دانلود پایان نامه

بر شلوارش، به گونه‌ای غیر انسانی در دریا رها کرد و به قتل رساند.918 البته از سرانجام سلیمان بن‌عقیل ثائری پس از تصرف لاهیجان اطلاعی در دست نیست. این گونه ابوطالب اخیر بر لاهیجان تسلط یافت.
1-3-32-2- درگیری وی با حسنی گرگانی و بد رفتاری با گیلانیان
پس از آنکه ابوطالب اخیر بر بسیاری از نواحی گیلان و دیلمان مسلط گردید. یکی از علویان حسنی به نام حسن گرگانی از گرگان به هوسم آمده و در آنجا مردم را به سوی خود دعوت کرد. ابوطالب اخیر در هوسم به حسنی رفته و او را به سوی لاهیجان متواری ساخت. آنگاه در پی ایشان به لاهیجان آمد. سید حسنی به ناچار به همراه یاران اندکش به سوی ناحیه خانکجا در نزدیکی سفیدرود روانه گردید. 919در آنجا ابوطالب اخیر به کمک برخی از مردم گیل و دیلم او را شکست داد و از منطقه گیلان ودیلمان بیرون راند.920 پس از آن ابوطالب اخیر در اقدامی تلافی جویانه به آزار و اذیت مردم گیلان به دلیل حمایت آنها از سید حسنی، پرداخت. عده‌ای از گیلانیان را زندانی و اموالشان را مصادره کرد. این برخوردهای خشن موجبات اعتراض عالمان زیدیه گیلان را فراهم کرد.921 رفتارهای ابوطالب اخیر با اهالی گیلان به قدری غیر اسلامی و شرم آور بود که پس از یک قرن یکی از نویسندگان گیلانی از نگاشتن تفاصیل آن حیا می‌نماید ودر این باره می‌نویسد: “لست استحسن نشر تفاصیل عمله (ابوطالب اخیر) لانه میت من آل محمد (ص)”922
3-1-32-3- حمایت برخی از خاندان ناصر و علمای ناصری از او
قبل از قیام ابوطالب اخیر در گیلان، مردم آن دیار برای بیعت با یکی از نوادگان ناصر اطروش به نام رضا بن‌مهدی بن‌محمد بن‌خلیفه بن‌محمد بن‌حسن بن‌ابوالقاسم جعفر بن‌حسن ناصراطروش معروف به ناصر رضا923 تمایل داشتند.924 ناصر رضا که از عالمان برجسته ناصریان و از شاگردان ابوحامد غزالی اشعری به شمار می‌رفت.925 با فداکاری از به دست گیری زعامت گیلانیان دست کشید و مردم را به پیروی از ابوطالب اخیر فراخواند.926 با توجه به اینکه بسیاری از گیلانیان ناصری مذهب بودند.927 این اقدام ناصررضا در تسلط آسان ابوطالب اخیر بر گیلان موثر بوده است. برخی از علمای ناصری مذهب نیز از ابوطالب اخیر حمایت کردند. حتی حسین بن‌یوسف از عالمان برجسته ناصری برای ترویج امامت وی به دیار یمن عزیمت کرد.928
3-1-32-4- درگیری او با اسماعیلیان نزاری الموت
ابو طالب اخیر همانند زیدیان یمن و نیز مانند امامان پیشین زیدیه در گیل و دیلم، به شدت با اسماعیلیان نزاری در الموت دیلم مبارزه می‌کرد. بنابر نقل پاره‌ای متون تاریخی وی در یک روز 1400 نفر از اسماعیلیان را به قتل رسانید. و بیش از 88 قلعه آنها را تصرف کرد. او با محاصره روستاها و قلاع اسماعیلی نشین، آنان را به شدت در تنگنا قرار داده بود. ابوطالب اخیر دارایی و اموال اسماعیلیان را مصادره می‌کرد و خانواده هایشان به اسارت می‌برد. دشمنی وی با نزاریان الموت به قدری عمیق بود که حتی توبه رویگردانان اسماعیلی را نیز نمی‌پذیرفت. او افراد غیر اسماعیلی را نیز به سبب ارتباط با اسماعیلیان با مجازات مرگ روبرو می‌کرد. در این زمینه برخی گزارش می‌کنند که به دستور ابوطالب اخیر تمام اعضای یک گروه هفت نفری را به دلیل حضور یک اسماعیلی وعدم تشخیص آن یک نفر، به قتل رساندند.
3-1-32-5- روابط او با زیدیان بیرون از گیل ودیلم
برای نخستین بار در حیات زیدیان ایران، امامت ابوطالب اخیر مورد پذیرش زیدیان خارج از منطقه گیلان نیز قرار گرفت. زیدیان نواحی مختلف مانند مکه و مدینه ویمن با وی بیعت کردند.929 امری که نگرانی خلفای عباسی را به دنبال داشت.930 در ادامه از روابط ابوطالب اخیر با زیدیان خارج از گیل ودیلم سخن خواهیم گفت.
3-1-32-5-1- ارتباط با حاکم زیدی عمان و اعزام نیرو به آن دیار
ابوطالب اخیر با حکمران عمان که فردی زیدی مذهب بود ارتباط برقرار کرد.931 از آنجاییکه بیشتر مردم عمان از خوارج بودند.932 ابوطالب اخیر پانصد جنگجو، ظاهرا از گیلان را به همراه اموالی برای یاری حاکم عمان به آن دیار فرستاد. این جنگجویان از شرق وارد عمان گردیدند.933 از اقدامات این نیروها در عمان گزارشی در دست نیست. گویا آنها بنا داشتند پس از انجام ماموریت در عمان رهسپار یمن شوند. ولی بنابر دلائلی نامعلوم موفق به انجام سفر به یمن نشدند.934
3-1-32-5-2- در خواست وی از علی بن‌حمزه بن‌برای ترویج امامتش در یمن
ابوطالب اخیر برای برای گسترش و فراگیر کردن امامتش در منطقه یمن به عنوان پایگاه سنتی زیدیان هاودی مذهب بسیار تلاش می‌نمود. او در این راستا با ارسال نامه‌ای یکی از نوادگان هادی الی الحق به نام علی بن‌حمزه بن‌ابی هاشم را مامور این کار کرد.935 اما علی بن‌حمزه ضمن بیعت با وی از پذیرش این مسولیت به خاطر عدم همراهی مردم یمن، خود داری نمود.936 ناگفته نماند که نویسنده کتاب طبقات الزیدیه به اشتباه زمان مرگ علی بن‌حمزه را در سال 477ق ذکر کرده است.937 در حالی که قیام ابوطالب اخیر در سال 502ق صورت گرفته است.
3-1-32-5-3- درخواست از شرف الدین هادوی برای قیام در یمن
ابوطالب اخیر در سال 511ق در طی نامه‌ای از شرف الدین ابوعبدالله حسین بن‌هادی از نوادگان امام هادی درخواست قیام در یمن را می‌نماید.938وی در این نامه نسبتا بلند مباحث امور حکومت داری را نیز برای او یاد آور می‌شود.939 از پذیرش و یا عدم پذیرش این تقاضا از سوی شرف الدین هادوی چیزی در منابع ذکر نشده است.
3-1-32-5-4- اعزام برخی از علمای زیدی ایران به یمن
ابوطالب اخیر جمعی از
عالمان زیدی را به سرپرستی ابوطالب بن‌نصر از فقهای برجسته زیدیه برای دعوت به امامت خویش به سوی یمن اعزام نمود. این گروه که متشکل از علمای ناصری و هادوی ایران بود. ابتدا به مکه رفتند و در بین حجاج یمن، جبال، ری، طبرستان، گیل ودیلم دعوت به امامت ابوطالب اخیر را مطرح کردند. آنگاه رهسپار یمن شدند و در آنجا محسن بن‌حسن از نوادگان امام هادی الی الحق را به عنوان نماینده ابوطالب اخیر برگزیدند. لازم تذکر است یکی از افراد این گروه اعزامی شخصی به نام عبدالجلیل قزوینی می‌باشد.940 که نویسندگان زیدی او را از علمای زیدیه برشمرده‌اند.941 در باره این فرد اطلاعی نداریم. وی نمی‌تواند همان نویسنده امامی کتاب النقض و زنده در سال 550ق باشد. زیرا هیچ گزارشی او از این سفر در کتاب النقض ذکر نکرده است. افزون بر این سفر علمایی زیدی به یمن بین سالهای 511ق تا 513ق صورت گرفته است942 ودر آن زمان عبدالجلیل جوان بوده است. البته ابن‌بابویه رازی (زنده ق 6) در کتاب الفهرست علاوه بر نویسنده کتاب النقض از سه نفر از علما به نامهای1- ابوسعید عبدالجلیل بن‌عیسی بن‌عبدالوهاب رازی متکلم943 2- رشید الدین ابوسعید عبدالجلیل بن‌ابی الفتح مسعود بن‌عیسی رازی متکلم944 3- رشیدالدین عبدالجلیل بن‌ابی المکارم بن‌ابی طالب واعظ،945 سخن به میان می‌آورد که هیچ کدام به قزوینی مشهور نیستند. دو نفر نخست اهل ری می‌باشند. احتمال می‌رود نفر سوم قزوینی و همان عالم زیدی مذهب بوده باشد. و یا آنکه عبدالجلیل یاد شده فردی غیر از اینان بوده است.
3-1-32-5-5- انتصاب محسن بن‌حسن هادوی در یمن
همان طور که ذکر شد علمای اعزامی زیدیه ایران، یکی از نوادگان امام هادی الی الحق به نام محسن بن‌حسن بن‌ناصر بن‌حسن بن‌عبدالله بن‌محمد بن‌مختار بن‌ناصر بن‌هادی الی الحق را به عنوان نماینده به عنوان نماینده ابوطالب اخیر در یمن برگزیدند.946 از این‌رو محسن بن‌حسن هادوی مناطقی را در یمن مانند صعده، نجران، جوفین، ظواهر، حمیر، را به نام ابوطالب اخیر تصرف نمود.947 به نظر می‌رسد همه زیدیان یمن از امامت ابوطالب اخیر نپذیرفته بودند و از این‌رو در سال 513ق محسن بن‌حسن هادوی را در صعده به قتل رساندند.948
3-1-32-6- انتقام‌جویی ابوطالب اخیر از مردم صعده یمن
از آنجاییکه ابوطالب اخیر در پی گسترش امامتش بر یمن بود تا بتواند رهبری زیدیان جهان اسلام را از آن خود نماید. لذا قتل محسن بن‌حسن هادوی توسط مردم صعده برای وی شکست بزرگی محسوب می‌شد. او برای جبران شکست و پی گیری فعالیت محسن هادوی و نیز انتقام از مردم صعده یمن، یکی از سادات دیلم (نام او معلوم نیست) را روانه یمن کرد.949 نماینده دیلمی ابوطالب اخیر با حمایت محمد بن‌علیان اسعد بحیری از علمای زیدی یمن و نیز با مساعدت مالی امیر غانم بن‌یحیی سلیمانی به خاطر قتل محسن هادوی شهر صعده را ویران نمود.950 از سرانجام تحرکات دیلمی و نیز ادامه فعالیت ابوطالب اخیر چیزی دانسته نیست.
3-1-32-7- فرجام کار ابوطالب اخیر در گیل و دیلم
ابوطالب اخیر پس از جنگ و ستیز با حسنی گرگانی و نیز بد رفتاری با مردم گیلان و در پی آن اعتراضات علمای زیدیه، جایگاه مردمی خویش را رفته رفته از دست داد.951 برخی از زیدیان آن روزگار افول زیدیه در دیلم را ناشی از درگیری ابوطالب اخیر و حسنی گرگانی دانسته‌اند.952 از این‌رو ابوطالب اخیر در ناحیه تنهجان دیلم به نوعی منزوی گردید.953 و از آنجا گهگاهی به گیلان لشکرکشی می‌کرد. که این حملات شکستها و نیز پیروزیهای را به دنبال داشت.954 به نظر می‌رسد ابوطالب اخیر برخلاف جایگاه ممتازش در یمن وعمان، به دلیل سوء رفتارش در گیل و دیلم از پایگاه قوی برخوردار نبوده است. از همین روست اودر نامه‌ای به یکی نمایندگانش در یمن، به تحقیر زیدیان گیل ودیلم حتی ری و خراسان می‌پردازد.955 سر انجام وی پس از هجده سال حکومت در گیلان ودیلمان، در سال 520ق در روستای فیتوک تنهجان چشم از جهان فروبست. او را طبق وصیت‌اش مخفیانه در آن روستا به خاک سپردند. تا از جسدش از نبش قبر و اهانت اسماعیلیان در امان بماند.956 از این‌رو محل دقیق گور ایشان نامعلوم می‌باشد.
3-1-33- قیام حسن حسنی گرگانی (م نیمه اول قرن 6) در گیلان
همان طور که قبلا ذکر شد در زمان حکومت ابوطالب اخیر (م520ق) در گیل ودیلم یکی از سادات حسنی که اصالتی گرگانی داشت در هوسم قیام کرد و مردم را به امامت خویش دعوت می‌نمود.957 از نسب و زمان دقیق قیام وی چیزی دانسته نیست. نویسنده الحدائق الوردیه از نسبت “حسنی” او سخن به میان آورده است.958 از این می‌توان گفت حسنی گرگانی از نسل امام حسن مجتبی (ع) بوده است. برخی از نویسندگان، شجاعت حسنی گرگانی را همانند دلاوری هادی الی الحق حسنی رسی (م298ق) دانسته‌اند.959 از این‌رو احتمال می‌رود او از نوادگان هادی الی الحق باشد و این تشبیه نیز بدین سبب صورت گرفته است. به هر روی حسنی گرگانی نتوانست در هوسم در برابر ابوطالب اخیر مقاومت کند از این‌رو به سوی لاهیجان گریخت. و در آنجا نیز از حملات ابوطالب اخیر در امان نبود. لذا به ناچار به همراه یاران اندک خود رهسپار ناحیه خانکجا در حوالی رودخانه سفید رود گردید960 و ظاهرا در آنجا مورد حمایت مردم گیلان قرار گرفت.961 سر انجام وی در خانکجای گیلان از دست نیروهای ابوطالب اخیر متحمل شکست شد و ناگزیر به ترک گیل و دیلم گردید.962 حسنی گرگانی مدتی را در خارج از گیل ودیلم به سر برد. تا آنکه دوباره پس از مرگ ابوطالب اخیر به گیل و دیلم بازگشت و بر متصرفات وی تسلط یافت.9
63 اما مدتی بعد او به محض ورود به تنهجان دیلم پایگاه و مدفن دشمن دیرینه‌اش ابوطالب اخیر توسط تنهجانی‌ها دستگیر و پس ازمدتی کوتاه به دستور بزرگان آن سامان به قتل رسید. و در قریه فیتوک تنهجان دفن گردید.964 البته پس از چندی با سیطره اسماعیلیان بر ناحیه تنهجان، قبر وی توسط آنان نبش و جسدش سوزانده شد.965
3-1-34- قیام ابوهاشم علوی (م 526ق) در گیل ودیلم
ابوهاشم یا باهاشم علوی در حوالی سال 526ق در گیل ودیلم قیام کرده و مردم را به سوی خویش دعوت می‌نمود.966 از نام و نسب ونیز زمان دقیق قیام وی چیزی دانسته نیست. افزون بر این یوسف بن‌ابی الحسن گیلانی نیز در نامه‌اش وی را در شمار امامان زیدیه گیل و دیلم ذکر نکرده است. او نیز مانند سایر امامان زیدی با همسایگان اسماعیلی مذهب خود در الموت به شدت مخالف می‌ورزید. ابوهاشم علوی در راستای اسماعیلی ستیزی به مردم مناطقی چون خراسان نامه می‌نوشت.


دیدگاهتان را بنویسید