علمی : همجنس گرایی در دین و روانشناسی ۹۳- قسمت ۶

خودداری از هرگونه علاقه به هر چیز
که این دستورات بیشتر برای مرتاضان آئین جین بوده و برای مردم دستورات ملایم تری وضع شده است که در کل، کمی از این دستورات سبک تر و ملایم تر است.[۲۴۷] آنچه که در این پنج عهد در مورد همجنس گرایی مورد توجه قرار می گیرد، عهد « اجتناب از شهوت جنسی » می باشد. که در آن مرتاضان از هر نوع شهوت جنسی حتی با جنس مخالف نهی شده است و فرد مرتاض نمی تواند هیچ گونه رابطه جنسی داشته باشد. اما همان طور که گفتیم این احکام سخت گیرانه در مورد مرتاضان بوده و مردم از احکام ساده تری برخوردار هستند. لذا آنچه در باب غرایز جنسی برای پیروان عادی آئین جین گفته شده است این است که باید ارتباط غریزه جنسی آنها، در چهارچوب ازدواج باشد و رابطه جنسی خارج از ازدواج امری ناپسندیده و با توجه به اصل کارما – که در آن اگر فرد کار نیک انجام داده باشد در دوره های بازگشت مجدد به دنیا مرفه و در خوشی خواهد بود و اگر کار بد انجام دهد در بازگشت به دنیا، بینوا و بدبخت و به شکل جنسی پست تر از انسان مانند حیوان به دنیا خواهد آمد لذا – فرد گنه کار مانند همجنس گراها که خارج از چهارچوب ازدواج به امر جنسی پرداخته اند در مرحله بعدی از زندگانی که بازگشت مجدد به دنیا است، به صورت حیوان باز خواهند گشت.[۲۴۸] بنابراین همجنس گرایی در آئین جینیسم از آن جهت که با اصل « اجتناب از شهوت جنسی » در طریقت مرتاضان و با اصل «عدم رابطه جنسی خارج از ازدواج» برای پیروان عادی منافات دارد، و باعث تناسخ انسان به صورت حیوان در دوره بعدی زندگی می شود، امری نادرست و ناپسندیده به حساب می آید.
۲٫۳٫۴٫ همجنس گرایی از دیدگاه بودیسم[۲۴۹]
آئین بودا یکی از انشعابات آئین برهمایی (هندوئیسم) در شبه جزیره هند است و همانگونه که در بررسی آئین جینیسم گفته شد این دو آئین مدعی رساندن انسان به نجات حقیقی هستند. با اینکه این آئین در شبه جزیره هند به وجود آمده است ولی به خاطر داشتن اندیشه های عرفانی لطیف و حضورش در مناطق پرجمعیت جهان، پیروان زیادی را به خود جذب کرده است. این آئین شباهت های زیادی به آئین جینیسم دارد به طوری که مشترکات زیادی برای این دو آئین در اصول اساسی آنها گفته شده است ولی در مقایسه با یکدیگر می توان این را گفت که آئین جینیسم نسبت به بودیسم از سخت گیری بیشتری برخوردار است و آن لطافت عرفانی که در بودیسم دیده می شود در جینیسم وجود ندارد.
مؤسس آئین بودیسم فردی به نام «گوتاما شاکیامونی»[۲۵۰] است که به بودا ملقب بوده است که حدوداً در قرن ششم قبل از میلاد می زیست و بعد از مدتی با تحول روحی و فکری که در او به وجود می آید، زن و فرزند خویش را رها کرده و به تفکر درباره حقیقت زندگی می پردازد و سرانجام در سن ۳۶ سالگی در زیر درخت انجیر- که درخت دانای، آگاهی و بیداری است- بعد از مبارزه با شیطان ویرانگر به حقیقت نائل آمده و به تربیت شاگردان می پردازد و در آخر طی سفری بیمار شده و در سن هشتاد سالگی می میرد.[۲۵۱]
بودیسم بعد از تشکیل در طی قرون مختلف به سه فرقه فرعی دیگر تقسیم می شود که عبارت اند از مهایانا، هینایانا و مَجرَیانا که بیشتر آموزه ای این فرقه ها بر مبنای اخلاق می باشد که در این دستورات اخلاقی به سه دسته پنجگانه، هشتگانه و نه گانه تقسیم بندی می شود. در مورد نوع نگاه آئین بودیسم به غریزه جنسی و انحرافات آن باید گفت که نگاهی همچون جینیسم و هندوئیسم دارد و که بیشتر مبنای مکتب خویش را بر پایه مهربانی و محبت به دیگران و عدم آزار و تعلق به آنها بنا نهاده است به طوری که هر کسی قصد پیوستن به بودیسم را دارد باید حداقل قواعد پنجگانه اخلاقی که عبارت از : ۱- پرهیز از کشتن ۲- پرهیز از مصرف آنچه که داده می شود ۳- جلوگیری از سوء رفتار جنسی ۴- پرهیز از بیان نادرست ۵- پرهیز از نوشیدنی های تخمیر شده (مست کننده)، را رعایت کند.[۲۵۲] در این قواعد پنجگانه اخلاقی که لازم الاجرا برای همه بودایی ها می باشد، به مسئله غریزه جنسی نیز اشاره شده است و عبارت «جلوگیری از سوء رفتار جنسی» درباره غریزه جنسی به کار رفته است. در این اصل، سوء رفتار جنسی یک عبارت کلی و مشمول هر نوع انحراف و سوء رفتار جنسی می باشد زیرا آنچه که در این نوع آئین درباره نحوه غریزه جنسی بیان شده، ارتباط صحیح جنسی در قالب ازدواج می باشد و فرد نمی تواند هرگونه رفتاری که می خواهد انجام دهد و رفتارهای جنسی همچون همجنس گرایی نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد. [۲۵۳]
و همچنین در دستورات نه گانه بودا که برای درستی و پاک بودن صادر شده است و عبارت اند از: ۱- پرهیز از آزار جانداران ۲- پرهیز از دزدی ۳- پرهیز از بی عفتی ۴- پرهیز از دروغ ۵- پرهیز از مستی ۶- پرهیز از بدگویی ۷- پرهیز از خودخواهی ۸- پرهیز از نادانی ۹- پرهیز از دشمنی، در این دستورات از بی عفتی سخن به میان آمده و با بکارگیری عبارت «بی عفتی» که مفهومی کلی و شامل همه بی عفتی های جنسی همچون همجنس گرایی و زنا نیز می شود، در این اصول نه گانه مسائلی همچون همجنس گرایی نهی شده است.[۲۵۴]
بودیسم از اول در بین پیروان خود به آئینی بی توجه نسبت به لذایذ نفسانی و تمایلات جنسی شناخته شده است و از قدیم الایّام در مدارس بودایی ها در مراحل آموزش به راهبان و مرتاضان بودیسم، از انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی به شدت نهی شده است و آن را یکی از موانع رشد انسان و رسیدن انسان به حقیقت معرفی شده است و از راهبان و مرتاضان خواسته می شود که از انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی به شدت دوری کنند و دامان خود را به هر نوع از رابطه جنسی با فرد مقابل چه از قسمت پائینی بدن و چه از قسمت بالایی بدن آلوده نکنند که این عمل باعث محرومیت همیشگی فرد از سیر و سلوک می شود. ولی این نکته را نیز باید گفت که در دوره ای از زمان که به دوره ادو- در ابتدای قرن هفدهم- معروف بود، رگه های از همجنس گرایی مرد ها یا به طور خاص، عشق بازی میان جوانان تازه کار با راهبان قدیمی در برخی از جشن ها دیده شده است.[۲۵۵]
پیروان بودیسم در تایلند در مورد همجنس گرایی افکار و عقیده ای نزدیک به عقیده جینیسم ها در تایلند دارند که می توان ریشه این افکار را در اصل کارما مشاهده کرد. به طوری که این افراد در مورد همجنس گرایان و علت گرایش آنها این گونه اعتقاد دارند که، علت اصلی این گرایش، گناهان گذشته آنها در دوره قبلی زندگی شان می باشد و همچنین برخی از پیروان بودیسم در تایلند با اثرپذیری از فرهنگ غربی مبنی بر طبیعی بودن همجنس گرایی، همجنس گرایی را یک مشکل مادرزادی دانسته و معتقداند نباید به خاطر این نوع گرایش جنسی بر آنها خرده گرفت بلکه باید نسبت به آنها ترحم کرد. اما همچنان رهبران بودیسم بر انحرافی بودن و ممنوع بودن این گرایش جنسی باور داشته و آن را محکوم می کنند. لذا این عقیده علاوه بر بودایی های تایلند بر بودایی های کشور ژاپن هم تاثیر گذاشته و با تاثیر پذیری از فرهنگ جنسی غرب ، به تشکیل گروههای اصلاحی و لیبرال در موضوع همجنس گرایی پرداخته اند و علاوه بر انحراف نداستن و محکوم نکردن همجنس گرایی، با استناد به دلایل همجنس گرایان غربی بر طبیعی بودن این رفتار و همچنین با استناد به یک داستان تاریخی، به تایید همجنس گرایی پرداخته اند. این گروه بر این باورند که در قرن هفدهم، در برخی از صومعه های ژاپن، یک نوع رابطه جنسی بین مردان و پسران نوجوان صومعه برقرار بوده که برای همین در آن دوران به شدن افراد مستقر در صومعه ها را از برقراری رابطه جنسی همجنس گرایی نهی می کردند.[۲۵۶]
به طور کلی با توجه به اصول اخلاقی بیان شده در آموزه های بودیسم که شامل « پرهیز از بی عفتی» و «جلوگیری از سوء رفتار جنسی» می باشد، که در کل شامل تمام بی عفتی ها جنسی و همچنین سوء رفتار جنسی مانند همجنس گرایی بوده و علاوه بر آن چون باعث محرومیت فرد سالک از رسیدن به حقیقت می شود، همجنس گرایی از سوی آموزه های بودیسم و راهبان رفتاری ناپسند و ممنوع اعلام شده است.
۲٫۳٫۵٫ همجنس گرایی از دیدگاه آئین سیک[۲۵۷]
آئین برهمائی که یکی از ابتدایی ترین دین در شبه جزیره هند می باشد در طی قرون متوالی به انشعابات متعددی تقسیم شده است. یکی از این انشعابات که در چند قرن اخیر به وجود آمده است، آئین سیک می باشد. این آئین لغتاً به معنای «شاگرد» بوده و یک آئین التقاطی و تلفیقی از آموزه های اسلامی[۲۵۸] و هندوئیسم می باشد که در حقیقت یک آئین در هم آمیخته ای است که نه می توان گفت که این آئین اسلامی است و نه می توان گفت که بودایی است. بنیانگذار این آئین فردی به نام نانک[۲۵۹] می باشد که بعد از برخورد با برخی از عرفای اسلامی مانند کبیر(صوفی) و همچنین برخی از راهبان بودئیسم، تصمیم به تشکیل آئین سیک کرده و خود را نخستین گورو[۲۶۰] یا همام معلم خواند. که بعد از او ده گوروی دیگر نیز معلمی سیک ها را برعهده گرفتند که در آخر دهمین گورو اعلام کرد که بعد از من معلم دیگری نخواهد آمد. که از قرن ۱۸ به بعد سیک ها بدون گورو ماندند.[۲۶۱]
با توجه به اینکه آئین سیک یک آئین تلفیقی از عرفان کبیر و هندوئیسم می باشد برخی از احکام اصلی این آئین ها را در خود دارا بوده و به برخی دیگر از این احکام اشاره نکرده است و یا اینکه در برخی از مواضع، خود قوانین جدیدی را وضع کرده است. یکی از مسائلی که در این آئین به صورت مستقیم به آن نپرداخته اند، مسئله انحرافات جنسی همچون همجنس گرایی می باشد، ولی با توجه به اینکه این آئین تلفیقی از دو دین اسلام و بودیسم می باشد و در این دو دین، همجنس گرایی امری ناپسند و گناه محسوب می شود و همچنین با توجه به بیانه ای که سیک ها در سال ۲۰۰۵ مبنی بر حمایت از قوانین ضد همجنس گرایی صادر کرده اند، می توان گفت که همجنس گرایی در نزد آئین سیک یک عمل ناپسندیده به حساب می آید. زیرا در همان بیانیه ضد همجنس گرایی، سیک ها همجنس گرایی را یک عمل مخالف با طبیعت انسانی بیان کرده بودند.[۲۶۲]
۲٫۳٫۶٫ همجنس گرایی از دیدگاه دین زردشت
زردشت یکی از ادیان باستانی جهان محسوب می شود که چند قرن بعد از ورود آرایی ها به ایران و با شهرنشینی شدن آن ها، فرد مصلحی برخاست و ایرانیان را به آئین تازه ای دعوت کرد و آیین قبلی آنها را از میان برداشت و خود را پیامبر و فرستاده خدای خوبی و روشنایی ها معرفی کرد و چون دارای شتری زرد رنگ بود او را زردثوشتر[۲۶۳] یا زرداشتر گفتند. مورخان درباره زمان دقیق رسالت زردشت اخلاف نظر دارند برخی از آنها بر این باورند که زردشت ۶ هزار سال قبل از میلاد می زیست ولی قول مشهور بر این است که او در سال ۶۶۰ قبل از میلاد حضرت مسیح۷ به دنیا آمده و در سال ۶۳۰ قبل از میلاد به پیامبری مبعوث شده است. که بعد از برانگیخته شدن، به سراغ پادشاهان زمان خود رفته و آنها را به آئین خود دعوت می کرد که آخر در سن ۷۷ سالگی در آتشکده بلخ افغانستان به دست تورانیان کشته شد.[۲۶۴]
درباره پیامبری زردشت نظریات زیادی بیان شده است ولی با توجه به برخی از احادیث شیعه این نظریه مطرح می شود که زرتشت پیامبری راستین بوده است. زیرا درباره پیامبری او از حضرت امام جعفر صادق۷ روایتی در اصول کافی نقل شده است که می فرمایند: حضرت رسول اکرم۶ پس از استقرار در مدینه به اهل مکه نامه نوشتند و آنان را به ترک بت پرستی و قبول اسلام ملزم کردند. اهالی مکه پیشنهاد جزیه را دادند ولی پیامبر۶ جزیه را مخصوص اهل کتاب دانستند که مکیان در جواب گفتند که شما از اهل هَجَر – زردشتیان- که قریه ای نزدیک مدینه هست و کافر می باشند نیز جزیه می گیرند که پیامبر۶ در جواب آنها نوشته بودند که زردشتیان پیامبری داشته اند که کشته شده است و کتابی داشته اند که سوخته است که کتاب پیامبر آنها بر روی دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود.[۲۶۵]
کتاب آسمانی زردشتتیان «اوستا» نام دارد که به معنای اساس و بنیاد و متن می باشد. این کتاب به گفته مورخان بیش از اوستای امروزی است که ابتدا در سینه ها مردم بود که حدوداً پس از ظهور اسلام به خط اوستایی در زمان ساسانیان نوشته شد. که اوستای موجود امروزی مشتمل بر پنج جزء است : ۱- یَسنا، که در آن سرودها و پرستش ها است و گات ها که سرودها و مناجات زردشت است. ۲- ویسپِرَد، که در آن ادعیه و نمازها است. ۳- وِندیداد، که در آن احکام شریعت زرتشت است. ۴- یَشتها، که در آن ستایش وسپاس و پرستش خدا و فرشتگان است. ۵- خورده اوستا، که در آن ادعیه و نمازها است. اساس دیانت زرتشت بر سه محور: اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، قرار دارد و به همان اندازه که تاکید بر راستى و درستى شده است، به دورى از دروغ و ناپاکى نیز توصیه گردیده است. چرا که دروغ گویان را به عذاب جهنم وعده داده و راستگویان را ثواب بهشت نوید داده است. بنابراین اساس دین زردشت بر راستى و درستى بنا نهاده شده و نقطه ضد آن دروغ و نادرستى است.[۲۶۶]
۲٫۳٫۶٫۱٫ جایگاه غریزه جنسی و ارضای صحیح آن در دین زردشت
غریزه جنسی در میان آموزه های دین زرتشت مانند سایر ادیان دیگر از اهمیت خاصی برخوردار است به طوری که دین زردشت، ارضای غریزه جنسی و تعدیل آن را در قالب نظام خانواده معرفی کرده و برای ازدواج پیروان خود و تعدیل غرایز جسمانی آنها در قالب خانواده دستورات و احکامی را بیان کرده است و از آنجا که در ادیان باستانی ایران مانند زردشت، زناشویی به منظور ازدیاد نفوس و پاکدامنی افراد مطرح می شود. درباره ازدواج و نحوه انجام آن در کتب مقدس زردشتیان دستورات و احکام مختلفی بیان شده است.[۲۶۷] و ازدواج را با اصطلاحاتی همچون مقدس و مبارک یاد کرده اند. و در برخی از موارد به بیان برتری افراد متاهل نسبت به مجرد می پردازند[۲۶۸]. لذا در گات ها که شامل ۱۷ سروده از زردشت و مهمترین و اساسی ترین بخش اوستا می باشد، در قسمتی ازآن، زردشت خطاب به دختر خود و با لحنی نصیحت گویانه، به مسئله ازدواج او با جاماسپ که یکی از پیروان راستین زردشت بود می پردازد و چنین می گوید:
« اینک تو ای پوروچستا، جوان تریت دختر زردشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست کرداران و پشتیبانان آئین راستی است، جهت تو بر گزیده ام پس اکنون برو و در این باره بیندیش و خردت را راهنما قرار بده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج بپرداز.»[۲۶۹]
در دین زردشت نحوه انتخاب همسر توسط دختر بدین صورت می باشد که دختر باید منحصراً با مردی ازدواج می کند که از سوی پدرش معرفی می شود. و اگر اختلافی میان پدر و دختر در انتخاب همسر به میان بیاید، انتخاب پدر در اولویت قرار می گیرد. لذا در دین زردشت عمل جنسی و ارضای صحیح آن باید در قالب ازدواج و مطرح شود و زن یا مرد حق ندارد به رابطه جنسی خارج از محدوده ازدواج دست بزند. علاوه بر انتخاب همسر، فرد می تواند کنیز یا کنیزانی را – با توجه به منزلت اجتماعی خویش- در اختیار داشته باشد تا علاوه بر کار برای آنها در خانه و یا مزرعه، به برقرای رابطه جنسی با آنها نیز بپردازند و به ارضاء و تعدیل غریزه جنسی خود بپردازند.[۲۷۰]
مسئله دیگری که در راستای ارضای صحیح غریزه جنسی در دین زردشت مطرح می شود، ازدواج با محارم و رابطه با کنیزان پدری می باشد؛ که علاوه بر آن می توان گفت که نشانه های از امانت دهی کنیزان به مردان دیگر جهت بهره گیری جنسی از آنها نیز دیده می شود. به طوری که برخی از محققان همچون کریستین بارتلمه[۲۷۱] که از خاورشناسان و زبانشناسان معروف آلمانی در ابتدای قرن ۲۰ می باشد، در یکی از آثار خود به مسئله «خویدوده» یا همان ازدواج با محارم پرداخته و نمونه های از آن را بیان می کند که در دین زردشت دختر ابتدا با پدر خود یا برادر خود ازدواج کرده و اگر دختر راضی به ازدواج با پدر یا برادر خود نشود باید با فردی که از سوی پدرش معرفی می شود ازدواج کند.[۲۷۲] و در کتب مقدس زردشتیان در این باره چنین آورده اند که:
«اگر دختر یا خواهر مردی به ازدواج با او رضایت و موافقت نداشته باشد، آیا مرد می تواند به زور آنان را زن خود کند؟»
که در جواب این سوال آذر فرنبغ فرخزاد چنین فتوا می دهد که:
«مرد را نمی توان وادار به ازدواج کرد ولی زن را می توان به زور وادار به ازدواج کرد به خصوص اگر خواهر یا دختر باشد»[۲۷۳]
و حتی این نوع احکام در باره کنیزان و همسران به نحوه دیگر نیز صادر شده است به طوری که آنها را به برقراری رابطه جنسی با افراد دیگر به امانت داده می شود و اگر فرزندی از آن متولد شد، متعلق به مالک کنیز یا شوهر آن همسر می باشد.
«هرگاه دو تن – خواه هم دین، خواه بردار، خواه دوست – با یکدیگر پیمانی ببندند تا یکی کالایی (پیمان بر سر کالا، تعریفی است کلی برای پیمان بر سر گوسفند، گاو و کشتزار) را از دیگری بگیرد یا زنی (زن نیز مانند گله ی گاو یا کشتزار موضوع پیمان واقع می شود) از خاندان او را به همسری برگزیند یا دانشی را از وی بیاموزد، آن کس که کالایی را خواستار است باید آن را بدو بدهند؛ آن کس که زنی را به همسری برگزیده است باید همسرش را بدو بسپارند تا با او زناشویی کند و آن کس که خواستار دانش دینی است باید مَنثَره ی وَرجاوند را بدو بیاموزند.»[۲۷۴]
برخی نیز این احکام را قبول نداشته و معتقداند که چنین رابطه ای در دین زردشت وجود ندارد زیرا اگر وجود داشت، خود زردشت باید با دختر یا خواهرش ازدواج می کرد یا زنش را به امانت می گذاشت که چنین مواردی در سیره عملی زردشت دیده نمی شود و حتی اگر چنین حکمی نیز در زردشت وجود داشته باشد، مربوط به دوره ی خاصی و برای عدم انقراض نسل پیروان زردشت صورت گرفته است.[۲۷۵]
۲٫۳٫۶٫۲٫ همجنس گرایی و احکام آن در دین زردشت
در دین زردشت سه اصل عملی گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک، محور احکام و رفتار و آموزه های دین زردشت قرار داده شده است و با توجه به این سه اصل، رفتارها و کردارهای پیروان زردشت پایه ریزی و محاسبه می شود.[۲۷۶] و با توجه به اهمیت ارتباط جنسی سالم و صحیح در قالب ازدواج و عدم برقراری ارتباط جنسی خارج از خانواده در دین زردشت، نوع نگاه این دین به مسئله همجنس گرایی، نگاهی منفی و گناه آلود بوده که هیچ ارتباطی با نیکی ندارد و آن را با عباراتی همچون «شهوت غیرطبیعی»[۲۷۷] توصیف می کنند. که در دین زردشت درباره همجنس گرایی چنین توصیه کرده اند که هرکسی که دامن خود را به این نوع گرایش جنسی آلوده کند، آن فرد در هر حالتی که باشد، چه فاعل و چه مفعول و چه مرد باشد و چه زن، فردی است بسان دیو بوده و در این دنیا ودر آن دنیا همیشه دیو خواهد بود. که در این باره در کتاب وندیداد چنین آمده است:
« ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! دیو کیست؟ دیو پرست کیست؟ همخوابه ی نرینه ی دیوان کیست؟ همخوابه ی مادینه ی دیوان کیست ؟ ماده دیو کیست؟ کیست که در اندرون خویش همسان دیو است؟ کیست که در همه ی هستی خویش همسان دیو است؟ کیست که پیش از مرگ همسان دیو است و پس از مرگ یکی از دیوان ناپیدا شود. اهوره مزدا پاسخ داد : مردی که با مردی کون مرزی کند یا مردی که بگذارد مردی با اون کون مرزی کند، دیو است. اوست که دیو پرست است . اوست که همخوابه ی نرینه ی دیوان است. اوست همخوابه ی مادینه ی دیوان است. اوست که ماده دیو است. اوست که در اندرون خویش همسان دیو است. اوست که در همه ی هستی خویش همسان دیو است. اوست که پیش از مرگ همسان دیو است و پس از مرگ یکی از دیوان ناپیدا شود. چنین است مردی که با مردی کون مرزی کند یا مردی که بگذارد مردی با او کون مرزی کند.»[۲۷۸]
با توجه به این عقیده که جهان میدان جنگ نیروهای خیر و شر است و یکی از وظایف زردشتیان پیروی از شیوه اهورامزدایی- خدای خوبی ها- است، نباید از شیوه شیطانی و دیو صفتی که شرارت را با خود دارد، پیروی کنند در دین زردشت هر عمل شرارت انگیز به شدت نهی شده است.[۲۷۹] بنابر این درباره گرایش جنسی همجنس گرایی، آمیزش مردان با یکدیگر از دُبر چه در حالت فاعلیت و چه در حالت مفعولیت، یک عمل شیطانی بوده و شرارت هی را با خود به دنبال خواهد آورد[۲۸۰] و این عمل جنسی روشی است که اهریمنان و دیوها برای تکثیر دیو های دیگر استفاده می کنند و با این کار تعداد افراد خود را در جهان بیشتر می کنند. که در مینوی خرد در باب شیوه آفرینش مخلوقات اهورامزدا و اهریمن، چنین آمده است که:
«اهریمن بدکار، دیوان و دروغان دیگر ، دیگر اهریمنان را از عمل لواط با خود به وجود آوردند.»[۲۸۱]
بنابراین این گرایش جنسی در دین زردشت که دین باستانی ایرانیان می باشد، به صراحت نهی شده و با توجه به سه اصل کردار نیک، پندار نیک، گفتار نیک، همجنس گرایی مطابق با شیوه اهورامزدایی نبوده و یک عمل اهریمنی و شیطانی است. همچنین در مورد زمان دقیق همجنس گرایی در منابع باستانی زردشتیان، مطالبی بیان نشده است که آیا این گرایش جنسی قبل از آئین زردشت در بین مردم آن دیار رواج داشته است یا نه؟ که برخی از پژوهشگران بر این باورند که همجنس گرایی در ایران قبل از زردشت نیز وجود داشت به طوری که هرودت[۲۸۲] نخستین تاریخ نگار یونانی که در قرن پنجم قبل از میلاد مسیح می زیست، همجنس گرایی در دوران هخامنشیان را گزارش می کند. و در اسنادی دیگر علاوه بر دوران هخامنشیان، همجنس گرایی را در دوران ساسانیان را نیز تائید می کنند. [۲۸۳]
در مورد نوع برخورد ها و مجازات های دین زردشت نسبت به همجنس گرایی، باید گفت که با توجه به اینکه این دین در ایران باستان دین رسمی حکومت وقت بوده است از لحاظ فردی و اجتماعی، قوانین و دستورات بازدارنده ای برای عاملین و متخلفان گناه وضع شده است. که با توجه به کتب دینی زردشتیان، مجازات این گرایش جنسی نسبت به سایر گناهان دیگر متفاوت می باشد. در دوره هخامنشیان و ساسانیان مجازات رابطه همجنس گرایی اعدام اعلام شده بود لذا کسانی که رابطه همجنس گرایانه آنها ثابت می شد به اعدام محکوم می شدند. و فرقی نمی کرد که جنسیت این فرد مرد باشد یا زن، و یا اینکه فرد در این عمل جنسی فاعل بوده است یا مفعول. به طور کلی در هر حالت مجازات آن اعدام بود. [۲۸۴]
در دستورات دینی زردشتیان، مجازات فردی که به همجنس گرایی متهم شده است از لحاظ اختیار و یا عدم اختیار به دو قسم کلی همجنس گرایی از روی اختیار و همجنس گرایی از روی اجبار تقسیم بندی می شود که مجازات های هر کدام نسبت به دیگری متفاوت می باشد. که به این صورت است که اگر مردی ناخواسته در لواط با مردی دیگر فاعل یا مفعول واقع شود، مجازات آن هشتصد ضربه شلاق است. که این حکم در وندیداد به این صورت بیان شده است:
«ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر مردی به زور با مردی دیگر کون مرزی کند، پادافره ی گناهش چیست ؟ اهوره مزدا پاسخ داد : هشتصد تازیانه با اسپهه – اشترا، هشتصد تازیانه با سروشو – چرن.»[۲۸۵]
ولی اگر فرد عمداً و با اختیار به عمل همجنس گرایی روی آورد، حکم آن از دو صورت خارج نیست ۱- فرد همجنس گرا مبلغ دین نبوده و از احکام آن با خبر نبوده است، که در این حالت فرد گنه کار می تواند توبه کند و پیمان ببندد که دیگر این عمل جنسی را انجام نخواهد داد. و اگر فرد توبه خود را بشکند ابتدا با توجه به احکام شکستن توبه، با او برخورد کرده و کفاره شکستن پیمانش را می گیرند. سپس با توجه به احکام همجنس گرایی دوباره با او برخورد می شود.[۲۸۶] ۲- فرد همجنس گرا مبلغ دین بوده و یا از احکام آن با خبر بوده است، که در این حالت برای او مجازاتی جز اعدام نیست و این عمل او به هیچ صورت قابل بخشش نمی باشد. که در کتاب وندیداد درباره مجازات همجنس گرایان چنین آمده است که:
« ای دادار جهان استومند ! ای اشون ! اگر مردی به سازش با مردی دیگر کون مرزی کند، پادافره ی گناهش چیست و تاوان آن کدام است و چگونه کسی می تواند از این گناه و آلودگی پاک شود؟ اهوره مزدا پاسخ داد : چنین گناهی را هیچ پادافره و تاوانی نیست. چنین گناهکاری را هیچ چاره ای نتوان اندیشید. این دادشکنی است و هیچ پادافره و تاوانی، گناه آن را پاک نتواند کرد. در چه هنگام چنین است؟ هنگامی چنین است که گناهکار، آموزگار دین مزدا یا دین آگاه باشد هرگاه گناهکار، آموزگار دین مزدا یا دین آگاه نباشد و به گناه خویش خستو شود و پیمان بندد که دیگر هرگز چنین کردار ناروایی از او سر نزند، مزدا گناهش را می بخشاید.»[۲۸۷]
علاوه بر مجازات های دنیوی، در آموزه های دین زردشت برای همجنس گرایان عذابهای اخروی نیز بیان شده است به طوری که در کتاب ارداویراف نامه، که درباره سفر ویراف به دنیای پس از مرگ است، ویراف در سفر خود مردی را می بیند که کیفرش این بود که مارهای به مخرجش وارد شده و از دهانش خارج می شدند. از فرشتگان در باره علت غذابش سوال می کند که در جوابش می گویند: این روح مرد پستی است که در گیتی مرتکب لواط شده است. که این گفتار نشان دهنده این نکته است که علاوه بر مجازات دنیوی، همجنس گرایان مشمول مجازات اخروی نیز می شوند.[۲۸۸]
۲٫۳٫۷٫ همجنس گرایی از دیدگاه بابیت و بهائیت
بابیت و بهائیت جزء ادیان نوظهور در قرن ۱۳ هجری قمری می باشد که می توان آنها را انشعابی از دین اسلام در نظر گرفت. ریشه شکل گیری این دین نوظهور را می توان ابتدا در عقاید علی محمد شیرازی معروف به «باب» جستجو کرد. اگر چه او ادعاهای متفاوتی داشته، اما در مجموع می‌توان وی را شارع آیین بابیت خواند که بهائیان او را مبشر دین بهائیت می‌دانند. همچنین او بشارت دهنده دینی شد که قرار بود پس از او از طرف خداوند توسط «من یظهره‌الله» فرستاده شود، به طوری که در آثار خود به ظهور «من یظهره‌الله» اشاره می‌کند. پس از او افراد بسیاری ادعا کردند «من یظهره‌الله» ‌اند. مانند «صبح ازل» و برادرش میرزا حسینعلی نوری که ادعا کرد که مراد از «من یظهره‌الله» ما هستم. ولی در طی تبعید این دو برادر به کشور عثمانی، میرزا حسینعلی نوری بر برادرش چیره گشته و بعدها لقب «بهاء الله» را برای خود برگزید.[۲۸۹] در حقیقت می توان بهائیت را ادامه آئین بابیت دانست و در کل آنها را یک آئین جدید در نظر گرفت.

این نوشته را هم بخوانید :   پژوهش - درک زوجین از عملکرد خانواده هنگام و قوع سرطان در یکی از آنها ، تبریز، ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.