ویدیوهای رسمی معرفی ویژگی های جدید Xperia XZ [تماشا کنید]

سونی امروز رسماً از پرچمداری با عنوان Xperia XZ رونمایی کرد که از نظر ابداعات و نوآوری، بسیار بهتر از نسل قبلی یعنی سری Z و حتی مدل X Performance هستش. این موبایل با چیپست اسنپدراگون ۸۲۰ و ۳ گیگابایت رَم در کنار دوربین ۲۳ مگاپیکسلی، امکانات جدیدی رو واسه کاربران به ارمغان آورده.

ویدیوی رسمی معرفی اکسپریا XZ رو در ادامه تماشا کنین:

حال می خوایم با جدیدترین ویژگیا و قابلیتای Xperia XZ سونی آشنا شیم.

طراحی نوین با آلیاژ ALKALEIDO

به جای به کار گیری شیشه یا پلاستیک مرغوب با ظاهر براق فلزی، اکسپریا XZ از فلز بسیار مقاوم ALKALEIDO ساخته شده که عمیق، براق و نورانی به نظر می رسه. جنس این آلیاژ بسیار نرم و همیشه، و مثل دیگه بدنهای فلزی حالتی سرد و زبر نداره.

این بدنه جلوه ای شیشه ای و براق به موبایل میده، و در نتیجه میشه گفت پرچمدار الان سونی احساس جدیدی رو در کاربران بر می انگیزد.

رنگ جدید

شیشه خمیده و لبه های گرد، طراحی «loop surface» رو واسه اکسپریا XZ به ارمغان آورده، و در کنار این ظاهر جدید میشه به رنگ زیبای «آبی جنگلی» هم اینکه رنگ مشکی و پلاتینیومی اشاره کرد.

درگاه USB-C

سونی هم مثل سامسونگ در آخر از اصرار الکی بر درگاهای قدیمی دست برداشت و آینده موبایل هاش رو با ارائه درگاه USB-C در موبایل اکسپریا XZ تضمین کرد.

حسگر رنگی RGBC-IR

حسگر RGBC-IR (قرمز-سبز-آبی-شفاف) در دوربین با هدف امتحان دقیق توازن سفیدی استفاده شده، و مشکلات به وجود اومده در زیر نور شدید خورشید یا روشنایی کم محیط داخلی رو برطرف می سازه. این حسگر می تونه با بررسی وضعیت محیط، خود رو با هر نوری موافق کنه و رنگا رو به صورت واقعی مثل سازی کنه.

فوکوس خودکار هیبریدی واسه روز، فوکوس لیزری واسه شب

در روشنایی روز، فناوری تشخیص فاز ترکیبی سونی با عنوان «Predictive Hybrid AF» میتونه حرکات سوژها رو پیش بینی کرده و اونا رو همیشه در مرکز فوکوس جای دهد، و تصویری بدون لرزش و تاری رو حاصل کنه. این فناوری با سیستم فوکوس خودکار لیزری همراه شده که فاصله تا سوژه رو اندازه گیری می کنه و تصاویری شفاف رو در هر شرایط نوری ثبت می کنه.

اولین موبایل با لرزشگیر تصویر دیجیتال ۵ محوره

سونی با به کار گیری فناوریای به کار رفته در سری هندی کم، تونسته توانایی SteadyShot رو به موبایل هاش هم وارد سازه و این فناوری در اکسپریا XZ به آخر کارایی خود رسیده. البته این لرزشگر از نوع اپتیکال نیس، اما سونی کارکرد نرم افزاری رو بهتر کرده تا حرکات در ۵ محور رو خنثی کنه.

جالبه بدونین به ادعای سونی، به کار گیری OIS باعث لرزش کنارهای ویدیو شده، ضمن اینکه در شرایط نوری شدید باعث نوردهی زیادتر از اندازه تصویر می شه، چون موبایلای مجهز به این توانایی معمولاً از سرعت شاتر پایین تری بهره می گیرن.

ضبط ویدیوی ۴K

واسه همه تعجب آور بود که به چه دلیل X Performance با وجود به کار گیری چیپست اسنپدراگون ۸۲۰ نمی تونه فیلمبرداری با رزولوشن ۴K رو بکنه. حال این مشکل در XZ برطرف شده و میشه ویدیوهایی با کیفیت رو ضبط کرد. البته بازم یه جای کار می لنگد، چون لرزشگیر تصویر ۵ محوره فقطً در حالت فیلمبرداری ۱۰۸۰p عمل می کنه.

میکروفون دوگانه بهتر شده با توانایی ضبط صدای استریو

اکسپریا XZ از میکروفون دوگانه استریوی بهبودیافته بهره میگیره که در ترکیب با سیستم بلندگوهای اون می تونه حذف نویز هوشمند رو جفت و جور ساخته، ضمن اینکه صدای گسترده و سه بعدی کاملی رو بدون نویزهای محیطی ارائه کنه. طبیعتاً این موبایل از توانایی صدای Hi-Res با پشتیبانی از DSEE-HX و LDAC هم برخورداره.

گزینه های بیشتر واسه کنترل دستی دوربین

پرچمدار جدید سونی توانایی کنترل دستی سرعت شاتر و فوکوس، هم اینکه اندازه نوردهی و چیزای دیگه ای به جز اینا رو جفت و جور می سازه.

سیستم شارژ سریع انطباقی Qnovo

موبایل Xperia XZ با فناوری شارژ انطباقی Qnovo عرضه می شه، که با پیشگیری از شارژ زیادتر از اندازه و بدون نیاز، می تونه سلامت باتری رو حفظ کنه. با این فناوری طول عمر باتری غیر قابل تعویض این موبایل، تا دو برابر نسبت به نسلای قبلی افزایش پیدا می کنه.

معرفی بازی Break Liner؛ طعم خوش لحظه ها

انگار فرانسویا به خود اومده ان؛ پس از پایان داستان «کچاپ» و « از دست رفتن طعم همیشگی اش» استودیو Ketchapp با قدرت برگشته تا دوباره بازیکنا رو عاشق کنه. Break Liner رو خیلی راحت می تونیم یکی از بهترین اپلیکیشنای این پیشرفت دهنده بنامیم.

اونا شاید مثل همیشه دست به ساخت یه عنوان ساده زده باشن اما به خاطر چالشای جورواجور و سیستم باحال Break Liner هیچ وقت احساس خستگی نمی کنین. باحال اینجاس اگه هم تموم بازیای امسال کچ اپ رو انجام داده باشین، بازم طعم سادگی Break Liner متفاوت با بقیه س.

مشابه بیشتر عناوین این استودیو فرانسوی، واسه تجربه Break Liner یه دست کافی میشه. بازی سه میله به رنگای قرمز، مشکی و زرد داشته و مکانیزمای گیم پلی ساخته این اپلیکیشن هم دور و بر همین اجسام می چرخن. شما هر بار که صفحه اسمارت فون رو لمس کنین، فضاپیما تلاش می کنه تا مسیرش رو تغییر داده و به طرف مقابل حرکت کنه.

اگه میله پیش رو زرد باشه، این وسیله اونو خرد کرده و به مسیرش ادامه میده. میله قرمز هم به معنی باخته. میله مشکی چی؟ با یه بار برخورد به این اجسام هیچ اتفاقی نمیفته ولی واسه بار دوم خواهید باخت. یادتون باشه که با کم شدن سرعت فضاپیما [نزدن روی صفحه لمسی] می بازید پس بعضی وقتا چاره ای ندارین میله های مشکی رو هدف بگیرین.

مکانیزمای گیم پلی بازی به خودی خود فوق العاده جذاب هستن و شما رو روزا درگیر می کنن، با این وجود پیشرفت دهنده واسه جذابیت بیشتر بازی اش عزمشو جزم کرد تا المان بازیای رکوردی و مرحله ای رو با هم ترکیب کنه. ساده تر بگیم، هر بار با برخورد با تعدادی از میله های زرد به محیطای متفاوت خواهید رفت.

وقتی از محیطای متفاوت حرف می زنیم، یعنی جلو رفتن هم سخت تر شده و با چالشای بیشتری مواجه میشین. سومین المان بسیار مثبت Break Liner رو می تونیم ارائه یه تجربه اتمسفریک بنامیم. پس زمینه ها بسیار قشنگتر بوده و ترکیب اونا با موسیقی شنیدنی بازی موجب شده تا Break Liner یکی از بهترینای امسال لقب بگیره.

البته اگه تماشاگر قطعه های بیشتری بودیم، طبیعتا هیجان و جذابیت این عنوان زیاد می شد. واسه سخن پایانی باید بگیم Break Liner حکم تیرنهایی رو واسه کچ اپ داشته و فرانسویا دوباره هنر خود رو به صنعت گیمینگ نشون دادن. خواهان تجربه یکی از بهترین بازیای تک دست هستین؟ عنوان امروز یکی از بهترین گزینه های ممکنه.

Break Liner

  • Break Liner
  • قیمت: رایگان
  • سازنده: Ketchapp
  • سیستم عامل: iOS و اندروید
  • حجم: ۶۹ / ۲۷ مگابایت

دانلود

نگاهی بر فوتبال فانتزی؛ بازی آنلاین مربیگری فوتبال ایرانی

یه توپه و بیست و دو نفر بازیکن، و میلیاردها چشم علاقه مند که به رقابتای مستطیل سبز دوخته شده. فوتبال یه جور جادوست، جادویی که کوچیک و بزرگ رو مسخ هیاهو و هیجانش می کنه، آدرنالین خون رو به بالاترین درجه رسونده و خنده شادی یا اشکای غم رو به چهره یه ملت می نشاند.

فوتبال فانتزی یه بازی ایرانیه که واسه عاشقان فوتبال و آدمایی طراحی شده که دوست دارن در نقش مربی و مدیر یه باشگاه قرار بگیرن و پا به میدون رقابتای آنلاین این ورزش پرطرفدار بذارن. در ادامه مطلب، به بررسی این بازی می پردازیم.

با سایت ما همراه باشین. 

اگه از گیمرهای قدیمی هستین، حتما نام سری بازیای FIFA Manager به گوشتون خورده و با روش گیم پلی اونا آشنایید. فوتبال فانتزی ساخته استودیوی نورانیوم است که اعضای اونو جوونایی جویای نام و فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف تشکیل میدن. این بازی تقریبا همون گیم پلی فیفا منیجر رو در محیطی آنلاین و پویا و با تأثیرپذیری از اتفاقات فوتبال واقعی ایجاد کرده.

با ورود به بازی، اولین کار ایجاد حساب کاربری شخصیه. بعد از اون کافیه از بین لیگ برتر انگلیس، لالیگای اسپانیا و یا لیگ برتر ایران یکی رو واسه ورود به رقابتا انتخاب کنین. البته اگه تمایل داشته باشین، میتونین رهبری دو تیم رو در دو لیگ جور واجور به صورت همزمان در دست بگیرین.

اما پس از ورود به یه لیگ و انتخاب اسم تیم، اقدام بعدی جمع آوری بازیکنا و کادر فنیه. بازیکنانی که می تونین به خدمت بگیرین همه واقعی ان. مثلا اگه در لیگ انگلستان باشین، میتونین با وین رونی از منچستر یونایتد قرارداد ببندین، به شرط اینکه توانایی پرداخت دستمزد بالای اونو داشته باشین!

پس از بستن ترکیب و انتخاب کاپیتان، مرحله بعدی انتخاب سیستم بازیه. ۲-۴-۴، ۳-۳-۴ یا ۲-۵-۳، کدوم یکی رو واسه شکست دادن حریفان مناسب تر می بینین؟ انتخاب با شماس. آنالیزور، روانشناس، مربی بدنسازی، ماساژور و مربی تاکتیکی هم عواملی ان که در صورت استخدام، در پیشرفت تیم و موفقیت در مسابقات نقش مهمی رو اجرا می کنن.

واسه پرداخت دستمزدها و استخدام کادر فنی به الماس و پول احتیاج دارین. سازندگان فوتبال فانتزی با تدبیری هوشمندانه، سیستم مالی جالبی رو در اون اجرا کردن که در عین درآمدزایی واسه استودیوی سازنده، از عوامل مهم ایجاد رقابت بین کاربران بازی به حساب رفته و در عین حال غیر منطقی هم نیس.

الماسا رو می تونین به صورت دسته ۱۰، ۲۵ و ۱۵۰ تایی به قیمت هزار، دو هزار و ده هزار تومن بخرین و بعدا اونا رو به پول نقد تبدیل کرده و واسه خرید بازیکنان بهتر خرج کنین. اگه هم نمی خواید که هزینه ای واسه خرید الماس بپردازید، پیشنهاد می کنیم وارد بازیای دوستانه شید.

در منوی بازیای دوستانه می تونین افراد حاضر در فوتبال فانتزی رو به بازی دعوت کرده یا به مسابقات پیشنهادی وارد شید. این مسابقات می تونن براتون سود رسون هم باشن، چون که میتونین جایزه تیم برنده رو تعداد مشخصی الماس مشخص کنین.

پس همونجوریکه فهمیدین، درست مثل بازی محبوبی مثل Clash of Clans در فوتبال فانتزی هم سیستم خرید و فروش جست و خیز برپاست.

بازیا هم به نوبه خود باحال و هیجان انگیز طراحی شدن. هر مسابقه ۹۰ ثانیه (برابر نود دقیقه در فوتبال واقعی) است و گزارش لحظه به لحظه بازی رو به صورت متنی و البته با صدای پس زمینه ورزشگاه دنبال می کنین. مثلا هر وقت تیمتون گل بزنه، اسم زننده گل رو می بینین یا از کارتا و مصدومیتا در طول بازی با خبر میشین.

هر چی سطح انرژی تون بالاتر، کادر فنی تکمیل تر و بازیکنان شما قوی تر باشن احتمال پیروزی تون در هر مسابقه بیشتر می شه.

بعد از مسابقه هم اگه تمایل داشته باشین می تونین رقیبتان رو به لیست دوستان اضافه کرده و با اون به گفتگو بپردازید. پس این بازی شبکه اجتماعی مخصوص خود رو داره.

اما فوتبال فانتزی چه ارتباطی با فوتبال واقعی داره؟ فرض کنین امروز رأس ساعت ۶:۳۰، استقلال و پرسپولیس در ورزشگاه آزادی با هم مسابقه دارن. اگه به طور مثال در دربی محمد نوری گل بزنه، این اتفاق بر نسخه مجازی اون در فوتبال فانتزی اثر میذاره.

بدین صورت که قیمت محمد نوری در فوتبال فانتزی بالاتر رفته و اگه اونو در تیم خود داشته باشین، به امتیازتان در جدول رده بندی اضافه می شه. این روش به صورت هفتگیه و همزمان با مسابقات واقعی، امتیاز تیم شمام تحت اثر قرار میگیره. پس باید در بستن تیم مجازی تون، کارکرد بازیکنان رو در مسابقات واقعی هم در نظر بگیرین.

بخشی به نام دیوار در فوتبال فانتزی، در حکم چت روم همگانیه. جایی که در اون می تونین با کاربران آنلاین به گفتگو پرداخته و همدیگه رو به مسابقه دعوت کنین. هر فصل از بازیا هم که تموم شد، جایگاهتان در فهرست رده بندی قابل مشاهده میشه.

فوتبال فانتزی عنوانیه که استانداردهای بازی سازی در ایران رو به سطح بالاتری رسونده و یکی از خلاقانه ترین و خوش ساخت ترین بازیای موبایل این روزهاست. کار تیم ایرونی نورانیوم در ساخت این بازی به درستی ستودنیه و می تونه الگوی بسیار مناسبی واسه دیگه پیشرفت دهندگان وطنی باشه.

این بازی بسیار قشنگتر و مهیج واسه سیستم عامل اندروید عرضه شده و میشه امید داشت که تماشاگر عرضه نسخه های iOS و ویندوزفون اون در آینده ای نزدیک باشیم.

فوتبال فانتزی

  • فوتبال فانتزی
  • قیمت: رایگان (با پرداخت درون برنامه ای)
  • سازنده: نورانیوم
  • سیستم عامل: اندروید
  • حجم: ۵٫۸ مگابایت

دانلود

مروری بر دنیای بازی های ویدیویی در هفته ای که گذشت [۲۵ مهر الی ۲ آبان]

دنیای بازیای ویدیویی گستردگی خاص خود رو داره و کمتر پیش اومده که در سایت ما بتونیم از گوشه به گوشه این دنیای خوش رنگ و جذاب واسه تون بگیم. تمرکز بیشتری روی اخبار مهم، کنفرانسا و اتفاقات جریان ساز داشتیم اما این بار به شکلی متفاوت، دنیای بازی رو در می نوردیم.

از گوشه کنار این صنعت جذاب اخبار متنوعی هر روز می شنویم که شاید کمتر فرصتی پیش بیاد در مورد اونا صحبت کنیم. شرکتای بزرگ و کوچیک، آدمایی رو تحت اختیار می گیرن، بازیایی تایید می شن و جنجالای خبری اتفاق می افته. شایعات هر روز در گوشا زمزمه می شه و بعضی به حقیقت می رسه در حالی که بسیاری دیگه کذب محض هستن.

پست مورد نظر، به آمار فروش و گزارشای مالی شرکتا می پردازه و نیم نگاهی بر روش مدیریت کمپانیا در صنعت پر زرق و برق بازیای ویدیویی داره. اگه می خواین بیشتر با گوشه و کنار دنیای رنگارنگ ما گیمرها آشنا شید، بسته جمع بندی هفته رو تقدیم تون می کنیم.

نینتندو، مایکروسافت و سونی با کنسولای شون تنها سوژهای خبری ما نیستن. به دنیای بازی سازان جداگونه سفر می کنیم و از استودیوهای کوچیک شون هم اخباری به اطلاع تون می رسانیم. بازیای موبایل هم در انحصار هفت سنگ و پستای روزانه نیستن. اگه به دنبال تریلر بازی محبوب تون هستین، شاید در این پست اونا رو پیدا کنین و اگه می خواین بدونین چه بازیایی در هفته پیش رو منتشر می شن، ما به شما میگیم.

در جمع بندی اخبار دنیای بازی، هر هفته مروری بر اخبار مهم صنعت ویدیوگیم در شرق و غرب داریم. البته، مثل گذشته اخبار مهم رو خیلی سریع به اطلاع تون می رسونیم اما به هر حال یه جمع بندی کلی از هفته ای که گذشت می تونه کامل باشه.

در ادامه با سایت ما و جمع بندی هفته همراه باشین.

بخش اول – مرور مقالات هفته

بررسی نسخه بتا Star Wars: Battlefront؛ جنگ ستاره ای

امسال سال Star Warsه، هیجان به وجود اومده به وسیله عرضه هفتمین قسمت از این فرنچایز فوق محبوب به اندازه ای بالاست که همه، اعم از طرفداران قدیمی این سری تا کسائی که تا حالا حتی یه قسمت از فیلمای این سری رو هم ندیده ان در مورد اون صحبت می کنن.

اما این هیجان فقط محدود به صنعت فیلم سازی نیس، ناشر نامدار، الکترونیک آرتز هم از این هیاهو استفاده کرده و یکی از بهترین استودیوای خود رو مسئول ساخت یه عنوان شوتر از دنیای استار وارز کرده.

واسه مطالعه مقاله کامل کلیک کنین

به چه دلیل زمان اون شده که بازی ویدئویی جدیدی با محوریت جنگ جهانی دوم عرضه شه؟

بذارین رو راست بگم، دلم واسه بازیای شوتر با محوریت جنگ جهانی دوم تنگ شده. بعضی از بهترین خاطرات گیمینگ من مربوط به بازیایی چون Medal of Honor یا نسخه های ابتدایی Call of Dutyه. خاطراتی مثل فتح ساحل نورماندی یا عبور از بین جنگلای گوادال کانال.

وقتی که من کوچیک تر بودم، علاقه زیادی به تاریخ نظامی داشتم. هر کتابی که مربوط به جنگای تاریخ به دستم می رسید رو می خوندم و درباره جنگای بزرگ کشورای جور واجور می آموختم. تجربه بازیای مربوط به جنگ جهانی دوم به من این شانس رو می داد تا همه چیز رو از نزدیک لمس و احساس کنم. این بازیا دیدگاهی از جنگ رو به من می دادن که حتی فیلما هم قادر به انتقال اون نیستن.

هیچی نمی تونه احساس در اختیار داشتن کنترل یه سرباز و فرود اومدن در ساحل نرماندی رو به اندازه یه بازی ویدئویی برام تداعی کنه. این بازیا به شما اجازه میدن که این نبردها رو از دید اول شخص تجربه کنین؛ تجربه ای که فیلما و کتابا از تصویر کردن اون ضعیف ان.

اما بعد از چند سال عرضه همیشگی بازیای مربوط به جنگ جهانی دوم، انگار یهو این موج متوقف شد. بازار اشباع شده دلیل شد که بازی سازان به بازه وقتی دیگری مراجعه و به طور کل، به کار گیری وقایع تاریخی رو در داستان خود حذف کنن.

واسه مطالعه مقاله کامل کلیک کنین

فلش بک؛ نیم نگاهی به بازی قدیمی Resident Evil 4

همونجوریکه در مطلب فلش بک بازی Devil May Cry نوشتیم؛ در اوایل سال ۱۹۹۹، به درخواست شینجی میکامی، ساخت بازی کلید خورد. در اصل، قرار بود بازی به عنوان نسخه ای جانبی واسه سری رزیدنت ایوُل عرضه شه. نویسنده عادی سری رزیدنت ایول، یعنی نابورو سوجیمورا، خیلی زود روند نوشتن سناریوی بازی رو شروع کرد.

هیدکی کامیا، که قبل از این نسخه دوم رزیدنت ایول رو کارگردانی کرده بود، میخواس که بازی، ورژنی متفاوت، مهیج محور و “باحال” از همون سری رو ارائه دهد؛ پس، داستان ابتدایی، روایت شخصیتی به نام تونی بود که میخواس به دلیل بعضی از توانایی فرابشری خود پی ببره. تواناییایی مثل قدرت بدنی و جسمی بسیار زیادتر از اندازه عادی که اونو به موجودی به طور کامل متفاوت نسبت به آدمای عادی تبدیل می کردن. مثل همیشه سری بازی هم، قرار بود که تواناییای تونی به واسطه علم بیوتکنولوژی جواب داده شه.

اما اون بازی، با تغییرات گسترده مواجه شد و در آخر، به شکل فرنچایز جدید دویل می کرای عرضه شد. پس در سال ۲۰۰۴، ساخت بازی از اول شروع شد. نوامبر سال ۲۰۰۲، بازی به عنوان یکی از ۵ بازی انحصاری کنسول گیم کیوب نینتندو میشناختنش و هیروشی شیباتا، کارگردانی اونو رو دوش گرفت. تا زمان معرفی بازی، ۴۰ درصد از ساخت اون تکمیل شده بود.

واسه مطالعه مقاله کامل کلیک کنین

۷ درس آموزنده از طراح کنسول Nintendo Entertainment System

اواخر هفته گذشته، سازنده معروف ترین کنسول جهان، در مقابل جمعی ۱۰۰ نفره لب به سخن گشود. ماسایوکی اومارا، مسئولیت طراحی Nintendo Family Home (یا Famicom) و هم Nintendo Entertainment System (یا NES) رو مسئول بوده. اومارا واسه ۳۰مین سالگرد عرضه NES در آمریکا، به بخش Metrotech دانشگاه نیویورک واقع در بروکلین رفت تا از تجربیات خود حرف بزنه.

اومارا از راه یه مترجم، با جمعیت مضطرب حاضر در همایش سخن می گفت. در حالی که داستان کنسول جدید نینتندو خیلی جدید نیس و همه از اون باخبر ان، اومارا بعضی از تجربیات منحصر به فرد خود در روند طراحی NES رو با ما به اشتراک میذاره.

واسه مطالعه مقاله کامل کلیک کنین

بررسی بازی Minecraft Story Mode – Episode One؛ فریب مخاطبان

هیچکی و نه حتی کارکنان خود TellTale فکرش رو نمی کردن که این استودیو، انقدر زود به محبوبیت برسه و به یکی از پر کارترین استودیوهای بازی سازی، با در اختیار داشتن بعضی از بهترین IPهای حال حاضر، بدل شه. هرچند که شاید خیلی از گیمرها، هنگام عرضه The Walking Dead با این شرکت آشنا و بعد، عاشق بازیا اون شدن.

البته موفقیت TellTale رو به نمیشه اصلا باد آورده به حساب آورد و استودیوی نامبرده، علاوه بر عرضه بازیای موفق و سرگرم کننده، تحولی جدید در سبک ادونچر و ماجرایی بوجود آورد. تغییری که دلیل شد خیلی از طرفداران سبکای دیگه به اون جذب شن و از اون لذت ببرن.

با این همه، تجربه ثابت کرده که تکرار دائمی فرمولای موفق، در آخر به بازیسازان و عناوین اونا آسیب می زنه. استودیوی TellTale فرمولی فوق العاده بوجود آورد؛ اما این فرمول به اندازه ای تکرار شد و تکرار شد که دیگه جذابیت قبلی رو نداره. شاید به کار گیری داستانایی مانند کمیک The Wolf Among Us یا کتاب Game of Thrones تونسته باشه به موفقیت بازیای TellTale کمک کنه، اما با عرضه بخش داستانی بازی ماینکرفت، اطلاع کامل پیدا می کنیم که TellTale در نبود داستان جذاب، مشکلات ریشه ای زیادی داره.

Minecraft Story Mode، عنوان جدید استودیوی TellTaleه که حتما در بالاترین درجه نا امیدی و نبود خلاقیت ساخته شده. عنوانی که تلاش داره خود رو به زور در موج هیجان به راه افتاده واسه بازی ماینکرفت جا بده.

فقط کافیه که سری به سایت یوتوب بزنین و نظرات گیمرها رو درباره بازی بخونین. حتی طرفداران دوآتشه ماینکرفت و TellTale هم از روند در پیش گرفته شده راضی نیستن. البته شاید هنوز کمی واسه اعلام نظر قطعی درباره بخش داستانی ماینکرفت زود باشه؛ اما با تجربه اپیزود اول، به این نتیجه می رسین که بازی فقط با جهت کسب درآمد و به کار گیری احساسات طرفداران ساخته شده و هدف دیگری نداره.

واسه مطالعه مقاله کامل کلیک کنین

بررسی بازی Wasteland 2: Director’s Cut؛ آدم در برابر پوچی

داستانای تخیلی و خصوصا علمی تخیلی، معمولا جذابیتای خاص خود رو دارن. این داستانا، المانای حیاتی چگونگی آدم بودن رو به نمایش می ذارن. این داستانا می تونن درباره موضوعاتی مثل تشنگی شخصیت اصلی واسه انتقام باشن یا تاثیر عمیق عاطفی یه معشوقه و یا حتی ترس آدم نسبت به شکست خوردن از تکنولوژی. تموم این موضوعات، به نوبه خود ایدئولوژیامون رو به نمایش می ذارن.

Wasteland یکی از قدیمی ترین فرنچایزهای بازیای ویدئوییه که تاثیر زیادی در تشکیل داستانای علمی تخیلی و صد البته تولید سری بازی موفق فال اوت داشته. نسخه اول بازی، بیشتر از ۲۰ سال پیش عرضه شد و هم اونقدر به جرئت یکی از بهترین عناوین تاریخ هستش. عنوانی که چه از دید داستان پردازی و چه از هر دید دیگری، چند سال از زمان خود جلوتر بود.

ویستلند به مسائلی چون خردی و از بین رفتن مسائلی چون وفاداری، صداقت، ملی بودن و خلاصه هر چیزی که مردم واسه خود میسازن تا از ورود شرارت به جهان شون مراقبت کنن می پردازه. و از طرف دیگه، زیبایی همین مسائل رو در تقابل با دنیایی که تبدیل به لجنزاری از پوچی و فساد شده، به نمایش میذاره.

ویستلند به انسانیت احترام میذاره و اونو ارج می نهد. ویستلند همیشه گفته و میگه که مهم نیس شرارت و پوچی به چقدر رسیده و اگه تا زیر گردن هم در کثافت اون فرو رفته باشیم، بازم میشه به مقام آدم احترام گذاشت و اونو نجات داد. ویستلند تجربه ای از زندگی روزانه همه ماست و مفاهیمی عمیق رو به شکل یه بازی ویدئویی عرضه می کنه.

تا سالای متمادین، هیچکی جرئت اونو نداشت که نسخه دوم بازی ویستلند رو عرضه کنه. انتظارات به اندازه ای از این عنوان بالاست که کم تر شرکتی خطر ساخت دنباله اونو به جون می خره. الکترونیک آرتز البته در سال ۱۹۹۰ اینجور خطری کرد و با عرضه بازی احمقانه Fountain of Dreams به عنوان دنباله الهی ویستلند، به معروفیت خود آسیب بسیار زد.

اما استودیوی InXile به کمک Deep Silver تصمیم به ساخت نسخه دنباله رسمی بازی گرفت و از راه کیک استارتر، خیلی زود اندازه سرمایه لازم بازی جفت و جور شد. حضور بعضی از سازندگان قبلی و البته احترام زیاد InXile به بازی ویستلند دلیل شد که با چیزی بالاتر از یه نسخه دنباله عادی طرف باشیم و بازی دقیقا به همون چیزی تبدیل شد که واسه بیشتر از بیست سال منتظرش بوده ایم.

واسه مطالعه مقاله کامل کلیک کنین

بخش دوم – مرور اخبار هفته

ماجراهای ناتموم کوجیما و کونامی بازم مبهمه

هفته پیش، خبرنگار New Yorker، در گزارشی و با ارائه دلایل و تصاویری به طور کامل منطقی و قابل قبول، رسما خروج کوجیما از کونامی رو به اطلاع مون رساند. در حالی که همه چیز به نظر درست به نظر می رسید، کونامی با منتشر کردن بیانیه ای همه چیز رو عوض کرد.

کونامی چند ساعت پس از منتشر کردن این گزارش، خروج کوجیما از شرکت رو منکر شد و گفت این کارگردان نام آور ژاپنی، به تعطیلاتی دراز مدت رفته.

چند ماه پیش خبری از داخل شرکت منتشر شد که به اتمام قرارداد کوجیما در ماه دسامبر اشاره می کرد. طبق لیست کارمندان کونامی میشه این گفته رو هم تایید کرد. نام کوجیما هنوز در لیست کارمندانه و روابط عمومی کونامی از هر مهمانی خداحافظی یا استعفایی بیان بی اطلاعی می کنه.

در گزارش نیو یورکر اومده بود که روز ۹ اکتبر در شرکت یه مهمانی واسه خداحافظی با کوجیما برگزار شده که سیمون پارکر، نویسنده مطلب حتی تصویری هم از این مهمانی منتشر کرده اما کونامی میگه از برگزاری اینجور اتفاقی بی خبره.

در بیانیه ای که واسه Tokyo Sports ارسال و به وسیله کوتاکو ترجمه شده اومده: «الان، کوجیما و تیم پیشرفت، ساخت Metal Gear Solid V رو به اتمام رسونده ان و مرخصی طولانی یه مدت گرفتن. از اونجایی که ساخت بازی واسه کنسول وقتی زیادی می بره، به طور کامل معموله که کارکنان زمان بیشتری رو بعد از تموم شدن کار مرخصی بگیرن.»

سرنوشت کونامی، کوجیما، سری متال گیر و چندین پروژه دیگه مثل سایلنت هیلز مدتا هستش که در هاله ای از ابهام قرار داره و هیچ کدوم از دو طرف ماجرا هم میلی به شفاف سازی ندارن.

مایکروسافت احتمال انتشار هیلو ۵ روی ویندوز رو رد کرد

کارگردان فرنچایز Halo، فرانک اُکانر، عقیده داره که مشکل زیادی واسه باز گرداندن سری هیلو به پی سی وجود نداره. با اینکه نسخه پنجم بازی هیلو، یه بازی انحصاری اکس باکس وان هستش، اُکانر حتما انتظار نداره که این عنوان انحصاری بمونه.

اُکانر در مصاحبه با GamesRadar گفت که تلاش مایکروسافت واسه پیشرفت گیمینگ روی ویندوز ۱۰ ممکنه به اتفاقی بزرگ منجر شه. اون گفت که شانس زیادی هست که هیلو ۵ روی پی سی عرضه شه. البته اون خاطر نشون کرد که هیچ خبر رسمی واسه اعلام وجود نداره اما این خبر جز احتمالات در نظر گرفته می شه.

اُکانر اضافه کرد که بازی هیلو ۵ براساس پلتفرم اینتل ساخته شده؛ پس پورت اون روی پی سی و بهره مندی از امتیازات این پلتفرم کار خیلی سختی نیس.

اما مدیر بخش تبلیغات مایکروسافت، آرون گرینبرگ، تازگیا توییتی منتشر کرده و به طرفداران اطمینان داده که نسخه پنجم بازی هیلو به صورت انحصاری واسه کنسول نسل هشتمی مایکروسافت ساخته شده و واسه پلتفرم دیگری عرضه نمیشه. گرینبرگ در توییت خود نوشت:

این موضوع حقیقت نداره. بازی به صورت انحصاری واسه اکس باکس وان ساخته شده.

اگه بخوایم مساوی قضاوت کنیم، همونجوریکه خود اُکانر هم گفت، تموم این سخنان جنبه فرضی داشتن. این موضوع که بازی براساس پلتفرم اینتل ساخته شده و پورت اون روی پی سی کار خیلی سختی نیس، بدین معنا نیس که حتما بازی روی پلتفرم دیگری عرضه می شه.

هم اونقدر باید منتظر موند و دید که تکلیف بازی هیلو ۵ روی پی سی چه میشه؛ اما اگه علاقه مند به تجربه این عنوان روی اکس باکس وان هستین باید تا روز ۵ آبان منتظر بمونین.

کنسول Nintendo NX، یه پلتفرم هیبریدی میشه

طبق گزارش جدید منتشر شده از طرف وال استریت ژورنال، نینتندو تازگیا کیتای نرم افزاری کنسول NX خود رو واسه پیشرفت دهندگان شخص سوم فرستاده س. منابع جور واجور به این خبرگزاری گفتن که نینتندو می خواد تا زمان معرفی کنسول، که اوایل سال آینده میلادی میشه، به لاین آپی قوی از بازیا دسترسی داشته باشه.

منابع گزارش خاطرنشان کردن که کنسول جدید نینتندو، از «دست کم یه» دستگاه وصل شده به خود بهره منده که میشه از اون به عنوان یه دستگاه قابل حمل و پرتابل بهره برد. این مسئله، با گزارش دیگری که اوایل سال جاری منتشر شده بود، همخوانی داره.

همونجوریکه قبل از این، شایعه اون وجود داشت، منابع نزدیک به وال استریت ژورنال اشاره کردن که کنسول جدید نینتندو از جدیدترین چیپای عرضه شده بهره میبرن. قبلا هم شایعات مختلفی وجود داشت که نینتندو می خواد از پردازندهای AMD استفاده کنه.

ماه مارس گذشته، نینتندو رسما اعلام کرد که در حال کار روی سخت افزاری جدیده و از اون زمان، دیگه خبرهای چندانی از کنسول نینتندو به گوش نرسید. بعد از اونم، پتنتی جدید از طرف نینتندو ثبت شد که حکایت از شباهت کنترلر دستگاه به کنترلر کنسول Wii U داشت. در همین حال، ویژگیای باحال پتنت دیگری از کنسول NX دلیل شد که فعالان صنعت، خبر از پشتیبانی NX از واقعیت مجازی و واقعیت جانشین بدن.

منابع اشاره کردن که NX خیلی زودتر از اون چه انتظار میره، یعنی ماه جولای سال ۲۰۱۶ عرضه می شه. یکی از مقامات نینتندو هم به وال استریت ژورنال گفت که واسه خبرهای بیشتر، باید تا سال ۲۰۱۶ صبر کرد.

استیم لینک می تونه بازیا رو با کیفیت ۱۰۸۰p و ۶۰ فریم بر ثانیه استریم روی تلویزیون استریم کنه

استیم ماشینا در آخر از راه رسیدن و کاربران حالا با کنترلرهای جدید و قطعه ای متفاوت به نام Steam Link روبرو شدن. این دستگاه که هم ابعاد یه هارد اکسترناله، وظیفه استریم بازی از روی کامپیوتر شما به تلویزیون و یا هر نمایشگر دیگری رو در خونه تون بردوش داره.

بسیاری بهتر می دونن به جای خرید ماشینای جدید و بهینه سازی شده، کیس مخصوص به خودشون رو دست و پا کنن تا آخر لذت رو با چیزی که پسند می کردن تجربه کنن. والو به جای مجبور کردن کاربران به به کار گیری استیم ماشینا، گزینه استیم لینک رو قرار داده تا با صرف ۵۰ دلار بتونین بازیای خود رو روی تلویزیون استریم کنین.

استیم لینک تنها یه وظیفه داره و ۵۰ دلاری که می پردازید فقط به همین مقصوده. به جای تمرکزی چندگانه و ناقص، والو ترجیح داده تا استیم لینک رو فقط واسه استریم بازی از کامپیوتر به تلویزیون بسازه و تا الان به نظر می رسه بررسیا نشون از کیفیت بالای محصول داره.

این دستگاه از راه کابل HDMI به تلویزیون وصل می شه و پس از شناساندن یه کنترلر به اون، باید به شبکه اینترنت خونگی خود وصل شده و پی سی مورد نظر رو انتخاب کنین، بعد در عرض چند ثانیه وارد مد Big Picture استیم میشین و باقی ماجرا خیلی راحت پیگیری می شه.

والو در ویدیوی جدید تبلیغاتی خود تلاش داره تا بر دو عامل مهم دیگه هم تاکید داشته باشه. استیم لینک می تونین تا حد رزولوشن ۱۰۸۰p و ۶۰ فریم بر ثانیه رو خیلی راحت روی تلویزیون شما استریم کنه. البته در همین اول کار چند مشکل ساده گزارش شده که انگار والو در صدد برطرف کردن اونا هستش.

واسه به کار گیری توانایی کورتانا روی اکس باکس وان، احتیاجی به کینکت دارین

مایکروسافت، ماه ها پیش و در همایش E3 امسال، از توانایی دستیار مجازی کورتانا واسه کنسول اکس باکس وان پرده ورداری کرد. در اون زمان، مایکروسافت با منتشر کردن ویدئویی تبلیغاتی خاطر نشون کرد که واسه به کار گیری کورتانا باید به دستگاه کینکت دسترسی داشت. اما هنوز معلوم نبود که با به کار گیری هدستای عادی اکس باکس وان هم میشه به این دستیار توانا دسترسی داشت یا خیر.

مایک نیکولز، مدیر دفتر تبلیغات برند اکس باکس، در مصاحبه گذشته خود با سایت پالیگان به این موضوع اشاره کرد که کاربران می تونن با به کار گیری هدست و میکروفون یا تایپ موضوع مورد نظر خود، از قابلیتای کورتانا بهره مند شن.

مایکروسافت الان برنامه داره که کورتانا رو تا انتهای سال جاری میلادی واسه مشترکین Xbox One Preview عرضه کنه و سال آینده، اونو در اختیار عموم بذاره. طبق گفته نیکولز، با عرضه کورتانا واسه اکس باکس وان، دارندگان کینکت به تجربه ای فوق العاده دست پیدا می کنن.

انگار مایکروسافت به دنبال بهبود توانایی تشخیص صدای کینکته و علاقه چندانی به به کار گیری حرکات دست واسه هدایت داشبورد اکس باکس نداره. به نظر نیکولز، توانایی کنترل با حرکات دست همین حالا هم در اکس باکس وان هست، اما افراد بسیار کمی از اون بهره می جویند. پس این توانایی از داشبورد بعدی که ماه نوامبر عرضه می شه، به کلی حذف شده.

شرکت مایکروسافت با عرضه اکس باکس وان به همراه دستگاه کینکت، در اوایل عرضه کنسول، با ضررهای مالی و انتقادات فراوون مواجه شد و در آخر، کینکت از جعبه اصلی کنسول کنار گذاشته شد و به صورت جداگونه به فروش رسید. اما حالا انگار این شرکت دوباره برنامه داره که مخاطبان رو به خرید سنسور حرکتی نه خیلی محبوب خود راضی کنه.

مایکروسافت: تعداد کثیری از دارندگان کینکت هنوز ازش استفاده می کنن

کینکت حالا از اون چیزی که بود هم بی مصرف تر می شه. مایکروسافت با رد نبود کاربرد کورتانا روی اکس باکس وان بدون کینکت، این وسیله رو یه قدم دیگه به فراموشی نزدیک کرد اما مایک نیکولاس، مدیر بخش بازاریابی برند اکس باکس میگه با همه این تفاسیر، هنوز قشر خیلی از دارندگان کینکت، هنوز از دوربین خود استفاده می کنن.

نیکولاس تمایلی به بیان اینکه چه تعدادی از کاربران کینکت دارن و چه تعداد فعالانه از دستگاه استفاده می کنن نداره اما میگه: «من میتونم بگم که کاربران کینکت هنوز قسمت بزرگی خیلی بزرگی رو تشکیل میدن و این تعداد به صورت متداوم از کینکت استفاده می کنن. کمتر در بازیا اما بسیار بیشتر در بخشای رابط کاربری و ورود به حسابای کاربری.»

در حالی که نیکولاس از اعلام رقم تعداد کاربران کینکت سر باز زد، از عبارت «اکثریت نزدیک به اتفاق کاربران» استفاده کرد. مدتا می شه که کینکت عنوان جدید و زیادی به خود ندیده و مایکروسافت بهتر می دونه به جای کاربرد کامل از دستگاه در بازیای ویدیویی، اونو در موارد ساده تر استفاده کنه.

کینکت جدید، سال ۲۰۱۳ به همراه اکس باکس وان با قیمت ۵۰۰ دلار به فروش می رسید و در حالی که اون زمان کینکت بخشی جدانشدنی از اکوسیستم اجناس ردموند حساب می شد، حالا مدیران جدید باور چندانی به به کار گیری دستگاه ندارن. تقریبا به مدت ۶ ماه، کینکت اجبارا روی هر واحد اکس باکس وان فروخته می شد و کاربران گزینه دیگری جز خرید یه دوربین اضافه نداشتن.

کنسول NES نینتندو سی ساله شد

کنسول معروف Nintendo Entertainment System که با نام NES هم شناخته می شه، سی سال پیش در اینجور روزی، در آمریکا عرضه شد و واسه سالای متمادی، همه رو عاشق خود کرد. NES یه دستگاه ۸ بیتی بود و تونست سرآغازی باشه واسه عرضه کنسولای خونگی. بسیاری، NES رو با نام «نینتندو» می شناختند و همین مسئله، به برندینگ دستگاه و شرکت سازنده اون کمک بسیار می کرد.

با عرضه بازیایی چون برادران سوپر ماریو و صد البته بازی انقلابی دانکی کونگ، NES خیلی زود جای خود رو در دل غربیا و شرقیا باز کرد و به یکی از پر فروش ترین و محبوب ترین سرگرمیای عصر خود تبدیل شد. NES تونست رنسانس جدیدی در کار گیمینگ بوجود آورد و با اینکه خیلی در اروپا موفق نبود، اما تاثیری عجیب بر صنعت بازیسازی گذاشت.

در همون زمان بود که نینتندو خیلی از عناوین نام آشنای امروز رو به مالکیت خود در آورد و تونست با در اختیار داشتن مجموعه ای قوی از عناوین انحصاری و شخص سوم، موفقیت و برتری خود رو تضمین کنه.

اما مسئله باحال اینست که لیست عناوین نینتندو بعد از گذشت ۳۰ سال، هم اونقدر تقریبا بدون تغییر باقی مونده و میبینیم که بازیایی مثل افسانه زلدا، سوپر ماریو، دانکی کونگ، متروید، کید ایکاروس و بسیاری عنوان دوست داشتنی دیگه، هم اونقدر عرضه می شن و هم اونقدر، دل گیمرها رو می ربایند.

اگه NES نبود، شاید شرایط امروز بسیار متفاوت بود و گیمینگ به اینجور جایگاهی نمی رسید. NES کنسولیه که هممون، به نوبه خود، به اون مدیون هستیم.

الکترونیک آرتز: علاقه ای به ساخت نسخه Remaster بازی هامون نداریم

الکترونیک آرتز سال تقریبا خوبی رو میگذرونه و و در چند وقت گذشته، چند عنوان مثل فیفا ۱۶ رو منتشر کرده که با بازخورد بسیار خوبی مواجه همراه بوده. این شرکت ، عنوان مورد انتظار Star Wars Battlefront رو هم واسه تعطیلات کریسمس در برنامه کاری خود داره و انتظار میره که در چند ماه آینده به سوددهی بسیار زیادی برسه.

با این حال، پیتر مور، مدیر عملیاتی این شرکت، تازگیا و در مصاحبه با سایت IGN، به صحبتایی درباره برنامه های آینده شرکت پرداخته و خاطر نشون کرده که الکترونیک آرتز، اصلا تمایلی به ساخت نسخه های بازسازی و HD بازیای قبلی خود نداره.

مور در مصاحبه خود با قاطعیت اعلام کرد که الکترونیک آرتز تمایلی به ساخت نسخه های بازسازی نداره و به باور اون، ساخت اینجور بازیایی تنها وقتی به وقوع می رسه که شما دیگه هیچ ایده جدیدی نداشته باشین.

مور توضیح داد که به خاطر وجود شرکت الکترونیک آرتز و هم فعالیتای اون، دیگه وقتی واسه ساخت عناوین بازسازی شده باقی نمی مونه و اونا فقط به دنبال این هستن که همیشه به سمت جلو جلو رفتن کنن.

البته مور ارزش نسخه های بازسازی کمپانیای دیگه رو زیر سوال جنگ و گفت:

واسه خیلی از کمپانیا، نسخه های بازسازی با هدف سودآوری بیشتر ساخته می شن. شما یه IP موفق دارین و می تونین با بازسازی اون، بعضی از مخارج خود رو تامین کنین؛ این مسئله عالیه. اما ما اینجور کاری نمی کنیم. بعید می دونم اینجور کاری با فرهنگ ما هم خوانی داشته باشه.

با تموم این تفاسیر و با در نظر گرفتن اعلامیه مور، میشه به قطع گفت که تا همین چند وقت دیگه که خیلی هم دور نیس تماشاگر هیچ نسخه بازسازی از بازیای قدیمی الکترونیک آرتز نخوایم بود و این شرکت، تمرکز خود رو عرضه عناوین جدید متمرکز کرده. اما اگه به دنبال تجربه دوباره بازیای قدیمی این شرکت هستین می تونین از سرویس EA Access و EA Origin روی اکس باکس وان و پی سی بهره ببرین.

اکس باکس وان در سپتامبر هم تسلیم پلی استیشن ۴ شد؛ آرامش قبل از طوفان مایکروسافت

در آخر پس از چند روز تاخیر، آمار ماه سپتامبر فروش کنسولا و بازیای ویدیویی به وسیله سازمان NPD منتشر شد و هیچ عجیب نیس که بگیم بازم پلی استیشن ۴ کنسول محبوب بازار در این ماه بوده و انحصاریایی مثل فورتزا موتور اسپورت ۶، Gears of War: Ultimate Edition و Rare Replay هم نتونستن در برابر یکه تازی سونی بایستند.

در ادامه با سایت ما همراه باشین.

این آمار که فقط منحصر به آمریکا هستش، خبر از برتری کلی سونی هم میده. به طور کل، بازار این کشور به نسبت کشورای قاره اروپا تمایل بیشتری به اکس باکس وان داره اما با این حال، سونی موفق شده هم از دید فروش نرم افزاری و هم از دید فروش کنسول، موفقیت بیشتری به دست بیاره.

پنج عنوان ابتدایی لیست، همه واسه چهار پلتفرم نسل هفتم و هشتم سونی و مایکروسافت عرضه شدن اما فروش ۴ بازی روی پلی استیشن ۴ بیشتر از اکس باکس وان بوده اما جای تعجب داره که با تموم تبلیغات و پشتیبانیای سونی، Destiny: The Taken King، عنوان پنجم لیست، موفق به فروش بیشتری روی اکس باکس وان شده.

Super Mario Maker پس از چند هفته، بازم با قدرت تموم در رده بندی باقی مونده و با وجود اینکه کنسول Wii U، پلتفرم محبوبی در آمریکا نیس، اما فروش نرم افزاری اون فوق العاده به نظر می رسه.

  1. NBA 2K16 – PS4, Xbox One, 360, PS3
  2. Madden NFL 16 – PS4, Xbox One, 360, PS3
  3. Metal Gear Solid V: The Phantom Pain – PS4, Xbox One, PS3, 360
  4. FIFA 16 – PS4, Xbox One, 360, PS3
  5. Destiny: The Taken King – Xbox One, PS4, 360, PS3
  6. Super Mario Maker – Wii U
  7. Disney Infinity 3.0 – ۳۶۰, Wii U, Xbox One, PS4, PS3
  8. Mad Max – PS4, Xbox One
  9. NHL 16 – Xbox One, PS4, 360, PS3
  10. Minecraft – ۳۶۰, PS3, Xbox One, PS4

نکته باحال دیگه، حضور ۴ بازی ورزشی در سبکای جور واجور درون این لیست ده تاییه. NBA 2K16 با قدرت کامل جایگاه اول رو در اختیار گرفته و پس از اون Madden NFL 16 در رتبه دوم قرار داره. با این حال، فروش قوی Metal Gear Solid V: The Phantom Pain به حدی نبوده که بتونه رقبای ورزشی اش رو بگذرونه و در جایگاه سوم قرار داره.

سونی اعلام کرده که سپتامبر، در مورد فروش دیجیتالی بازیا، پرسودترین ماه در تاریخ پلی استیشن استور بوده. برتری پلی استیشن ۴ شاید طی دو ماه آینده به صورتی موقت پایان پیدا میکنه و مایکروسافت می تونه با انحصاریایی مثل هیلو بازار رو به تصرف در آورد.

کاهش قیمت پلی استیشن ۴ در اروپا رسما تایید شد

با اینکه سونی در برابر بازیای آخر سال مایکروسافت حرف چندانی واسه گفتن نداره اما انگار در مورد قیمت سخت افزار، پلی استیشن ۴ انتخاب بهتری واسه آخر سال میلادی باشه. پس از کاهش قیمت کنسول در قاره آمریکای شمالی، حالا نوبت به اروپا رسیده تا مشتریان با قیمت کمتری کنسولای خود ر بخرن.

از امروز به بعد، پلی استیشن ۴ با هارد یه ترابایتی در مناطقی که تحت برند سونی اروپا هستن کاهش پیدا می کنه. استرالیا و نیوزیلند که یکی از این مناطق حساب می شه، حالا کنسول رو با قیمت ۴۷۹٫۹۵ دلار استرالیا به فروش می رسونن، قبل از این قیمت کنسول در این منطقه ۵۴۹٫۹۵ دلار بود.

قیمت پلی استیشن ۴ایی که هارد یه ترابایتی دارن بازم ۵۴۹٫۹۵ دلار باقی می مونه تا گزینه ای باشه واسه آدمایی که میل به هارد درایو بیشتر دارن. اینم بگیم که هنوز قیمت کم شده کنسول در مناطق اصلی اروپا اعلام نشده اما انتظار میره قیمت سخت افزار تقریبا ۵۰ یورو در این محدوده کم بشه. بریتانیاییا از امروز می تونن کنسول رو با قیمت ۲۹۹ پوند بخرن.

با در نظر گرفتن این مسئله، کاهش قیمت کلی پلی استیشن ۴ (ریجنای جور واجور) در کشور طی یکی-دو ماه آینده قطعی به نظر می رسه و اگه قصد خرید دارین، یه مدت به انتظار کاهش بازار بشینین.

آداپتور وایرلس اکس باکس وان واسه پی سی عرضه شد

حالا تقریبا دو سال از عرضه هر دو کنسول اکس باکس وان و پلی استیشن ۴ به بازار میگذره و یه سال دیگه به عمر این کنسولا اضافه شد. با این حال، پی سی گیمرهایی که علاقه مند به به کار گیری کنترلر اکس باکس وان روی کامپیوتر خود بودن تنها یه راه حل داشتن: به کار گیری کنترلر سیمی و اتصال به پورت یو اس بی.

از حالا به بعد، کاربران می تونن با خرید یه دانگل ۲۵ دلاری از استورهای مایکروسافت، و اتصال اون به پی سی، کنترلرهای کنسول اکس باکس وان رو بدون دردسر و سیم اضافه، به کامپیوتر وصل کرده و با اون به بازی بپردازند.

می گن که همزمان تا ۸ کاربر می تونن دیوایس خود رو به این دانگل وصل کنن و

نقشه گوگل کسب‌وکارهای ایرانی را تحریم کرد

گوگل دور جدیدی از تحریمای خود رو واسه ایران شروع کرده و این بار دسترسی API نقشه خود رو واسه وب سایتا با دامنه ir بسته کرده.

چند کارشناس در گفتگو با سایت ما موضوع تحریم رو قطعی می دونن و بعید انگار این سرویس دوبارهً در اختیار کار و کاسبی های اینترنتی ایرونی قرار بگیره. «حسین مرادقلی»، مدیر ارشد فنی اسنپ در گفتگو با سایت ما خبر میده که از بامداد امروز این تحریم شروع شده و دامنه های ir بلاک شدن:

«البته گوگل به شکل رسمی چیزی رو اعلام نکرده و به ما هم ایمیلی نزده تا این اتفاق رو تایید یا تکذیب کنه. ما مکاتبه کردیم و هنوز پاسخی نگرفتیم. با این حال نقشه لود نمی شه و خطای ۴۰۱ دریافت می شه. در اسناد مربوط به این خطا، به بلاک کردن دامین اشاره شده. گوگل فعلاً در این باره سکوت کرده، البته وقتی که اپلیکیشن ما از گوگل پلی حذف شد هم پاسخی به ما ندادند و چیزی رو تایید یا تکذیب نکردن.»

بسته شدن دامنه های ir باعث می شه تا کسب وکارهایی نقشه-محور با مشکل جدی مواجه شن، چراکه الان هنوز یه جانشین کامل بومی واسه این سرویس ارائه نشده. مدیر ارشد فنی اسنپ هم خبر میده که هنوز یه سرویس نقشه باکیفیت داخلی ارائه نشده، با این حال اسنپ از ۷ ماه پیش مشغول پیشرفت نقشه بومی خود بوده و البته اپلیکیشن کاربران اسنپ هم هنوز با مشکلی مواجه نشده:

«ما خودمون رو واسه اینجور شرایطی آماده کرده بودیم و الان نسخه اولیه نقشه ما آماده س و تا دو روز دیگه snapp.ir و پنل سازمانی اسنپ به نقشه بومی خودمون منتقل می شه.»

کافه بازار هم در دی ماه سال گذشته خبر داده بود که مشغول پیشرفت یه نقشه بومی، اول واسه تهران و بعد واسه کل ایرانه. در همون زمان «حسام آرمندهی»، هم موسس و مدیرعامل قبلی کافه بازار در گفتگو با سایت ما هدف از پیشرفت این نقشه رو این جوری تشریح کرده بود: «هدف اصلی ما کاهش هزینه های حمل و نقله؛ از تصادف گرفته تا برخورد با ترافیک. سرمایه گذاری ما به این جهته تا هزینه جانی، مالی، سوخت و زمان مردم رو کاهش بدیم.»

تصویر از سامانه «پونز»؛ سرویسی که مکان کار و کاسبی های جور واجور رو در اختیار کاربران قرار میده.

با اینکه اسنپ، کافه بازار و شاید کار و کاسبی های اینترنتی بزرگ دیگه مشغول پیشرفت یه نقشه بومی واسه خود و ارائه به بقیه هستن یا حالا به فکر این کار می افتن، اما در حالت الان، کار و کاسبیای کوچیک تر با مشکل بزرگی مواجه هستن و جانشین کاملی هم واسه گوگل مپس وجود نداره. شاید واقعاً لازمه حالا کمی جدی تر به بومی سازیِ خصوصی بعضی از سرویسای پراستفاده و پشتیبانی از اونا فکر کرد.

در این رابطه بیشتر بخونین:

شمشیر آویزون اپل بر سر کار و کاسبی های ایرونی

بعد از اپل، نوبت به گوگل رسید؛ دو اپلیکیشن اسنپ و تپ سی از پلی استور حذف شدن

چهره جدید تحریما: قطع دسترسی بعضی سایتای ایرونی به «گوگل آنالیتیکس»

تبلیغ یا فریب؛ حرکت تبلیغاتی اشتباه اکتیویژن در توییتر جریان ساز شد

۱۰ صبح روز ۲۹ سپتامبر سال جاری میلادی، خبری از طرف Current Events Aggregate (یا به طور خلاصه Agg.) در شبکه اجتماعی توییتر منتشر شد که حکایت از یه انفجار و زنجیره ای از اتفاقات بد در کشور سنگاپور می داد.

این اولین خبری بود که از واقعه نامبرده منتشر می شد و بعد، با آپدیتای بیشتر، اخبار بیش تری درباره اون اعلام شد. به نظر می رسید که خبرگزاری مورد نظر، اطلاعاتی اختصاصی درباره ماجرا داره.

اما مسئله اینجا بود که این خبر حقیقت نداشت. هیچ اتفاق غیرمعمولی در سنگاپور اتفاق نیفتاده بود و همه چیز عادی بود. هیچ محیط قرنطینه شده ای در سنگاپور به وجود نیامده بود و گروه های نظامی، کاری نکرده بودن. در سنگاپور هیچ گونه حکومت نظامی به راه نیفتاده بود.

Current Events Agg. تا قبل از این هیچ خبری در توییتر منتشر نکرده و توییت نامبرده، اولین خبر اونا بود که در واقع، به سری بازی کال آو دیوتی رابطه داشت. بعضی از کاربران توییتر با کمی دقت فهمیدن که داستان انفجار در سنگاپور، به وسیله سازندگان بازی کال آو دیوتی منتشر شده؛ چون که اونا نام حساب و بیوگرافی خود رو با اهداف تبلیغاتی تغییر داده بودن و کل ماجرا، فقط به یکی از وقایع داستان بازی Black Ops 3 رابطه داشت.

اما بحثی که باقی می مونه اینه که به چه دلیل حرکت تبلیغاتی اکتیویژن اشتباه بوده و به چه دلیل نباید بازی سازان دست به اینجور حرکاتی بزنن؟

در ادامه با سایت ما همراه باشین.

پلتفرم توییتر به یکی از فعال ترین شبکه های اجتماعی واسه انتقال یا تولید خبر تبدیل شده. از این شبکه واسه ارسال خبرهای مهم جهان و صحبت و رد و بدل کردن نظر درباره اونا استفاده می شه. خبرهایی که به گوش مخاطبان حاضر در سراسر جهان می رسن.

سازندگان با هدف اون که توجه ها رو به سمت بازی Call of Duty: Black Ops 3 جلب کنن، که مطمئنا بدون نیاز به اینجور خبرهای تقلبی و مسخره ای چندین میلیون نسخه خواهد فروخت، دست به اینجور کاری زده ان. اونا خبری تخیلی رو در شبکه اجتماعی توییتر قرار دادن تا نیازای تبلیغاتی بازی رو برطرف کنن. خیلی از کاربران توییتر بعد از اون که فهمیدن این کار با هدف تبلیغاتی انجام شده بسیار متعجب و وحشت زده شدن.

بعضی از کابران توییتر نوشتند:

  • ، پس صفحه @CallofDuty به دو میلیون مشترک رسیده و حالا شروع کرده به منتشر کردن اخبار نادرست که ممکنه افراد نا آگاه رو نگران کنه. وحشتناکه.

    – Tauriq Moosa

  • این حیله @CallofDuty خیلی بده. خیلی غیر مسئولانه س.

    Mark Lawson

  • این عمل کابوسی واسه شبکه های اجتماعی هستش. هرکسی که دو هفته در اینترنت گذرونده باشه می دونه که چقدر این حرکت احمقانه بوده.

    LavenderTownMarowak

مخاطبان اینجور عملی چه کسائی بودن؟ با در نظر گرفتن این که در چند وقت گذشته هیچ خبری از محتویات جدید بازی منتشر نشده و سازندگان در بالاترین جایگاه اخبار نبوده ان، دست به ساخت خبری فوری و جعلی زده ان تا توجه مخاطبین بیش تری رو به عنوان خود جلب کنن. امروزه خبرها و کلا محتویاتی که در توییتر قرار می گیرن، قبل از هر چیز، نیازمند بازبینی هستن تا از مقاصد اون باخبر شیم.

با در نظر گرفتن این که خبر انفجار در سنگاپور به طور کامل ساختگی بود و مطمئنا واسه آدمایی که به این سری بازی علاقه داشتن و صفحه اونو دنبال کردن فرستاده شده، توییت تنها وقتی می تونست به عنوان خبر فوری شناخته شه که مخاطبان از وجود اون با خبر می بودن.

وگرنه، شاید تعداد ری توییتای محتوای ارسالی به حدی برسه که آدمایی رو که بستگانشان در سنگاپور هستن رو نگران کنه. بدون اطلاع از این مسئله که خبر جعلیه، داستان ساخته شده می تونست باعث انتقال اطلاعات نادرست به آدمایی که خونواده هاشون در سنگاپور هستن شه و اونا رو نگران سازه.

با در نظر گرفتن پاسخای فرستاده شده از طرف مخاطبان، میشه به این نتیجه گیری رسید که بیشتر آدما، تغییر وجود حساب رو سرکوب کردن و از اون راضی نیستن. در این حالت، چیزی که قرار بود به عنوان تبلیغ استفاده بشه، به تولید کننده اون آسیب زد. سو به کار گیری احساسات مردم هنگام انتشار اخبار فوری و سر کار گذاشتن اونا با اطلاعات غلط، کاری نیس که بشه در مقام دفاع اش برآمد.

به عنوان کسی که کوچیک ترین اطلاعی از داستان بازی کال آو دیوتی نداره، نمی تونم بگم که فریب Current Events Agg. دلیل شده که اطلاعات بیش تری درباره داستان بازی به دست بیارم یا نسبت به اون علاقه مند شوم. عوضش، این حرکت به عنوان یه شکست توهین آمیز در کار تبلیغات و بازاریابی هستش. تلاشی ناموفق واسه جلب توجه مخاطبان؛ اونم وقتی که خیلی از نقاط جهان، درگیر فعالیتای نظامی واقعی هستن. در حالی که این مطلب نوشته می شه و شما اونو می خونین، به نظر نمی رسه که وجهه بازی Black Ops 3 خیلی از بین رفته باشه.

در واقع این مسئله، به همون افسانه قدیمی که میگه «چیزی به نام تبلیغات منفی وجود نداره» اشاره میکنه. چون که به هر شکل، اکتیویژن تونسته خود رو به بالاترین جایگاه اخبار بازگرداند. و این حتما واسه اونا چیز بدی نیس.

بعد از این اتفاق، حساب مورد نظر دوباره به حالت قبلی خود برگشت و به فعالیتای عادی و عادی خود می پردازه. اونا حتی توییتی جدید فرستادن تا مسئله به وجود اومده رو رفع کنن. در این توییت نوشته شده:

به کار گیری یه کشور غیر خیالی به عنوان تبلیغ واسه یه داستان تخیلی که در آینده به وقوع می رسه، از مرزهای هرگونه منطق عبور می کنه. این کار ایده بدی بود و نباید هیچ وقت به وقوع ملحق می شد.

بررسی سایت ما: iPhone SE: تقابل سنت با مدرنیته

اپل میگه سال گذشته ۳۰ میلیون دستگاه از تلفنای هوشمند قدیمی تر و ۴ اینچی خود رو به فروش رسونده و علاوه بر این، ده ها میلیون نفر هم وجود دارن که هنوز از آیفونای قدیمی خود استفاده می کنن و تا الان تمایلی به خرید مدلای جدیدتر و البته بزرگتر نشون نداده ان.

از طرف دیگه، روز به روز اهمیت بازار کشورای پرجمعیت و در حال پیشرفت واسه تولید کنندگان روشن می شه و شرکتای چینی هم فقط با در نظر گرفتن همین موضوع، تلفنای هوشمندی جذاب اما اقتصادی به بازار عرضه کرده و ظرف یه مدت کوتاه ضمن تجربه رشدی افسانه گون، جایگاه تولید کنندگان پرچمداران لوکس و گرون رو یکی یکی به تصرف خود درآوردند.

اپل که در گذشته یه بار عرضه نه خیلی موفق نسخه ارزون قیمت پرچمدار خود رو با iPhone 5C تجربه کرده بود، این بار تمایل کاربران به اجناس کوچکتر و نبود وجود اجناس جذاب و جور واجور در این بخش رو دستمایه قرار داده و یه تلفن هوشمند ۴ اینچی به بازار عرضه کرده، محصولی ۳۹۹ دلاری با نام iPhone SE که عرضه اون همزمان با چهلمین سالگرد این شرکت شروع شد و این بار اپل واسه ساخت اون، فرمول متفاوتی رو برگزیده س.

این شرکت که به عرضه یه طراحی تازه هر دو سال یه بار مشهوره، این بار برگشتی به حدود ۴ سال گذشته داشته و واسه عرضه این محصول کوچیک و اقتصادی، سخت افزار آخرین پرچمدار خود رو با ظاهر iPhone 5 ترکیب کرده، محصولی که بعضی اونو زیباترین تلفن هوشمند ساخته شده به دست اپل می دونن.

شرکت ساکن کوپرتینو در ساخت این تلفن هوشمند ویژگیای بیشتر پرچمدار خود از جمله قدرت پردازش و دوربین با کیفیت رو حفظ کرده، اما یه سریای دیگه از فناوریای پیشرفته در سالهای گذشته که در تبلیغات هم مانور زیادی روی اونا انجام شده بود، مثل تاچ سه بعدی از دستگاه کنار گذاشته شدن.

با بررسی سایت ما از iPhone SE همراه باشین تا ببینیم کاهش ۲۵۰ دلار از قیمت، چه تاثیری در تجربه کاربری محصول تازه داره.

(بروزرسانی: بررسی ویدیویی رو اینجا ببینین.)

طراحی

اگه شمام مثل نگارنده طراحی آیفون ۵ رو بهترین میدونید و باور دارین جذابیت ظاهر آیفون ۶ نسبت به نسل قبل افت داشته، مشکل چندانی در این بخش مشاهده نمی کنین. طراحی «آیفون SE» به سال ۲۰۱۲ برمیگرده که واسه اولین بار در آیفون ۵ استفاده کرده و براساس روش سازنده در سال پس از اونم دوباره تکرار شد.

تغییرات ظاهری نسبت به iPhone 5 خیلی راحت قابل تشخیص نیستن

حالا این تلفن هوشمند ۴ اینچی پس از حدود ۴ سال دوباره فرصت تولد یافته و اگه بخواین مو رو از ماست بیرون بکشین، لازمه بگیم که سازنده در «آیفون SE» استیل ضد خش رو واسه ساخت لوگوی پشت بدنه مورد استفاده قرار داده و فریم دستگاه هم به جای فرز کاری، با به کار گیری راه موسوم به Bead blasting ساخته شده که جلوه ای مات تر به حاشیه لبه بدنه بخشیده. اما هیچ کدوم از این تغییرات حتی هنگام کنار هم قرار دادن دو محصول هم خیلی راحت قابل تشخیص نیستن و در کل میشه گفت این دو تلفن هوشمند از نظر ظاهری فرقی با همدیگه ندارن.

حتی اگه باور داشته باشین ظاهر آیفون ۵ درزمان سالهای گذشته تازگی و جذابیت خود رو از دست داده، به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین برگشت به گذشته موجب شده دوربین دستگاه از پشت بدنه بیرون زدگی نداشته باشه و دوباره تماشاگر تلفن هوشمندی با بدنه یکدست و قشنگتر باشیم، اونم با وجود اینکه دوربین «آیفون SE» با آیفون ۶S یه جوره.

برگشت بدون تغییر به گذشته البته تاثیر منفی خود رو هم داشته، چون که اپل در طول ۴ سال گذشته موفق شده بود حاشیه نه خیلی قابل صرف نظر در بالا و پایین نمایشگر رو ۵ درصد کم کنه. اما حالا دوباره تنها ۶۰ درصد از نمای روبروی دستگاه به نمایشگر اختصاص داره و این اندازه حتی جدا از کادر مشکی رنگ دور و بر تصویر هم در سال ۲۰۱۶ بیشتر از همیشه به چشم میاد، در حالی که این اندازه واسه محصولی مثل Xperia Z5 Compact به ۷۰ درصد می رسه، اونم با وجود اینکه سونی خود از کارکرد خیلی مناسبی در این مورد بهره مند نیس.

هرچند اپل بعضی امکانات سخت افزاری که در سالهای گذشته پیشرفت داده رو در ساخت این محصول کنار گذاشته، اما عوضش «آیفون SE» رو در رنگ صورتی موسوم به rose gold هم عرضه می کنه که اولین بار در سال گذشته واسه آیفون ۶S و ساعت اپل معرفی شد و روز به روز در بازار محبوبیت بیشتری پیدا می کنه. علاوه بر این امکان انتخاب این تلفن هوشمند در رنگهای مشابه آیفون ۵ یعنی خاکستری، نقره ای و طلایی هم هست، اما لازمه بدونین که سازنده این رنگها رو کمی نسبت به گذشته تغییر داده تا با بدنه آیفونای ۶S و نسخه پلاس یکدست باشن.

علاوه بر این لازمه بدونین که سازنده در ساخت این محصول بر خلاف آیفون ۶S، آلومینیوم سری ۶۰۰۰ رو به جای ۷۰۰۰ مورد استفاده قرار داده و به دلیل اینجور تفاوتایی بدنه دستگاه نسبت به پرچمداران گذشته در مقابل جذب اثر انگشت مقاوم تره، هرچند در وقتی که این اتفاق میفته، پاک کردن بدنه به تلاش بیشتری نیاز داره، اما در کل میشه کارکرد دستگاه رو در این مورد مناسب آزمایش کرد.

«آیفون SE» یادآوری می کنه تا همین چند سال پیش به کار گیری تلفنای هوشمند با یه دست تا چه حد ساده و لذت بخش بود

اما جالبه بدونین ارگونومی دستگاه حتی به اندازه ظاهر بدنه هم نسبت به آیفون ۵ تغییری نداشته، چون که این تلفن هوشند از ابعاد برابر ۱۲۳ در ۵۸ میلی متری، ضخامت ۷٫۶ میلی متری و وزن ۱۱۳ گرم برخورداره که تنها یه گرم بالا رفته و این موارد در کنار اندازه ۴ اینچی و لبه های تراش خورده بدنه موجب شده «آیفون SE» خیلی راحت تو یه دست جا گرفته و به کار گیری اون ممکن باشه، خصوصیتی که هرچند تا همین چند سال پیش روندی عادی به حساب می اومد، اما حالا حتی احساس اونو هم از یاد بردیم.

یکی دیگه از خصوصیاتی که از یاد بردیم هم قرار داشتن دکمه Power در بالای دستگاهه، موردی که موجب می شه در اوایل شروع به به کار گیری آیفون جدید، بارها لبه سمت راست بدنه رو واسه دسترسی به این دکمه لمس و با جای خالی اون مواجه شید.

دیگه دکمه های دستگاه اما در محل عادی قرار دارن و دسترسی به اونا خیلی راحت انجام می شه. در نمای پایین بدنه هم اسپیکر، درگاه Lightning و ورودی ۳٫۵ میلی متری هدفون مشاهده می شن که این آخری قسمت بزرگی از ضخامت دستگاه رو به خود اختصاص داده و نشون میده به چه دلیل اپل می خواد این درگاه رو از اجناس آینده حذف و استاندارد جدیدی رو با اون جانشین کنه، هرچند «آیفون SE» محصول کلفتی به حساب نمیاد و از رقبای کلی مثل Sony Xperia Z5 Compact به شکل زیادی باریک تره.

در آخر لازمه اشاره کنیم که به کار گیری طراحی اجناس قدیمی تر و عرضه نسخه های ارزون قیمت از تلفنای هوشمند موجود، در دنیای اندروید خیلی حیرت زدگی ساز نیس و به وسیله شرکتایی مثل HTC و بعضی تولید کنندگان دیگه تجربه شده، اما با این وجود تردیدی وجود نداره که اپل با انتخاب طراحی مربوط به ۴ سال گذشته خطر زیادی به جون خریده و شرایط رو واسه انتقاد کاربران جفت و جور کرده.

البته نکته ای که در این بخش به کمک شرکت ساکن کوپرتینو میاد، اینه که تنوع چندانی در بازار اینطور کالاهایی وجود نداره و بیشتر تلفنای هوشمند هم اندازه، موبایلایی میان رده و نه خیلی جذاب هستن و همین موضوع، «آیفون SE» رو با وجود ظاهر تکراری به یکی از چشم نواز ترین موبایلای موجود تبدیل می کنه، اونم بدون اینکه لازم باشه اپل تلاشی واسه ایجاد ابتکار و طراحی تازه از خود به خرج دهد.

 نمایشگر

اگه می خواین بدونین سازنده چیجوری با وجود حفظ بخش بیشتر خصوصیات سخت افزاری آیفون ۶S چیجوری قیمت محصول جدید رو ۲۵۰ دلار کاهش داده، قسمت مهمی از جواب خود رو در این بخش پیدا می کنین، چون که اپل واسه «آیفون SE» همون نمایشگری رو مورد استفاده قرار داده که در آیفون ۵ مشاهده کرده بودیم و تردیدی وجود نداره که تولید این قطعه پس از ۴ سال به مراتب ارزونتر تموم می شه.

علاوه بر ظاهر، پنل نمایشگر محصول تازه هم با iPhone 5 یه جوره

این نمایشگر IPS از رزولوشن ۱۱۳۶ در ۶۴۰ و نسبت تصویر عریض ۱۶ به ۹ برخورداره و تراکم پیکسلای اون مثل آیفون ۶S به ۳۲۶ پیکسل در هر اینچ می رسه، خصوصیاتی که بر اساسشان میشه این صفحه نمایش ۴ اینچی رو Retina نامید، یعنی سازنده باور داره تراکم پیکسلای اون کافیه و احتیاجی به افزایش اون وجود نداره، چون که چشم کاربر در هر حال بیشتر از اونو تشخیص نمیده.

هرچند اینجور خصوصیاتی روی کاغذ قدیمی ناچیز به حساب میان، اما جالبه بدونین که نمایشگر «آیفون SE» در عمل از وضوح و کیفیت مناسبی برخورداره، متنا بدون مشکل قابل مطالعه هستن، تصاویر چشم نواز به نمایش در اومده و رنگها هم طبیعی و پویا به نظر می رسن، هرچند اگه به نمایشگرای AMOLED و رنگهای بزرگ نمایی شده در بعضی تلفنای هوشمند اندرویدی عادت داشته باشین، در اول رنگهای این نمایشگر تا حدی براتون بی حس و حال میشه.

بیشترین حد روشنایی نمایشگر به ۶۰۰ قصد می رسه که رقم قابل توجهیه و حتی از آیفون ۶S هم بالاتر هستش، اما به دلیل عمق نه خیلی زیاد رنگ مشکی، نسبت کنتراست دستگاه به حدود ۱ به ۸۰۰ کم شده که ۵۰ درصد نسبت به داداش بزرگتر کاهش نشون میده. علاوه بر این زاویه دید صفحه نمایش و اندازه خوانایی زیر نور مستقیم خورشید هم با وجود اینکه قابل قبول هستن، اما در سطح پایینتری نسبت به پرچمداران جدیدتر قرار می گیرن.

این تلفن هوشمند ً به لطف برخورداری از iOS 9.3، از توانایی موسوم به «شیفت شب» پشتیبانی می کنه، ویژگی جدیدی که درحقیقت میشه اونو فیلتری واسه رنگ آبی به حساب آورد و با فعال کردنش احتمال خستگی چشم و مشکل خواب کاربر کاهش پیدا می کنه. جالبه بدونین که این توانایی در آیفونای ۵ و ۵C با وجود پنل نمایشگر به طور کاملً مشابه وجود نداره و حتی با بروزرسانی کردن سیستم عامل هم اضافه نمیشه.

انتخاب با شماس، به کار گیری این تلفن هوشمند به شکل عادی، یا منتظر موندن واسه اضافه شدن تاچ سه بعدی در نسل آینده

در هر حال، باید توجه داشت که خصوصیات نمایشگر محصول جدید تنها مشابه آیفون ۵S نیستن و براساس کالبد شکافیای انجام شده، سازنده پنلی به طور کاملً مشابه با محصول مربوط به سالیان گذشته رو مورد استفاده قرار داده و به خاطر همین این تلفن هوشمند از تاچ سه بعدی پشتیبانی نمی کنه، خصوصیتی که اپل سال گذشته مانور زیادی روی اون انجام داده و این فناوری رو به عنوان انقلابی در چگونگی تعامل کاربران با تلفنای هوشمند گفت.

بدون دودلی نبود وجود اینجور قابلیتی تجربه کاربری دستگاه رو تحت تاثیر قرار میده، اما اراده کردن در مورد اون به طور کاملً به خود شما برمیگرده که بخواین این تلفن هوشمند رو مثل اجناس دیگه مورد استفاده بذارین، یا واسه اضافه شدن تاچ سه بعدی در نسل بعدی اون منتظر بمونین.

نرم افزار

سازنده واسه این محصول جدیدترین نسخه از سیستم عامل موبایل خود یعنی iOS 9.3 رو در نظر گرفته که علاوه بر «شیفت شب» از ویژگیای جدید دیگری هم استفاده میکرد، از جمله مراقبت از noteا با گذرواژه یا اثر انگشت و گوش به زنگ بودن همیشگی Siri در تموم بیست و چاری بدون نیاز به لمس دستگاه، که این آخری مهم ترین توانایی اضافه شده در این نسخه هستش و تجربه کاربری دستیار دیجیتالی اپل رو به شکل زیادی بهبود خواهد بخشید.

گوش به زنگ بودن همیشگی Siri کلی ترین توانایی اضافه شده به این نسخه از سیستم عامل حساب می شه

اپلیکیشن Apple News هم در این نسخه بروزرسانی شده و از امکانات شخصی سازی بیشتری برخورداره، اما هنوز خیلی از قابلیتا از جمله اتحاد هرچه بیشتر با سیری و امکان به کار گیری Reading Listsای سافاری در اون حضور ندارن و از این نظر امکانات کمتری نسبت به رقبای خود ارائه می کنه.

دیگه تغییرات iOS در این نسخه ناچیز هستن و بعضی از اونا هم در ایران قابل استفاده نیستن، بر همین پایه از شما دعوت می کنیم ویژگیای کامل تر این سیستم عامل رو در بررسی iOS 9 بخونین و کارکرد اونو هم در بررسی ویدیویی «آیفون SE» ببینین.

دوربین

یکی از مهم ترین بهبودهای انجام گرفته در آیفون ۶S اضافه شدن دوربین ۱۲ مگاپیکسلی به حساب می اومد که با نمونه قبلی جانشین شد و تجربه عکاسی این تلفن هوشمند رو بازم بهتر کرد، اونم در حالی که پرچمداران اپل همیشه در گروه مناسب ترینا از این نظر قرار می گیرن.

سازنده حالا در «آیفون SE» هم همون سنسور ۱۲ مگاپیکسلی و پردازنده سیگنال تصویر سریع پرچمدار بزرگتر رو مورد استفاده قرار داده، خصوصیتی که موجب می شه قابلیتایی پیشرفته مثل فیمبرداری ۴K، ثبت عکسای ۸ مگاپیکسلی همزمان با فیلمبرداری و ضبط ویدیوهای اسلوموشن با اندازه بیشترین حد ۲۴۰ فریم در ثانیه واسه این تلفن هوشمند ریز نقش ممکن باشه.

دوربین این تلفن هوشمند از قابلیتایی پیشرفته مثل فیلمبرداری ۴K و ثبت ویدیو با اندازه ۲۴۰ فریم در ثانیه پشتیبانی می کنه

البته باید به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که «آیفون SE» هم مثل مدل ۶S از لرزشگیر اپتیکال بهره مند نیس و این توانایی به نسخه پلاس منحصره، اما عوضش از لرزشگیر نرم افزاری پشتیبانی می کنه و به فناوری Focus Pixels واسه فوکوس سریع هم مجهزه.

سازنده ً توانایی ثبت عکسای متحرک موسوم به Live Photo رو هم واسه محصول تازه در نظر گرفته که حالا امکان اشتراک گذاری اونا علاوه بر پلتفرمای iOS و مک، روی فیسبوک و تامبلر هم ممکن میشه.

به لطف قدرت چیپست A9 روی این تلفن هوشمند حتی ویرایش ویدیوهای ۴K هم با اپلیکیشن iMovie و بارگزاری اونا روی یوتوب ممکن میشه، اما لازمه بدونین «آیفون SE» بر خلاف آیپد پرو، به جای ۴ از ۲ استریم ۴K در کنار همدیگه پشتیبانی می کنه.

اگه قیمت و اندازه دستگاه رو در مقایسه دید کنیم، «آیفون SE» در مورد تصویر ورداری بالاتر از تموم رقبا قرار می گیره

واسه رسیدن به بهترین نتیجه هم می تونین رزولوشن ۱۰۸۰p رو با اندازه ۶۰ فریم در ثانیه به کار بگیرین که به ثبت ویدیوهایی با کیفیت منجر می شه، البته باید به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که اپل بازم امکان تغییر رزولوشن ویدیو رو واسه رابط کاربری دوربین در نظر نگرفته و در نتیجه واسه این منظور لازمه به بخش تنظیمات دستگاه مراجعه کنین، تصمیمی که تا حدی عجیب به نظر می رسه چون که ثبت ویدیو با اندازه فریم بالاتر واسه محیطای تاریک خیلی مناسب نیس و بهتر بود روشی واسه تغییر این ویژگی خیلی راحت وجود داشته باشه.

اما اپل بهتر می دونه رابط کاربری بخش دوربین به آسونترین شکل ممکن باشه و کاربر تنها دکمهایی واسه انجام اصلی ترین عملکردها مثل ثبت تصویر و روشن و خاموش کردن قابلیتایی مثل فلش دستگاه و حالت HDR رو در مقابل خود داشته باشه.

در مورد کیفیت عکسا هم باید بگیم فرق محسوسی با آیفون ۶S نداره و این موضوع رو میشه نقطه قوت محصول تازه به حساب آورد. این تلفن هوشمند در شرایط مناسب نوری عکسا رو با رنگهای طبیعی، پویا و کنتراست مناسب به ثبت میرسونه، هرچند جزئیات تصویر نسبت به رقیبی مثل Galaxy S7 در در سطح پایینتری قرار داره، اما اگه اندازه و قیمت رو هم وارد معادله کنیم، تقریباً رقیبی در این بازه واسه «آیفون SE» وجود نداره.

علاوه بر این، تاثیر توانایی HDR رو هم باید در نظر داشت که در صورت فعال بودن، اندازه کنتراست و وضوح تصویر رو تا حدی افزایش می بخشه، اونم بدون اینکه سایه ها زیادتر از اندازه روشن ثبت شن.

واسه مشاهده تاثیر حالت HDR بیان کننده ماوس رو روی تصویر جابجا کنین، به سمت راست واسه حالت HDR فعال و سمت چپ غیر فعال.

کارکرد دستگاه در شرایط کم نور هم مناسب و قبول کردنیه و میشه اونو در گروه بهترینای بازار به حساب آورد، اما با این حال بد نیس بدونین که رقیبی مثل Galaxy S7 به لطف گشادگی دریچه دیافراگم اف ۱٫۷ در شرایط خیلی کم نور از کارکرد مناسب تری برخورداره، البته با در نظر گرفتن اندازه بزرگ تر و قیمت گران تر.

واسه مشاهده تصاویر ثبت شده در شب با فلش و بدون فلش، بیان کننده ماوس رو روی تصویر جابجا کنین.

در کل میشه گفت تجربه تصویر ورداری با «آیفون SE» فرق محسوسی با آیفون ۶S نداره و بر همین پایه یکی از بهترین نمونه های موجود در بازار هستش، اما به دوربین سلفی که می رسیم، سازنده سنسور ۵ مگاپیکسلی آیفون ۶S رو کنار گذاشته و به یه سنسور ۱٫۲ مگاپیکسلی اکتفا کرده.

البته توانایی به کار گیری نور نمایشگر به عنوان فلش واسه ثبت سلفی در این تلفن هوشمند حاضره که در پرچمداران گذشته معرفی شده بود و میتونه نور خود رو مثل فلش دوگانه براساس محیط تنظیم کنه، اما این توانایی هم در آخر نمی تونه یه مگاپیکسلی سنسور رو جبران کنه.

در آخر از شما دعوت می کنیم گالری عکسای ثبت شده با دوربین «آیفون SE» رو ببینین.

سخت افزار

هرچند ظاهر و پنل نمایشگر محصول جدید با آیفون ۵ برابر هستن، اما سازنده با وجود ابعاد کوچیک، چیپست قوی و اختصاصی A9 رو در کنار چیپ حرکت سنج M9 و ۲ گیگابایت حافظه رم واسه این تلفن هوشمند در نظر گرفته که با آیفونای ۶S و ۶S Plus برابر هستن و قبلا کارکرد مناسب خود رو در بازار به نمایش گذاشته ان.

اما نکته باحال اینجاس که نمایشگر کوچکتر دستگاه به قدرت پردازش کمتری نیاز داره و بر همین پایه میشه گفت این تلفن هوشمند ریز اندام از برادران بزرگ خود هم قوی تره. «آیفون ۵S» در بنچمارک Geekbench 3 امتیاز نزدیک به ۳۴۰۰ رو به شکل تک هسته ای و حدود ۴۳۰۰ رو واسه کارکرد چند هسته ای بدست آورد که نشون میده این تلفن هوشمند  بیشتر از ۷۰ درصد نسبت به آیفون ۵S قوی تر شده.

یافته های بنچمارک GFXbench GL هم از کارکرد بسیار مناسب آیفون تازه حکایت دارن چون که این محصول در تست T-Rex رقم قابل توجه ۶۰ فریم در ثانیه رو به خود اختصاص داده و واسه تست Manhattan هم ۵۷ فریم در ثانیه رو به ثبت میرسونه که به طور کاملً به کارکرد آیفون ۶S نزدیک هستن.

البته هیچکدام از این دو بنچمارک کارکرد رم ۲ گیگابایتی دستگاه رو به شکل جدا از هم امتحان نمی کنن، اما لازمه بدونین که رابط کاربری این تلفن هوشمند به شکل قابل قبولی اجرا شده و برخلاف آیفون ۵ تاخیر یا مشکل زیادی هنگام اجرای اپلیکیشنا و مرور وب با تبای زیاد مشاهده نمی شه.

اگه می خواین بیشترین حد قابلیتای دستگاه رو مورد استفاده بذارین به جفت و جور نسخه ۶۴ گیگابایتی محدود هستین

اما با وجود همه پیشرفتا، سازنده حسگر فشار سنج رو از محصول جدید کنار گذاشته و بر همین پایه اپلیکیشن health در این دستگاه بر خلاف برادران بزرگتر خود قادر نیس تعداد صعود از پله ها رو محاسبه کنه، بر همین پایه اگه به وجود اینجور قابلیتی اهمیت می دید لازمه جفت و جور یه دستبند سلامتی یا ساعت اپل رو در کنار «آیفون SE» در نظر داشته باشین.

علاوه بر این لازمه اشاره کنیم که این تلفن هوشمند فقط در ۲ ظرفیت ۱۶ و ۶۴ گیگابایت عرضه شده و از کارت حافظه هم پشتیبانی نمی کنه. از این اندازه هم نزدیک به ۵ گیگابایت در اختیار نرم افزار دستگاه قرار داره، بر همین پایه میشه گفت اگه تلفن هوشمند خود رو فقط واسه اموری مثل ایجاد تماس و فرستادن پیام جفت و جور می کنین، به مشکل چندانی بر نمی خورین، اما اگه تمایل دارین بیشترین حد استفاده رو از تموم قابلیتای دستگاه از جمله فیلمبرداری ۴K داشته باشین، به جفت و جور نسخه ۶۴ گیگابایتی محدود هستین.

حسگر اثر انگشت

گذشته از نبود وجود تاچ سه بعدی، حسگر اثر انگشت «آیفون SE» هم از پرچمداران جدید فرق داره، چون که سازنده اولین نسخه حسگر Touch ID رو واسه این محصول در نظر گرفته که اتفاقا اولین بار در آیفون ۵S معرفی شده بود و یه نسل از حسگر مورد استفاده در آیفون ۶S قدیمی تره.

کلی ترین فرق حسگر اثر انگشت «آیفون SE» رو میشه سرعت پایینتر به حساب آورد

البته لازمه به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که در همون زمان هم حسگر اثر انگشت اپل از کارکرد بسیار مناسبی بهره مند بود و یه مدت زمان برد تا تولید کنندگان تلفنای هوشمند بتونن در این مورد با شرکت ساکن کوپرتینو به رقابت بپردازند.

بر همین پایه لازمه بدونین که حسگر اثر انگشت «آیفون SE» از دقت مناسبی برخورداره و اثر انگشت کاربر رو تقریباً از همه جهات تشخیص میده و کلی ترین نقطه ضعف اونو نسبت به نمونه مورد استفاده در آیفون ۶S و ۶S پلاس، میشه سرعت پایینتر به حساب آورد.

پخش صدا

«آیفون SE» از یه اسپیکر مونو در زیر بدنه برخورداره که بلندی صدای اون نسبت به اندام بدنه در اولین برخورد تا حدی تعجب برانگیز میشه. البته لازمه بدونین که کاهش ابعاد دستگاه تاثیر خود رو گذاشته و در نتیجه بلندی صدای اسپیکر نسبت به برادران بزرگتر کم شده، هرچند با این حال واسه استفاده در محیطای خارجی و شلوغ کافی به نظر می رسه.

کارکرد اسپیکر دستگاه در مقایسه با اندازه قابل قبول هستش

هرچند کیفیت صدای این اسپیکر با در نظر گرفتن اندازه و قیمت دستگاه قبول کردنیه، اما لازمه بدونین هنگام بلند کردن صدا مقداری نویز به گوش می رسه و بخش Mid Range صدا هم محدوده، خصوصیتی که موجب می شه موسیقی تا حدی خفه و با دامنه جست و خیز نه خیلی بالا به گوش برسه.

اما نقطه قوت در این بخش رو میشه هدفون داخل گوشی اپل به حساب آورد که همراه با این نسخه کوچیک و اقتصادی از آیفون عرضه می شه و همونطور که در بررسیای پیش هم اشاره کردیم، از کیفیت پخش مناسب و قابل قبولی برخورداره.

امکانات ارتباطی

«آیفون SE» از یه سیم کارت نانوی ۴G پشتیبانی می کنه و از دیگر امکانات ارتباطی اون میشه به بلوتوث ۴٫۲، NFC واسه به کار گیری توانایی Apple Pay (که در ایران فعال نیس) و وای-فای نسخه ac اشاره کرد که آخری از توانایی موسوم به MIMO پشتیبانی نمی کنه. علاوه بر این باید به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که آیفون جدید هم مثل روند همیشگی از سنسور مادون قرمز واسه کنترل لوازم الکترونیکی بهره مند نیس.

در کل میشه خصوصیات تلفن هوشمند جدید اپل رو در این بخش مشابه آیفون ۶S به حساب آورد، چون که آیفون ۶S Plus در مورد اتصال LTE از سرعت بالاتری برخورداره، هرچند این ویژگی به دلیل محدودیتای اینترنت در ایران، تجربه کاربری شما رو تحت تاثیر قرار نمیده.

باتری

با وجود اندازه برابر، سازنده موفق شده ظرفیت باتری محصول جدید رو نسبت به آیفون ۵٫۵ اینچی ۵S زیاد کرده و از ۱۵۷۰ به ۱۶۲۴ میلی آمپر ساعت برسونه که تنها ۹۱ میلی آپر ساعت از آیفون ۶S کمتر هستش. این در حالیه که چیپست و سیستم عامل مورد استفاده در «آیفون SE» نسبت به سالیان گذشته بهینه تر عمل میکنن و بر همین پایه توقع میره محصول تازه از کارکرد مناسبی در این بخش برخودار باشه.

این تلفن هوشمند به لطف نمایشگر کوچکتر نسبت به iPhone 6S کارکرد مناسب تری در مورد عمر باتری ارائه می کنه

اپل هم در تبلیغات خود مانور زیادی روی این مسئله داده و اعلام کرده باتری «آیفون SE» میتونه تا ۱۳ ساعت وب گردی یا ۱۳ ساعت پخش ممتد ویدیو رو تاب آورد. هرچند ارقام اعلام شده به وسیله سازندگان معمولاً از واقعیت بیشتره، اما در همون اولین روز استفاده به طور کاملً احساس می کنین که باتری این تلفن هوشمند از آیفون گرون ۶S بهتره و عملکردی خوب نسخه غول آسای پلاس از خود به نمایش میذاره.

این تلفن هوشمند در طول مدت ۸ ساعت خواب شبونه تنها حدود ۵ درصد از شارژ باتری رو مصرف می کنه و خیلی راحت می تونین با هر شارژ روی دست کم یه روز به کار گیری اون حساب باز کنین، رقمی که در صورت

افت قیمت پرچمداران موبایل و عرضه محصولات ارزان قیمت چینی؛ بازار تلفن های همراه به کدام سو می رود؟

تلفنای هوشمند مرتبا ارزون و ارزون تر می شن و فروش پرچمداران ۷۰۰ تا ۸۰۰ دلاری هم با افت همراه س که این روند هم می تونه به دلیل ارائه این دستگاه ها با فواصل وقتی کوتاه از همدیگه باشه و هم از عوامل دیگری از جمله ظهور شرکتای چینی در این بازار سر گرفته باشه.

دوران حکمرانی پرچمداران گرون به سر اومده؟ سامسونگ، الجی یا حتی اپل می تونن بازم از کاربراشون پولای زیادی رو واسه ارائه پرچم داران خود طلب کنن؟

چه اتفاقی در حال رخ دادنه؟

اگه نگاهی به جدیدترین دور عرضه پرچمداران به بازار داشته باشین درخواهید یافت که به سختی میشه نوآوری رو در این اجناس تشخیص داد و در سالای گذشته کمتر تماشاگر گذاشته شدن امکانات جدید و اغواکننده در اونا بوده ایم.

اما وقتی که بازار تلفنای هوشمند دچار رکود می شه یکی از تک و توک گزینه های پیش رو واسه باقی موندن شرکتا در این میدون اینه که قیمت اجناس خود رو کم کنن.

در ادامه این مطلب با سایت ما همراه باشین.

متوسط قیمت یه تلفن هوشمند اندرویدی در سال ۲۰۱۰ میلادی برابر با ۴۴۱ دلار بود که در سال گذشته به ۲۵۴ دلار سقوط پیدا کرد. این موضوع هم تا حدودی به خاطر زیادی اسمارت فونای اندرویدی مقرون به صرفه در بازاره.

مردم فهمیدن که تلفنای هوشمند مقرون به صرفه حتما هم ارزون نیستن

در سالای گذشته، این پلتفرم بهبود زیادی پیدا کرد و سخت افزار اونم افت زیادی رو تماشاگر بود. حالا دیگه تلفنا هوشمند اقتصادی کارایی لازم رو دارن و بعضی از اجناس میان رده بازار از دید قیمتی در حال رقابت با پرچمداران و امکانات سطح بالایشون هستن.

اگه نگاهی به بعضی اجناس مثل وان پلاس ۲ بندازین که از قیمت پایه ۳۲۹ دلار هست می تونین فشار رو در بازار ببینین. این محصول اونطور که مدیران شرکت سازنده اش می گن، قاتل پرچمداران سال ۲۰۱۶ نیس اما دست کمی هم از پرچمداران گرون نداره و همراه با اونا تو یه گروه جای میگیره.

افت سریع قیمتا

قبلی بر این، اینطور بود که پرچمداران واسه یه سال کامل با همون قیمت زمان معرفی شون به فروش می رفتن و قیمت اونا در بازه وقتی نامبرده اختلاف چندانی با قیمت اولیه شون نداشت. در گذشته قیمتا در بازه وقتی یه ماه س از معرفی نسخه جدید پرچمداران، تازه شروه به پایین اومدن می کرد اما این روزا شرایط فرق کرده و کمی پس از معرفی، قیمت این اجناس هم یهو پایین میاد.

واسه نمونه موبایل جی ۴ الجی از ۶۰۰ دلار به ۴۷۰ دلار در سایت آمازون رسیده که افت قابل توجه ای رو نشون میده یا در نمونه ای دیگه می تونین گوشی موبایل گلکسی اس ۶ یا اس ۶ اج رو در ازای ۵۵۰ دلار بخرین که به مراتب از قیمت اولیه شون پایین تره. نمونه دیگه نکسوس ۶ه که بهای اون به ۵۰۰ دلار در سایت آمازون رسیده.

به خاطر همین خیلی از کاربران اپراتورهای خارجی این روزا بهتر می دونن که در بند قرارداده های دو ساله نباشن و عوضش جدیدترین پرچمداران رو بدون این دست اون دست کردن پس از عرضه شدنشون به بازار بخرن.

مشکلات و امتیازات کدوما هستن؟

این موضوع تنها یه مزیت مهم داره و اون امکان خرید پرچمداران ارزون تر واسه همه س. اما این موضوع از سویی هم می تونه به نفع مشتریان باشه چراکه به موجب اون اپراتورها خدمات خود رو با قیمت پایین تر و به شکلی رقابتی تر در اختیار کاربران می ذارن.

اما واسه تولید کنندگان هم کم شدن سریع قیمت پرچمداران تنها یه ایراد جدی داره و اون افت سودشونه. اما این موضوع به ضرر کاربرانه؟ ممکنه استدلالتان این باشه که با کم شدن سود شرکتا، از فعالیت هاشون در بخش پیشرفت و تحقیق هم کم میشه و شاید به خاطر همین کمتر دست به خلاقیت و نوآوری بزنن اما حتما تایید می کنین که در این صورت، بازنده خود این شرکتا هستن.

همگام با روند روز

همیشه تعدادی از کاربران هستن که حاضرن بیشترین مبلغ رو واسه به کار گیری جدیدترین لوازم صرف کنن و اگه واقع گرا باشین درخواهید یافت که این گرایش از جذابیت بالای سخت افزاری این دستگاه ها و روشای موثری سرچشمه میگیره که واسه بازاریابی و فروش اونا دنبال شده. اما حتی اپل هم که در هر دوی این بخشا موفق ظاهر شده از این قانون کلی مستثنی نبوده.

متوسط قیمت فروش آیفون از سال ۲۰۱۰ میلادی روندی کاهشی رو دنبال کرده و از ۷۰۲ دلار به ۶۵۷ دلار در سال ۲۰۱۴ میلادی رسیده. اما قسمت بزرگی از فعالیتای این شرکت با الگوی قدیمی سازگاری داره؛ اهالی کوپرتینو پرچمداران خود رو با قیمتی زیاد به فروش می رسونن و تنها وقتی که نسخه جدیدی از اونو ارائه می کنن، قیمت رو کمی پایین میارن.

این موفقت هم از واقعیتای زیادی ریشه میگیره که از جمله اونا میشه به پلتفرم اختصاصی آیفون، قدرت بالای برند اپل و رضایت بالای مشتریان اجناس اون اشاره کرد.

مرگ پرچمداران سنتی در مقابل موفقیت دائمی آیفون بر کسی پوشیده نیس با این همه اسمارت فونای اندرویدی متفاوت از محصول اپل هستن و شاید قیاس اونا با همدیگه کار درستی نباشه.

روشای هدف دار در حال تغییر

شرکت سامسونگ تا به امروز دو روش هدف دار جور واجور رو واسه مقابله با ادامه این روند دنبال کرده که بیشتر از بقیه روش ها موثر بودن.

اول اینکه گرایش کاربران به سمت تولید نمایشگرهای بزرگ تر همزمان با ورود فبلتا به بازار خیلی به موفقیت سری گلکسی نوت سامسونگ مربوط می شه. مشخص شده که مردم حاضرن واسه دستگاه های بزرگ تر پول بیشتری بپردازند و همین موضوع باعث شده که فبلتا جای پرچمداران جدید رو بگیرن.

همین موضوع الجی رو بر اون داشت تا این دو گروه از اجناس رو با هم ترکیب کنه و بخاطر این هم G3 و G4 رو وارد بازار کرد که هم نام پرچمدار این شرکت کره ای رو یدک میکشن و هم در گروه فبلتا جای می گیرن.

طولی نکشید که اپل هم به این جرگه ملحق شد و آیفون ۶ پلاس رو به عنوان نسخه جانشین و استاندارد آیفون ۶ به بازار عرضه کرد.

دومین روش هدف دار، طراحی خمیده نمایشگر تلفن هوشمند اس ۶ اج بود که فروشی بیشتر از سطح انتظار رو واسه این شرکت به ارمغان آورد. روشنه که سامسونگ انتظار داشته فروش نسخه استاندارد اس ۶ از مدل اج بالاتر رود اما اینطور نشد.

با در نظر داشتن این نکته که تلفن هوشمند اج در اول معرفی اش گران تر از مدل استاندارد بود، روشنه که کاربران بازم منتظر عرضه تلفنای هوشمند مبتکرانه تری از طرف این شرکت هستن و این تشنگی (بر خلاف قیمت بالای این اجناس) هنوزم در اونا هست.

یه چند وقت پیش تلفن هوشمند گلکسی اس ۶ اج پلاس از طرف این شرکت کره ای معرفی گردید که هم نمایشگر خمیده ای داره و هم از نظر اندازه در گروه فبلتا جای میگیره و حالا گرون ترین موبایل موجود در لیست اجناس سامسونگه که باید دید چقدر مورد استقبال کاربران قرار می گیره.

تردیدی نیس که الگوی سنتی ارائه پرچمداران به بازار رو به افول گذشته و اگه نگاهی به اجناس جور واجور از جمله  HTC One M9 بندازین این موضوع رو خوب درک می کنین. این روزا تولید کنندگان دیگه نمی تونن همون محصول سال قبل خود رو ارائه بدن و فرقی هم نداره که اون موبایل چقدر طراحی جذابی داشته.

حالا مردم همون تغییراتی رو در طراحی و امکانات اجناس موبایل میخوان که خیلی راحت براشون قابل تشخیص باشن و حتی اگه واحدهای بازاریابی شرکتا در مورد اونا کمی بزرگ نمایی کرده باشن یا اینکه محصول مورد نظرشون از جنبه های دیگه از نسخه سال قبلش پایین تر باشه، بازم این موضوع فرقی در انتخاب اونا ایجاد نمیکنه.

پرچمداران موبایل و قیمت این اجناس هم اینکه از جمله بخشایی بودن که سونی رو دچار دردسر کرده. از طرفی هیچیک از شرکتای تازه وارد این بخش شامل لنوو (و موتورولا)، هوآوی، شیائومی، زی تی ای و آلکاتل، پرچمدارانی در رنج قیمتی ۷۰۰ تا ۸۰۰ دلار ندارن که این نکته روند کاهش قیمت پرچمداران رو تایید می کنه.

پس از گفتن تموم اینا باید این رو هم اضافه کنین که بازم فضای لازم واسه عرضه تلفنای گرون و بزرگی که ترکیبی از امکانات پیشرفته، طراحی فوق العاده و بازاریابی هوشمندانه رو در خود داشته باشن، بازه. شاید بازار پرچمداران سنتی در رکود به سر ببره اما فعلا نمیشه اونو حذف شده حساب کرد.

مایکروسافت، گوگل جدید است؛ گوگل، مایکروسافت قدیمی

در دنیای تکنولوژی به شکل روزانه تماشاگر اتفاقات جدیدی هستیم، پس دوره ای یه ساله، وقتی بسیار طولانی هستش. اینجور احتمال میره که یکی از باحال ترین اتفاقات دنیای تکنولوژی در ۱۲ ماه گذشته به شکل آهسته اما پیوسته روی داده: جای گوگل و مایکروسافت عوض شده.

در سال ۲۰۱۵ مایکروسافتی رو می بینیم که به وسیله ساتیا نادلا رهبری می شه و شدیدا ایده هاش رو دنبال می کنه، پذیرای ضعفای قدیمی خود و در صدد رو به راه کرده شرایط بوده و در کل هم تبدیل به یه سرویس دهنده اینترنتی قوی شده.

گوگل اما کمی به هم ریخته، درصد بالایی از درآمد این شرکت رو، راهکارهای قدیمی اون تشکیل میدن و هنوزم خبری از اون تکنولوژیای پیشرفته که روزی قرار بود جهان رو تغییر بدن، نیس.

گوگل چیجوری در حال مایکروسافت شدنه؟

اهالی مانتین ویو سخت در خیالات خود واسه جامه عمل پوش,ندن به تکنولوژیای فیلمای علمی-تخیلی غرق شدن.

تبلیغات و جستجو بالاترین درآمد گوگل رو تشکیل میدن که از اونا میشه به عنوان همون ویندوز و آفیس مایکروسافت نام برد که اتفاقا هر دو هم در آینده ای نزدیک به کم ترین اندازه خود می رسن. در دنیایی زندگی می کنیم که اپلیکیشنا حرف اول رو میزنن؛ خواسته ها و اطلاعات کاربران در فیسبوک، توئیتر، اسنپ چت و اینستاگرام یافت می شن و این روزا کمتر کسی رو می بینین که واسه رسیدن به پیشبینی هوا شناسی، به جای رفتن به اپلیکیشن مربوط به این کار، به گوگل مراجعه کرده و در اون، وضعیت آب و هوا رو چک کنه.

همینا باعث می شه تا تبلیغات در یافته های جستجو پایین آید و همونجوری که میدونید، حالا گوگل به نقطه ای رسیده که کمترین اندازه ترافیک جستجو رو در ۷ سال گذشته تجربه می کنه.

به نظر می رسه شرکت مورد بحث در حال انجام اشتباهائیه که قبل از این به وسیله مایکروسافت انجام شده بودن، بزرگ ترین بخش این اشتباه، فراموش کردن دستگاه های همراه س. در ادامه با سایت ما همراه باشین.

ویندوز باعث شد تا مایکروسافت بر کوهی از پول نشیند، بر بازار کامپیوترا سلطه یابد و البته چاق شه. همین سناریو واسه گوگل در حال تکراره. این شرکت روزی اندروید رو ساخت، به اون افتخار می کنه اما حال انگار مشغول استراحت بر زیر سایه درختیست که سالها پیش اونو کاشته.

سازندگان، اولین چیزی رو که به سطل آشغال هاشون روونه می کنن، رابط کاربری گوگله.

منظورمون رو اشتباه برداشت نکنین، اندروید ۵ پلتفرمی عالیست اما در اون «متریال دیزاین – طراحی تخت» بر کاربری بیشتر غلبه کرد و مرکز توجه گوگل هم به طراحی بود تا کاربری و عمر باتری. حال در نظر بگیرین که این طراحی و تموم توجهی که شرکت یاد شده به اون کرد، فقط در دستگاه های نکسوسی مشاهده می شه و بقیه سازندگان، اولین چیزی رو که به سطل آشغال هاشون روونه می کنن همین رابط کاربری گوگله.

سری Nexus به شکل اسفناکی ناهماهنگ بوده و در حال هدر دادن پتانسیلای خوده. از طرف دیگه از برنامه Google Play Editionا هم خبری نیس. سرعت تقارب اندروید و Chrome OS هم از سرعت حلزون پیشی نگرفته و همین امر موجب دلسردی بسیاری شده.

توجه گوگل کجا متمرکز شده؟

پروژه هایی عجیب و غریب که معلوم نیس چه وقتی به ثمر می رسن. اهالی Mountain View با هیجان از خودروهای بدون راننده، بالونای حامل اینترنت، لنزهای چشمی انقلابی، هدستای واقعیت مجازی کاردبورد، اسمارت فونای ماژولار و سیستم عرضه لاتری مانند گوگل فایبر که اینترنت رو با سرعتی ترابایتی در کاربران میذاره، سخن می گن.

کدوم یکی از این پروژه ها به حال و روز فعلی گوگل کمک می کنه؟ هیچکدام.

این درحالیست که گوگل بر پروژه هایی تمرکز می کنه که یکی پس از دیگری شکست می خورن و در در همون حال هم، اجناس و سرویسایی که این شرکت رو به جایگاه فعلی اش رساندند، یه به یه در حال مواجه شدن با بی توجهی هستن:

  • گوگل کروم که به عنوان یه مرورگر مینیمال و سبک ارائه شده بود، حال تبدیل به قاتل حافظه و باتری دستگاه ها شده.
  • Chrome OS از از دست دادن مسیریابی رنج می بره. (آخرین بار، پیکسل دو سال پیش بروزرسانی شده.)
  • کرومکست حالا ۱۸ ماه سن داره و هیچ بروزرسانی واسه تلویزیونای اندرویدی جدید براش ارائه نشده.
  • فاصله وقتی عرضه نسخه های اندروید جدید طولانی تر شده و افراد کمتری هم قادر به به کار گیری این به روز رسانیا هستن.
  • در ارئه پلتفرم Android Wear شتاب شد و تکامل این سرویس هم به کندی صورت میگیره.
  • گوگل پلاس تبدیل به شهر ارواح شده.
  • گوگل Wallet نتونست به اهدافش برسه.

در حالی که گوگل سرگرم پروژه های بلندپروازانه اشه، اپل از ایده های قدیمی اش الهام میگیره؛ موبایلای بزرگتر، پرداختای موبایلی، امنیت بیومتریکی (TouchID)، سرویسای استریم موزیک و هماهنگی یا اتحاد فرا پلتفرمی، همه ایده هایی بودن که گوگل اول انجامشون داده بود، اما اپل اولین شرکتی بود که به راه درست از اونا استفاده کرد.

اپل تنها شرکتی نیس که با پولایی که گوگل هزینه کرده خوش می گذرونه، بلکه مایکروسافت رو هم باید با اپل در همین زمینه، همراه دونست. موفقیت فعلی مایکروسافت و رشدی که در سال گذشته از اونا دیده ایم، درسایی هستن که اهالی ردموند از چگونگی پیشرفت اهالی مانتین ویو گرفته بودن.

مایکروسافت چیجوری گوگل جدید شد؟

گوگل قدیمی چی بود؟ به طور خلاصه میشه گفت یه اسب تروجان. اونا به هر بخشی که می خواستن وارد می شدن، استانداردای متن باز خود رو جای می دادن و پس از جلب علاقه عمومی، از راه تبلیغات، هزینه های خود رو جبران کرده و سودی هم به جیب می زدن.

کروم، جی میل، گوگل داکز، گوگل مپز، یوتوب، گوگل سرچ…  با کمک تموم اینا بود که گوگل اسب تروجان خود رو به ویندوز، مکینتاش، iOS و ویندوز موبایل فرستاد و کاربران رو عاشق خود کرد. پس از رسیدن به نتیجه مطلوب هم یا پشتیبانی کم می شد یا کلا متوقف می گشتن. (BlackBerry OS، Windows Phone و حتی تاثیر داغون کننده ای که مرورگر کروم روی باتری در ویندوز داره.)

مایکروسافت راه درازی داره تا بتونه آموخته های خود رو مانند گوگل مو به مو به اجرا در آورد اما، قدمای اولیه رو خوب ورداشته س. ایده استقبال از Outlook یا Windows Calendar در iOS یا اندروید روزی خنده دار به نظر می رسید ولی حالا می بینیم که این شرکت خوب تونسته جوابگوی انتظارات باشه.

پروژه اسپارتان، یه مرورگر اینترنتی بوده که واسه تموم پلتفرما عرضه می شه و به دقت هم سرعت رو هدف گرفته. دربای آفیس به طرف پردازش ابری، جهت رقابت با بقیه سرویسای ابری مثل iWork، iCloud، Docs و Drive باز شدن؛ حتی Analog Keyboard از مایکروسافت هم بهترین کیبورد واسه Android Wearه.

سازنده نکسوس بعدی کیست؟

مایکروسافت حال یه سری از بهترین اپلیکیشنا و نرم افزارا داره؛ اما چیجوری اونا رو به دست کاربران می رسونه؟ این شرکت به شکل استادانه ای به طرف سامسونگ، بزرگ ترین همکار تجاری گوگل رفته قراره و به زودی اپلیکیشنای مایکروسافت رو به شکل پیش فرض، روی گلکسی S6 میبینیم؛ محصولی که احتمال میره بالاترین فروش سال رو در میان تولیدات اندرویدی داشته باشه.

اینا همه در حالی هستن که مایکروسافت واسه یه سال هم ویندوز ۱۰ رو به شکل مجانی در اختیار کاربران میذاره و از طرف دیگه به تولید تلفنای هوشمند لومیا پرداخته و تبلتای هیبریدی با کیفیتی مثل سرفس می سازه؛ اون طرف داستان، مشخص نیس سازنده نکسوس بعدی کیست.

تا به اینجای کار، مایکروسافت، گوگل رو به خاک و خون کشیده و این در حالیه که هنوز از ویندوز هولوگرافیک نامی نبرده ایم. هولوگرافی چشمیه بر یه دریچه که به وسیله اون، سرمایه گذاران و کاربران می تونن آینده رو ببینن.

این اتفاقات چیجوری افتادن؟

تغییری که در جایگاه گوگل و مایکروسافت می بینیم از حسی ناشی می شه که بعضی وقتا باعث انگیزه و بعضی وقتا باعث فرو افتادنه: ترس.

مایکروسافت در جایی وایس تاده بود که رسما چیزی واسه از دست دادن نداشت و گوگل، در حال از دست دادن همه چیزشه. هر دوی این شرکتا با یه سناریو رو به رو بودن:

قبلی بر این، مایکروسافتی که به واسطه ویندوز و آفیس پولدار گشت، به خود مغرور شده و تصور می کرد حتی می تونه دنیای تکنولوژی رو به واسطه تسلطش بر بازار کامپیوترای شخصی، بفرسته. سرویسای اینترنتی و موبایل بودن که از بین انگشتان ردموندیا لغزیدند و به وسیله گوگل تصرف شدن.

حالا گوگله که به وسیله سرویسای اینترنتی و موبایل پولدار گشته، به خود مغرور و متصوره می تونه به دنیای تکنولوژی بفرسته. مایکروسافت و اپل در حال دزدیدن قالیچه زیر پای گوگل هستن اما اهالی مانتین ویو سخت در خیالات خود واسه جامه عمل پوش,ندن به تکنولوژیای به کار رفته در فیلمای علمی-تخیلی غرق شدن.

گوگل به خود مغرور و متصوره می تونه به دنیای تکنولوژی بفرسته.

بازار موبایل تموم نشده و سرویسای اینترنتی هم بازم وجود دارن اما همه سازندگان اندرویدی تازگیا به سختی به سودآوری دست پیدا کردن و از طرف دیگه Apple Pay هم اومده تا ضربه ای دیگه بر پیکر غول جستجو وارد کنه.

تبدیل شدن گوگل به یه مایکروسافت قدیمی چیزی روشن و البته تکاملی رو به نابودیست.  البته خبر خوب واسه غول جستجو اینه که بازم فرصت داره تا عاقلانه تصمیم گیرد. غول نرم افزاری از راهی دور کمون بر دست گرفته و در کل، جستجو، Adsense، Android، Maps و از همه مهم تر،  Gmail سرویسایی نیستن که پایه هایی لرزان داشته باشن.

این وسط باید به سوالی کامل و مهم تر پرداخته شه. سوالی که مایکروسافت، پس از گذشت یه دهه متوجه اون شد؛ « گوگل، با تکبر خاص خودش، اصلا متوجهه که مشکل داره؟»

Automatic Call Recorder: راهی آسان برای ضبط تماس های تلفنی در اندروید

تمایل دارین تماسای تلفنی خود رو ضبط کنین؟ ممکنه از کیفیت تماسای اپراتوری که ازش استفاده می کنین راضی نبوده  و واسه ارائه مدرک در اینباره نیاز به ضبط نمونه تماس داشته باشین یا امکان داره از فردی به صورت تلفنی راهنمایی بگیرین  و بخواین واسه مراجعات بعدی، این راهنماییا رو به عنوان یه منبع واسه خود ذخیره کنین.

Automatic Call Recorder یکی از بهترین برنامه های موجود واسه ضبط و ذخیره تماسای تلفنیه. پس از نصب این اپلیکیشن همه مکالمات شما به شکل دو طرفه و خودکار ضبط خواهد شدد. واسه تغییر این ویژگی، برنامه رو اجرا کرده و دکمه منو رو در موبایل خود فشار بدین. بعد گزینه Settings رو انتخاب کنین و اگه نمی خواین تماسا به صورت خودکار ضبط شن، تیک گزینه Record Calls رو وردارین.

در ادامه مطلب با سایت ما همراه شید تا بیشتر با این اپلیکیشن کاربردی آشنا گردید.

یکی از بهترین ویژگیایی که Automatic Call Recorder از اون پشتیبانی می کنه، امکان ذخیره فایلای ضبط شده در فضای ابریه. به این صورت هیچ وقت نگران از دست رفتن اطلاعات ذخیره شده خود نیستین. در بخش Settings با انتخاب گزینه Cloud می تونین از DropBox یا Google Drive واسه پشتیبان گیری از فایلای ذخیره شده تون  در فضای ابری استفاده کنین.

اگه می خواین فقط صدای خود رو در بین صحبت ضبط کنین، همونطور که در بالا گفتیم وارد بخش تنظیمات شده و در قسمت Audio Source ، گزینه Mic رو انتخاب کنین. در این صورت ورودی صدا فقط از راه میکروفون تلفن شما میشه. به صورت پیشفرض گزینه نامبرده روی Voice Call یعنی ضبط دو طرفه تماسای صوتی تنظیم شده.

هم اینکه با گزینه File Type می تونین فرمت فایلهای خروجی رو از بین ۳gp ، amr و یا wav انتخاب کنین که این گزینه در حالت پیشفرض روی Amr تنظیم شده و پیشنهاد می کنیم واسه جلوگیری از افزایش حجم فایلای ذخیره شده اونو تغییر ندین. هم اینکه برنامهی یاد شده، از الگوریتمی استفاده می کنه که صدا و کیفیت پایانی مکالمات صوتی ذخیره شده رو تا حد بسیار مطلوبی زیاد می کنه.

گزینه بعدی در بخش تنظیمات، Recording Path بوده و با انتخاب اون میشه راه پوشه ای که می خواین فایلای ضبط شده در اونجا ذخیره شن رو مشخص کنین. هم اینکه اگه این قسمت رو تغییر دادین و می خواین اونو به حالت پیشفرض برگردونین کافیه گزینه Reset Recording Path رو انتخاب کنین.

واسه پخش فایلای ذخیره شده نیاز به اپلیکیشن دیگری ندارین ولی اگه دوست دارین فایلا با برنامه ای دیگه پخش گردند گزینه آخر در بخش Settings یعنی Use External Player رو تیک بزنین.

با هم تموم گزینه های موجود در بخش تنظیمات این برنامه رو مرور کردیم. پس از اجرای Automatic Call Recorder در صفحه اصلی، دو بخش که با دو تب جدا از هم مشخص شدن رو مشاهده می کنین. Inbox و Saved. مواردی که در بخش Inbox قرار دارن هنوز ذخیره نشده ان و فایلای موقت تماسای ضبط شده هستن و آیتمایی که در بخش Saved قرار دارن در موبایل شما ذخیره گشته ان. در بخش Inbox و Saved قادر هستین با انتخاب هر کدوم از فایلای ذخیره شده، گزینه هایی واسه پخش، تغییر نام، انتقال به بخش ذخیره شده ها (Saved)، اشتراک گذاری،جزئیات فایل و … رو مشاهده، بعد  هر کدوم رو که نیاز دارین انتخاب کنین.

Automatic Call Recorder از ویجت هم پشتیبانی می کنه که با به کار گیری اون در صفحه اصلی تلفن هوشمند خود، می تونین تعداد فایلای ضبط شده و ذخیره شده رو مشاهده کرده و مستقیما به بخش جستجو در اپلیکیشن هدایت شید.

Automatic Call Recorder

  • Automatic Call Recorder
  • قیمت: رایگان
  • سازنده: Appstar Solutions
  • سیستم عامل: اندروید
  • حجم: ۲.۷ مگابایت

دانلود