فایل دانشگاهی – نقش شورای اسلامی در توسعه ژئوکالچر شهر بندرانزلی- قسمت ۱۱

۴- دولت محلی همچون سدی در مقابل دولت مرکزی مقتدر و یکسونگر محسوب می شود که دستاورد آن توزیع قدرت سیاسی و کاهش درجه تمرکز شدید دولت است تا حدی که دولتهای محلی قدرت تأثیرگذاری بر حکومت مرکزی را خواهند داشت.
۵- دولت محلی سبب شکستن مسئولیت موروثی در ادارهی فضای جغرافیایی خواهد داشت.
۶- دولت محلی از خود حمایت میکند، مالیات وضع میکند، نرخ دریافتها، پرداختها و هزینه ها را تعیین میکند و به عبارتی مساله اساسی آن تشکیل دولت پارلمانی است. مزیتهای دولت محلی به عنوان یکی از شاخصهای توسعه یافتگی دارای ابعاد چندگانهای به شرح زیر است:
الف- تشکیلات غیر انتفاعی و محروم از حمایتهای دولت در ساختارهای درکنترل مردم.
ب- شناسایی مردم از محیط جغرافیایی و اجتماعی در فرآیندهای توسعه.
ج- تقویت خوداتکایی و طرز تلقی کیفی نسبت به یکسان سازی منابع و مسئولیت و مشارکت برای هویت بخشی به جمع.
د- خلاقیت و نوآوری.
ه- توسعه ی سازمانی به ویژه مدیریت جمعی وظایف و مشارکت تودهای در تصمیم گیری.
و- وحدت منافع و مسئولیت و توانایی بحث در حل و فصل تعارضات و توافقات.
ز- پیشرفت زنان در تدوین نظراتشان و تحول روابط جنسیتی که ناشی از آگاهی آنان است.(حسینی،۱۳۸۹، ۸۲-۸۳)
مزیتهای فوق، دلالت بر تغییرات زیر بنایی در اجتماعات بزرگتر دارد که به ترویجشان و مقام والای انسانی، دموکراسی عمومی و تنوع فرهنگی کمک شایان میکند.(۱۸: shepered,1998)
یعنی مدیریت مشارکتی، تغییری در طرز تلقی دولت در مواردی همچون تعیین و توزیع حقوق و وظایف، کنترل و توزیع منابع، تعیین معیارهایی برای حل اختلاف و توزیع شایستگیها و صلاحیتهاست.( patsy،۱۹۹۸، ۲۹۴)
۱-۸-۷٫رابطه شوراهای اسلامی و شهرداری
در تعریف مدیریت شهری، همواره شهرداری به عنوان رکن اجرائی آن محسوب میگردد، در حالی که شوراها به عنوان ارکان برنامه ریزی، تصمیمگیری و نظارت بر امور شهرداریها، کلیت نظام مدیریت شهری را تشکیل میدهند. بنابراین شهرداری، سازمانی است که در یک مرکز جمعیتی دارای خصائص شهری به منظور اداره امور محل و ارائه خدمات عمومی مورد نیاز یک شهر تشکیل میگردد. در تعیف شهرداریها چند عنصر نقش انکارناپذیری دارد که عبارتند از:
۱-سازمان: شهرداری سازمان است. یعنی اینکه دارای اصول و مقررات مشخصی است و سلسله مراتب دارد و برای انجام وظایف ویژهای که در قانون پیش بینی شده است، تأسیس میگردد.
۲-محلی بودن: در محدوده معینی باید انجام وظیفه کند و این محدوده شهر است. ملاک شهر بودن نیز بر اساس قانون تقسیمات کشوری مصوب سال ۱۳۶۴ و اصلاحات بعدی آن و دستورالعمل تأسیس شهرداری از سوی وزارت کشور بوده و این محدوده گویای سازماندهی سیاسی فضا در شهر است.
۳-حقوق مردم: مشارکت و سهم مردم در اداره امور است که در سطح شهر، شهروندان افرادی را به عنوان نماینده ی خود برای اداره ی امور مربوط به شهر برمی گزینند.
۴-استقلال شهرداری: شهرداریها بر اساس تعریف، سازمانهایی مستقل و خود مختارند و دولت مرکزی تنها میبایست نقش ناظر و هماهنگ کننده را داشته باشد نه اینکه مستقیماً به دخالت در امور شهرداریها بپردازند.(حسینی، ۱۳۸۹: ۷۰)
۱-۸-۸٫مکان و فضای جغرافیایی
در مورد فضای جغرافیایی، تعاریف مختلفی ارائه شده است؛ ولی این تفاوتها همپوشی گستردهای با هم دارند. پیتر هاگت مینویسد: فضا به معنای حوزه یا ناحیهای بزرگ است و معمولاً بر سطح زمین نشان داده میشود. او فضای دو بعدی و سطحی را مد نظر دارد، ولی در عین حال فضا را عرصه تعامل انسانها و تجلی تشکیلات انسانی میداند که بدین ترتیب به فضای سه یعدی باور دارد. به بیان دیگر مکان، کوچکترین واحد فضایی مربوطه است که یک سیستم یا ساختار تجزیه ناپذیر و بسیط فضایی را که ناشی از تعامل انسان و محیط زندگی اوست در خود جای داده است در حالی که فضا چارچوب گستردهای است که ساختار یا سیستم کلان و تجزیه پذیر فضایی که مرکب از ساختارهای مکانی است، را در خود جای داده است؛ مانند شهر یا قلمرو شهرستان که ساختارها و سیستمهای فضایی آموزشی، اداری، درمانی و اقتصادی را در خود جای داده است.
مکانها و فضاها دارای محتوا و موقعیتی هستند که مرکب از عناصر و ساختهای طبیعی و انسانی بوده و این عناصر و ساختها در تعامل نظام یافته با یکدیگر، ساختار و سیستم جغرافیایی مکان و فضا را شکل میدهند. هرکدام از عناصر مزبور به طور جداگانه ونیز در یک الگوی تعاملی و جمعی دارای کارکرد بوده و در محیط جغرافیایی و متناسب با نیاز انسانها، نقش آفرینی میکنند. (کشور دوست، ۱۳۸۸ : ۱۷)
۱-۸-۹٫رویکردهای تقسیماتی نظامهای حکومتی
دکترحافظ نیا بررسی حکومتها را از این منظر که چگونه به سازماندهی سیاسی فضا می پردازند، لازم می داند (حافظ نیا ، ۱۳۸۳،۷)بطور کلی می توان بیان کرد که نظامها حکومتی جهت تسهیل در حاکمیت خود و همچنین افزایش کارایی و خدمات رسانی به مردم سرزمین خود، به سازماندهی فضا اهمیت می دهند. با بررسی ادبیات موضوع چهار نظام حکومتی عمده را می توان نام برد که عبارتند از :
۱- نظام حکومتی متمرکز (بسیط)
۲- نظام حکومتی فدرال
۳- نظام حکومتی ناحیه ای (غیرمتمرکز)
۴- نظام حکومتی محلی.
درادامه به تشریح نوع نگاه نظامهای حکومتی به سازماندهی سیاسی فضا و تقسیمات کشوری پرداخته می شود.
۱-۸-۱۰٫نظام حکومتی بسیط یا متمرکز
دراین شکل نظام حکومتی ،اصولا به اداره امور سازمانهای محلی و منطقه ای توجه نشده و تصمیم گیری های سیاسی حکومتی واداری از مرکز به پائین سطوح ابلاغ می شود. این الگو که در اثر کشورهای جهان رواج داردبا اقدام ناپلئون برای یکپارچه سازی سیستم ناحیه ای کشور فرانسه به مرکزیت پاریس، در اروپا پدیدار شد و به عنوان الگو به اکثر کشورهای جهان گسترش یافت. ناپلئون بناپارت پایه گذاری سازماندهی متمرکز فضای سیاسی می باشد. (حافظ نیا، ۱۳۷۹: ۴۲۵)
در حکومتهای متمرکز تقسیمات مدنی (ناحیه بندی) توسط دولت مرکزی ایجاد می گردد. حکومت مرکزی براساس قانون اساسی یا دیگر رویه ها تعداد ، مرزها ، قدرت و چگونگی اداره نواحی راتعیین می کند. عموماَ دولت مرکزی نواحی را از نظر مالی حمایت کرده و مقامات اجرایی آنها را تعیین می کند. در برخی از نظامهای حکومتی متمرکز حتی سطح اول تقسیمات مدنی (سازماندهی سیاسی)، [استان]، فاقد کارکرد فضایی و قانونگذاری و حداقل قدرت تصمیم گیری می باشد. بنابراین این نواحی اداری به منظور تأثیر بیشتر و ساده تر حکومت مرکزی طراحی می شوند و تنها زمانیکه شرایط کشور تغییر کند یا حکومت نیاز داشته باشد و یا به دلیل دسته بندی قدرت تعدیل در تقسیمات مدنی صورت می گیرد. در این نوع از نظامهای حکومتی همه تصمیمات سیاسی–اداری در مرکز گرفته شده و توجهی به اداره ی امور توسط سازمانهای محلی وجود ندارد. عمده ترین مواردی را که در ارتباط با تقسیمات کشوری در الگوی متمرکز نظام حکومتی می توان اشاره کرد عبارتند از:
۱-دولت مرکزی تنها مقام دارای صلاحیت قانونگذاریست،
۲-لازم الاجرا بودن دستورات مسئولان سازمانهای مرکزی در تمام مراحل برای سازمان های محلی،
۳-رعایت دقیق و شدید سلسله مراتب اداری،
۴-تعیین بودجه عمومی کشور توسط حکومت مرکزی،
۵-برخورداری از وسعت سرزمینی کم و غیر وسیع، زیرا هر چه وسعت یک کشور بیشتر باشد احتمال دربرگرفتن بیش از یک ناحیه فرهنگی یا قرار گرفتن موانع طبیعی در برابر ارتباطات موثر در راه های مواصلاتی بیشتر بوده و هر عاملی که در تقویت نیروهای واگرا موثر باشد کارایی نظامی متمرکز را کاهش می دهد.
۶-عناصر و نهادهای ساختاری حکومت ، تک سطحی بوده و منحصر به سطح ملی هستند.

این نوشته را هم بخوانید :   پژوهش دانشگاهی - مطالعه ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی، کیفیت افشا و کیفیت گزارشگری مالی در شرکت ...

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.