قابل تامل است(رولند، 2005/1389).

2-2-4 وزن بدن
وزن بدن در نقش یک مولفه تصحیح کننده متغیرهای فیزیوژیک به شمار می آید. به بیان دیگر Vo2max به ازای هر کیلوگرم وزن، توان بی هوازی اوج به ازای هرکیلوگرم و قدرت ایزومتریک دست به ازای هر کیلوگرم سنجیده می شوند.
وزن بدن را به سهولت می توان سنجید و استفاده از آن برای استاندارد کردن شاخص های فیزیولوژیک نمایان می گردد. در واقع وزن بدن، حجم بافت به لحاظ سوخت و ساز فعال را نشان می‌دهد و تفاوت های موجود در متغیرهایی مثل حجم عضله، اندازه قلب، طول گام و گرمای تولیدی بدن را منعکس می سازد. همچنین انرژی مورد نیاز کار بدن با حمل وزن، باید با توجه به نیاز به حرکت درآوردن بار تولیدی از سوی وزن بدن تغییر کند(رولند، 2005/1389).

2-2-5 قامت
قد نیز شاخص استاندارد نسبی دیگر است که به سهولت سنجیده می شود. برخلاف وزن بدن، انتظار نمی رود قد تحت تاثیر ترکیب بدنی قرار گیرد. این بدان معناست که نوجوان چاق و لاغر ممکن است قد برابری داشته اما وزن آن ها با یکدیگر تفاوت داشته باشد. در مقایسه با وزن بدن، محاسن استاندارد قد نیز همان محدودیت عامل وزن بدن را دارد(رولند، 2005/1389).

2-2-6 وزن خالص بدن
در شاخص های معین فیزیولوژیک، بیان مقادیر بر حسب وزن خاص بدن17 احتمالا بهتر از مولفه های وزن و قد است. وزن خاص بدن که همه بافت های بدن به جز چربی ها را شامل می شود عبارت است از اندام های قلب، ریه ها، عضلات اسکلتی، مایع خون، استخوانهاو. . . بنابراین، به نظر می رسد وزن خاص بدن در مقایسه با وزن بدن با شاخص هایی مثل Vo2max، برون ده قلبی و قدرت عضلانی رابطه تنگاتنگ تری داشته باشد. در مطالعه اولیه میلر و بلیث(1953)، ابزارهای گوناگون اصلاح میزان سوخت و ساز پایه18 را با توجه به اندازه بدن در 48 دانشجو ارزیابی کردند. همبستگی 92 درصدی میان محیط سطحی بدن و وزن خالص بدن( توزین بدن در زیر آب ) بدست آمد که در مقایسه با رویه سطح بدن19 (84/0r=) و وزن بدن (85/0 = r) بیشتر بود. وقتی وزن بدن و رویه سطح بدن برای بررسی نقش مداخله گر وزن خاص بدن اصلاح شد، همبستگی های محیط سطحی بدن و رویه سطح بدن با وزن بدن به ترتیب 45/0 = r و 14/0 = r به دست آمد. آنان نتیجه گرفتند که” بیشترین اعتبار رویه سطح بدن و وزن بدن، استانداردهای مرجع سوخت و سازند که بیشترین همبستگی را با وزن خالص بدن دارند”(Miller & Biyth, 1953).
جونز و همکارانش (1998) نیز گزارش کردند :در حذف تاثیر اندازه بدن بر مقادیر vo2 زیربیشینه و اوج، طی مطالعه پنج ساله روی کودکان، وزن خاص بدن بر وزن بدن تاثیر بیشتر را داشت. دانیلز و همکارانش(1995) نشان دادند که تغییرات وزن خاص بدن دلیل 75 درصد تغییرات وزن بطن چپ 201 کودک 6 تا 17 سال بوده است.
مشکل مطالعه عامل مداخله گر وزن خاص بدن آن است که نمی توان به آسانی آن را سنجید و نتایج تصنعی بر وزن بدن تاثیردارد. بعلاوه، در شرایطی که وزن کل بدن به منزله باری اطلاق می شود که بر متغیر فیزیولوژیک( برای مثال، VO2 هنگام اجرای دویدن زیربیشینه) اعمال می شود، نباید از این نسبت ترکیب بدن استفاده کرد. بلکه، استفاده از LBM به جای وزن کل باعث می شود تاثیر چربی بدن به عنوان بار مازاد بدن حذف شود(Gitin & Carroll,1974).

2-2-7 بالیدگی یا بلوغ
بلوغ سلسله تغییرات آناتومی و فیزیولوژیکی در ابتدای نوجوانی است که انتقال از مرحله نابالغی جنسی تا حالت باروری کامل را مشخص می سازد. این فرآیند نه تنها با گسترش عملکرد تولید مثلی، بلکه با تغییر اندازه و ترکیب بدنی، و عملکرد در پاسخ به اعمال هورمون های جنسی استروژن20 (درزنان) و تستوسترون21( در مردان) مشخص می شود. کنترل اصلی اعمال این دو هورمون جنسی استروئیدی مثل هم است، اما برون داده ها تا حد زیادی متفاوتند، و بدین ترتیب ویژگی های جنسی در نوجوانان آشکار می شود. این ویژگی ها عبارت از انباشت چربی و بالیدگی استخوان زنان و رشد خطی با تکامل حجم عضلات مردان است(Rosenfield, 2002).
بلوغ دوره انتقالی حد فاصل دوره کودکی و بزرگسالی است. در این دوره تغییرات دینامیک در مغز و غدد درون ریز بدن باعث تغییرات جسمانی، روانی و رفتاری در فرد می شوند. بلوغ به عنوان یک دوره برجسته تغییرات بیولوژیک، در دختران معمولا از حدود سن 8 تا 13 سالگی با متوسط سن11 سالگی رخ می دهد((Cesario & Hughes 2007. Speroff & et al 1999). .
درطی دهه های گذشته، سن شروع بلوغ و بروز وضعیت صفات ثانویه جنسی(قاعدگی22) در جمعیت های مختلف دختران کاهش یافته است(Jasik & Lustig,2008. Lee & et al,2007. Rabbani & et al,2008. Semiz & et al, 2009).
ظهور بالینی بلوغ دختران بین 10 تا 11 سالگی آغاز می شود و 4 تا 5 سال ادامه می یابد. افزایش انباشت بافت چربی در دختران با بیشتر شدن درصد چربی درسن7 سالگی به نمایش در می آید. رشد سینه ها(بلوغ سینه ای) از 5/10 تا 11 سالگی آغاز می شود و قاعدگی تقریبا 2 سال بعد رخ می دهد. با وجود این، زمان بندی و آهنگ این برنامه ریزی تکامل بلوغی دختران تا حدود زیادی متفاوت است.
بررسی تانر23 در صفات ثانویه ی جنسی، اساس دستگاه طبقه بندی تکامل بلوغی را تشکیل می‌دهد (Malina &Bouchard,1991). در این روش دختران با توجه به ویژگی های رشد پستان، موهای زهار و اندام تناسلی، از مرحله ی تانرI ( پیش نوجوانی) تا مرحلهV(بالغ) طبقه بندی می شوند. تفاوت های مشهودی در آغاز دوران بلوغ دخترانی که این مراحل بلوغی را پشت سر می گذارند، مشاهده می شود. ممکن است دختری یک مرحله را در شش ماه به پایان برساند، درحالی که در فرددیگر دوسال طول بکشد. (رولند، 2005؛ ترجمه گائینی و خالدی، 1389
).

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه دربارهمراکز تماس، مشارکت مردم، شهروندان تهران

2-2-8 بلوغ ریختی یا مورفولوژیک24
افزایش اندازه یا حجم بدن که از روی افزایش پیش رونده وزن و قد ظاهر می شود، آشکارترین تظاهر بلوغ بیولوژیکی فرد است. این تغییرات تاثیر عمده ای بر اجرای ورزشی افراد دارد. نشانه های مورفولوژیک (تغییر ریختی) بر خلاف شاخص های دیگر بلوغ بیولوژیکی، به آسانی و با دقت قابل اندازه گیری است. اگرچه سهولت و دقت در این نوع بلوغ به عنوان شاخص های بلوغ بیولوژیکی لازم است، اما استفاده از قد و وزن برای تعیین سن بیولوژیکی کودک کاستی هایی دارد. زیرا فاکتورهای قد و وزن در دوران بلوغ از تفاوت بین فردی عمده ای برخوردار است. بنابراین تعیین دقیق بلوغ تنها به روش قد و وزن بسیار دشوار است(رولند، 1377).
2-2-9 بلوغ اسکلتی
اسکلت بدن در دوران کودکی در حال رشد بوده و شاخصی قابل تشخیص برای بلوغ بیولوژیکی است. هنگام بلوغ بزرگسالی تکثیر این سلول ها خاتمه یافته و از حالت غضروفی به استخوان تبدیل می شوند.
سن استخوانی دقیق ترین و رایج ترین روش سنجش بلوغ بیولوژیک است. در این روش بیشتر از تغییرات آناتومیک استخوان های ناحیه مچ و انگشتان دست یا ستون فقرات استفاده می شود(Rakosi Jonas &Graber 1993). زیرا در یک عکس پرتونگاری، حدود 30 استخوان کوچک را همزمان می‌توان دید. در این روش بر پایه درجه و سرعت تکامل همه استخوان ها، برآورد دقیق از سن تکاملی امکان پذیر است(Proffit & Fields, 2000).

2-2-10 سن دندانی
تعیین سن دندانی، یا بر پایه زمان رویش دندان ها در دهان است، که از عوامل محیطی به شدت اثر می‌پذیرد یا بر پایه تحلیل ریشه دندان های شیری است، که تنها در فاصله زمانی اندک از طول عمر فرد قابل استفاده است و یا بر پایه بررسی پرتونگاری استخوان فک که تکامل تاج و ریشه دندان را نشان داده و نتایج دقیقی را ارائه می دهد(Stewart & et al 1982).
در واقع، سن دندانی روش مستقیم دیگر برای سنجش بالیدگی فرد است. اما این روش به دو مقطع سنی محدود می شود. به عبارت دیگر، این روش را می توان بین سنین شش ماهگی تا سه سالگی که اولین دندان های کودک و شش تا سیزده سالگی که دندان های دائمی ظاهر می شوند، به کار بست. ظاهر شدن و رویش دندان های شیری و دائمی از ترتیب خاصی پیروی می کند. کودکانی که بلوغ زودرس داشته باشند، زودتر از همسالان خود دندان در می آورند(هی وود، 1993/1389). سن بیولوژیک را در کودکان و نوجوانان می توان تا 14 سالگی از روی میانگین رویش دندان های شیری و دائمی تخمین زد. بنابراین دندان نیش یا دندان 3 در سن 9 سالگی و دندان های 4 و 5 در سن 10 سالگی و دندان 7 در سن 12 سالگی دائمی می شوند. در این پژوهش برای سنجش بالیدگی و سن زیستی از سن دندانی استفاده شد. بعد از این دوره ی سنی، سن بیولوژیک از طریق روش های مشاهده ای تانر و رادیوگرافی و تغییرات ساختاری دندان انجام می شود (Sheikholslami, 2003). بسیاری از پژوهشگران کوشیده اند تا رابطه ی میان وقایع استخوان سازی در ناحیه ی دست و مچ وشرایط تکامل دندان ها در فک را بیابند. درک چنین رابطه سبب خواهد شد که امکان تعیین شرایط تکاملی فرد بر پایه پرتونگاری پری اپیکال25 یا پانورامیک26 پدید آید. بررسی های گسترده در دهه های اخیر برای یافتن ارتباط میان تکامل دندانی و استخوانی انجام گرفته است و در این زمینه نتایجی متفاوت گزارش شده است.
لوییس(1991) در بررسی کودکان 10 ساله ازروش های گرولیچ و پایل وبولتون به ترتیب برای تعیین سن استخوانی و سن دندانی استفاده کرد، او نشان داد که در بیشتر از 40 درصد موارد، تفاوت میان این دو سن کمتر از شش ماه است(Lewis 1991). لازم به یادآوری است که روش گرولیچ و پایل بر اساس کار تاد(1937) است. این روش مشتمل بر همتاسازی هر چه دقیق تر اشعه 27xدست و مچ دست کودک خاص با ردیفی از صفحات اشعه ی X است که با سطوح متوالی بالیدگی اسکلتی سنین خاص تقویمی مطابقت می کند. سن اسکلتی کودک به عنوان شاخص صفحه استاندارد معروف است که با فیلم دست یک کودک تطبیق داده می شود، لذا اگر اشعه X مچ دست یک کودک 7 ساله با صفحه استاندارد برای کودکان 8 ساله همتا باشد، سن اسکلتی آن کودک 8 سال است(مالینا و بوچارد، 1991/1381).
مطالعه کوتینهو (1993) روی کودکان آمریکایی انجام داد به روش دمیرجیان که تنها ازدندان کانین پایین برای تعیین سن دندانی استفاده کرد و سن استخوانی را نیز به روش گرولیچ و پایل تعیین کرد. وی همبستگی بالای 85 درصدی را میان تکامل استخوانی و تکامل دندان کانین گزارش نمود(Coutinho Buschang & Miranda 1993).
کرایلاسیری(2002)در پزوهشی بر روی کودکان 9 تا 17 ساله تایلندی از روش تعیین سن استخوانی گرولیچ و پایل و روش تعیین سن دندانی دمیرجیان استفائه نموده ورابطه ی همبستگی 31/0 تا 69/0 را میان این سنین تکاملی گزارش کرد که بیشترین اندازه مربوط به دندان پرمولر دوم و کمترین آن برای دندان مولر سوم به دست آمده است(Katch & et al 1983).
دمیرجیان و همکاران(1998)، سن دندانی را با ظهور 7 دندان سمت چپ آرواره با پرتونگاری (رادیوگرافی) ارزیابی کردند(Serena & et al 1998). بالیدگی دندانی در اغلب موارد بر حسب زمان یا سن جوانه زدن دندان های شیری و دائمی ملاحظه شده است. اخیرا، آهکی شدن دندان های دائمی برای برآورد مرحله بالیدگی دندان، به شیوه ای مشابه ارزیابی بالیدگی اسکلتی بکار می رود. معیار ارزیابی آهکی شدن هفت دندان دائمی در یک چهارم دهان، دمیرجیان در مرکز تحقیقات انسانی دردانشگاه مونترال28 توسعه داد. معیار بر پایه ی ویژگی های مشترک هر دندان است. هر دندان دارای تاج با نوک و ریشه می باشد. مراحل خاص شروع آهکی شدن نوک دند
ان تا شکل گیری ریشه و درنهایت نمو ریشه در بن دندان توصیف می شود که هر کدام امتیازاتی دارند. جمع نمرات امتیازی، شاخصی را از بن دندان به دست می دهد که می توان آن را به سن دندانی در شیوه ای مشابه سن اسکلتی تبدیل کرد(مالینا و بوچارد، 1991/1381).

مطلب مشابه :  پایان نامه درموردآموزش مهارت، سلامت روان، ابراز وجود، بهداشت روان

2-2-11 ترکیب بدنی
شاید بهترین تاثیر متمایزکننده ی هورمون های جنسی هنگام بلوغ، تحریک گسترش وزن عضله با تستوسترون، و چربی بدن با استروژن باشد. در بلوغ مردان، هم قد افزایش می یابد و هم وزن عضله. وزن عضله در پسر بچه 11 ساله 15 کیلوگرم است. این افزایش به دنبال رشد ناشی از بلوغ، تا 17 سالگی به 35 کیلوگرم می رسد (Beunen,Mauna,1988).
در حالیکه این الگودر زنان متفاوت است به این معنا که افزایش کمتر قد و وزن عضله اما انباشت معنادار چربی بدن مشاهده می شود. وزن عضله ی دختر 11 ساله تقریبا مشابه با پسر هم سن و سال خودش است(15 کیلوگرم). اما وی در 17 سالگی، تنها 22 کیلوگرم عضله کسب خواهد کرد. در 11 سالگی نسبت وزن بدون چربی به قد پسران و دختران یکسان است(21/0)، اما در 17 سالگی این نسبت در مردان به 34/0 و در زنان به 26/0 افزایش می یابد. وزن عضله 53 درصد وزن مرد متوسط 17 ساله را تشکیل می دهد. اما در زن 17 ساله، این مقدار 42 درصد است. در سال های قبل از بلوغ، این مقادی تقریبا 45 و 43 درصدند.
به طور کلی، افزایش وزن چربی هنگام بلوغ در زنان1/7 کیلوگرم دو برابر مردان 2/3 کیلوگرم است. درصد چربی بدن دختران نسبت به پسران حتی قبل از بلوغ نیز بیشتر است(برای مثال، 21درصد دختران در مقابل 15 درصد پسران در 11 سالگی)، این فاصله هنگام نوجوانی دو چندان می شود. در 17 سالگی، درصد چربی بدن زنان دو برابر مردان است(رولند، 2005/1389).

2-3 تاثیر فعالیت ورزشی بر کودکان و نوجوانان
Vo2max به عنوان شاخص سنجش آمادگی هوازی بر توانایی دستگاه قلبی – عروقی در انتقال اکسیژن به عضلات اسکلتی فعال دلالت دارد و در دو مقیاس مطلق لیتر دردقیقه و نسبی میلی لیتر در دقیقه در کیلوگرم وزن بدن بیان می شود. کاربرد ارزش نسبی Vo2max، هنگامی شاخص معتبری برای ارزیابی استقامت دستگاه گردش خون است که کودکان و نوجوانان از لحاظ سن بیولوژیکی و توده چربی بدن متجانس باشند. تغییرات طولی مقادیر مطلق Vo2max نشان می دهند بلوغ به شدت بر آمادگی هوازی دست کم در پسران تاثیر می گذارد. اواسط دوران کودکی، مقادیر به شکل یکنواختی افزایش می یابند، و تفاوت های بارزی بین پسران و دختران مشاهده نمی شود(Armstrong & et al,1997). با وجود این، تقریبا در 11 سالگی، منحنی های تغییرات Vo2max پسران و دختران اختلاف بارزی می یابد، در حالی که در زنان به فلات می رسد، به طوری که در 16 سالگی متوسط Vo2max در مردان 60 درصد بیشتر است( 2/3 لیتر در دقیقه پسران در مقابل 2 لیتر در دقیقه دختران).
افزایش Vo2max پسران، ارتباط تنگاتنگی با وزن بدن دارد. متوسط Vo2max که نسبت به وزن بدن بیان می شود، بین سنین 6 تا 16 سالگی


دیدگاهتان را بنویسید