار نبود. 180
محبوبترین خلق نزد خداوند
ترمذی به سندش از انس بن مالک نقل کرده که گفت: نزد پیامبر پرنده ای بریان قرارداشت، پیامبر عرض کرد بار خدایا محبوبترین خلقت را به سوی من بفرست تا با من از این پرنده میل نماید، در این هنگام علی آمد و با پیامبر تناول نمود. 181
امام علی دانا ترین صحابه
پیامبر فرمود: انا دار الحکمه و علی بابها 182 عایشه می‌گوید: علی اعلم مردم به سنت است.183 نیز ابن عباس می‌گوید عمر در خطبه ای که ایراد کرد می‌گوید: علی در قضاوت بی مانند است.184 همچنین اما حسن بعد از شهادت پدرش فرمود: همانا روز گذشته از میان شما کسی رفت که سابقین و لاحقین به علم او نرسیدند.185
معیار مومن و منافق
ممکن است برای شناخت مؤمن و منافق و ایمان و نفاق راههای هم باشد. اما این هم از مسلمات و دور از انکار است که رسول گرامی با عناوین و القاب مختلفی کسی را به عنوان معیار و ترازو برای این امر مهم معرفی کرده است و آن ذات امیرالمؤمنین است. وقتی به کتب معتبر اهل سنت از جمله کتب شش گانه اهل سنت
که به عنوان “صحاح سته” معروف است و کتب معتبر دیگر نگاه می‌کنیم، احادیثی به چشم ما می‌خورد که حکایت از این می‌کند که رسول گرامی که خودش برای اسلام و مسلمین اسوه حسنه بود، حضرت علی? را به عنوان معیار و ترازو معرفی نموده است.
اگر در پی شناخت بیماری مهلک و مسری نفاق و پذیرفتن اسلام ناب و رساندن و رسیدن به هدف نهایی خود به صورت ناب و خالص هستیم، باید راهی و معیاری را برویم و برگزینیم که رسول اعظم اسلام که در هدایت و ابلاغ غرض و نفعی جز رسیدن بشر به کمال نهایی ندارد، معرفی کرده باشد و آن شخص حضرت علی? است.
معیار سلم و حرب
رسول گرامی خط قرمزی را نشان می‌دهد که تجاوز از آن مصداق محاربه با خداست. رسول گرامی علی? و اهل بیت? را با عناوین مختلفی معیار صلح و آرامش قرارداده و حرب و سلم، اطاعت و عصیان و حب و بغض آنها را خط قرمز قرارداده است. یعنی حب و بغض، سلم و حرب، اطاعت و عصیان علی? و اهل بیت?، متوجه رسول? و پس از آن متوجه خداوند است. لذا اگر بخواهیم از محاربه با خدا دور باشیم و مستحق عذابهای سخت در دنیا و آخرت نگردیم، باید به فرمایش رسول عمل کنیم و در زندگی علی? و اهل بیت? را اسوه قرار دهیم تا مشمول رحمت الهی باشیم.
یکی از عنوانهایی که علی و اهل بیت? را معیار قرار داده است، عنوان سلم و حرب با آنهاست.
باغی بودن دشمن حضرت
اگر به اعتراف دانشمندان علی? بر حق باشد و اطاعت علی? سبب دخول جنت باشد و کشته شدن عمار به وسیله گروه باغی را قبول داشته باشیم، آیا باز هم طرف مقابل را که طبق نص صریح رسول گرامی”داعی الی النار” بوده اند و با امیرالمؤمنین? مخالفت می‌کردند، می‌توانیم مستحق اجر و خالی از ملامت و گناه بدانیم و به عنوان مجتهد بودن به آنها هیچ نگوییم؟ و اگر به قول و اعتراف دانشمندان اهل سنت، علمای حجاز و عراق مالک و شافعی و… معترف به بغات بودن آنها هستند، یعنی وقتی که تشخیص موضوع و مصداق کردند، دیگر توقف در اجرای احکام بغات و توجیه و تأویل چرا؟ زیرا اطاعت خدا هم جز از راه اطاعت علی? که به اعتراف دانشمندان اهل سنت امام بر حق و اطاعتش واجب بوده میسر نیست و در واقع اطاعت علی? در طول و مصداق اطاعت خداست. چنان که در احادیث گذشته هم اشاره شد که اطاعت امیر، اطاعت رسول و اطاعت آن حضرت اطاعت خداست.
بی شک پس از بررسی که از فضایل امیر المومنین از دیدگاه اهل سنت در این مختصر شد به وضوح پی میبریم که بزرگان مورد اعتماد از اهل سنت که بدون جانبداری قومی و قبیله ای و با دید انصاف به این مسئله نگاه کرده اند معترف به اولی و احق بودن حضرت علی نسبت به دیگر صحابه شده اند. و عقیده ی باطنی و درونی همه آنها این است که جانشین بلا فصل بعد از پیامبر حضرت علی می‌باشد لکن عاملی که مانع می‌شود آنها به طور آشکار در رسانه‌های خود به این فضایل نپردازند، جانبداری‌های بی مورد از بزرگان و مسایل سیاسی و اجتماعی است چرا که شالوده فکری و اعتقادی آنها در محیط‌هایی پرورش یافته که ریشه در جریان سقیفه دارد فلذا تنها راه بروز اعتقادات درونی آنها کتابهایی است که در مورد فضائل علی بن ابیطالب نوشته اند و خودشان معترف اند که برای اتحاد و اتفاق شیعه و سنی باید از رفتارها و سخنان امیرالمومنین پیروی نمود و راه آن حضرت را الگوی راه خود قرار دهیم.
منابع و مآخذ

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *